The first 200 lines.
.آنچه گذشت
گبي به رازي پي برد
شكمت بهم لقد زد
ميخوام تو رو بدفتر ميامي بفرستم
.كارلوس تصميم به مصالحه نداشت- .نميتوني بخاطر حامله شدنم اخراجم كني-
اخراجت نميكنم لينت بهت ترفيع ميدم اگر .قبول نكني و استعفا بدي نميتونم جلوت رو بگيرم
.كاترين در هم شكست
مردي كه عاشقشم تو رو انتخاب كرد .كارم تمومه
چرا اينقدر من بدبخت و بيچاره ام؟ تو عاشقشي؟
يه راهي براي خلاصي تو از اين !ازدواج پيدا كردم
كارل يك نقشه داشت
اگر اون قولي كه براي عفو داده رو از طريق ..معاشرت با يك مجرم سابقه دار نقض كنه
.اونها ميتونند ابطالش كنند
تمامِ كاري كه بايد بكنيم اينه كه اورسون رو ... تويِ يك اطاق تحت نظر بگيريم
چندتا عكس ازش بگيريم و بعدش باي باي اورسون
عاليه! و بعدش مجبوره دست .از سرم برداره
.نيك يك تماس گرفت
مامور پاديلا؟ .دارم به تسليم شدن فكر مي كنم
...و تبهكار چيزي رو فراموش كردين؟
.به محله برگشت- چكار داري ميكني؟-
اسمش اميلي پورت اسميت بود
و خبر مرگش
.بسرعت منتشر شد
ميبينيد، همه در شهر اميلي رو ميشناختن
خانوادش مشهور و محترم بودند
...در مدرسه محبوب بود
و مشتريهاش در كافي شاپ .دوستش داشتن
مردم وقتي شنيدن به قتل رسيده شوك زده شدن
بيشتر بخاطر اينكه به يك زن جوان ديگه هم درست در چند هفته ي قبل حمله شده بود
بله همه در فيريو حالا ميدونستن
يك قاتل دربين اونها راست راست . راه ميره
و اونها بزودي ميفهميدن
.كه كار اون هنوز تموم نشده
خريد بهترين فيلمها و سريالهاي روز دنيا .::: SantaFilm ™ :::.
روز بعد
خانمهاي ويستيريا لين پيش هم جمع شدن
براي بازيِ پوكر هفتگي شون
.اما در جمع هيچكس حال بازي نداشت
دختري در كافي شاپ خفه شده بود
و به جولي هم به همون صورت .حمله شده بود
.ظاهراً يك ديوونه آزاد شده
.شبها ميترسم تنها تو خونه باشم
حداقل تو يك دوست پسر داري .كه ازت محافظت كنه
روي؟ميترسه بره آشغالها رو بگذاره بيرون .من خودم تنهام
پس..چيكار كنيم تا از خودمون حفاظت كنيم؟
پايين بيمارستاني كه كار ميكنم
اونها يك كلاس دفاع شخصي .راه انداختن
.احتمالاً بهترِ بهش توجه كنيم- .فكر خوبيه-
...فكر كنم بتونيم اما شعار من رو ميدونين
يك كاليبر 38، بهترين دوستِ .يك دختر خانمِ
اوه من عاشق دسته ي .مرمري شم
.به كت دامن سفيدم خيلي مياد
سوزان بيا بگيرش .خيلي خوش دستِ
من كه ديگه به اسلحه دست نميزنم
مخصوصاً از زماني كه ناخواسته .كاترين رو زخمي كردم
اوه, هنوزم بايد بگيم " نا خواسته"؟
سلام، عزيزم، ما همه داريم ميريم .كلاس دفاع شخصي
تو هم ميخواي با ما بياي؟
.آره شايد اون بهت احساس امنيت بده
خوب..وقتي بهم حمله شد من در حال .بيرون بردن آشغالها بودم
و اون يكدفعه ظاهر شد
و قبل از اينكه بفهمم چه اتفاقي داره مي اُفته هوشياريم رو از دست داده بودم
اگر واقعاً كسي بخواد شما رو بگيره .ميتونه بگيره
دارم ميرم .اوه, تو داري لباس پني رو ميدوزي؟
آره اما همينطور كه دارم ميدوزم .مجله ورزشي هم ميخونم
پس يه جورايي هردوتاش رو تموم كردم
اوه..اينو برات گرفتم
.يك ويسكيِ گرانقيمت
ساعت 8:45 صبحه و من حامله ام
.فكر كنم پس بياُفتم
براي كارلوسِ، يك هديه به معنيه "متاسفم براي حامله شدنم دروغ گفتمِ"
.احتياجي به اين ندارم
ميدونم كارلوس عصبانيه، يك كم بگذره آروم ميشه .و معقولانه فكر ميكنه
.خداحافظ- .هنوز ميگم مشروب رو ببر-
دارم بهت ميگم هر جا كه هستم واقعاً .خيلي با ارزشم
امكان نداره سعي كنه منو .بفرسته فلوريدا
!سفر بخير
چه خبره؟
كارلوس درباره ي ترفيع در فلوريدا .بما گفت
.تبريك ميگيم
!داري ميري ميخواي ما رو اينجا تنها بگذاري
لينت، كجا داري ميري؟ .ريتا شعر خداحافظي برات نوشته
ميتونم توي دفترم ببينمت،لطفاً؟
فكر كردي داري چكار ميكني؟ .ميدوني به فلوريدا نقل مكان نميكنم
باشه پس فقط شعار رو تغيير ميديم "موفق باشي و به اميد ديدار"
نه لازم نيست بخونيش بهت گفتم جايي نميرم .شيريني منو بدين به يكي ديگه
لينت چي ميتونم بهت بگم
ما يكجا براي تو تويِ شعبه ي .فلوريدامون باز كرديم
اما شغل تو در اينجا رو قبلش .داديم به تيم
.خوب به تيم بگو اشتباه كردي- .نميتونم اينكار رو بكنم-
بنابر اين فكر ميكنم خلاصي تو چاره اي .بجز استعفا نداره
ببين، ميدونم تو داري چيكار ميكني .و منم تسليم نميشم
تو ميخواي من برم .خوب اخراجم كن
بعهده ي خودم ميگذاري تا بتوني بخاطر اخراج يك زن حامله ازم شكايت كني؟
.فكر نكنم
پس اگر فكر نميكني مجبورم كارم .رو انجام بدم
.هي
.اينها بچه هاي من نيستن
...نه اونها .بچه هاي تيم هستن
.اين الان دفتر اونه
...پس
كدوم دفتر رو من استفاده كنم؟
داري باهام شوخي ميكني؟
.دفتر اين دوقلوها بزرگتر از اينه
.حالش رو ببر
چكار ميكني خوبي؟
.من خوبم
بنظر مياد همه فكر ميكنن كسي كه ...اميلي رو كشته
احتمالاً همون كسي بوده كه بمن حمله كرده
.آره, اين چيزيِ كه پليسها هم دارن ميگن
و فكر كنم ما بايد هر طور كه از دستمون .بر مياد بهشون كمك كنيم
كه معنيش چيه؟
شايد الان وقتشه بهشون درباره ي .مرد متاهلي كه ميديدي بگي
.اون هيچ ارتباطي به اين نداشت- .تو كه نميدوني-
مردان فريبكار بعضي مواقع بيشتر از .يك دوست دختر دارن
مامان گوش كن امكان نداره اون بتونه بكسي صدمه بزنه
.چه برسه كسي رو بكشه
.باشه
.اگر تو مطمئني
...مطمئنم.منظورم
چرا بايد بهم حمله كنه و بعدش دوباره بخواد با هم باشيم؟
صبر كن ببينم.دوباره داري باهاش قرار ميگذاري؟
.نه
...جولي- حتي اگرهم قرار بگذارم-
زندگيه خودمه.درسته؟
.درسته. زندگيه خودته
من فقط ميگم
وقتي 7 سالت بود زندگيت خيلي كمتر .پيچيدگي داشت
.متاسفم بزرگ شدم
.منم همينطور
پليس خاطرنشان كرد
كه حمله ي منجر به خفگيِ ...پورت اسميت
مرتبط با حمله اي مشابه
به زني ساكنِ فيريو در چند هفته ي .گذشته است
هر كسي اطلاعاتي در اين زمينه دارد با اين شماره تماس بگيرد
درست فكر كن
اگر پليسها وقتشون رو اينقدر الكي ...روي دني هدر نميدادن
شايد طرف رو قبل از اينكه دوباره اينكار و بكنه ميگرفتن, درسته؟
چيه؟
.من اونجا بودم
كجا بودي؟
.كافي شاپ
من درست وقتي دخترِ داشت .تعطيل ميكرد اونجا بودم
.خواهش ميكنم داري جوك ميگي- .نه ايكاش جوك ميگفتم-
.و تقريباً مطمئنم آخرين مشتريش بودم
كسي هم تو رو ديد؟
نه فكر نكنم اما به اين معني نيست
كه پليسها نميتونن بفهمن من اونجا بودم ...و اگر بفهمند
بله, برميگردن و ميخوان دوباره .با تو صحبت كنن
.و شايد هم اثر انگشتت رو بگيرن
.آره, اين چيزي بود كه تو فكرش بودم
به اين هم فكر ميكردم
كه شايد ما نبايد منتظر بمونيم .كه اين اتفاق بياُفته
نه من دوباره نقل مكان نميكنم .نه اينبار
ببين, انجي, انجي, انجي نميخواي اجازه بدي تمومش كنم؟
نه, نه, نه, نيك !من اين محل رو دوست دارم
.دوست پيدا كردم .شغل پيدا كردم
من..من اينجا دوباره احساس ميكنم مثلِ يك آدم واقعي اَم
بعد18 سال مثل روح زندگي كردن .نميخوام اينو از دست بدم
.باشه
خيلي خوب شايد شانس بياريم
و پليسها الان نيان
اما حقيقتش
نميدونم چقدر ديگه شانس داريم آزاد بمونيم
.سلام
شما لامار بنجامين هستين؟
مجوز ورود داري؟
اوه, نه, من با پليسها نيستم .اسم من بري هاج هست
شما شوهر من اورسون رو ميشناسيد .از ندامتگاه ايالتي
يك لحظه وقت دارين؟
.چيزي بجز وقت هم ندارم
پس شما خانم هاجي؟
.لعنتي
.اين "نخ ابريشمي"هم خوب حال ميكنه
"نخ ابريشمي"
اين اسمي بود كه اورسون رو صدا ميزديم
چون به همه ي ما نخ دندون داده بود
و بعدش مرتباً بهمون گوشزد ميكرد بعد .هر غذا ازش استفاده كنيم
.ميبينم- .رنج آور بود-
خوشحال شدم وقتي يكنفر از اون .براي خفه كردن يك نگهبان استفاده كرد
.و بعدش ديگه مانع شدن
خوب اورسون چكارها ميكنه؟
..خوب اگه روراست باشم لامار
زندگيِ خارج از زندان يك كمي براش .سخت شده
مردم در مورد مردي كه زنداني بوده ميتونن .خيلي در اشتباه باشن
و اگر مجرم سابقه دار باشي .ميتوني فراموشش كني
.بله، خوب
ميشنوم كه اورسون خيلي از روي علاقه .نسبت به دوستان زندان صحبت ميكنه
.مخصوصاً شما
واقعاً؟
...چون بنظر يه جورايي ديوونه مياد مخصوصاً
بعداز اينكه از اون بعنوان سپر .در دعواي تو حياط زندان استفاده كردم
لامار اون فقط همون داستان رو تعريف ميكنه و هي ميخنده و ميخنده
بهرحال اون يك كمي احساس .افسردگي داره
و اميدوار بودم تو ميتونستي با يك .ديدار كوتاه و توجه بهش دلگرمش كني
متاسفم، عفو مشروطم شكسته ميشه اگر با يك محكوم ديگه در يكجا ديده بشم
.اونها ميتونن بَرَم گردونن زندان
واقعاً؟ خوب .اين يك قانون احمقانه هست
.بهرحال نگران نباش
خونه ي ما آخر يك كوچه ي بن بستِ .خيلي ساكتِ
No comments yet. Be the first to leave one.