Mutiny on the Bounty

Mutiny on the Bounty

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Mutiny On The Bounty, 1962 - Zirkhaki & KaVeH - IMDB-DL - 720p
A Commentary by zirkhaki
imdb-dl کاری از تیم ترجمه

Tags

720p
720
Published on: 2013-10-30
Downloads: 56
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مقدمه

"مارلون براندو"

"تروُر هوارد"

و "ريچارد هريس"

"شورش در کشتي "بونتي

:برگرفته از رمان نوشته شده توسط "چارلز نورهوف" و "جيمز نورمن هال"

:کارگردان "لوئيز مايل‌استون"

بندر "پورتس‌موٍث" انگليس بيست و سوم دسامبر سال 1787

"پورتس‌موث" دسامبر سال 1787

من به دنبال کشتي‌اي بودم که ...قرار بود مرا به جزيره "تاهيتي" ببرد

...جايي که با انگلستان فاصله‌ي بسياري دارد...

و بدون بازگشت به خانه... .نمي‌شد به آنجا رفت

و اهميت مدت زمان اين سفر .با نوع مأموريتش برابري مي‌کند

...چه چيزي مهم‌تر از جستجو به دنبال

يک ماده غذايي جديد و کم‌خرج... از لحاظ کشت و پرورش است؟

،نعمتي براي قشر مستضعف .گرسنگان جهان

.اين ماموريت قلبي من بود

و من بودم که از ميان تمام .باغبان‌هاي انگلستان، انتخاب شدم

ببخشيد، آيا اين قايق "بونتي"ـه؟

گفتي قايق؟ - .بله -

!يک "قايق"! اين يه کشتي‌ـه. اُمُل - اين ديگه چجور دريانورديه؟ -

.اون يه دستفروشه - چيزي مي‌فروشي، رفيق؟ -

.من دستفروش نيستم، يه باغبانم

معاون گياه‌شناس در باغ‌هاي ."گياه‌شناسي سلطنتي در "کيو .کيو: منطقه‌اي در جنوب‌شرقي انگليس

.حتماً اسم باغ‌هاي "کيو" رو شنيديدن - .کيو" بيرون از لندن‌ـه، راهت رو گم کردي" -

خب، اگه اين قايق...اين کشتي "بونتي" باشه .راهم رو درست اومدم

.درسته، اين کشتي "بونتي"ـه

کي مي‌دونه که بايد واسه اسم نوشتن کجا بايد برم؟

من موندم که يه باغبون روي کشتي چه کاري داره، ها؟

مي‌خواي روي تختخواب، رز بکاري، درسته؟

.خوبه، اينجوري بوي خوبي هم ميدي - .صبرکن، ببينيد، گلدان‌هاي خالي -

قراره در تاهيتي، با يه چيزي پر بشن، مگه نه؟

خب معمولاً گلدون‌هاي خالي .رو به يه چيزي پر مي‌کنن

اي چيه؟ يه تلسکوپ کوچولو؟ - .مراقب باش، اونها مدارک علمي هستند -

.سوابق مربوط به کشاورزي - چي هستن؟ -

.سوابق کشاورزي

.در واقع، طرح هستن - طرح؟ -

.(طرح‌هاي "برِدفروت" (ميوه درخت نان - بردفروت؟ - ميوه‌اي گرد و بدون هسته و) (نشاسته‌اي که بعد از پخت شبيه نان مي‌شود

يعني جايي که داريم ميريم درختاش نون ميدن؟

درخت نان. اين يه بار خنده‌دار واسه يه کشتي‌ـه، ها؟

.برد فروت" خنده‌دار نيست" .اون يه غذاي واقعيه

.يه ماده‌ي اوليه مثل گندم. ببينيد - .قيافه برايک و داغوني داره -

.جالبه که کسي تا حالا اسمش رو نشنيده

قبل از اينکه "سر فرانسيس درِيک" هم از آمريکاي جنوبي .سيب‌زميني رو پيدا کنه، کسي اسمش رو نشنيده بود

.اون اقتصاد اروپا رو متحول کرد .احتمالاً "بردفروت" هم همين کار رو ميکنه

!موندم که چه مزه‌اي داره

شرکت "وِست اينديز" قصد داره ...بعنوان ماده غذايي براي

،برده‌هاي جامائيکا ازش استفاده کنه... .مهم هم نيست که چه مزه‌اي داره

اما اگه مورد پسند همه واقع بشه .اون رو به کل دنيا صادر مي‌کنن

.آقايون، ما راهي سفر خيلي مهمي هستيم

من شخصاً افتخار مي‌کنم .که نقشي در اين کار دارم

حالا، کجا بايد برم واسه اسم‌نويسي؟

.بهت نشون ميدم. با من بيا

."بردفروت" تا حالا اسمش رو شنيده بودي؟

عزيزم بي‌خيال ديگه، پولم رو که گرفتي ديگه چيکار داري؟

.حالا از کشتي پياده شو

.هي "اسکرّچ" اسم رفيقم رو بنويس - .اينجا رو امضا کن -

.کاپيتان وارد عرشه مي‌شه

اون هنگام خدمت به کاپيتان "کوک"، مسئول .محاسبات و تجزيه و تحليل بود

چجور آدميه؟ - .سخت‌گيره. قبلاً زير نظرش خدمت کردم -

.به هر حال، مثل يه دريانورد هم راه ميره

."آقاي "فرايِر - .سلام، کاپيتان -

وضعيت خدمه چطوره؟ - .يه دسته‌ي کامله، قربان -

.و همه داوطلب بودن - .خوبه -

.آقاي "فراير"، ميخوام صندوقم رو بيارن بالا

.بگو يکي بيارش که سربه‌هوا نباشه

.در خدمتم، قربان

.قربان، "ميلز" مرد مناسبيه

.بيا به کابينم، ماموريت‌هاي ديگه‌اي هم برات دارم

.حتماً، قربان .بيا يه کمکي برسون، رفيق

.به موقع خودت رو انداختي جلو

حواست به کار خودت باشه و .يه کمکي هم به من بکن

.اينقد زودرنج نباش، رفيق .سفر طول و درازي در پيش داريم

.درسته. اوناهاش

هميشه بايد کارهاي آسون بندر رو انجام داد .تا واسه کارهاي سخت دريا، بعنوان نيروي ذخيره باشي

.عجب

اين چيه، يه مسافر سلطنتي؟

.قربان، اون درشکه‌ي آقاي "کريسچن"ـه

حالا اينطوري شده؟

.پس يه سرباز جلف بعنوان معاون اول کشتي انتخاب شده

هنوز باهاش ملاقات نکردين، قربان؟ - .همين ديروز واسه اين سفر تعيين شد -

من "مورچايلد" رو انتخاب کردم. ولي اون .به يه بيماري خاصي مبتلا شد

هيچي مثل يه زن شيک‌پوش با .عطر و بوي مردهاي فرانسوي نميشه

.ستوان "فلِچر کريسچن" هستم قربان .براي پيوستن به شما، روي عرشه اومدم

."ستوان "کريسچن فکر کنم ستوان نيروي دريايي (ناوبان‌يکم) باشي، درسته؟

.بله، بابت اين ظاهر پوزش مي‌خوام

وقتي دستورات بهم رسيد، من کنار .دوستانم بودم، به همين دليل مستقيم اومدم اينجا

.متوجهم

.ايشون آقاي "فرايِر"، ارشد گروه هستن - ."اُه، بله. خوشحالم که دوباره مي‌بينمتون آقاي "فراير -

.انگار قبلا همديگه رو ملاقات کردين - .بله، ما با هم در يه سفر دريايي بوديم -

.اجازه بدين کابين شما رو به افرادتون نشون بدم .عذر مي‌خوام قربان

!به موقع نيومدي

.لطفاً کارهاتون رو بدون تاخير انجام بدين - .بنده رو عفو کنيد قربان -

دو دوست عزيز و زيبايم .اصرار داشتند که من رو تا کشتي همراهي کنن

اصرار داشتن که قصد ديدار کاپيتان رو .هم دارن. ميگن براشون مهمه

.بسيار خب - .ممنون -

."سلام "نِد

."فلچر" - چطوري؟ -

.شنيده بودم که قراره به ما ملحق بشي - .بله، با هم خواهيم بود -

.عجب شانسي

...خب فعلا بايد برم - .باشه، موقع شام مي‌بينمت -

جوون خوبيه. مادرش از دوستان خوب ."خانواده‌ي ماست. خانم "يانگ

.اسب‌سوار خوبي هم هست .باورت ميشه که خودش آموزششون ميده

.مي‌تونم تصورش کنم

.ببخشيد خانم .فرانسوي بلد نيستم

.خيلي حيف شد، کاپيتان

.انگار دوست ندارين متمدن باشين

.عذر مي‌خوام

."اجازه بدين معرفيشون کنم پاپيتان "بلاي ."خانم "وِندلين آربِست

.خوشبختم، خانم - .از ديدن شما بسيار خوشحالم کاپيتان -

ميشه لطفاً از سابقه‌ي برجسته‌ي فرماندهي خودتون تعريف کنيد؟

.زياد نميشه تعريف کرد، خانم .اين اولين تجربه‌ي کاپيتانيِ منه

.مطمئنا اولين کاپيتاني از ميان تعداد بي‌شمارشان خواهد بود - .ممنون -

."موفق باشيد کاپيتان. برين "تِريز

.ببخشيد قربان

.فلچر" لزومي نداره که ما رو همراهي کني"

...توجهات لحظه‌ي آخر، هميشه بي‌معنيه

.و تو هم با صداقت، رابطه‌ات رو شروع نمي‌کني... - .اُه، عزيزم -

...خب قربان، متوجه شدم که اين ...اين يدک‌کش بزرگ رو...

واسه يه ماموريت بقالي... .به اندازه‌ي نصف دنيا قراره جابجا کنيم

.من نظرم فرق داره .نظر فرماندهي نيروي دريايي هم فرق داره

.واقعاً؟ جالبه

بگو ببينم، مردي با اخلاقيات تو در نيروي دريايي چه ميکنه؟

.اُه، ميخواي از شرم خلاص شي

،کاراي ارتش مبهمه .و کارهاي دولت هم خسته‌کننده است

.ولي مي‌دوني که، آدم بايد به يک کاري مشغول بشه

.قربان، انگار اين آقا ميخواد با شما حرف بزنه .قيافش شبيه موميايي‌کننده‌هاست

.ببخشيد قربان، يه عرضي دارم - تو باغبان ما هستي؟ -

.بله قربان. "براون" هستم

خوبه. کابينت رو پيدا کردي؟ - .نه قربان -

.يه جاي خوب بهش بدين .ايشون مهم‌ترين فرد روي کشتي هستن

.حتماً قربان - .اينطورها هم نيست. اما ممنونم قربان -

از طرف رئيس بخش گياه‌شناسي .پيغامي براتون دارم

چيه؟ - ...اونها به اين نتيجه رسيده‌اند که -

.ميوه‌ي نان، يک دوره‌ي خواب داره... ...طبق آزمايشات اونا

.اون تقريبا از ماه اکتبر شروع ميشه...

يه دوره‌ي خواب؟

.چهار يا پنج ماه، اين ميوه رو نميشه پيوند زد .بخش پيوند زده شده خشک ميشه

.خب ما به اکتبر نمي‌خوريم

جاي نگراني نيست، مگه اينکه .رئيستون در مورد تاريخ اشتباه کرده باشه

.همينطوره، قربان - ."آقاي "کريسچن -

.بله قربان

...راستي، قربان

واقعاً زمان رسيدنِ اين گياهان به جامائيکا اهميت داره؟

آقاي "کريسچن"، هر روز تاخير .برامون 1000 پوند هزينه بر مي‌داره

.درسته، اين واقعا مبلغ زياديه

.تاجران "وِست اينديز" از ديدنش شگفت‌زده خواهند شد

!من و نيروي دريايي هم همينطور

...قصد دارم محموله‌ي کشتي رو تا جايي که ممکنه

.طبق برنامه‌ريزي نيروي دريايي به جامائيکا برسونم...

.خب، درسته. کاملاً قابل درک هستش

انجام اين کار واسه هر کسي ...افتخارات و ترفيعات و

.اينجور چيزها رو به همراه داره

.آقاي "کريسچن" من دقيقاً به دنبال اونها هستم

.به همين دليل به موضوع شخص خودت برمي‌گرديم

من هيچ چيز جز انجام کار به نحو احسن .توسط يک افسر يا دريانورد رو نمي‌تونم تحمل کنم

.ارتباطات خانوادگي جايگزين تلاش زياد، نمي‌شن

.البته، قربان. شما درست مي‌گين

اما شخصاً دليلي نمي‌بينم که يه افسر خوب .نتونه يه انسان نجيب هم بمونه

شما نظر ديگه‌اي داريد، قربان؟

.نه، به شرطي که در درجه‌ي اول، افسر خوبي باشه

...اين موضوع جاي بحث داره

.اما بهتره سر ميز شام در موردش بحث کنيم...

...الان آقاي "براون" رو معطل کردم

و نبايد مهم‌ترين فرد روي کشتي... .رو ناديده گرفت

.ببخشيد قربان

..."سلام "براون

.آقاي "کريسچن" واسه حرکت آماده شيد

.چشم قربان

.همه سر جاهاشون باشن، داريم بندر رو ترک مي‌کنيم

.بله قربان

!همه در محل خود قرار بگيرن تا بندر رو ترک کنيم

.همه بياين روي عرشه

!همه در محل خود قرار بگيرن تا بندر رو ترک کنيم

.بجنبين بچه‌ها، بيشتر فشار بيارين

.تاب بخوريد

.همينطور ادامه بدين

.کشتي آماده است، قربان

.بادبان‌هاي بالا و وسط رو بندازين .بادبان طوليِ جلو رو به راست بکشيد

.بادبان‌هاي بالا و وسط رو بندازين

.بادبان‌هاي بالا و وسط انداخته شد

.سمت چپ کشتي آماده شد

.سِکوبِ بالاي دکل آماده. طناب تنظيم جهت باد آماده - .سِکوب آماده شد -

!تاج آماده

!تاج آماده شد

.همين مسير رو تابت نگه دار

سرملوان؟ - بله قربان؟ -

.همه رو بفرست بالا

!همه بياين بالا! مراقب پشت سرتون باشيد

.واسه خوردن عرق به صف شين

هي "ميلز"، آقاي "کريسچم" روي .عرشه حقب کشتي ميخواد تو رو ببينه

...در واقع من بعضي اوقات کمي کُند مي‌شم، و

.عصر بخير قربان .آقاي "مک" يک دزدي رو گزارش دادن

چي. به اين زودي؟ - .بله، قربان -

.تحقيقاتت رو ادامه بده

.سرملوان "ميلز" در خدمته، قربان .همه‌ي کارها سريع و راحت انجام ميشن، قربان

خب تو يه آدم سبُک‌دل (خوش‌قلب) و !همچنين سبک‌دست (کج‌دست) هستي

قربان؟

،به نظر مياد تو در زمان فراواني اجناس .دوتا پنير 25 پوندي دزديدي

من دوتا پنير 25 پوندي دزديدم، قربان؟

More Farsi Persian subtitles for Mutiny on the Bounty

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left