The first 200 lines.
...آنچه گذشت
بابام در مورد دِکر با پزشک قانوني حرف زده
گفته مغزش يه مشکلي داشته
برام آواز ميخوني؟
ميدوني اين يعني چي؟
از نظر بعضيا عشق بي حد و حصر
،براي ديگران يه حسن تعبير براي دغدغه فکري
درست شنيدم دوستت گفت يه قايق داري؟
فقط يه قايق قديمي ماهيگيري ـه
تا حالا سوار قايق ماهيگيري نشدم
ستوان مارتينز گزارش ميده
،سرنخ رو دنبال کردم
،دسترسي پيدا کردم و منطقه ايمن شد
در تماس ميمونم
مامانم برگشته
ـ به نظرت ترک کرده؟ ـ نميدونم
متاسفم که اينطور پيش رفت، باشه؟ سعي کردم پادرميوني کنم
ماريسا وظايفت رو بر عهده ميگيره تا ببينم قدم بعديمون چيه
منظورت اينه وقتي داري جايگزين منو پيدا ميکني؟ ممنون
يه جور اختلال بوجود اومده امواج صوتي
اونا چرا برگشتن؟
مجبور شدن
واي خداي من
از اينجا خوشت مياد
اينجا واسمون خوبه
خانواده
بله
باشه
بر ميگرديم
مادرت
خواهرم
مُرده
الان من کمکت ميکنم
تو قوي هستي
مثل مادرت
انسانها غذا ميارن
انسانها
بر ميگرديم همين حالا
:ترجمه و تنظيم marYam
پسرم اومد تو اتاقم
حال و وضع بدي داشتم
،و به من نگاه کرد و گفت
،ماماني، دوستت دارم"
"و ميترسم نکنه بميري
همين بود
بالاخره مجبور شدم بين مواد و بچهم يکي رو انتخاب کنم
عشقت براي پسرت الهامبخش ـه
و همون عشق کمکت ميکنه
براي همهمون، راه خلاصي از اعتياد
همين روابط ـه
نميتونيد تنهايي انجامش بديد
ظاهراً امروز چند تا عضو جديد داريم
اگه کسي ديگهاي بخواد داستانش رو با ما در ميون بذاره
بسيار خب
من بن هستم
ـ هي، بن ـ سلام، بن
چي باعث شده امروز بياي اينجا؟
سخته بخوام توضيح بدم
...خب
...من
،يه رابطهي پيچيده داشتم
،دغدغهي فکريم شده بود
گمون کنم
،حس کردم رابطه سالمي نيست
پس مطمئن نيستم چيکار کنم
وقتي يه رابطه به اعتياد تبديل ميشه
ـ ممنون، بن ـ ممنون، بن
يه قهوه ماکا لاته از "ليليز" برات گرفتم
ممنون
تجديد ديدار خانوادگي چطور پيش رفت؟
...بابام که خوشحال ـه، پس
،راستي اون شرکت نفت
دارن هزاران کيلومتر مربع از اقيانوس رو نقشهبرداري ميکنن
اينطور چند ماه طول ميکشه
ـ هشت ـ هشت ماه؟
چطور ميخواييم تا هشت ماه ازشون نگهداري کنيم؟
با دقت؟
ـ صبح بخير ـ هي
،ميخواستم صبحانه درست کنم
اما فقط قهوه آشغالي و نون بيات داشتي
آره، خب، قايقهاي ديگهي اسکله رو نديدي
اينجا تازه خيلي لوکس ـه
ميشه يه چيزي ازت بپرسم؟
آره، البته
گفتي بابام همين چند وقت پيش فوت کرد
اينجا اتفاق افتاد؟
تو اين قايق؟
پس اينا سوالاي بعد
سکس بار اول و اين چيزاست، ها؟
مشکلي داري؟
راستش نه
ولي
آره، همينجا اتفاق افتاد
رفته بوديم ماهيگيري
طوفان شديدي شد
محور تور اصلي گير کرد
بابام رفت آزادش کنه
يه اتفاقي افتاد
از قايق پرت شد بيرون
ديگه از دست رفت
ـ لعنتي ـ آره
متاسفم
حالا ميخوام اين قايق رو روبراه کنم
...بابام يه عالمه بدهي از خودش باقي گذاشته، پس
بايد با خيلي چيزا دست و پنجه نرم کني
فقط ميديدم چقدر قوي بود
ناخداي کشتي ماهيگيري
يه گردن کلفت اساسي
،اما ميدوني فقط يه مرد بود
فقط ميخواست گذران زندگي کنه
زندگي همينه ديگه
،يعني ممکنه يه روز صبح بلند بشي
،و يه انتخابي کني
همه چي رو در مورد خودت تغيير بدي
ـ سلام ـ هي
روز پيژامه و دمپايي، هان؟
خب، فکر کردم چند تا مسابقه تماشا کنم
و به سريالاي آبکي ـم برسم
ميدوني من چي فکر ميکنم؟
تو بهترين چيزي هستي که اين شهر به خودش ديده
و بهتره شورا سر عقل بياد
و شغلت رو بهت برگردونه
خب، هر چي قسمت باشه همون ميشه
چرت و پرتاي سرخپوستي هايدا
بايد جلوشون در بياي
حتي نميفهمم چرا اصلا اخراجت کردن
جلسه امروز صبح چطور بود؟
بن پاونل رو ديدم
جداً؟
و فکر ميکنم مدي خبر داره
راستش مطمئن نيستم
،خب، در هر حال به نفع مدي نيست
با يه معتاد بزرگ شده و الانم با يه معتاد دوست ـه؟
تقصير منه
بايد کمکش کنم از شر پسره خلاص بشه
من بودم اول فکر ميکردم قبل از اينکه بهش در مورد رابطه نصيحت کنم
آره احتمالاً حق با توئه
آسياب به نوبت
ـ گرفتي؟ ـ آره
ممکنه اوضاع شير تو شير بشه
!بن
ديشب نتونستم بخوابم
بالاخره طرفاي ساعت سه صبح از هوش رفتم
لابد صبح زود زدن بيرون
مثلاً قرار بود هواشون رو داشته باشي
تو سرپرست گروهي
آره، خب، سرپرست گروه کمردرد داره
!هي
لازم نيست همديگه رو هل بديد
رفتار رين رو باهاشون ديدي؟
آره
سلام
سلام
سلام
سلام
سلام
سلام
سلام
دختر خواهر
جدّي؟
ممنون
هي، نه، نه، نه، نه، نه
غذاس. اونو ميخوريم
ميخواي امتحان کني؟
آره
خوبه
هي، هي، هي
رين؟
پوستش خيلي بدتر شده
بايد برگردن
چطوري؟
امواج صوتي نزديک بود همهتون رو به کشتن بده
نميتونن برگردن تو آب
کلوين؟
خودمم
KFGT ايان ساتن، شبکه خبري
امروز صبح بهت پيام دادم
هي. هي
خيلي ممنون اين همه راه از سياتل اومدي با من حرف بزني
اينطور نيست
براي تهيه گزارش از نهنگهاي به ساحل نشسته اومدن
،فکر کردم حالا که اينجام پيگير تو هم بشم
گذرمون زياد به بريستل کوو نميرسه
باشه، حله
خب ميخواستي دربارهي چي حرف بزني؟
ميدوني چطور بريستل کوو
به شهر پريهاي دريايي معروفه؟
آره، کم کم دارم متوجه ميشم
خب، اينو ببين
چي، شير دريايي؟
ـ شير دريايي نيست ـ پس چيه؟
پري دريايي ـه
يه واقعيش
بي شوخي؟
هي، در ازاي همچين خبري معمولاً چقدر ميدن؟
کلوين، ما يه سازمان خبري هستيم
واسه خبر به کسي پول نميديم
ببين، ميخواي خبر يه پري دريايي واقعي رو
بهمون بفروشي؟
به يه محقق زنگ بزن
No comments yet. Be the first to leave one.