The first 200 lines.
سي نما تقديم مي کند 30nama.best
فصل چهارم - اپيزود چهارم "دي اِن اِي"
واي
لعنتي
# در شب هاي خفه #
# پرده هاي اتاق کوچک #
# طبقه پايين بسته است #
# خدايا، اي بانوي خوش صدا #
# واقعا اي کاش که آنجا بودي #
# چون شاهدختي بر #
# صندلي نوراني ات مينشستي 3
# اگر يک آبجوي ديگر بخورم #
# ديگر صدايت را نميشنوم #
# نميشنوم #
# همگي اخيرا ديوانه گشته ايم #
# دوستانم آن بيرون #
# دور کف زيرزمين ميپرخند #
# اوه #
# ...او #
# اوه #
# امشب يک نفر جان من را نجات داد #
# عزيزکم #
# داشتي دلم را ميبردي #
# مگر نه عزيزم؟ #
# داشتي #
# مرا اسير خود ميکردي #
# مرا خيره و مجذوب خود ميکردي #
# آزاديِ شيرين در گوشم زمزمه کرد که #
# تو يک #
# پروانه هستي #
# و پروانه ها ميتوانند پرواز کنند #
# پرواز کنند و بروند #
# در ارتفاعات پرواز کنند #
# ...آه #
# ...خداحافظ #
# خداحافظ #
برو بريم
خيلي دست هاي بدي برام مياد
منم همينطور - عه، اصلا اين کلمات رو نگو -
"ممکنه يهو پليس "نزاکت سياسي بياد اينجا و من رو
واسه تنهايي ورق بازي کردن با سه تا خانم زيبا دستگير کنه
به نظر من اين جريان "منم همينطور" مفيده
اون همه مرد عوضي تقاص کارشون رو ميدن
واقعا اي کاش بابام الان زنده بود
که جزاي کارش رو ميديد
واي، قبلا اوضاع خيلي فرق ميکرد
احتمالا من رو واسه کارهام ده بار به حبس ابد محکوم کنن
شوخي کردم بابا
ديگه شوخي هم نميشه کرد؟
من هروقت يه مردي باسنم رو نيشگون ميگرفت
به چشم تعريف ميديدم
خودم هم نيشگونش ميگرفتم
مهم ترين خصوصيت من جذابيت جنسيم بود
تحصيلات عالي نداشتم تايپ کردن بلد نبودم
ولي واسه هرکاري که درخواست ميدادم، استخدام ميشدم
خودم هم ميدونستم که به خاطر ظاهرمه
...هوم - اوهوم -
سلام
سلام - سلام -
هوم
هوم - هوم -
فيل؟
چيه؟ - فيل، امروزه -
اوهوم - امروزه -
ديگه عقب نميندازيمش
تُفت رو بده من
اون چيه؟
فکر کنم آزمايش دي ان اي باشه
نه، نميخوام
همکارهام هم همگي پا پيش ميذاشتن
واسه چي؟
به تو ارتباطي نداره
خيلي خب، اشکال نداره
بريم، بيا
بيا همين امروز انجامش بديم عيب نداره يه لحظه کارمون رو بکنيم؟
بهم قول داده که اين کار رو ميکنه
اينجا تف کن - بس کن -
اينجا تف کن حال ميده
نه
به نظر من که حال نميده
اصلا دلم نميخواد يه فاميل دور ايرلندي که اسمش هم نميدونم
پيدام کنه و سعي کنه ازم پول بکنه
خيلي داري اذيت ميکني خودت گفته بودي اين کار رو ميکني
نميکنم
ميکني - نميکنم -
ميگيرمت - نميتوني -
واي خدايا، فيلم - ...تف نميکنم -
فيل، تکون نخور
نه - فيل -
بس کن - تف نميکنم -
ميخواي دنبالت کنم فيل؟
دنبالت ميکنم
عمرا من رو بگيري - ...ما که -
فيليس
...بيا، فيل... بيا
مامان - نه -
فيليس - چيه؟ -
چقدر مسخره
خيلي بچه بازي درمياري
فيل، اي خدا - تف نميکنم، نه -
تف نميکنم، نه - باشه -
نميذارم رد بشي
نه، مامان
ميزنمت زمين
مامان، تفت رو بده من - آخ -
بس کن - چيه؟ -
خيلي خب، تف کن
اوه
فقط يه تف نکن
بايد کل شيشه رو پُر کني
خدايا، شايد بالا بيارم
شايد منم بالا بيارم
تف کن ديگه
بفرما، برو، اي خدا
خدايا
بهتره ساموآيي باشم يا نژاد باحالي داشته باشم
که اين همه به خاطر فهميدنش زحمت کشيدم
خدافظ
خدافظ - خدافظ -
آهاي سم، به دخترهاي يهودي اي که ساک نميزنن چي ميگن؟
متاهل، هه
قشنگ بود هال
ديدين؟ ناراحت نميشه
واي خدايا
چه پيرمرد بي ادبي هستي
آخ - من خوشم مياد -
بعد از اين که پيش سه تا دکتر ديگه رفته بودم
فقط دکتر بلينجر
تونست دوباره از درد آزادم کنه
دکتر بلينجر معجزه ميکنه
ممنون
مشکل شما چيه؟
استهلاک
داستان قشنگي ندارم
منم همينطور
دست هاتون از کِي درد گرفت؟
وقتي حدودا
هفتاد و هشت يا هفتاد و نه سالم بود
همين چند وقت پيش بود
خب، بايد چيکار کنيم؟
...واي پسر، من
فکر کنم يه مقدار احساساتي شدم
شش ماه طول کشيدم تا بتونم ازتون وقت بگيرم
چرا اين همه صبر کردي؟
...چون شما
...بگذريم، الان که اينجام، پس
هرکاري لازم باشه ميکنم
ميدونم که شما معجزه ميکنين
...هرکاري بخواين ميکنم
پلاتين، کاردرماني
مکمل، استروييد
خب
اين بخش خفيف تا متوسطه
اين بخش هم متوسط تا شديده
هوم
دست هات خيلي از خودت پيرتر هستن
اوه
ميشه دستت رو بگيرم؟ - آره -
درد داري؟
آخ، آره
هوم
الان چي؟
آره
اوهوم، آره
ماهيچه هات تحليل رفتن
اي خدا، فيزيوتراپي چي؟
کمکي نميکنه ببين، من جراحم
خيلي دوست دارم دستت رو جراحي کنم
ولي ممکنه تهش دستت اين شکلي بشه
خب، پس اون همه رضايت بيماراني که تو
اتاق انتظار زدين چيه؟
من بدون شست سالم چيکار ميخوام بکنم؟
متاسفم سم تکنولوژي درمان
مشکل تو هنوز اختراع نشده
تو خيلي از دست هات جوون تري
اي خدا
تو عمرم اولين باره که کسي بهم ميگه جوونم
برم کير خر مُرده ساک بزنم
خب، واسه اين کار که دست لازم نداري
راست ميگي
الو؟
سم، يه فکري به ذهنم رسيده
با تهيه کننده هام صحبت کردم و ميخوايم نقشت رو بيشتر کنيم
عه، واي، واقعا؟
آره، آخه نميتونم فکرت رو از سرم بيرون کنم
بعدش هم به خودم فکر کردم ديگه خسته شدم از بس
بقيه اجيرم کردن، متوجهي؟
يعني خب، کير توش، قراره پنج دقيقه 30 سالم بشه
آره
آدم بايد خودش رو آماده کنه سم
يهو بيدار ميشي و ميبيني 50 سالته اون موقع ميخواي چيکار کني؟
خب
راستش در اين مورد فکر نکرده بودم
يعني خب، بايد از خودت يه چيزي داشته باشي، نه؟
آخه اگه خودمون به فکرش نيفتيم
هيچکس ديگه اي هم عمليش نميکنه
آره
پشمام، آره
ضمنا خودم ميدونم که خنده داره
آخه از نظر فني خودم تو رو اجير کردم
No comments yet. Be the first to leave one.