Shetland

Shetland

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Shetland S02E04 Dead Water Part 2 720p WEBRip AAC2 0 H 264-iPRiP
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 4 Shetland زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

جری تصادف کرده. کشته شده

کسی که بهش زده، سپر فلزی داشته

یه زمانی با هم صمیمی بودین، نه؟ خیلی وقت پیش.

اگه زمین آقای دالهاوسی رو بخریم،

می‌تونیم خط لوله رو از کف دریاچه رد کنیم

اونا دارن تلاش می‌کنن من رو نابود کنن!

گروه "صدای محافظ" داره از لحاظ مالی کمکش می‌کنه. اونا کین؟

ایوی وات و پدرش

لبخند بزن. روز عروسیمونه

داری خودتو مسخره می‌کنی!

«خون خون را می‌شوید.» جان؟

سلام. سندی، می‌تونی یه مأمور یونیفرم‌پوش رو ببری و جاده‌ی اسکل‌ویک رو چک کنی؟

ممنون

آماده‌ای؟ دنبالم بیا

چی پیدا کردی؟

خون

خون زیادی

این چیه؟

به نظر می‌رسه یه جور یادبود برای همسر مرحومشه

هرچه سریع‌تر به نمایه دی‌ان‌ای نیاز دارم

باید بدونم آیا بهش حمله شده

یا اینکه خودش حمله‌کننده بوده

حتماً

خوش اومدی

هرکی رو داریم، بذاریم روی این پرونده

واقعاً باید پیداش کنیم

و اینو بذار توی کیسه

این همون کارت‌پستالیه که تو ماشین جری پیدا کردیم؟

بله، و این خط جریه و شماره تلفن جری

«خون خون را می‌شوید»؟

حدس می‌زنم داشته سعی می‌کرده یه پیامی به جان هندرسون بفرسته

هندرسون هنوز جواب موبایلش رو نمیده

فقط یه مسواک اینجاست، که نشون می‌ده...

ایوی قبل از عروسی اینجا نمی‌مونده

و حدس می‌زنم اون کتاب مقدس کهنه این موضوع رو توضیح میده

از روی الگوهای خون، می‌گم حمله توی اتاق خواب شروع شده

بعد قربانی لنگان لنگان یا توسط کسی به پایین آورده شده. درست می‌گم.

یه چیز دیگه هم هست— ذرات رنگ روی فرش به نظر می‌رسه...

شبیه رنگی باشن که تو ماشین مارکهام پیدا کردیم

صدای زنگ تلفن

سندی؟ چیزی پیدا کردی؟

«جان هندرسون، پیداش کردم.»

من همین الان از مجسمه‌های عروس و داماد حصیری تو جاده ساحلی اسکل‌ویک رد شدم

خب؟

نبض نداره

آژیر می‌کشد

حتماً شروع کرده به راه رفتن سمت اسکل‌ویک و بعد از حال رفته

باورم نمی‌شه تونسته این همه راه بیاد

این بدترین زخم سریه که تا حالا دیدم. زخم‌های چاقو هم هست

ولی ضربه‌ی سر بوده که کشته‌ش

او حتی ممکنه قبل از مرگ، به کما رفته باشه

هر کی بهش حمله کرده، فکر کرده مرده و ولش کرده

و متوجه نشده که هنوز زنده بوده؟

خب، شاید نباید اینقدر زود نتیجه بگیریم

ولی خب، من به اندازه‌ی شماها بدبین نیستم

هیچ ایده‌ای داری با چی بهش ضربه زده شده؟

یه جسم کُند. بعد هم با چاقو ضربه خورده

پزشکی قانونی باید نگاهی بندازه

به بیلی زنگ بزن و بگو فوراً به دادستان اطلاع بده

بعدش، اِمم...

از اینجا برگرد تا خونه هندرسون

و ببین می‌تونی اون ابزارهای قتل رو پیدا کنی یا نه

یه نفر باید به ایوی خبر بده. قبل از اینکه خبر پخش بشه

آره

باید برم ایوی رو ببینم

همین الان می‌خواست راه بیفته. فقط منتظر جان بود

جان نمیاد

باید الان ببینمش

جان، من هنوز اینجام، منتظرم

اگه این پیام رو گرفتی، می‌تونی بهم زنگ بزنی؟

تماس قطع می‌شود

چیه؟ چی شده؟

ایوی، می‌شه یه لحظه بریم بشینیم؟

نه. چیه؟ خبر بدیه، ایوی

باشه. خب، پس بهم بگو

جان کنار جاده پیدا شده. فوت کرده

چی شده؟ کشته شده

او چی؟

شما چی می‌گید...؟

نه، دستم نزن! دستم نزن!

تنهام بذار!

صدای گریه

چی...؟

هیچ ایده‌ای داری چرا کسی می‌خواسته به جان حمله کنه؟

صدای گریه

نه

تو مراسم عروسی چی آزارش می‌داد؟

یه مقدار پس‌انداز داشتیم که نمی‌تونستیم برای خرج کردنش به توافق برسیم. همین.

هیچ ایده‌ای داری چرا جان باید دروغ بگه

در مورد اینکه جری مارکهام باهاش تماس داشته؟

دروغ نگفت

جان یه کارت‌پستال داشت که شماره تلفن جری

پشتش نوشته شده بود، با دست‌خط جری

چرا الان دارید این سؤال‌ها رو از من می‌پرسید؟

شما و جری مارکهام دوباره شروع به ملاقات کرده بودین؟

به خاطر همین جان ناراحت بود؟ نه

یه اتاق طبقه بالای خونه جان هست

که شبیه یه یادبود برای همسر مرحومشه

این شما رو اذیت نمی‌کرد؟

«نمی‌تونی تظاهر کنی که آدما صرفاً چون فوت شدن، اصلاً وجود نداشتن.»

خب... این روش اون برای کنار اومدنه.

و نه، این منو آزار نمی‌ده چون خصوصیه و من وارد اون اتاق نمی‌شم.

قرار بود وقتی اومدم اینجا ساکن بشم، باهاش کنار بیام.

فقط... آروم‌آروم.

فکر کردم که...

شاید این باعث بشه که منصرف بشی؟

نه.

من می‌خواستم کنار جان باشم.

خیلی زیاد می‌خواستمش!

دیگر کافی است.

سؤال دیگری نپرسید.

یک نفر می‌خواست کاری کنه که صحنه شبیه به سرقت به نظر بیاد.

نمی‌تونم بگم که آیا اشیاء باارزشی گم شده یا نه.

یا اینکه اصلاً چیزی داشته. "تنها بر اساس کتب آسمانی"، یادتونه؟

خیلی ساده بود، اینطور نیست؟ حتی اسپارت‌ها هم شاید فکر می‌کردند...

"اوه، یه دستمال کوچولو هم اینجا باشه بد نیست."

بسیار خب، شما دو نفر برین یه کم بخوابین.

صبح دوباره شروع می‌کنیم. باشه.

شب بخیر.

و قطعاً این‌ها به هم مرتبط هستند؟

ما در هر دو صحنه، آثاری از رنگ کشف کردیم.

اگر رنگ یکی باشه، مرتبط هستند. امروز متوجه می‌شیم.

و هر دو قربانی با هم در تماس بودند.

هر دو به "نجات تنگه" علاقه‌مند بودند.

یک مرگ طوری صحنه‌سازی شده که شبیه تصادف به نظر بیاد.

و یکی طوری صحنه‌سازی شده که شبیه سرقت به نظر بیاد.

نظرم اینه که باید بر اساس این فرضیه پیش بریم...

...که هر دو نفر توسط یک شخص کشته شده‌اند.

"خون به خون می‌رسد"؟

طبق کتاب مقدس شاه جیمز است.

از طریق دروغ گفتن، کشتن و زنا کردن...

خونریزی پشت خونریزی می‌آید.

به نظر می‌رسه جری سعی داشته به ایمان هندرسون متوسل بشه...

...تا وادارش کنه حرف بزنه، یا به چیزی اعتراف کنه.

سلاح قتل؟

احتمالاً دو تا. هنوز نتونستم شناسایی‌شون کنم.

دروغ‌گویی، قتل، زنا؟ پس ما چند تا مورد رو علامت می‌زنیم؟

به آبردین زنگ می‌زنم تا تأیید کنم برای چند روز دیگه هم بمونی.

می‌تونی از سردخانه بیمارستان لرویک برای انجام کالبدشکافی استفاده کنی.

از نظر من مشکلی نیست.

برای تو خوبه؟

مطمئناً.

جراحت سر در نتیجه ضربه‌ای با یک شیء کُند ایجاد شده است.

این زخم‌های چاقو هستند که معما محسوب می‌شن.

بزرگتر و عریض‌تر از یک چاقوی معمولیه، و لبه‌های دندانه‌دار داره.

من تا به حال همچین چیزی ندیده‌ام.

هی، تاش. «کریم‌لینک» رو چک کن.

شاید یکی از نیروهای دیگه چیز مشابهی دیده باشه.

من همچنان دارم روش کار می‌کنم.

بسیار خب. فشار روی شما نیست، اما...

بدون سلاح‌های قتل، واقعاً پرونده‌ای نداریم.

نتایج نمونه آب مزرعه پرورش ماهی رو گرفتم.

تمیزه. عین دستمال سفید.

سطح اکسیژن پایینه، اما هیچ اثری از مواد شیمیایی یا آفت‌کش‌ها نیست.

پس اگه شرکت «استورن گس» نمی‌خواسته بهش فشار بیاره تا زمین رو بفروشه...

چه کسی مزرعه رو تخریب کرده؟

خب... ممکنه مردم محلی باشند.

آدم‌های زیادی هستند که می‌خوان جو زمینش رو بفروشه.

به نظرم عجیب اومد، برای همین به شرکت بیمه زنگ زدم.

ببینم اطلاعاتی دارند یا نه.

معلوم شد که از پرداخت خسارت شاکی هستند.

جو دالهاوسی چند سال پیش هم ادعاهای مشابهی داشت.

و اونا حس می‌کنن کل این ماجرا یک کلاهبرداریه.

باشه. باید دوباره باهاش حرف بزنیم.

این همه ادعای خسارت بیمه، جو...

حتماً حق بیمه‌ات رو وحشتناک بالا بردن، نه؟

شرکت‌های بیمه! انگار می‌خوای از سنگ خون بگیری.

مسئله اینه که، اونا حس می‌کنن خودت کاملاً صادق نبودی.

البته که اینطور فکر می‌کنن.

شما ادعا می‌کنی – اونا حق بیمه‌ات رو بالا می‌برن.

اونا هیچ‌وقت بازنده نیستن.

یه دزدی آشکار تمام‌عیار.

این حمله‌ها واقعی‌اند.

باید این رو ازت بپرسم.

شبی که جان هندرسون کشته شد، کجا بودی؟

داشتم قدم می‌زدم. شب؟

بعضی وقت‌ها لازمه که از خونه بیرون برم. راه می‌رم و حرف می‌زنم.

برادرم بهش می‌گفت "زیر لب غر زدن".

تنها چیزی که یادمه اینه که کنار دریاچه نشسته بودم و به آب نگاه می‌کردم.

نزدیک خونه هندرسون نرفتی؟ چرا باید برم؟

نمی‌دونم.

شاید جان در مورد تمام این ادعاهای دروغین چیزی فهمیده بود.

شاید عصبانی شده بود.

فکر می‌کرد داری ایوی رو فریب می‌دی؟

به نظر می‌رسه یادت رفته...

...که من اینجا قربانی هستم.

هیچ‌کس اون آب رو مسموم نمی‌کنه، جو.

اون‌قدر تمیزه که می‌تونی بنوشی.

هنوز نمی‌تونم تخریب رو توضیح بدم.

اما هر چیزی که ماهی‌هات رو می‌کشه، «استورن گس» نیست.

نظرت چیه؟

به یه برادر اشاره کرد. ببین می‌تونی پیداش کنی.

ببین چیزی در مورد اون ادعاهای بیمه از گذشته‌های دور می‌دونه یا نه.

و بعد از اینکه اونا رو پیاده کردی، ماشین رو بشور. حتماً.

می‌تونم کمکتون کنم، خانم؟

می‌خوام با جیمی پرز صحبت کنم، لطفاً.

و شما کی هستید؟

من نامزد جری مارکهام هستم.

یه خانمی بیرون منتظره شماست.

میگه نامزد جری مارکهامه. به نظر می‌رسه موثق باشه.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left