The first 155 lines.
?جینکس آتیش کمپ رو میشناسی
?همونی که میگن اگه اعتراف کنی, عاشق میشی
!آره, همون که یه جوریه
...یه جوری
?حالا که همهمون اینجاییم, چرا امتحانش نکنی
!ازش بپرس جواب اعترافت چی میشه
.نمیخوام
...تا وقتی تایکی هم عاشقم نشده
.جواب لازم ندارم
.آوردمش
.مرسی
!ها
?برم بندازمش دور
حسایی که تو دستای یخزدَم میچرخن
!تسلیم نشو مثل رقص آرزو کن
"هنوز وقت هست"
با دل پابرهنه میدَوَم جلو
جعبه آبی
نتونستم بگم—که چطور دلم میخواد یه کم بیشتر اینجوری بمونه
خسته شدم از ادای احمقا رو درآوردن, شاید بیخیالش بشم
?- احتمالاً یه عشق یهطرفهست, نه واقعاً عشق مسخرهایه - تایکی
دیگه خیلی بزرگ شده که به دروغ تبدیلش کنم
یه بار دیگه میفهمم که عاشقتم, و این درد داره
شاید عشقی باشه که چارهای براش نیست, ولی عشق بدی نیست - شی
میخوام دنبال سبک زندگیت, رویاهات برم
میخوام نگات کنم - می
تقدیم شده توسط کاوا سابز
قسمت ۲۴: ترن هوایی
...دیشب
.خوشحالم اون پیرزن حالش خوبه
.آره, منم همینطور
...داره دیر میشه
.میدونستم از اول
با اینکه میدونستم چیناتسو-سنپای رو دوست داری, حسم رو گفتم
!هینا
!پس این هیچ مشکلی نیست
.من اینو میبرم
.مرسی
.به هر حال این بیشتر از درد داره
وقتی حسم رو بهش گفتم
دیدن قیافهش که دهنش وا مونده بود خیلی حال داد
به عنوان بخشی از عملیات: تایکی منو نگاه کن
وقتی چیزی میگم که تایکی رو سرخ کنه
یه حس باحال بهم دست میده
هیناهای کوچیک تو سرم یه رقص راه میندازن
وقتی برای فستیوال فرهنگ روی سفیدبرفی کار کردیم
"بیدار شو..."
دلم میخواست تایکی نقش شاهزاده رو بازی کنه
...هه... هه
وقتی اون خیالم واقعی شد
خیلی مضطرب شده بودم
یه صحنه دیدم
که هیچوقت فراموشش نمیکنم
تایکی احتمالاً هیچی نمیدونه
...اون موقع
تصور کردم واقعاً با تو بوسیدم, تایکی
?!ها
?میخوای واقعی انجامش بدیم
واقعاً دلم میخواست این کارو بکنه
...تو اون کلاس ساکت
تنم از یه حس داغ مورمور شده بود
و قلبم اونقدر تند میزد که درد میکرد
!هینا, مواظب باش
?!ها
...اون موقع
نمیخواستم بوسه اولم رو صحنه باشه, پس خوشحالم اینجوری شد
بعدش همه شروع کردن به حرف زدن دربارهش
گویا تایکی داشت ازم دفاع میکرد, ولی
از شایعهها کاملاً ناراحت نبودم
...اگه چی
اگه واقعاً باهام قرار بذاره
فکرشو کردم
اگه واقعاً باهم باشیم چه حسی داره
?چه جوریه
با هم پیاده بریم خونه یا بریم کارائوکه
دلم میخواد کلی عکس بگیرم
و دست همو بگیریم
!ها
...همم
...آه
این همون حس ترن هوایی احساسیه
باید باهام قرار بذاره
حتی اگه فقط برای سرگرمی باشه
بعضی وقتا این فکرا رو میکنم
ولی صداقتش رو هم دوست دارم
اون همینجور آدمیه
اگه اینو بهش بگم, دیگه بیخیال صدمه زدن بهم نمیشه
...گوشت هنوز آماده نیست
!من انقدر شکمو نیستم
.آه
یه برگ تو موهاته
?آه, کجا
.بالاتر
?ها
.عقبتر
?عقب
ببخشید, موهاتو لمس میکنم
بیشتر گیر کرده
دوستت دارم
?ولی اگه الان اینو بگم, فقط اذیتش میکنه, نه
...ولی
.درآوردمش
هر شوتی که نزنی رو از دست میدی, پس میخوام از این رابطه نهایت استفاده رو ببرم
منو نگاه کن
میخوام بیشتر از یه دوست خوب باشم
شاید فردا
شاید هفته دیگه
شاید ماه دیگه
تا ابد صبر میکنم
...پس فعلاً
اونجا هم یه دونه داری
!میخوای بچسبونیش تو موهام
!نه, نمیخوام
ببین, یه حشره گنده اینجاست
?!اه, کجا
.شوخی کردم
وای, یکی داره نزدیکتر میشه
حسودیم میشه به زوجایی که مثل دوستن
تو انگار از اونایی هستی که با پارتنرات بازی میکنی, موریا-سان
.اینجوری نیستا
...ولی حتی اگه باشه
با کسایی میرم که باهاش اوکین
وقتی حرف عشق میشه
کسی که لوسش میکنن خوشحالتره
?پس اون یکی چطور خوشحال میشه
?ها
...موریا-سان
?حتی اگه با یکی باشی, زیاد طول نمیکشه, نه
...بیادبی نباشه, ولی
?پس تو چی میدونی
?ها
?!چی
?!چرا این عینکی تو کارم دخالت میکنه
!تو که خودت دوستدختر نداری
!حرصم میده
!آفرین به همه تو کمپ تمرینی
!بیایم روشنش کنیم
!نیه
!تچ
?پس تو چی میدونی
راستش هیچوقت تو رابطه بلندمدت نبودم
چه برسه به اینکه حس کنم عشق واقعی چیه
!ولی
چون از دوست داشتن تایکی لذت میبرم
!برای همین
!میخوام کسایی که دیوونهوار عاشقن رو応援 کنم
.آه
...سرده
?ژاکت نداری
دارم, ولی تو سالن جا گذاشتم
میرم بیارمش
!هیناچی! هیناچی
انگار سیستم صوتی خراب شده
?باید یه دونه اضافه تو سالن باشه, میری بیاریش
!آره
No comments yet. Be the first to leave one.