The first 151 lines.
تا حالا پازل جيگسا حل کردين؟ "جورچين"
اونايي که 1000 يا 2000 تکهاي اند
بچه که بودم عاشقش بودم
حالا دليلش رو ميدونم
به نظرم همه مردم بخشي از پازل جيگساي خدان
هر کسي به يه نفر نياز داره
و اگه همه رو کنار هم بذاري ميتوني تصوير واضحي داشته باشي
متاسفانه پازلي که من جزوش بودم
تصويري از آدماي ناقص بود
خودم، آکشي، ديويکا
پونيت، وارتيکا
مهر و نيراج
همه ما، بخشهاي ناقص يه تصوير ناقصيـم
"غـــيــرقــانـونــي"
عاليجناب، دادستان فيلم دوربين مدار بسته رو به مدارک اضافه کرد
و ميخوام که به دادگاه نشونش بديم
چه تاريخي نوشته شده؟
ششم آگوست
...و اگه اشتباه نکنم، اون منم-
اتاق کيه؟
اتاق نيراج
خب، پس طبق تصوير دوربين ساعت 10:13:07 شب، زنگ در رو زدي
و ساعت 10:13:24 وارد اتاق شدي. درست ميگم؟
بله خيلي خب-
بيا 55 دقيقه رو جلو بزنيم و فيلم رو ببنيم
بيا ببينيم ساعت 11:07 شب چه اتفاقي ميافته
عاليجناب، اين فيلم ششم آگوسته، نه هشتم
اين اشتباهست اين جوري نبود
اين اشتباست ششم آگوست اين اتفاق نيوفتاد
تو گفته بودي که ششم آگوست وارد اتاق نيراج نشدي
...ولي خانم بعد از 55 دقيقه، 6 آگوست از اتاقش بيرون اومدي-
...روز ششم آگوست- وارتيکا، 55 دقيقه داشتي توي اتاق چيکار ميکردي؟-
وارتيکا، 55 دقيقه تو اتاق نيراج داشتي چيکار ميکردي؟
اون ششم آگوست بهم تجاوز کرد
تجاوز که هشتم بود، درسته؟
وارتيکا، خوب فکر کن ششم بود يا هشتم؟
چرا حقيقت رو بهمون نميگي، وارتيکا؟
چون با موکلـم نيراج رابطه داشتي
اعتراض دارم، عاليجناب
و اين رو خيلي خوب ميدونستي که مِني تا 72 ساعت در بدن ميمونه
اعتراض دارم، عاليجناب ...بخاطر همين، تو-
اون رو به دروغ متهم به تجاوز... در تاريخ هشتم آگوست کردي
عاليجناب، خانم سينگ سعي داره اين رو بگه
که اگه ششم آگوست با رضايت طرفين سکس داشتن
ديگه هشتم آگوست بهش تجاوز نميکنه؟
عاليجناب، لطفا توجه کنيد
که طبق حرفهاي دادستان ششم آگوست با رضايت هم رابطه داشتن
منظورم اين نبود پونيت-
خودت رو کنترل کن
نميدوني که هرگز نبايد به 2 نفر دروغ بگي
...يکي دکتر و اون يکي وکيل-
واو! اون همه چيز رو ميدونه چقدر باهوش
آقا، داشتم دستورات شما رو دنبال ميکردم
بهم گفته بودين توي دادگاه داستان رو عوض نکنم
آره، منظورم داستاني بود که من ميدونم
اصلا ميدوني چه اشتباه لعنتي کردي؟
اشتباه! اشتباه غلط بکنه چنين اشتباهي کنه
اين فاجعهست، يه فاجعه حماسي
ديگه نميخوام بهم مزخرف تحويل بدي چيز ديگهاي هست که ازش خبر نداشته باشم؟
تک تک جزئيات رو ميخوام
کل داستان رو همين الان. بشين
بشين
حالا شروع کن
آقاي شيکاوات، بفرماييد لطفا
به دفترتون رفتم خيلي خب-
بهم گفتن که اينجا منتظرم هستين
راستش، مالک اين رستوران از دوستاي قديميه بشينيد
مالک اين رستوران دوست قديمي منه
هفتهاي يه روز اون رو ميبنده
و تو اون روز فقط براي من صبحانه درست ميکنه
چيزي ميخوريد براتون سفارش بدم؟
نه، مچکرم قبل از بيرون اومدن از خونه صبحانه خوردم
گفتين باهام يه کار مهم دارين
خب، يه چيزيه
که اگه مردم باخبر بشن پرونده پسرتون رو ضعيف ميکنه
چي؟ حقيقتي که-
نيهاريکا دختر شما و خواهر ناتني نيراجـه
آقاي شيکاوات، شوکه شدم
که مسئله به اين مهمي رو از وکيلتون مخفي کردين
اينکار درستي نيست
چه نيهاريکا دخترم باشه يا نه
هيچ ربطي به پرونده نيراج نداره
مگه ميشه
اگه رسانهها باخبر بشن که نيهاريکا خواهر نيراجـه
اونوقت دليل اينکه اون رو انتخاب کردم اساسش رو از دست ميده
حرکت رو به جلوي کل پرونده در يه آن بلااستفاده ميشه
نيراج ميدونه که نيهاريکا خواهرشه؟ نه-
هيچکس چيزي نميدونه عاليه-
بايد همينطور هم بمونه
اون روز يه چيزي گفتين
وکيلها و ساختمونها
هر چي از زمين بالاتر باشن پايهشون عميق تره
بذاريد بهتون بگم اشتباه ميکنيد
وکيلها براي استخراج اطلاعات خيلي عميق تر از زيربنا رو ميگردن
و روال پرونده رو به نفع خودشون تغيير ميدن
چي ميخواي؟ مستقيم رفتين سر اصل مطلب-
نميخوام رستوران براي بقيه هم باز بشه
و صبحانهتون نخورده بمونه
چقدر نگران من ايد
پس يه لطفي بهم کنيد
سرمايه کمپين انتخاباتيم رو شما تامين کنيد همونطور که حزب جانتانتارا رو تامين ميکنيد
...درعوض امن نگه داشتن راز گذشته تون
بايد يه چيزي پرداخت کنيد، درست ميگم؟...
همه کارتها تو دست شماست، جناب جاناردان
کاري که ميخوايد رو انجام ميدم
خيلي ازتون ممنونم
واقعا نميخوايد صبحانه بخوريد؟ نه، ممنون-
آدم شکم پرستي نيستم
داشتم ميومدم دفترت تا ببينمت
...چون از اينجا رد ميشدم
فکر کردم
...شايد
اشکال نداره بفرماييد تو
راستش
اومدم اينجا تا بهت بگم
جاناردان جيتلي رو ديدم ...داشت ميگفت
راستش اومدم اينجا
که ازت يه چيزي بپرسم نه اينکه بهت بگم
بفرماييد
نيراج تنهايي به همه دادرسيها ميره
نميخوام رسانهها
...و مردم فکر کنن
که پدر و مادرش ازش حمايت نميکنن...
...داشتم فکر ميکردم
ميتونم تو جلسههاي دادرسي همراهيش کنم؟
کار به جاهاي باريک کشيده ميشه، آقاي شيکاوات
اگه نيراج رو توي دادگاه همراهي کنيد
مجبور ميشيد جلوي رسانهها ظاهر بشيد
و بعد، رسانهها
اخبار سوريا شيکاوات رو پوشش ميدن
گذشته و حال تون همه چيز برملا ميشه
شما 20 سال پيش
به يکي از کارمندان شرکتتون تعرض کرديد
...وقتي به دفتر مرکزي شکايت کرد
اخراجش کردين...
وقتي به پليس شکايت کرد
به پليس رشوه دادين تا پروندهها رو از بين ببره
اين موضوع هم برملا ميشه
زندگي آقاي سوريا شيکاوات عادي شده
ولي زن و دخترش مجبور شدن از شهر برن
نميدونم چه اتفاقي براي قرباني افتاد
پس فکر نکنم فکر زياد خوبي باشه آقاي شيکاوات
باشه
همراهيش نميکنم
ممنون بابت نصيحتت
من ديگه ميرم
آکشي
خيلي گيج شدم ميتوني با اين يکي کمکم کني؟
اين يا اين؟
آکشي، ميتوني اين طرف رو ببيني؟
اين يکي يا اين يکي؟
No comments yet. Be the first to leave one.