Cold Justice

Cold Justice

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Cold Justice S08E04 1080p WEBRip x264-BAE
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 4 Cold Justice 2013 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 7
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

چشم‌ها باز

دستام می‌لرزه

زبونم بند میاد

دارم میام سراغت

کلی سیگلر: تا حالا جایی بودی؟

همین دور و برها، قبلاً؟

ما قبلاً ایندیانا بودیم، روی پرونده‌هایی کار کرده بودیم.

اما اینجا درست مثل ویسکانسینه.

هوا، مردم، کشاورزا...

یه سبک زندگی کمی ساده.

اما اینا آدمای خوبی هستن.

شاید حرف بزنن، چون این تنها راهیه که...

...این پرونده رو حل کنیم.

آره.

ناخواهری برندی یه نامه نوشت.

به اداره کلانتری و به ما، و توش گفته بود:

میشه لطفاً بیاید روی پرونده خواهرم کار کنید؟

و اداره کلانتری هم مدت‌هاست که از ما می‌خواست...

...که تمام این مدت بیایم.

این حسو بیشتر بهت نمیده که...

کاش می‌تونستیم کاری کنیم؟ من که آره.

کلی: چند سال طول کشید تا این قضیه عملی بشه.

ولی هیجان‌زده‌ام که من و استیو اینجا تو ایندیانا هستیم.

تا روی پرونده برندی ویلسون کار کنیم.

اون یه همسر جوان و مادر دو بچه بود.

که شیفت شب تو یه کارخونه محلی کار می‌کرد.

تا روزی که ناپدید شد.

استیو: ۲۰۰۲.

هیچ جسدی پیدا نشد.

پرونده خیلی سختیه که بخوای سر و تهشو هم بیاری.

این واقعاً عصبانیم می‌کنه.

چون این فقط دوباره این ایده رو تأیید می‌کنه...

که اگه یه قاتل یا آدمکش به اندازه کافی باهوش باشی...

که یه جسد رو پنهان کنی، از مجازات فرار می‌کنی.

آره.

شوهر برندی ادعا کرد که اون فرار کرده.

و اونو با بچه‌ها تنها گذاشته.

ولی شایعه شده بود که آدم بدرفتاری بوده.

و سال‌ها قبل در یه پرونده قتل دست داشت.

که جسد قربانی تو یه فریزر مخفی پیدا شده بود.

ممکنه با برندی هم کار مشابهی کرده باشه؟

این زن‌ها که گیر اینجور مردا می‌افتن.

و راه فراری ندارن.

و بعد ببین چی میشه، ناپدید میشن.

من واقعاً باورم نمیشه، تو کشور ما، خشونت خانگی...

هنوز یه مشکل غول‌پیکره.

کلی: ازدواج برندی اینقدر بد بود که فرار کرد؟

یا اینکه به قتل رسید؟

و اگه اینطور باشه، می‌تونیم بدون جسدش ثابتش کنیم؟

این بزرگترین مانع پرونده برای ۲۲ سال بوده.

و دلیلی که ازمون خواستن کمک کنیم.

ما نمی‌دونیم کجا اتفاق افتاد.

ما نمی‌دونیم چطور اتفاق افتاد.

ما به آدمایی نیاز داریم که اونو بشناسن، خوب بشناسن، تا حرف بزنن.

کلی: اون کیف برای یه پرونده به این کوچیکی، چقدر سنگینه.

شاید یه کم خوراکی توش گذاشتم، کلی.

می‌دونی؟ خوبه. بخوریشون.

سلام، سلام. ستوان دن رودبوش.

من کلی هستم، از آشنایی با شما خوشبختم. منم همینطور.

استیو اسپینولا، قربان... از آشنایی با شما خوشبختم.

سلام، من مارک هستم. از آشنایی با شما خوشبختم، مارک.

من جنی هستم. از آشنایی با شما خوشبختم. منم همینطور.

جنی، استیو، از آشنایی با شما خوشبختم. منم همینطور.

داشتیم درباره اومدن حرف می‌زدیم.

اینکه چند بار این پرونده رو باز کردید.

و سعی کردید شانسی توش پیدا کنید.

کارآگاه‌هایی بازنشسته شدن، می‌دونید، جدیدا هم اضافه شدن.

و هر کارآگاه جدیدی که وارد بخش ما شده...

...ما این پرونده رو دوباره دست گرفتیم، پس، می‌دونید...

...هرگز فراموش نشده.

برندی یه ستاره درخشان بود.

اون یه مادر عالی بود.

اون یه دوست عالی بود.

اون یه شخصیت خوب، گرم و پرنشاط داشت.

که مردم فقط دوست داشتن کنارش باشن.

این پرونده قطعاً دوستانشو آزار داده.

قطعاً خانواده‌شو آزار داده.

افسرایی رو هم که... آزار داده.

...اولیه تو پرونده درگیر بودن، حتی اونایی رو هم که...

...برای کمک داوطلبانه اومده بودن.

رفتن و جنگل‌ها، خندق‌ها، و همه اینا رو گشتن.

ما نظرات خودمونو درباره اینکه به نظرمون چی براش اتفاق افتاده، داریم.

اما فوق‌العاده سخته که...

سعی کنیم به یه نوعی پرونده رو به سرانجام برسونیم.

جایی که بتونیم اونو به دادگاه ببریم.

بدون داشتن اون جسد.

و این برندی و...

جنی: کِنی. دن: کِنی.

اونا اساساً با هم آشنا میشن.

ظرف چند ماه باردار میشه.

استیو: آره. دن: ازدواج کردن.

کلی: ۲۴ سالش بود.

سال ۲۰۰۲، برندی دو تا بچه داشت، درسته؟

هشت و ده ماهه. مارک: نه، ده ماهه.

کلی: و بچه هشت ساله باباش فرق می‌کنه.

درسته. آره.

و بچه ده ماهه مال کنیه.

دن: با کنی، آره. کلی: باشه.

برندی به خاطر طبیعت شیرین و مهربونش محبوب بود.

خنده‌ی واگیردار و دوست‌داشتنیش

و اون صدای بامزه‌ای که هر وقت عطسه می‌کرد از خودش درمی‌آورد

تا به امروز، بعضی از دوستاش این خاطرات رو به اشتراک می‌ذارن

توی یه صفحه‌ی فیسبوک که به یادش ساختن

و سعی می‌کنن جواب سؤال‌ها رو تو پرونده‌اش پیدا کنن

تونستی کسی رو برای امروز هماهنگ کنی که بیاد؟

آره، سه تا از افسرای سابقمون رو هماهنگ کردم

ایشون اریک داگلاس هستن

اون اولین بازپرس پرونده بود

سلام آقا، از آشناییتون خوشبختم. منم همینطور

و ایشون ریک مورگان هستن

کِلی: بعضی از بازپرس‌های اولیه اینجا هستن

تا سعی کنن کمک کنن بفهمیم پرونده چطور شروع شد

حدود سه سال بود که تو این کار بودم وقتی این پرونده پیش اومد

یه جورایی به دلم نشست و درگیرم کرد

اون شب پنجم

بهم گفتن یه نفر هست

که می‌خواد گزارش یه فرد گمشده رو بده

پس میرم بالا و با چهار تا خانم روبرو میشم

بهم گفتن که برندی سر کار نیومده

و نگران بودن

و اون‌ها اشاره کردن که

برندی همیشه بهشون گفته بود که اگه

سر کار نیومد یا غیبش زد

شوهرش بلایی سرش آورده

پس بهش گفتم که قراره بریم خونه

و اونجا رو بگردیم

همه‌ی پرده‌ها کشیده بودن

برای همین واقعاً هیچی نمی‌تونستیم ببینیم

اون خانم‌ها بهم گفتن که کِنی قبلاً دستگیر شده بود

به جرم قتل

پس ما به گشتن خونه ادامه دادیم

و چیزی پیدا نکردیم

استیو: سال‌ها قبل از اینکه با برندی آشنا بشیم

کنی و دوستش تو سال ۱۹۸۷ متهم شدن

به سرقت منجر به قتل یه قربانی سالخورده

که تا سرحد مرگ کتک خورده بود و بعد جسدش تو فریزر مخفی شده بود

کنی در ازای اعتراف به سرقت،

اتهامات قتل ازش برداشته بشه

و ده سال رو تو زندان گذروند

اما تو پرونده برندی، هیچ مدرکی از اقدام مجرمانه نبود

برای همین از اداره کلانتری شهرستان بون خواستم

که برن به هندریکسون، جایی که کنی کار می‌کرد

تا ببینن ماشینش اونجاست یا نه

و ماشینش اونجا بود

که به نظرم یه جورایی عجیب اومد

اگه زنش گم شده

چرا ماشینشو برد سر کار

و هنوزم چیزی در مورد گم شدنش نگفته؟

نکته خوبیه

روز بعد، اون گم شدن رو گزارش داد

گفت زنش رفته

مطمئن نبود کجاست

با بخش کارگزینی دونالدسون صحبت کردم

اونا گفتن که این کار اصلاً از اون بعید بود

که سر کار نیاد یا تماس نگیره

کِلی: بازپرس‌ها بلافاصله کنی رو

برای بازجویی آوردن

اون اعتراف کرد که مشکلات زناشویی داشتن

به همین دلیل، گفت که بچه‌ها رو فرستاده بود

خونه پدر و مادرش تا پیششون بمونن

فقط چند روز قبل از ناپدید شدن برندی

اون گفت که روزی که ناپدید شد

اون از سر کار برگشته بود و صبحانه خورده بودن

حتی گفت که با هم رابطه داشتن

و دوباره به رختخواب برگشتن

اون گفت که صدای شماره‌گیری تلفن رو شنیده بود

و مشکوک شده بود که برندی داره خیانت می‌کنه

از تخت بلند شد و با هم بحث کردن

اون به تخت برگشت و گفت

وقتی ساعت دو بیدار شد، اون رفته بود

حلقه‌هاش روی پیشخوان بود

و ۴۰۰ دلار پول اضطراری

که تو خونه نگه می‌داشتن، گم شده بود

اون بهشون اجازه داد بیان تو خونه

ماشینشو نگاه کنن، هیچ اثری از درگیری نیست

هیچی نشکسته، هیچی هم به هم ریخته نیست

هیچ خونی هم هیچ‌جا نیست

استیو: می‌دونی، وقتی اونا می‌گردن

هیچ خاک یا بیلی پیدا نمی‌کنن

یا چکمه‌های کثیف یا هیچ چیز دیگه تو خونه

کارآگاه‌ها تحقیقات گسترده‌ای انجام دادن

تا جسد برندی رو پیدا کنن

حیاط‌ها، جنگل‌ها، برکه‌ها رو گشتن

از سگ‌های جسدیاب استفاده کردن ولی هیچی پیدا نکردن

تنها کشف قابل توجه تو این پرونده

این حقیقت بود که دروغ‌سنج کنی نشون داد

که داره دروغ می‌گه

در مورد بعد از تست دروغ‌سنجی صحبت کن

وقتی بهش میگی که فریب‌کاره

تمام این مدت، دست‌به‌سینه نشسته بود

و سرش بالا بود و یه جورایی با چشمای نیمه‌باز نگام می‌کرد

خیلی به حرفام واکنش نشون نمیده

منظورم اینه که این یه مصاحبه‌ی فریب‌کارانه بود

از اون موقع واقعاً باهاش حرف نزده‌ایم

باشه

از یه طرف، یه مظنون داریم

با سابقه کیفری

به ۱۸ سال محکوم شد ولی ده سال رو گذروند

آره، بله

و یک داستان خیلی مشکوک.

More Farsi Persian subtitles for Cold Justice

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left