Hataraku Maou-sama!! 2nd Season Part 2

Hataraku Maou-sama!! 2nd Season Part 2

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Hataraku Maou-sama S2 - 21 [AioFilm click]
Hataraku Maou-sama S2 E09
Hataraku Maou-sama S2 E09
Hataraku-Maou-sama-S2-E09
A Commentary by AioFilm
🔷 Dead Son آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-09-08
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 187 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

!دیر کردم

امی، گوشت با منه، امی؟

ببخشید

.یه جا پیدا کردم رامنش خیلی خوبه بریم با هم ناهار بخوریم؟

!آره بریم! خیلی وقته جایی نرفتیم

ببخشید

الو؟

سلام خانم یوسا

!برای شام فردا خیلی مشتاقم

منم همینطور

راستی امیلیا میشه ازت بخوام یه کم خرت و پرت بخری؟

اینهمه تخم مرغ میخوای چیکار؟

میخواستم این کیشه ای که خانم ساساکی بهم میگفت رو درست کنم

واسه خرید منو برداشتی آوردی؟

عالیه! آلاس راموس تخم مرغ دوست داره

مگه نه؟

مامانی، میخوام بابا رو ببینم

ها؟

!شیطان، میدونم اونجایی! درو باز کن

هی، حالت خوبه؟

...هی بچه ها

اوه خوبه. اینجایی

دفعه بعد وقتی در میزنم جواب بده

گوش کن همه غیبشون زده

اگه توام غیبت میزد نمیدونم باید چیکار میکردم

...هی شیطان، بیا دوباره با هم غذا بخوریم

چرا همیشه آرزوی چیزی که نمیتونم داشته باشم رو دارم؟

m 740 436 l 1218 436 1218 490 740 490

همگی، مراقب خودتون باشین

استفراغ میکند شیطان

استفراغ میکند شیطان

حالا چیکار کنیم؟

فقط کافیه منتظر بمونیم

،آقای مائو خانم سوزونو، خانم یوسا آلاس راموس و آقای آشیا رو نجات میدن

و برشون می گردونن

پسر فکرشو نمی کردم مجبور شیم کمپ بزنیم

همینه که هست

هی سوزونو

چیه؟

واسه پوشیدنش یه خرده زود نیست؟

هرکاری بخوام می کنم

و باید به حرکت با اینا عادت کنم

!ببین مائو! منم با سوزونو ست کردم

میدونم که صرفاً میخواید کیسه خواب هاتون رو امتحان کنید

!آره

جانم؟ اینطور نیست

آخ افتادم

!تقصیر توئه شیطان

حالا هرچی. تا من چادر رو درست میکنم شما برید لباستونو عوض کنید

!اوه هی! یادت نره حشره کش بزنی

!نیازی نیست یادآوری کنی

هی آکیث، یه دستی برسون

!باشه

خب، چرا تو و نورد اومدید ژاپن؟

...همم من کلا یه سالمه در نتیجه

یه سال؟ جداً؟

!اوهوم

.از وقتی به دنیا اومدم با بابام بودم قبلشو نمیدونم

از وقتی به دنیا اومدی؟

راستی چرا وقتی قبل از آلاس راموس فرم انسانی گرفتی بازم خواهر کوچیکه ای؟

ها؟

...و انگاری نورد هم خیلی زودتر به ژاپن رسیده

چه دردی

چه دردی؟

وقتی این گندکاریا تموم شه باید یه صله رحم توپ به جا بیاریم

!وای سوزونو، ترسوندیم

تقصیر خودته که حواست نیست

چیه، از این لباس هم خوشت نمیاد؟

خب نه، ولی نمیدونستم از این لباس ها هم داری

اینا ردای کلیسان

اینطوری وقتی از شهر رد میشیم جلب توجه نمی کنیم

چرا اینطوری داری نگاهم میکنی؟

.صرفاً جدیده همین تا الان صرفاً توی کیمونو دیده بودمت

کیمونو خوبه ولی باید لباسای غربی رو هم امتحان کنی

ردائه خیلی بهت میاد

چی؟

چی شده سوزونو؟

خب، من.... من به پوشیدن رداهای بلند کلیسایی عادت داشتم

در نتیجه کیمونو هم به خاطر وزن و طول ...مشابهش برام راحت بود

به نظرت این بهم میاد؟

آره میاد

به علاوه، درسته که تا حالا کیمونو نپوشیدم

ولی میدونم که لباسای غربی هرچی گرون تر باشن قشنگ ترن

اصلاً تو شست و شو لباسا رو در نظر بگیر

!تمومه

چیه؟ دروغ گفتم که بهت میان

!دیگه گولتو نمیخورم

توی آینده ام احساس سختی میکنم

اسکوترت رو نگه دار

چی شده؟

باید دورشون بزنیم

آره

دلیل شما برای پوشیدن این زره چیه؟

این صداهای پر از امید رو نمی شنوی؟

این ملت دنبال یه قهرمانه

تا آسمان بهشت و متحدکننده امپراطوری رو آزاد کنه

خب، بریم؟

این میشه دومین عملیات قهرمان امیلیا برای پس گرفتن آسمان بهشت

!پس قهرمان اینه

!واقعاً زنده ست

!قهرمان اومده افزهان رو نجات بده

!لطفاً متحدکننده امپراطوری رو نجات بدین

تشویق ها رو میشنوی امیلیا

تمام این شهروندای بی مصرف فایگان تنها کاری که میتونن بکن امیدواریه

مثل مالبرنچ ابلهن

که فکر میکردن میتونن جدی جدی انتقام پادشاه شیاطین رو بگیرن

!---اولبا، تو

تو و من قراره با هم شیاطینی که !ازفهان رو تهدید میکنن رو از بین ببریم

!چی؟! من نمیخوام همچین کاری کنم

چاره ای نداری

،هرچی به پایتخت نزدیک شیم شانس لو رفتنمون بالا میره

باید اونا رو یه جا ول کنیم

ولی تازه داشتم قلق دولاهان سه رو !دست می گرفتم

،خوشحالم که اسکوتر روندن بهت کیف میداده

ولی ممکنه قضیه مرگ و زندگی املیا و بقیه وسط باشه

...راستی، میخواستم بدونم

چرا همیشه اسم وسایل نقلیه تو میذاری دولاهان؟

مگه دولاهان شیاطین اساطیر زمینی نیستن؟

!خوبه که اینهمه چرت و پرت بلدی

ولی توی قلمرو شیاطین دولاهانی وجود نداره

پس چرا از اسمشون استفاده میکنی؟

ام، دلیل خاصی نداره

،ولی قبل از اینکه به مگ رونالدز برسم من و آشیا از خیلی از شغلای مختلف زده شدیم

اوه

بعد رفتم تو مگ رونالدز و یه دوچرخه واسه رفت و آمد خریدم

پولش خیلی شد

خیلی بده که بدون پس انداز از کار زده شی نه؟

همینطوره

...وایسا بینم، نگو که

آره. رسماً خوش شانسی بود

دولاهان ها شیاطین بدون سر بودن درسته؟

،اگه سری نباشه .زده شدنی هم در کار نیست

شدن از کار بود axe اصطلاحی که استفاده کرد) (که به معنی تبر خوردن هم میده و اینجا داره میگه اگه سری نباشه، دیگه چیزی نیست که با تبر قطع شه

چه بد

هی، خودت پرسیدی

ترجیح میدادم بگی دلیل انتخاب این اسم

اینه که به زندگی به سبک پادشاه شیاطین عادت کردی

!اینطوری خیلی ناراحت کننده میشد

!فقط اینکه دلیلت خیلی انسانیه

!اوه خفه بابا! داری مسخره ام میکنی

بگو ببینم، چرا گونه ی تو اومد جزیره انتا؟

چی؟

چرا سعی کردی به هر پنج تا قاره حکمرانی کنی

حکمرانی با نابود کردن خیلی فرق داره

و آلسیل هم که به خوبی داشت ازفهان رو حکمرانی میکرد

چیهو گاهی وقتا خیلی نکته بین میشه

یا شایدم چون از چیزی خبر نداشت تونست این ماجرا رو بفهمه

فهمید که تو پادشاهی بودی که به ساکنین قلمرو شیاطین حکمرانی میکردی

آره، من پادشاه شیاطینم. خب که چی؟

اووف

داری چیکار میکنی؟

یه روحانی هیچوقت رازهایی که حین اعتراف گفته میشه رو فاش نمی کنه

اینطوری که بشینم صورتمو نمی بینی

:بگو ببینم، پادشاه شیاطین

چرا به جزیره انتا حمله کردی؟

،وقتی متولد شدم دنیای شیاطین دنیای گهی بود

همه چیز بر پایه خشونت بود

یه ارتش جمع کردم تا بتونم اون دنیا رو تغییر بدم

به خاطر شیاطینی مثل کامیو و آلسیل ،فتوحاتم خیلی خوب پیش رفتن

و تونستیم یه ملت پیشرفته رو به وجود بیاریم

تونستیم مرگ شیطان های ضعیف رو ریشه کن کنیم

ولی تو محاسباتم یه جا رو خیلی اشتباه رفتم

محاسبات؟

،شیاطین از جادو استفاده میکنن ،انرژی ای که باعث زنده موندنشون میشه

و این انرژی از ترس و ناامیدی میاد

متحدکردن سرزمین شیاطین توسط من باعث به وجود اومدن صلح و آرامش شد

و ترس و ناامیدی کم کم از بین رفت

در نتیجه جادومون هم رو به اتمام بود

،که خب یه اتفاق طبیعی بود چون منبع جادو رو ریشه کن کرده بودیم

تقصیر من بود که توی سرزمین همه داشتن از بین می رفتن

به خاطر همین به جزیره انتا حمله کردی؟

به کشورای دیگه حمله کردم تا منابع از دست رفته مون رو بازیابی کنم

با استعمار و اشغال اون کشورا

یه انگیزه کلیشه ای برای جنگ، درسته؟

آره

اگه انسانیت رو نابود میکردیم بازم همین اتفاق می افتاد

در نتیجه فهمیدم که میتونیم با یه مقدار متناسب از ترس، میتونیم به انسان ها حکومت کنیم

:به سربازام دستورات واضحی دادم ،به کسانی که در برابر ما می ایستند رحم نکنید

ولی همیشه تسلیم شدن رو بپذیرید

بقیه شم که میدونی

امی قاره ها رو دونه دونه آزاد کرد

منم فرار کردم و به ژاپن رسیدم

وقتی به جزیره انتا ،حمله کردم، خیلی تحقیق کردم

که چطوری انسان ها میتونن بدون کشتن همدیگه تمدن خلق کنن؟

اینجاست که تفاوت بین انسان ها ...و خودمون رو نفهمیدم

ولی سه روز بعد از رسیدن به ژاپن فهمیدم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left