The first 200 lines.
من خيلي گرسنه ام. اميدوارم بتونيم چند تا ماهي بگيريم.
مي تونيم اينو بچرخونيم؟ يواش.
منم دارم يواش مي چرخونم.
هي، متي ببين! - اون قايق رو اون دور مي بيني؟
اون زيباترين قايق تو جزيره "ويدبي" هست. اسمش هست "ستاره صبح".
وقتي بزرگ شدي بهت ياد ميدم چطوري قايق رو هدايت کني. - بهترين چيزيه که وجود داره
- از ماهيگيري هم بهتره؟ آره. ولي مي دوني چيه کوچولو؟
- دلم نمي خواد تو بزرگ بشي. اگه بزرگ بشي و با يه دختر خوشگل ازدواج کني چي؟
- اونوقت کي با من مياد بريم قايق سواري؟ -بابا.
همچين چيزي امکان نداره.
نيک، بايد با هم حرف بزنيم. هميشه از حرف زدن با تو خوشحال ميشم، رودي.
سلام وارن
اون اخطار از طرف شرکت "فرست سياتل" رو گرفتي؟ آره. آره، در حقيقت خودم گرفتم.
ما يه مشکل اساسي داريم.
- "فرست سياتل" که مشکل نيست. اين مارتيني ها مشکل هستن. اجازه ميدي؟
خواهش مي کنم. - کجا بوديم؟ آهان، فرست سياتل.
- مامان؟ - سلام کوچولو.
چه خبرا؟ - بيا بگيرش.
مثل يه کيسه سيب زميني شدي.
تو اونو دور تا دور مهموني کشوندي؟ - ما نمي ذاريم تو هيچ وقت ازدواج کني و بري، انجي.
آره
پيکاسو دوران آبي.
اسم نقاشش کاندينسکي هست. واسيلي کاندينسکي
آلماني بود، البته با اصل و نسب روسي. 1866 تا 1944
و راستي، دوران آبي پيکاسو تلويحي بود... و در 1904 خاتمه يافت
ولي اين کار آبرنگ آبستره هست و در 1911 انجام شده
پيکاسو
همه ساکت باشين. من مي خوام سخنراني کنم
من هميشه ميگم نشونه يه مهموني خوب... وقتيه که به من بيشتر از بقيه خوش ميگذره،..
ولي الان وقتشه که حسابهاتون رو بديد به خاطر خوردن همه مشروبها و غذاهاي من
و ريختن سس گوجه فرنگي رو مبل من، بابي لانگ
چيه؟ فکر نمي کردي ببينمت؟
- اون غيرقابل تحمله. ما اينجا هستيم تا پول خيلي زيادي براي مدرسه "اسمال فراي" جمع کنيم.
پس تا شما دسته چک هاتون رو در مياريد
افتخار بزرگي هست براي من تا خانم ربکا تينگلي رو به شما معرفي کنم...
ممنونم آقاي پارسونز
اول از همه، دلم مي خواد از معرفي چند تا از کارکنان خودم شروع کنم
اين شما و اين معلم دلسوز و مسئول پذيرش خانم آنجلا گرين
داري به چي فکر مي کني؟
هميشه به گستاخي الانم بودم؟ کاملا
سلام. بيا بشين
آنجلا به نظرت بايد خبر رو بهش بگيم يا نه؟ فکر مي کنم بهتره از دهن ما بشنوه تا ديگران
ولي خوشحال نميشه از شنيدنش جريان چيه بچه ها؟
چشماتو ببند ببندشون
خب حالا پاشو
حالا ليبي به چي بيشتر علاقه داري؟ - من؟
نه اصلا
باشه، باز کن
نيدم "شان گيتمن" در فکر فروشه
بهش يه پيشنهاد دادم... و اون موافقت کرد به ما اجازه بده آخر هفته اونو ببريم بيرون
و اگه تو دوست داشته باشي مال تو ميشه
ديگه کي همچين موقعيتي گيرمون مياد؟
پس "متي" چي؟ من مواظبشم. بهمون خوش ميگذره
تو که از قايق سواري خوشت نمياد ميتونم ياد بگيرم
ولي نمي دونم، به نظرم نبايد.. صبر کنيم
من که خشکي نمي بينم
خب کجاست؟
آلاسکا اون طرفه، ژاپن مستقيم... و استراليا يه جايي سمت چپ.
تو کجا دوست داري بري؟ تخت
مي تونم ترتيبشو بدم
بايد بيشتر از اين کارا بکنيم منظورت چيه؟ خريدن قايق گرون قيمت؟
اگه اين اتفاق ميفته حاضرم فردا هم يکي ديگه بخرم.
نه لوس نشو، فقط خودمون دو تا... هيچ کسي هم نزديکمون نباشه
از خدا مي خوام
نيک؟
نيک؟
واي خداي من. نيک؟
نيک؟
نيک؟
نيک؟
خداي من
نيک! خدا من!
ستاره صبح، اين گشت ساحلي هست... خانم چاقو رو بذاريد زمين و يه قدم بريد عقب
من... من نمي دونم... من نمي دونم... همسرم کجاست!
سلام تام. چي واسه من داري؟
- هيچي؟ - نه.
کاتر لطفا نذار دست بکشن. اون خيلي قويه.
قايق و گروه نجات همه هستن.
باد و جريان آب رو دنبال کردن...
هيچي نيست.
درجه 51 هست
خيلي سرده. واقعا سرده
- کاتر، نمي تونم نفس بکشم. - فقط سرت رو پايين بگير.
نفس عميق نفس طولاني
مامان ببين
سلام کوچولو
سلام بابي
سلام ليبي
اون از من خواست که بيام با تو حرف بزنم
نه به عنوان يه وکيل، به عنوان يه دوست
بازجويي امروز تموم شد، و اونا همه شواهد رو بررسي کردند و نيک رسما مرده اعلام شد
و اونا گفتن که مرگش عمد بوده و تو
اوه خداي من .... تو متهم به قتل اون هستي
من اومدم اينجا تا بهت خبر بدم هيچ حرفي به کلانتر نزن
متاسفم ليبي
کاتر
جلو چشم بچه ام اين کارو نکن
متاسفم ليبي. قاضي ضمانت ما رو قبول نکرد
نجي مي تونه از متي مراقبت کنه؟ خوبه
خوبه
بيا يه نگاه به اين بندازيم، ببينيم چه کار مي تونيم بکنيم
بابي به نظر من اين اتفاق افتاده
من يه خورده مشروب خورده بودم. خب؟ و بعد خوابم برده، و احتمالا صبح شده و ...
نيک مي خواسته مانع يا يه چيز ديگه رو ببره
چون چاقوي آشپزخانه... روي عرشه بود
و احتمالا قايق بالا پايين رفته يا يه همچين چيزي و چاقو به خودش خورده
و سعي کرده بياد پايين. سعي کرده بياد پايين که منو بيدار کنه
من از وقتي با نيک آشنا شدم اين چيزا رو ترک کردم
همه چيز درست ميشه. بهت قول ميدم
خب. بهتره يه نگاه يه اين بيمه عمر بندازيم.
شما هردوتون خودتون رو بيمه عمر کرديد.. تو يه شرکت همين اطراف 4 ماه پيش
و تو ذينفع هستي. - من همسرش هستم
مي دوني اين بيمه قيمتش 2 ميليون دلاره نيک مي خواست مطمئن باشه که اگه
اتفاقي واسش افتاد ما راحت باشيم راحت بودن و 2 ميليون دلار فرق هست
اونا ممکنه اينو يه انگيزه در نظر بگيرن اونا اينطوري ميگن؟ نه کسي اينو نگفته
من نيک رو به خاطر پول کشتم؟
مي دونم که ما با هم يه خورده مشکل داشتيم و نيک نگران بود ولي اونقدرا مهم نبود
دو تا از سرمايه گذار هاش به خاطر اختلاس دنبالشن
فرست سياتل حق تصرف تمام ملک و املاک اونو گرفته يعني دارايي هاي شخصي تو!
و حالا با مرگ نيک تمام اين مشکلات ناپديد ميشن پشت شرکت، و واسه تو 2 ميليون دلار ميذاره
تو فکر مي کني من اونو کشتم؟ اون چيزي که ما فکر مي کنيم مهم نيست
واسه من مهمه
البته که نه. من فکر نمي کنم تو اونو کشت
وضعيت بيسيم ستاره صبح چطور بود وقتي شما اونو بازرسي کرديد؟
سيم گوشي بريده شده بود و وقتي شما ابتدا به قايق نزديک شديد
چه چيزي ديديد؟ خانم پارسونز يه چاقو دستش بود
اين ضميمه ايالتي شماره 4 هست
پيام اضطراري، پيام اضطراري اينجا ستاره صبح
وضعيت اضطراري تون رو توضيح بديد ستاره صبح
من چاقو خوردم خونريزي دارم من نيکولاس پارسونز هستم
موقعيت تون رو شرح بديد نمي دونم بابا
سه مايل شمال غرب جزيره ويدبي، فکر کنم
آي خدا، آي خدا
خانم پارسونز، شهادتي رو که به دادگاه ارائه شد شنيديد
و توضيح شما اينه که يه نفر ممکنه اومده باشه رو عرشه ستاره صبح
درسته
بذاريد همه احتمالات رو در نظر بگيريم
شايد يه گروه دزد دريايي يا موجودات فضايي! موجودات فضايي همسرتون رو کشتن؟
نه. اونا که ذينفع نبودن در بيمه عمر همسر شما
اعتراض دارم عاليجناب، دادستان وارد نيست
بهتون گفتم چه اتفاقي افتاد. بله گفتيد شما گفتيد که خواب بوديد
شايد شما وقتي به همسرتون چاقو زديد خوابگردي مي کرديد
اعتراض دارم
من همسرم نکشتم من اونو دوست داشتم
من اونو نکشتم
بايد حرفمو باور کنيد
متاسفم ليبي
تقصير تو نيست بابي
مي خوام يه چيزي ازت بخوام آنجي
مي خوام پسر منو قبول کني
نه، ليب، نمي تونم. نمي تونم اين کارو با تو بکنم
من به سختي از خونه والدينم بيرون اومدم. نمي خوام بذارمش اونجا
مشکل پول نداري، چون اون 2 ميليون دلار مربوط به بيمه عمر به يه حساب سپرده به اسم خودش ريخته ميشه
مسئله پول نيست ميدونم
متي تو رو دست داره
نبايد بذاريم سرپرستيش دست ايالت بيفته
ممنون
آهاي کوچولو بيا منو ببين
قراره واسه يه مدت پيش آنجي بموني.
و قراره يه عالمه بهت خوش بگذره
و مي دونم که تو هم پسر خوبي هستي
بله مامان
به محض اينکه اين جريان تموم بشه
دوباره با هم خواهيم بود
قول ميدم کوچولو
دوست دارم
منم دوست دارم
اين کيه؟ يه بدکاره پولدار از جزيره ويدبي؟
طاقت نمياره. تو چي فکر مي کني؟ ... يک سال؟
5تا جعبه شرط مي بندم ظرف 6 ماه خودشو مي کشه
با من کاري نداشته باشين سخت نگير بابا، ما دوستاي جديدت هستيم
شنيدم کلک شوهرتو کندي. حتما حقش بوده.
شوهر منم همينطور
مي دونم خيلي دردناکه که بياي اينجا من الفبا رو بهش ياد دادم.
بخون متي، زود باش بله
الفبا رو ياد گرفتي عزيزم؟ ميتوني بگي؟
تمومش کن ديگه. زود باش قطع کن ديگه کثافت
اوه سيگارت داره تموم ميشه اگه ميخواي دوستي داشته باشي پيشنهاد مي کنم زود يه بسته ديگه بخري
بخاطر شخصيتت البته بهترين شخصيتي نيست که تا حالا ديدم
شنيدم سعي مي کني دوستت رو پيدا کني، اوني که با پسرت بود
آره، نمي تونم پيداشون کنم.
اگه تو مي تونستي به اين آسوني ناپديد بشي باور کن من الان اينجا نبودم
منم همينطور
فکر کن. کله تو به کار بنداز
حتما يه راهي هست که بتوني ردشون رو پيدا کني
مدرسه اسمال فراي، قسمت پذيرش، بفرماييد سلام من آنجلا گرين هستم
آنجي، منم جنيفر. خوشحالم صداتو ميشنوم
ببين، چند وقته چک هام به دستم نميرسه
و ميخوام اگه ميشه مطمئن شم تو آدرس و تلفن منو درست داري
الان نگاه مي کنم. يه لحظه صبر کن بله، حتما. ممنون
آره، اينجاست. بگو ببينم درسته يا نه
پلاک 3321 خيابان ميسون، سان فرانسيسکو کد پستي94105
شماره تلفنش هست 415
الو انجي؟
ليبي؟ من هزار بار خواستم باهات تماس بگيرم. خوبه؟ کجاست؟
همه چيز مرتبه شما تو سان فرانسيسکو چه کار مي کنيد؟
بگو بياد پاي تلفن چرا اينطوري رفتار مي کني؟
چون تو ناپديد شدي و من پسرم رو يک ماهه که نديدم
مي خواستم الان بهت زنگ بزنم. - مزخرف نگو
چطور ممکنه نقل مکان کني و به من خبر ندي، هفته ديگه ميايم مي بينيمت
No comments yet. Be the first to leave one.