The first 53 lines.
تقدیم می کند نی کاشو
Rezamxc
قسمت 6 پو آر
زود میرسیم دیگه؟
مولی، چی میگی؟ تازه یه روزه راه میریم.
ادامه بده مولی، دو روزه دیگه میرسیم.
میدونم از پسش برمیای.
نه در این حد!
دیگه نمیتونم راه برم!
دیگه نای ندارم!
چطور میتونی اعصا هاتو ول کنی؟
بانوی جوان...
حالت خوبه؟
تو...
طبیعتا،
خوشگلایی که همچنین توی چشم هستن
معمولا
مرد اند.
قبل از اینکه بفهمم دستم حرکت کرد!
همش گوشته؟ (نه سوسیه)
واو، اونا حس پر انرژی دارن!
لمس کردن گوشام هم حس خوبی داره.
دوست داری دست بزنی؟
دست زدن به گوش ها یعنی درخواست ازدواج
لطفا معذت خواهی صمیانه منو بذیر، پسر عمو پو آر.
مولی قبلا پیشنهاد ازدواج شو داده.
وای خدا...
چه شرمساریی.
اون کیه؟
پو آر هستم.
و از قبیله سموید میام (سگ سورتمه کش سیبری)
بزرگ ترین پسر خانواده سیاه هستم،
فعلا سینگل.
خانواده سیاه؟
در میان شش خانواده بزرگ،
خانوادش در اطلاعات و خدمات مخفی تخصص دارن
اونا در تجارت خوب هستن و خیلی خر پول اند
بیشترشون جادوی باد دارن.
خب، من...
بانو مولی، درسته؟
آشنایی با شما واقعا افتخار بزرگیـه.
لازم نیست خودتو معرفی کنی.
این یارو بهترین جاسوس بین نسل خودشه.
اون توی پیگیری و هر جزئیاتی خوبه.
احتمالا اون تو رو مثل کف دستش می شناسه.
سوپرایز شدم سریع اومد دنبالت.
مثل همیشه تند زبونی، کیمون عزیزم.
عزیز تو نیستم!
حیف که نمیتونم چهره سرخ شده یاسمن عزیزمون رو ببینم.
مطمئنم که شایان ستایشـه.
این یارو تحت تأثیر نژاد سگی خودشه.
اون کور رنگه!
نفرین!
No comments yet. Be the first to leave one.