The first 200 lines.
... "فصل گذشته در "فلـش
بالاخره تونستم با مرگ مادرم کنار بیام
و به جایی رسیدم که میتونم به زندگی خودم برسم
پدرم رو ازم گرفتن
باید به آرامش برسم
هرکاری حس میکنی لازمه، انجام بده
دیگه هیچوقت نمیکشیش
باهات کاری ندارم - نه -
جات امنه
من فقط یه چیز درباره زندگی میدونم
میدونم بعضی اتفاقات رو شانس رقم میزنه
امروز دیگه بهش میگم
امروز روز منه. باهاش حرف میزنم
کجا مونده؟
و بعضی اتفاقات رو خودِ ما
خیلیخب، بهش بگو
انجامش میدم
تو میلیونها بار باهاش صحبت کردی
یه حرف قشنگ بزن
خبر فوری شبکه 52
آخرین اخبار از سنترال سیتی
جایی که فرا انسان مرموز و خلافکار
که به خودش لقب رایول داده
یک بار دیگه با سرعت باورنکردنی خودش برای شهروندان باعث رعب و وحشت شده
کمک نمیخوای، فلش؟
نه، ولی وقتی کارم با این احمق تموم بشه شاید اون نیاز به کمک داشته باشه
تو چه مشکلی با شهر من داری؟
این شهر هیچ مشکلی نداره
بلکه مردمش باید یه درسی رو یاد بگیرن
که من هیچ رقیبی ندارم
مخصوصاً تو
حالت خوبه؟ - آره، ممنون -
اون دیگه واقعاً داره میره روی اعصابم
نگرانش نباش
دفعه دیگه شکستش میدی، فلش
ترجمه از محـمـد امـیـر و کـیـانـوش M.Amir & Kianoosh_93
ارائهای از تیمهای ترجمه نایت مووی و تیوی ورلد NightMovie & TvWorld
ببخشید؟
سلام، عذر میخوام، این واسه شماست؟
فکر کنم انداختینش زمین
اینجا افتاده بود
... نمیدونم چی شده، ولی
خدای من، اصلاً متوجه نشدم انداختمش
خیلی ممنون
خواهش میکنم
صبر کن، من قبلاً تو رو یه جایی دیدم، مگه نه؟
راستش دوران دبستان همکلاسی بودیم
23؟ PS من رو یادت نیست؟
وای خدا ! آره ! یادم اومد
گری، درسته؟ - آم، بری -
بری - بری آلن -
درسته - اشکالی نداره -
ببخشید - نه، ایرادی نداره -
... آره، آره، معلممون با آقای
آقای هینکلی - آره -
... آره، باهاش ریاضی داشتیم، همیشه عادت داشت
با مشتش میکوبید
روی تخته
و گرد و خاک بلند میشد
... و قیافش میشد
شبیه پیگ پن، توی کارتون بادوم زمینیها
... آره، اون
اوهوم، حالت چطوره؟
من، عالی
آره، تحلیلگر صحنه جرمم
اداره پلیس سنترال سیتی
آهان، پدر من هم اونجا کار میکنه
اونجا کاراگاهست - آره، بعضی وقتها میبینمش -
زیاد نمیشناسمش، ولی میدونم
گاهی اوقات از کنار هم رد میشیم - خوبه -
باز هم ممنون
گمونم تو قهرمان امروز منی
خوشحالم که تونستم کمک کنم
میدونی، دوست داری یه قهوهای بخوریم؟
البته الان داری قهوه میخوری
منظورم واسه یه وقت دیگهست
با من. البته الزامی نیست که حتماً قهوه بخوریم
میتونه هر نوع نوشیدنیای باشه
... مثلاً شراب، یا آبجو
البته یه وقت فکر نکنی میخوام مستت کنم
میتونیم چای سرد بخوریم. دوست داری؟
دوست داری با من یه چای سرد بخوری؟
آره - جدی؟ -
آره، دوست دارم باهات چای سرد بخورم
باشه - بری آلن -
تو خیلی بامزهای، میدونستی؟
آره - اوهوم -
ولی باید سعی کنی یه ذره آرومتر صحبت کنی
... سرعت
همیشه مشکلم بوده
بعداً میبینمت
چه خبر بری؟
یه کم شنگولتر از همیشهای
کاپیتان مندز
به یک دختر پیشنهاد دادم و اون هم قبول کرد
بهترین حس دنیاست، مگه نه؟
آره
کی بشه عروسیتون
تا اون موقع فکر میکنم خیلی راه باشه
خوبه، پس خیلی وقت داری من رو در جریان بذاری
که پرونده رایول به کجا رسید
چیز قابل ذکری نیست
توی حملاتش به اداره پلیس
نه مویی از خودش به جا گذاشته و نه نمونه پوست
یعنی میگی هیچ راهی برای شناسایی این آدم نیست
وقتی فلش جلوش رو بگیره، میفهمیم کیه
خب، بهتره که فلش عجله کنه
تو هم همینطور
باشه
خیلیخب
کسی کاراگاه وست رو ندیده؟
فکر میکنم رفته بود بخش شواهد و اسناد
راستش، نمیدونم کجاست
ببخشید
فرمانده، اشکالی نداره امروز یه ذره زودتر برم؟
میخوای به قرارت برسی؟
نه، با یکی از دوستام قرار شام دارم
بری
نه
این دفعه نمیذارم بکشیش
دیگه هیچوقت نمیکشیش
چیزی نیست، نترس
کاری باهات ندارم
جات منه
شام
به نفعته سیبزمینی پیچی هم خریده باشی
آدمها میتونن تا سه هفته هم بدون غذا زندگی کنن
اگه جای تو بودم یه کم بیشتر قدرشناسیم رو نشون میدادم
خب، تو این کار رو با من نمیکنی، بری
به هر حال، تو قهرمان داستانی
نکنه یادت رفته؟
زیادی درگیر "زندگی فوقالعاده" معکوستی؟
معکوس، چه جالب
این کلمه واست خیلی کنایه آمیزه
خب، اسم اینجا رو چی بذاریم؟
دنیای جدیدی که تو واسمون ساختی
به نظر من بذاریم
فلشپوینت
غذا نمیخوری؟
شاید یه راهی پیدا کرده باشی که با این قفس شیشهای
سرعت من رو گرفته باشی، ولی من از اینجا میام بیرون
و هر طوری که شده، زندگی تو رو نابود میکنم، فلش
نه
هیچوقت از اونجا بیرون نمیای
و دیگه هیچوقت به کسی صدمه نمیزنی
اینجا من تمام چیزهایی که تو و زوم
ازم گرفتین رو دارم
بالاخره آزادم
توی خونهم هستم
اینجا خونه نیست بری
این یک سرابه
تخیلی که باعث نابودی هردوی ما میشه
مگر این که تو من رو از اینجا آزاد کنی
گوش نمیدی، دان
چرا باید بخوام از اینجا برم؟
اینجا همه چیزم درسته
حتی یک فلش هم وجود داره و نیازی نیست من فلش باشم
آره، راستی این تندروی جوان کیه؟
میدونی؟ اصلاً واست مهمه؟
وقتی تو مثل یک پسر بچه تنهای گمشده
میشینی و قایم میشی
و اجازه میدی یک نفر دیگه جونش رو برای حفظ
این شهر به خطر بندازه
دشمن مشترکمون، میاد سراغ هر دوی ما
کدوم دشمن مشترک؟
زمان
همین الانش داره روی تو
و تمام کسانی که دوست داری تاثیر میذاره
و تا چند وقت دیگه، من رو هم با تو
میکشه پایین
میدونی
خیلی جرات داری
جدی میگم
که به من درباره به هم زدن زندگی بقیه هشدار میدی
میدونی، تنها دلیلی که من این کار رو کردم
واسه کاری بود که تو با زندگی من
خونوادهم
و مادرم، کردی
آره، خب، به زودی، یه روزی
میای التماسم رو میکنی که دوباره بکشمش
میشه این رو نگهداری؟ - آره -
میخواستم بگم ماشین یه صداهایی میکنه
... یه صدای زنجیر مانند
میخوای تو بشینی پشت فرمون - هرچی تو بخوای -
سلام پهلوون - این هم از پسر خوشگلم -
همه چیز مرتبه؟
آره
عالیه
صبح بخیر - صبح تو هم بخیر، بری -
صبح بخیر
عجب صبحونهای
یه جوری شدیا
منظورت چیه؟
این چند وقته هر روز صبح
میای بغلم میکنی، انگار یه عمره من رو ندیدی
خب، اگه دوست نداری، دیگه نمیکنم
نه، خیلی هم دوست دارم
راستی بری، میخواستم بهت بگم
چند هفته پیش یه خونه
به یک زن و شوهر مسن فروختم
No comments yet. Be the first to leave one.