The first 200 lines.
. اي خدا، خالي شده .ميرم پرش کنم
سرورم، بياين ، سفارشها يي که داده بودينُ .آماده کردم
همينجوري درسته؟
خيلي خوبه، ميتوني بيشتر درست کني؟
.درست کردنشون که مشکلي نداره .مشکلمون پوله
.نمک و شکر کافي نداريم
فعلا همين ها براي بيمارهايي که وضعيتشون وخيم تره .کفايت ميکنه
.درست شد
.اول ، کشُ محکم دور بازوش ميبندي
.ميتوني يه برآمدگي کبودُ اينجا ببيني .اين رگه
بعد، محلُ با الکل تميز ميکني تا .باکتري ها از بين برن
،سوزن به حالت افقي نگه ميداري .دقيقا به موازات رگ
.سوزنُ به آرومي وارد رگ ميکني
ياد گرفتي؟
.ميرم سر اصل مطلب .با من برگردين خونه
ممنونم که اومدين دنبالم، ولي کارهاي .زيادي اينجاهست که بايد انجام بدم
.شما يه خانم هستيد چه کاري از دستتون برمياد؟
.نميشه وارد بشين
اينجا قرنطينه است . اين نخ بيماران رو از افراد سالم جدا ميکنه . اميدوارم .درک کنيد
!سرورم
چه قصدي از آوردن بانو به اينجا داشتي؟
.اينجوري که فکر ميکنين نيست .من با پاي خودم اومدم اينجا
.جوابمُ بده
چه قصدي داشتي؟
...نه اينجوري نيست - .حق با شماست -
.من ازشون خواستم بيان
چي؟
.مردم زيادي اينجان که نياز به کمکشون دارن
.براي همين ازشون خواستم بهم کمک کنن
يه پزشک بي کفايت ، براي نجات دادن مردم آلوده زندگي يک بانوي نجيب زاده رو به خطر ميندازه؟
ميدوني اين شخص، چقدر براي من مهمه؟
.ميدونم. شما نامزد هستين
مگه براي همين نيومدين؟
. با اينکه هنوز همسرتون نشده .ولي مايه خوشحاليه
چطور به خودت جرات ميدي؟
!دکتر جين هيوک
ميون...ميونگ بوکم چطوره؟
.خوبه، داره طاقت مياره
!معلومه که ميتونه
.يه عالمه شکر و نمک براتون آوردم
جناب کيم تو همچين جايي چيکار ميکنن؟
.فقط مريضها گذرشون به اين اطراف ميوفته
مگه کار شما گرفتن دزدها و سارقين خيابانهاي شهر نيست؟
.سرورم، ظاهرا دچار سوتفاهم شديد
به خاطر اينکه يک نجيب زاده ي بي کفايتيد احساس شرمساري نميکنيد؟
. من احساس ميکنم ديگه زيادي عمر کردم انگار اين روزها حتي پسر يه فاحشه هم به خودش ...اجازه ميده به يه نجيب زاده بي احترامي کنه، عجب حرومزاده اي
به قصد جون دکتر جين هيوک به اينجا اومدي؟
.پس چرا شک داري، بجنب ديگه
ولي اگه اين کارُ بکني ، حکم مرگ تمام اون بيمارا .رو هم صادر کردي
.مشکل بزرگي داريم
...ميونگ بوک
.ميونگ بوک
!ميونگ بوک! بذار برم
.دکترجين گفته نميتوني بري تو - !ميونگ بوک-
!ميونگ بوک!ميونگ بوک .ولم کن
حالش خوب ميشه ، مگه نه؟ - !ميونگ بوک-
...دکتر جين
فکر کنم بايد از طريق تزريق داخل وريدي ران .استفاد کنيم
.بايد از رگ داخلي ران استفاده کنيم
رگ داخلي ران بزرگتره ، اينجوري ميتونه .محلول خوراکي بيشتري دريافت کنه
اينجوري، حالش بهتر ميشه؟
.نميشه مطمئن بود، بايد امتحان کنيم
.آقا
.من اينجام
دارم ميميرم؟
کي همچين مزخرفي گفته؟
.اگه من بميرم ، پدرم خيلي غصه ميخوره
.نه ، قرار نيست بميري .عمو ميدونه
ميونگ بوک، تو قراره در آينده آدم خيلي .مهمي بشي
ميفهمي؟
،دروغ نگو، من يه چونگ چينم
.عمرا بتونم يه مقام رسمي بشم
فقط منتظر باش و ببين. ميفهمي که .عمو بهت دروغ نگفته
.اينجوري ، محلول خوراکي بيشتري وارد بدنش ميشه
،ميونگ بوک من
.لطفا ميونگ بوک منو نجات بده
...قول ميدم
.قول ميدم ديگه مشروب نخورم، مهموني نرم،خطا نکنم
.عوض ميشم، دوباره ميشم يه پدر خوب
،خواهش ميکنم
بهت التماس ميکنم ، خواهش ميکنم ميونگ بوکمُ .نجات بده
.لطفا چند دقيقه استراحت کنيد
.من ازش مراقبت ميکنم
...تا حالا
.اينقدر مشتاق به نجات زندگي يه نفر نبودم
، هر کاري براي نجات بيمارام ميکردم .فقط بر حسب وظيفه بود
.اولين باره که دارم روي کارهام فکر ميکنم
.واقعا ميخوام اين بچه نجات پيدا کنه
.آره، حالش بهتر ميشه
.آقا
.بله حالت بهتره؟
.خوبه
!بجنب، زور بزن بچه
.بايد بيشتر زور بزني
.خوبه...خوبه !خوبه ...خوبه
!آره ،خودشه
، دکتر جين، حالا که ميتونه ادرار کنه حالش خوب ميشه ، درسته؟
درست ميگم؟
.آره، حالش داره خوب ميشه
.زنده باد
!زنده باد !نجات پيدا کردي
پدر، حالم داره خوب ميشه، مگه نه؟
.معلومه که خوب ميشي
،مگه بابا قبلا بهت قول نداده بود
که هر کاري براي نجاتت ميکنه؟
،اينو نگاه،هر چي هم روده ي راست تو شکمت نباشه بايد حقيقت ُ بگي، مگه نه؟
مگه دکتر جين نبود که اين بچه رو نجات داد؟
...راست ميگي...آره...آره
.متشکرم، دکتر جين
از همون اولين باري که ديدمتون .ميدونستم با بقيه فرق دارين
پس ، براي همين بود که ميخواستي منو بفروشي؟
...هي! عجب آدميه
بفروشيش؟ چي شد؟
...اه..اون
...اوه، اين ...اين
من اين پولها رو براتون آوردم که براي درمان .بقيه ي بيمارها ازش استفاده کنيد
...اين پولها
... نگو که
.ندزديدم، با خيال راحت خرجش کنيد
!متشکرم
.قربان، بياين اونجا رو ببينين
اين ها چيه؟
.شکره
!اينم نمکه. نمک
شيک، نديدي کي اينها رو آورد؟
.نه ، نديدمشون ، فقط بسته ها روديدم
!عاليه !انگار هر چي تو انبار داشتن ، آوردن اينجا
فکر کنم بالاخره يه نفر ارزش کار شما رو درک کرد .دکتر جين
.همه ازتون سپاسگذارن
!دکتر جين، واقعا شگفت انگيزه
.بريم
...شيک
!مامان
...شيک
!آي خدا. زنده موندين، زنده اي
...پدر شيک
.اي زن بد...به نفعته ديگه مريض نشي
.آقا. خيلي زحمت کشيدي
.ساختن اين همه وسيله کار راحتي نبود
،اگه به خاطر شما نبود
.هيچوقت اين اتفاقات نمي افتاد
!خيلي ازتون ممنونم - .متشکرم -
از اين به بعد تعداد بيمارامون .کمتر و کمتر ميشه
ديگه زمان زيادي تا از بين رفتن .کامل کجيري نمونده
.خوشحالي بسه ديگه. بهتره بريم وسايلو تحويل بگيريم
.بايد هر چه زودتر منتقلشون کنيم
زورت ميرسه؟
حالتون خوب نيست؟
.نه، خوبم
...دکتر جين
!دکتر جين
!دکتر جين - چي شده؟ -
...نکنه
حالت خوبه؟
نزديکم نشو !برو اون طرف
.مشکلي پيش نيومده .حالم خوبه
.خانم، نگران نباش
م...من؟
...قربان
چت شده؟ - !قربان...قربان -
يعني...وبا گرفتم؟
.همش تقصير منه
... اگه رو لباسش بالا نياورده بودم
!همش تقصير منه! تقصير منه
.تقصير منه که نتونستم جلوي خودمُ بگيرم
بسه ، الان چه فايده داره که خودتُ سرزنش کني؟
.خانم،بايد از اينجا برين .ممکنه اينجوري سلامتيتون به خطر بيوفته
. ميتونم از خودم مراقبت کنم !زود از اينجا برين
.اينقدر کله شق نباشين تو اين وضعيت چطور ميتونين مراقب خودتون باشين؟
.از اين به بعد ديگه شما دکتر نيستيد .فقط يه بيماريد
تا الان شما بودين که زندگي ديگرانُ ،نجات ميدادين، ولي از اين به بعد
.نوبت منه که نجاتتون بدم متوجه شديد؟
،خوبه
شنيدم که خطر کجيري ديگه پايتختُ .تهديد نميکنه. خدا رو شکر
.بذار فنجونتُ پر کنم
.نيازي به تمجيد نيست .من که کاري نکردم
تنها کاري که کردم ، دستور بستن دروازه هاي شهر بود
پيشگيري از شيوع اين بيماري در پايتخت .به خاطر نفوذ شما بوده ، قربان
از قديم گفتن ، درخت هر چه پربارتر .سربه زيرتر
به نظر من که اين ضرب المثل کاملا .شايسته ي شماست ،دکتر يو
.شما بوديد که مايه ي اعتبار عاليجناب شديد .تواضع شما مثال زدنيه
تا حالا شندين که من دروغ بگم؟
وضعيت دهکده ي توماک در چه حاله؟
هنوزم دکتر جين داره به تنهايي از بيماران مراقبت ميکنه؟
.يه مامور براي تحقيق به منطقه فرستادم
.به زودي اخبار بيشتري به دستمون ميرسه
.افسر جانگ هستم
.بيا تو
چيزي دستگيرت شد؟
.بله
.عاليجناب ميخوان بدونن الان در توماک چه خبره
.گزارش بده
گزارش شده که دکتر جين هم مبتلا به .کجيري شده
چي؟ کجيري؟
بله. ظاهرا هنگام درمان بيماران .بيماري به خودش هم سرايت کرده
.ميگن در شرايط بحراني به سر ميبره
.خداي من! چه خبر ناگواري
داشت در درمان کجيري موفق ميشد .و حالا خودش گرفتار شده
.فکر ميکردم با مردم عادي فرق ميکنه .ميتونه در مقابل بيماري دووم بياره
سرورم، با وجود تمام مهارت هايي که در طبابت داره
No comments yet. Be the first to leave one.