The first 36 lines.
BaranMovie همه چي تغيير مي كنه اگر همديگه رو بشناسيم و با شناخت جلو بريم
امروز صبح
تمام دونسته هام اين بود كه
چيزي رو مي دونم كه
كه قبلا نميدونستم
و از 18 ساعت پيش تا الان
تمام چيزي كه تو نظرم بوده
اون چشماي سبزرنگ و
خال صورت و لبخندي بوده كه باعث شده بخوام
تو رو ديگه بهتر بشناسم
بهتر بشناسم بهتر بشناسم
من ميخوام تو رو بهتر بشناسم
بهتر بشناسم بهتر بشناسم
من ميخوام تو رو بهتر بشناسم
بهتر بشناسم بهتر بشناسم
من ميخوام تو رو بفهمم بفهمم..... بفهمم
چون بين ما فقط يه سلام خشك و خالي بوده
و اون حسي كه تو چشمات ميگه داري مياي خونه
فقط يه اسم ساده از تو مي دونم
همه چي تغيير كرده
فقط ميدونم كه ايستادي و درو نگه داشتي
و خيلي زود تو مال ِ من و من مال ِ تو ميشم
فقط مي دونم كه از ديروز تا حالا
همه چي عوض شده
و همه ديوارهاي ذهن من
با شك و ترس ايستادند
اما من ميخوام همشون رو خراب كنم
خرابشون كنم و درو برات باز كنم
تو دلم
غوغايي به پا شده
...دلشوره اي كه انگار
همينطور شديدتر ميشه و ...باعث ميشه كه من بخوام
تو رو بهتر بشناسم
بهتر بشناسم بهتر بشناسم
من ميخوام تو رو بهتر بشناسم
بهتر بشناسم بهتر بشناسم
No comments yet. Be the first to leave one.