Drops of God

Drops of God (Les Gouttes de Dieu)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Drops of God S02E01 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-04
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫تازگی‌ ها، ترسی از تاریکی پیدا کردم.

‫ده ثانیه.

‫ایسی، این بار تا عمق ۵۰ متری میری.

‫از پسش بر میای.

‫پنج.

‫چهار.

‫سه.

‫دو.

‫یک.

‫نفس بکش. ‫نفس بکش!

‫ایسی.

‫حالت خوبه؟

‫درست مثل یه بچه.

‫اصلاً برام آشنا نیست.

‫منم همینطور. خیلی فرق کرده. ‫نمیدونم بهتر شده یا نه.

‫خوشحالم که مثل قبل نیست.

‫خاطرات کمتری از مادرت رو زنده میکنه.

‫مرغ‌ ها رو یادم نمیاد.

‫نه، نبودن.

‫کامیل حتماً برای نشون دادنش ‫به تو خیلی ذوق داره.

‫آره، ولی اون کجاست؟

‫وای، خدای من!

‫آه، ایسی!

‫- داری خفه‌م میکنی. ‫- اوه، ببخشید.

‫- ببخشید. ‫- خیلی خوشحالم که اینجام.

‫آره.

‫هیروکازو-سان، خوش اومدی.

‫خیلی ممنونم، کامیل.

‫از دیدنت خیلی خوشحالم.

‫آه، اوم... یه لحظه معذرت میخوام.

‫آنیتا از مسابقه ازمون خواست که ‫توی یه میزگرد عمومی شرکت کنیم.

‫این برامون خوبه!

‫آره. ببخشید، پشت خط بودم. ‫دارم گوش میدم.

‫آره. فردا خوبه.

‫بهش بگو از آشنایی باهاش خیلی خوشحالم.

‫ممنون. بازم ممنون.

‫خب. پس بیا وسایلت رو ببریم بالا.

‫چیزهای زیادی هست ‫که باید بهت نشون بدم.

‫آره، همه‌ چی خیلی متفاوت به نظر میرسه.

‫آره. باحاله، مگه نه؟

‫- مرغ‌ ها رو دیدی؟ ‫- آره.

‫میدونی، اونا تخم میذارن.

‫- خوبه. ‫- تخم‌ مرغ‌ های ارگانیک.

‫اوه، فوق‌ العاده‌ست.

‫عالیه، اومدی!

‫این توی خانواده‌تون ارثیه؟

‫خوش اومدی، هیروکازو سان.

‫خیلی مشتاق بودم یه روز دوباره ببینمت.

‫- اتاقت رو بهت نشون میدم. ‫- مامان، اون فرانسوی بلد نیست.

‫کامیل از اون آدم‌ هاییه که ‫من رو توی کمد حبس میکنه.

‫- ادعا میکنه که نباید جلوی چشم باشم. ‫- واقعاً هم نباید جلوی چشم باشی.

‫محلش نذار.

‫ماریان، اون فرانسوی بلد نیست.

‫بله، بله.

‫هیروکازو، ما همدیگه رو ندیدیم، ‫چی بگم، ۳۵ سال؟

‫بچه بودیم.

‫راستش، اصلاً نمیشناختمت.

‫اینم از اتاقت.

‫خب، این غواصی آزاد خیلی ‫دیوونه‌ وار به نظر میرسه.

‫تا چه عمقی رفتی؟

‫اونقدرها عمیق نه.

‫هفته پیش ۵۰ متر رو امتحان کردم، ‫ولی نتونستم انجامش بدم.

‫پنجاه؟ متر؟

‫زیر آب؟

‫ممکنه موقع این کار بمیری.

‫این رو میدونی؟

‫موقع رد شدن از خیابون هم ممکنه بمیری.

‫هیچکس برای ورزش وسط ترافیک واینمیسته.

‫قضاوت نمیکنم.

‫فقط اینکه با شراب خیلی فرق داره، همین.

‫شراب خسته‌ کننده‌ست.

‫چطور ممکنه از شراب خسته بشی؟

‫این زندگیته.

‫میگن وقتی خیلی عمیق میرن...

‫اونجا که خیلی تاریکه...

‫به آرامش میرسن.

‫چیزهایی می‌بینن.

‫ماهی؟

‫تصویر و خیال.

‫مثل همون تصویرهایی که ‫موقع چشیدن شراب می‌بینی.

‫اونا تصویر و خیال نیستن.

‫فقط یه سری چیزهان که ‫توی سرم ذخیره شدن.

‫هیچ چیز ماورایی‌ ای در کار نیست.

‫چطور اینطوری شد؟

‫نمیدونم.

‫خب، شام تقریباً حاضره.

‫فردا همه‌ جا رو کامل ‫بهت نشون میدم، باشه؟

‫- شمع‌ ها رو فوت کن. ‫- باشه. یک، دو، سه.

‫آفرین!

‫- تولدت مبارک عزیزم. ‫- ممنون مامان.

‫آفرین.

‫- اوه، کادوها. ‫- اوه! کادوها.

‫صـ... صبر کن!

‫اِم، اول کادوهای ما.

‫باشه، باشه، باشه.

‫مال ما رو که نمیخوای. ‫لطفاً یکم دیگه شراب برام بریز.

‫- برای تو. ‫- اوه، ممنون. و این هم برای تو.

‫این چیه؟

‫- اوه، نه. ‫- چیه مگه؟

‫وای، خدای من...

‫نه!

‫- نگاهش کن! ‫- باورم نمیشه!

‫اوه، وای!

‫ما اونا رو توی...

‫- نمایشگاه شراب لندن در ماه میدیدیم. ‫- آره. آره.

‫و گفتیم که چقدر زشتن.

‫اونقدر زشـ... اونقدر زشت که ‫هیچ‌ وقت نمی‌‌پوشیمشون.

‫- خب، بفرما. ‫- چقدر قشنگه.

‫باید امشب اونا رو بپوشی، باشه؟

‫- به شرطی که تو هم بپوشی. ‫- آره.

‫نه، مگه از روی جنازه‌م رد بشی.

‫- حالا نوبت کادوهای ماست. ‫- آره، مال ما.

‫- ممنون! ‫- توش چیه؟

‫خیلی لوسمون کردید! ‫این مال منه؟

‫- ممنون فیلیپ. ‫- باتری‌ ان.

‫- این یکی رو که میدونی چیه. ‫- آره، میدونم.

‫- و این یکی... ‫- این چیه؟

‫این یکی یه چیزِ کوچیکِ اضافه‌ست.

‫ممنون. واقعاً لطف کردی.

‫فکر کنم تالیون میخواد کادو رو ‫برای خودش نگه داره.

‫نمیخواد کادوش رو بده.

‫چی شده؟

‫خجالت نکش!

‫- براش جا باز کنید. ‫- وایسا.

‫یه چیزی برات دارم، ‫ولی نمیدونم میتونم بهش بگم هدیه یا نه.

‫- خیلی مرموزه. ‫- باشه، ممنون.

‫لازم نبود زحمت بکشی.

‫چرا، لازم بود.

‫اوه!

‫- اوه، نه، لازم نبود زحمت بکشه... ‫- یه بطری شراب. خیلی خلاقانه‌ست.

‫ممنونم.

‫دستور داشتم که این رو ‫به هر کسی که برنده مسابقه شد بدم.

‫منظورم دستوراتیه که ‫البته از طرف پدرت بود.

‫- چه خبره؟ ‫- یه لحظه وایسا.

‫به این فکر کردم که ‫دستوراتش رو نادیده بگیرم.

‫دارم بازنشسته میشم. ‫کارم تمومه.

‫شاید باید کلاً این موضوع رو فراموش میکردم.

‫هیچکس هیچ‌ وقت نمیفهمید.

‫و فکر کنم تا همین امشب، ‫نادیده‌شون گرفته بودم.

‫ولی وقتی ببینی چیه، مطمئنم تأیید میکنی ‫که نمیتونستم این کار رو بکنم.

‫در حق تو بی‌ انصافی میشد.

‫مال توئه.

‫انتخاب خودته که باهاش چیکار کنی.

‫البته.

‫میخوام بخونمش.

‫«به گفته‌ پلینیِ بزرگ، در شراب، حقیقت نهفته‌ست.» ‫در شراب، حقیقته.

‫و در هیچ شرابی روی زمین، ‫بیشتر از این یکی نیست.

‫خودِ کماله.

‫شهدِ خدایان.

‫نوری در تاریکی.

‫بزرگ ترین شکست من، ‫در تمام عمرم...

‫این بود که نتونستم بفهمم ‫این شراب مال کجاست.

‫پس...

‫این مأموریت رو بهتون واگذار میکنم.

‫- هر کدومتون که هستید. ‫- هر کدومتون که هستید.

‫- وارث من. ‫- وارث من.

‫- برگزیده. ‫- برگزیده.

‫شما وظیفه دارید اونجایی که من نتونستم، ‫موفق بشید.

‫اگه این شراب رو پیدا کنید، ‫معنیش اینه که از من بهترید.

‫- که از من پیشی گرفتید. ‫- که از من پیشی گرفتید.

‫- و بالاخره میتونم در آرامش ابدی باشم. ‫- بالاخره میتونم در آرامش ابدی باشم.

‫- روتون حساب میکنم. ‫- روتون حساب میکنم.

‫- الکساندر لژه. ‫- الکساندر لژه.

‫خب، بره به درک.

‫کیک؟

‫خب، پس میخواستی بدون من انجامش بدی؟

‫میدونستم اینجایی.

‫یهو شراب دیگه اونقدرها هم ‫خسته‌ کننده نیست، مگه نه؟

‫رنگش خیلی روشنه.

‫آره.

‫به نظر میرسه یه شراب جا افتاده باشه.

‫اول تو.

‫کادوی توئه.

‫تولدم مبارک.

‫وای.

‫مرتیکه راست میگفت.

‫چیزی رو برام تداعی نمیکنه.

‫اصلاً هیچی.

‫این...

‫قطعاً از یه نوع انگوره، ولی...

‫ممم.

‫ممم.

‫در هر صورت، ‫نمیتونم بگم مال کجاست.

‫ایسی؟

‫خوبی؟

‫هی.

‫یه چیزی دیدم.

‫یه الهامی بهم شد.

‫تو هم چیزی دیدی؟

‫من اهل الهام و اینجور چیزها نیستم. ‫بهت که گفتم.

‫تو هم نیستی.

‫ببین، داریم درخت میکاریم، ‫تا روی تاک‌ ها سایه بندازیم.

‫گوسفند هم میاریم تا علف‌ های هرز رو بخورن، ‫و بین ردیف‌ ها کود بدن.

‫انگار داریم یه دژ در برابر ‫تغییرات اقلیمی میسازیم.

‫این چیه؟

‫بادگیر.

‫اینا باد «میسترال» رو که ‫از شمال شرقی می‌وزه مهار میکنن.

‫و باد از توی برج‌ ها تا عمق ۱۲ متری پایین میره، ‫جایی که استخرهایی پر از آب بارون داریم.

‫خب، باد از اینجا وارد میشه...

More Farsi Persian subtitles for Drops of God

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left