The first 200 lines.
شش ، شش
باشه
خواهش میکنم ، من ... معذرت میخوام
لطفاً کمکمون کنید
بیست سال بعد
به لوکاس کانزاس خوش آمدید
تکنسین عکسبرداری به ضلع 4 جنوبی
صبح بخیر ، اُلی - صبح بخیر -
آه ، اگه جای تو بودم اونو به
آقای ریچارد متوردرکس نمیدادم
آلرژی داره ، سم
ممنونم
داری سعی میکنی 30 ساعت مستقیم کار کنی
آره ، خوب ، من اونی نیستم که میخواد دکتر بشه
میخوای برای شام بریم بیرون؟
نظرت چیه بعد از شام بیام؟
همیشه بعد از شام اومدی نشد یه بار قبلش بیایی
... ببین، کُل چیزی که میخوام بگم - دوروتی؟ -
خانم کلیفورده
یه بار ، محض رضای خدا
یه بار فقط بزار
خانم کلیفورد
آه ، سلام ، دوروتی
فقط یه بار ، از قرمز خوشم میاد
چیزی نیست ، لیزا ، بزارش به عهده خودم
مرسی
یکم دردسر درست کردی
بدش بهم
مثل این میمونی که رفتی جنگ
بخوای حساب کنی این خودش واقعاً یه جنگ بود
تو هرچی که ناخن هات بخوان گیرشون میاد
درسته ، درسته
ولی اینا ناخن های منن
ببین ، ناخن هامو ، فوق العاده ـن
هرچند ، اینم رنگ قشنگیه
زود باش ، دستتو بده بهم
دوروتی؟
خاله اِم
اُمیدوارم همه آرزوهات به حقیقت بپیوندن
امسال فقط یه آرزو دارم
ولی ، استیسی ما یه هشدار از طرف هواشناسی دریافت کردیم
درسته - حدود ساعت 11:00 شب-
حدود 11:00امشب ، و ، البته ، شما همتون
... اون گردباد وحشتناکی که اینجا رو درنوردید
ترکیبی از قرص های 50تایی و 100تایی اینججاس
زرداش 50تایی هستن
خواهشاً اونا رو قاطی نکن ، خاله اِم
بهت گفتم که دیگه این کارو نکن
و منم بهت گفتم چیزای سنگین با کمرت بلند نکن
و برو دکتر - من خوبم -
تو هم میخوای ببینیش ، نمیخوای؟
کارن
این درستشه
اگه اون نمیخواست بشناسیش
برات نامه نمی نوشت
مطمئنم به همین دلیله که داره برمیگرده اینجا
من اونو نمیشناسم - متقاعد کردنت سخته -
آره ، خوب ، هیچی عقیده منو بهتر نمیکنه
و هیچی هم بدترش نمیکنه
دوروتی ، اون مادرته
تو مادرمی
و اگه اون واقعاً میخواست منو بشناسه
باید 20سال پیش بهش میرسید
میخوای بدونی من چه آرزویی کردم؟
کاشکی بیشتر از این بودم
چیز فانتزی یا چیزی که باش ...رجز بخونم نمیخواستم ، فقط
نمیدونم ، همیشه صحنه دیدارمون رو تصور میکردم
...فقط میخواستم
بیشتر از این باشم
این آرزوی خوبیه ولی ای کاش باعث بوجود آوردنش نمیشه
چطور میشه اگه از تصورات من خوشش نیاد؟
چطور میشه اگه من از تصورات اون خوشم نیاد؟
فقط یه راه برای پیدا کردنش هست
کارن
خانم چپمن
کارن؟
کارن؟
خانم چپمن؟
اُوه ، نه
چیزی نیست ، خودمم . خودمم ، دوروتی
دوروتی؟
... دوروتی
دوروتی
به کمک نیاز داری- نه -
نه ، کسی نباید بیاد اینجا
دوروتی ، نه - هی -
نه - هی ، ما اینجاییم -
دوروتی ، پلیس نه
پلیسا خوب نیستن
نه ، باید بری
مجبوری بری
هی ، هی
ما اینجاییم ، به کمک احتیاج داریم
هی ... هی
هی
هی
هی
هی ، هی ، به کمک احتیاج داریم
نه ، نه ، نه ، نه ، نه ، شلیک نکن
نه ، نه ، شلیک نکن
نه
بسه ، بسه ، نیاز به کمک داریم
... اون
آهه
اُوه ، خدای من
اُوه ، خدای من
نه ، نه ، نه ، نه ، نه
زود باش ، خواهش میکنم ، خواهش میکنم
سلام ، سلام ، سلام؟
اُوه، خدایا ، چه اتفاقی اُفتاده؟
اُه ، اُه
اُه ، اُه
اُه ، اُه
هاه
اُه ، اُه
اُه ، اُه
سگ بد
معذرت میخوام ، متوجه نمیشم چی میگی
من کجام؟ نمیدونم کجام
سگ خوب
اینجا سرزمین قبیله های آزاده
تو بهش تجاوز کردی
معذرت میخوام ! من اصلاً نمیدونم چطور از اینجا سر دراوردم
میتونی لطفاً نزدیکترین جاده رو نشونم بدی
ببین ، من فقط...میدونم با یه سواری آومدم
خواهش میکنم
... تو
ت ت تو پیداش کردی
تو این زنو میشناسی؟
اِم ، یه تصادف بود
... و ... اون
اُفتاد جلو پای من
تو اونو کُشتی
این زنو
...سعی کردم بهش کمک
جادوگر
تو بانو استون شرقی رو کُشتی
بانو استرس مهربون
بهت که گفتم ، اون یه تصادف بود
فقط یه جادوگر میتونه یه جادوگرو بکُشه
یا یه هیولای جاودانه
تو هیولا نیستی
و جادوگرم نیستم
چرا این کارو باهام میکنی؟
من اُجو از سرزمین قبیله های آزاد هستم
تو یه متجاوزی
نه ، نه ، نه ، نه
باشه ، دیگه نه ، دیگه نه
خواهش میکنم ، درگیر یه طوفان شده بودم .... توی طوفان گیر کرده بودم
...رفتم مادرمو ببینم و بعد نمیدونم چی شد
نمیدونم چطور اومدم اینجا ، ولی خواهش میکنم
خواهش میکنم دوباره تو آب نزارینم
من کسی نیستم ، من کسی نیستم
من واقعاً ... کسی نیستم
من هیچی نیستم ... نمی...نمی
هیچی نمیدونم
خواهش میکنم
اون خواهرهایی داره
توی غرب و شمال
... و جادوگر شهر اُز
تو قطعاً باید به جادوگرشهر اُز جواب بدی
چرا وقتی یه چیزایی حس میکنم اجرا کردنم متوقف میشه ، ایزابل
میخوای یه سری خبرای وحشتناک بهم بدی؟
توی شرق یه سری اتفاقات اُفتاده
یه جادوگره - قربان-
قربان
این یه هواپیمای بدون سرنشینه که شب قبل روی
سرزمین قبیله های آزاد گشت میزده
صبر کن
آروم تر
بزرگش کن ، نزدیکتر
میدونید اون چیه؟ - نه هنوز -
ولی از آسمون اُفتاده
و این اولین نشانه ماس
هیولای جاودانه قیام کرده
برو به شرق ، اِیمون
کسی رو که از آسمون اُفتاده پیدا کن
مطمئن شو همونطور اُفتاده بمونه
نمیخوای که شورای عالی
اولین نشونه رو بررسی کنه؟
اگه زنده بود، بُکُشش
اگه مُرده بود ، بسوزونش
هرچیزی که هست ، پاش نباید به اینجا برسه
نباید پاش به شهر زُمُرُد برسه
Sajjad-SJJB Nima :مترجمان Telegram:@Sajjad_SJJB تاریخ ترجمه : 1395/10/18 For HDTV-AVS
چه اتفاقی اُفتاده؟
تصمیم گرفته شد
تو از سرزمین قبیله های آزاد تبعید بشی
و هرگز برنمیگردی
تو رو به محدود مرز میبریم
و بعد چی؟
و بعد ازش رد میشی
توتوت به نظر گرسنه ـس
توتوم؟
در زبان ما "توتو"یعنی سگ
دارو ، واسه سرم
تو یه درمانگری؟
فکر کنم
دوست دارم به مردم کمک کنم
البته وقتی که سعی نکنن منو غرقم کنن
No comments yet. Be the first to leave one.