The first 200 lines.
با افتخار تقديم ميكند M. Movies. K
ورسايـلس، 14 ژولاي 1789
... سيدونيه
ساعت چنده؟ منم لوئيسون
الان 6:15 صبحه
چي ميخواي؟
ميتونم ساعت رو ببينم؟
صدها بار ديديش خواهش ميكنم
نه
ميتونم بيام داخل؟
ميدوني من با كي ميخوابم؟
برام مهم نيست
آخر و عاقبت تو اينه كه خدمتكار كهنه و پير بشي
گورتون رو گم كنين
وداع مــلـكه ي مــن
عجله كن ملكه تو عمارت "تري آنون" منتظره
اون اونجا خوابيده؟ اون هرجا دلش بخواد ميخوابه
عطر "ياسمن" يا "بنفش"؟
بنفش
حال خانوم"دي بارگوئه" چطوره؟
اون تمام شب داشت استفراغ ميكرد
به همون اندازه كه شوهرش بهش خيانت كرد اونم به همون اندازه خورد
ممنون"آليس". الان احساس بهتري دارم
سيدونيه
چيزي رو فراموش نكردي؟
عجله كن
ده دقيقه دير كردي
پس ساعات آقاي"جانوير" رو واسه چي بهت دادم؟
"عذر ميخوام خانوم" كمپان
همه چيزت هم كه كثيفه
عليا حضرت هنوز خواب هستن؟ نه اصلا
اون ديشب کابوس ديده خانوم"دي سوبيسه" اونو گريان ديده
چي ميخواي بخوني؟ "ماريواکس"
خوب نيست
... من بيشتر توصيه ميکنم كه تشييع جنازه و مراسم ختم"بوستس" رو بخوني
اون "ماريا ترزا"ي اتريشي؟ عالي نيست؟
هر چيز اتريشي براي عليا حضرت راحت تره
"خانوم "لابورده
و چه زود چطور ميتونم ازت تشكر كنم؟
اگه لازم باشه بخاطر شما از مسافتهاي طولاني تري هم پيش شما ميام
من از وفاداري تو به خودم آگاهم بيا نزديکتر
يه فنجون قهوه
اين طعم شگفت انگيز مال جزاير آنتيل رو امتحان كن
با خاصيت درماني براي پستانك هاي گوساله
ميبيني؟ يه قافيه ساختم.
زبونت رو سوزوندي؟
خيلي زياد
اين قهوه فوق العاده است
عجله نكن دوشيزه
چي ميخواي برام بخوني؟
"براتون "مراسم تشييع جنازه بوستس اثر "ماريا ترزا"ي اتريشي رو آوردم
اوه نه، دلگير كننده است
يه زن فقير كه تمام اوقات زندگيش خسته كننده است
ميدوني اون وقتي داشت ميمرد، چي گفت؟
از وقتي كه ملكه شدم، فقط يك روز شاد در زندگي داشتم
و كسي نميدونه اون چه روزي بوده
... نه، لطفا
يه چيزي ميخوام كه
يكم احمقانه باشه
البته يه نظر ديگه هم دارم "زندگي ماريان"
فصل دوم
وقتي "وال ويله"بعد از پيش خدمتي با اون برخورد كرد
مارياواكس" به اندازه كافي منصفانه است"
اما من تئاتر رو بيشتر از رمان ترجيح ميدم
... برام
فيليسي" رو از كتابخونه بيار"
بانوي من زود برميگردم
خب؟
همه چيز مرتبه
من دارم ميرم كتابخانه
امروز روز عالي ايه
و از همين اكنون ما داريم قدم ميزنيم
و از اينکه اوقاتم را با شما ميگذرانم خرسندم
اون هميشه فوق العاده است ولي امروز اون زيادي منو لمس كرده
"من فکر ميکنم که تو عاشقمي" فليسي
شما هم همينطور فکر ميکنين خانوم؟
چي؟
شما تشخيص ميدهيد که اين حقيقت دارد؟
تو دليل با ارزش براي هر چيز من در قلب و روحم هستي
... تو هميشه هدفي براي
چرا هي خودتو ميخاروني؟
نيش پشه است
... بذار يه نگاه بندازم
متاسفم
آگوستينا
خانوم "كمپان" رو صدا كن
ميدوني اونا از كجا ميان؟
از بركه
... با درنظر گرفتن اينكه ما از اون آب براي شستشو هم استفاده ميكنيم
ميگن اونجا حتي موش هم داره
نفرت انگيزه
شما دنبالم فرستادين؟
"بله خانوم "كمپان
لطفا کمي روغن اقاقيا براي خانوم "لابورده" بيارين
همه چيز نفرت انگيزه
اگه اينطوري پيش بره احتمالا بايد تو گنداب زندگي کنيم
من واقعا متاسفم، بانوي من
ميخواين"فيليسي" رو ادامه بديم؟
نه كافيه
از اين مجله مـد برام بخون
آخرين با تو اينو نياورده بودي؟
دارم گوش ميكنم
لباسها با طلا و نقره قلابدوزي شده اند
مخصوصا مناسب همين سالها هستند
به همراه توري هاي اضافه
با هلالهاي گل
و اشكال قوس دار شبيه نوارهاي عاشقانه
ادامه بده
داراي منگوله هاي چيني
يا گلهاي گسترده هستند
ادامه بده قلابدوزي رو بگو
قلابدوزي بالاتنه با بهترين كتان
كه سريعا جاي خود را به لباسهاي قلابدوزي شده ميدهد
يه نظري در مورد لباسم دارم
به خانوم"دي اوسان" بگين برام کتابچه نمونه هاي طراحي رو بياره
يه قلابدوزي... . هماهنگ با گلهاي كوكب
ميبيني؟
بله خانوم كمپان؟
اوه بله، فراموش كرده بودم
بدش به من
خيلي ممنون
دستت رو نشونم بده
خيلي بده
دستهاي به اين زيبايي كلا ورم كرده باشه
روغن اقاقيا
براي كم كردن خارش خيلي خوبه
ديگه نميخاره
"خانوم "دي اوسان
بيا
اون کتابچه رو بيار
من يه نمونه دارم كه خيلي بهش ميخوره
براي قلابدوزي
ايناهاش
بايد از مادام"برتين" بخواهيم
كارش جادوييه
تو خودت رو جلوي ملكه خاروندي؟
ما در اين مورد حرف خواهيم زد
واقعا ايتاليايي هستي؟
به نوع تلفظ هام دقت نكردي؟
من از يه خانواده قديمي ونيزي هستم
اين آواز در چه مورديه؟
خودت بهتر ميدوني ، اينطور نيست؟
چرا اين يه آواز عاشقانه است
خيلي اصيل نيست
بانو دوك
بانو "دي پوليگناك" رو ميشناسي؟
همه اونايي كه اينجا هستن ميشناسنش
من اهل اينجا نيستم ولي گوشهاي تيزي دارم
ملكه مبهوت اونه
"اونا ميگن كه"گابريلا دي پولي گانك
به شوهرش اهميتي نميده
و اينكه شلخته و هرزه است
به من ارتباطي نداره
ميدونم
اون عاشق مسافرت با قايق ونيزي منه
ميشه سريعتر پارو بزني؟
خواهي ديد
اون خدمتكارش رو مرخص ميكنه تا با من تنها باشه
رو ببينه" il mio cazzo" اون آخرين بار ميخواست
ميدوني معنيش چي ميشه؟
نميخوام بدونم
اسمت چيه؟ خفه شو
ميشه بچرخي؟
ميخواين منم باهاتون بيام خانوم دوك؟
"نه لازم نيست خانوم "تورنان
با "پائولو" مشكلي برام پيش نمياد
ملكه چطورن؟
عالي
اونا ميگن تو پاريس نون خيلي بيشتر پيدا ميشه
به همين دليله كه ديگه گرگها از جنگل نميان بيرون
اين چه حرفهاي مزخرفيه كه ميزنين؟
اين چيزيه كه من همه جا ميشنوم
حرفهاتون بي معنيه
آدمي تو سن من از رودر رو شدن با حقيقت نميترسه
حقيقت اينه كه ما در "ورسايلس" جامون امنه "خانوم "تورنان
به ملكه گفتي قلابدوزي ميكني؟
البته كه نه
من آخرش قلابدوزش ميشم
مري آنتوانت" لباس رو به كتاب خوندن ترجيح ميده"
نميخوام برگردم اونجا
نميتونم بشينم و به اون فكر كنم
... از اين كار متنفرم
و كدبانوي منم كسيه كه از اين پرده هاي ديوار كوب دست برنميداره
تو خيلي سريعتر از مني
خب درخت ها رو كوك نزن
ما بهش ميگيم اينا خشخاشهاي پرنده هستن
كمرم درد ميكنه
گرسنمه
از دست اين گوبلن تموم نشدني مريض شدم
براي من كه مثل سفر به يك منظره شگفت انگيزه
من درك ميكنم كه چرا ملكه ساعتها با بافتنيش سرگرم ميشه
اين باعث ميشه كه اون فراموش كنه كه يه ملكه است
من هرگز فراموش نميكنم كه كي هستم
هر دوتاتون ديوونه هستين
پسري با اسم"پائولو" ميشناسي؟
اون قايقران ونيزي؟ اون "رنه" است
اون دو هفته است كه اينجاست
اما اون ايتاليايي صحبت ميكنه؟
اون يه كمدين ورشكسته است يك نمونه كلاسيك از يه دروغگو
بهش اعتماد نكن
No comments yet. Be the first to leave one.