The first 200 lines.
باید پارهش میکردیم تا به قارچها برسیم
فکر میکنم حدود دوازده هزار تا میشه
دوازده هزار دلار برای اینکه خونوادهام دوباره برگردن خونه؟
اوه، هی درو! دنبال ناتالی میگردی؟
با وجود همه کارایی که من کردم، تو هنوز اینجایی
نمیخوام از خودم دورت کنم
بودن کنار تو رو خیلی دوست دارم
خودم هم دوران راهنمایی خیلی سختی داشتم
نه به این سختی
داشتیم در مورد اینکه ممکنه مدرسه خودمونو راه بندازیم صحبت میکردیم
میخوایم مدرسه ما رو تو اداره کنی
داریم تلاش میکنیم برگردیم پیش هم؟ نه
الان روی رابطهمون کار نمیکنیم
مکس!
تو یه نازی فاشیست هستی با یه ماشین داغون
که بوی محافظ بیضه و بوریتو میده!
نازی یه کم زیادهرویه
متاسفم که ناراحتی!
مکس؟ مکس. ببخشید! وای! وای!
مکس، میدونم ناراحتی ولی مشقاتو تو استودیو تموم نکردی
نه. مهم نیست چون... . و این برنامه بود
باید اینجا انجامش بدی. ...میانگین تکالیف مدرسه
۲۵ تا مسئله است
اما امروز آقای والپرت
که یه کچل خره
مطمئنم. مطمئنم که هست. ...۳۵ تا مسئله داد
مکس. ...که ۱۰ تا بیشتره
و برای همین نتونستم سر وقت تمومشون کنم
فقط نفس بکش. این ربطی نداره. مکس. و من اهمیتی نمیدم
اینو میفهمم. ...در مورد قطار شمالی که از ایستگاه کرستلاین میره
ولی تو باید مشقاتو انجام بدی
این بخشی از برنامه بود
یا هر کدوم از اون ۳۴ تا. مکس! مکس! مکس!
من واقعا متاسفم. اشکالی نداره
برش دار. مکس، بس کن!
خودم برش میدارم. خودم برش میدارم. اشکالی نداره
من واقعا متاسفم. آره، نه. میدونم
تو کلافهای، مکس. من واقعا متاسفم
میفهمم. بله. من از وضعیت فعلی خیلی کلافهام
برنامه رو برات عوض کرد؟
خب... این کار خوبی نیست
بله، کرد. آره، این کار خوبی نیست
اصلا کار خوبی نیست. نه، اونا همیشه این کارو میکنن، بزرگترا، مگه نه؟
بله. اون کارای احمقانه و مزخرفی که میکنن
ولی باید... یه جوری باید باهاش کنار بیای
زمان استودیو از ۳ تا ۵ هست. میدونم
تو وقت استودیو رو میخوای
این... بله، این حق من به عنوان یک شهرونده
آره، ولی یکی از قوانین اینه که اول مشقاته، درسته؟
این یه قانونه. پس چطوره یه برنامه ب انجام بدیم؟
که تو اول مشقاتو انجام بدی و بعد ما کار خودمونو بکنیم
و اگه ۳۰ دقیقه طول بکشه
ما هم ۳۰ دقیقه وقت استودیو بیشتر خواهیم داشت
اگه ۴۰ دقیقه طول بکشه
اونوقت ۴۰ دقیقه وقت استودیو بیشتر خواهیم داشت
معامله؟
معامله. باشه
اینجوری انجامش میدیم
منظورم این نبود که چراغتو بندازم
نه، میدونم منظورت این نبود. اشکالی نداره
آه... ممنون
احتمالا باید یه خوشبوکننده هوا بگیری، نه؟ برای ماشینت
بله، بوی محافظ بیضه و بوریتو میده
ممنونم، بچهها. وای. آره
شما مثل نخود و آشین
دارن میگن باید کل زیر کف رو بکنم
آره. ...و کاملا همه چی رو دوباره انجام بدم
هر پیشنهاد از قبلی بدتره
هر بار که نگام میکنن، قیمت میره بالا
و باید باهات روراست باشم جوئل
من الان مشکل جریان نقدینگی دارم
من اصلا جریانی ندارم
آره. میبینم چی داره اینجا میگذره
میدونی که تو فضای زیر خونهات آب جمع شده؟
اون یه نوع چیه؟
اون یه نوع آبه
اوه، یعنی من... اوه! وای. آره فقط مونده
تهش. میدونی اون از چیه؟ نمیدونستم. ها؟
اون از آبگرمکنیه که بهت گفته بودم از زیر شیروانی جابجاش کنی
اون یادت میاد؟ بله، یادمه
خوبه. فقط کافیه یه جاییش از اینجا تا اینجا ترک بخوره
اصلا متوجهش نمیشی
باشه گوش کن. هی. این مثل کشتی نوح میمونه
اگه میتونستم مثل مارتی مکفلای به عقب برگردم و به خودم جوونترم بگم
که به حرفت گوش کنم، قول میدم این کارو میکردم. من فقط...
من باید بدونم اینا دارن سعی میکنن سرم کلاه بذارن؟
اوه، آره. اونا کاملا دارن سعی میکنن سرت کلاه بذارن
آره. لازم نیست کل کف رو دوباره وصله کنی
اوه! واقعا؟ آره، اصلا نه
باشه، این خبر عالیه
منظورم این بخشه اینجا آره، احتمالا تا اون ستون
اِههوم. و بعدش فقط خب، چوب سخت
میدونی، دوباره سنباده بزنی، دوباره رنگش کنی
انجام شدنیه. کار کوچیکی نیست، اما...
ولی کار بزرگی هم نیست
مثلا یه نفر یا دو نفر
میتونن با هم کار کنن و انجامش بدن، فکر میکنی؟
فقط آستیناشونو بالا بزنن و...
آره. یه نفر. یه نفر. یه نفر؟
بله. عالیه
و اگه میدونست، مثلاً یه نفر که سریع
کار کفپوش چوبی رو بلد بود، احتمالاً سریع انجامش میداد.
آره، ولی میدونی، شاید بهتر باشه که اون یه نفر
خودش بره هوم دیپو
و بعد بره یوتیوب و خودش انجامش بده.
چون اونوقت خودش یاد میگیره. نه؟
اونوقت یاد میگیره. و بعدش هم
عاقلانه میبود که دوباره با کسی مشورت کنیم
با کسی که خونه رو از سیر تا پیاز میشناخت، احتمالاً.
کراسبی. فقط برای اینکه...
چی؟ یه چیز عالی پیدا کردی.
این کارمونه، خیلی متاسفم.
بگو، آره. بگو.
آره. هی. اِم... میتونی بری.
آره. آره.
هی، موفق باشی. و بهم خبر بده چی شد.
آره. باشه.
موفق باشی تو اون تماس تلفنی.
من بهت ایمان دارم! آره. هی!
من همین جا میمونم.
هی. هی.
چطوری؟ داری استرس میگیری؟
آره، من... من فقط دارم درس میخونم.
جدی جدی نمیخوای باهام حرف بزنی؟
من فقط یک متر فاصله دارم.
جدی نمیخوای به روی خودت بیاری
که با برتو خوابیدی؟
هیچی؟
درو، بیخیال. چیه؟
نه. دوباره بهم میگی آروم باشم
چون ما تو دانشگاهیم
که معلومه برای هر دومون معنی
کاملاً متفاوتی داره، باشه؟
من... من برام مهم نیست.
میتونی با همخونهی چندش من رل بزنی. هیس!
مثلاً، من دارم سعی میکنم درس بخونم.
و اصلاً برام مهم نیست تو چی کار میکنی.
هر کاری میخوای میتونی بکنی.
اونطوری نگاهم نکن. باشه؟
دارم درس میخونم چون الان عقب موندم.
و ما امتحانهای پایان ترم داریم. پس...
خب، من فقط میخواستم جزوههای نجومم رو بهت بدم
چون من واقعاً تازگیا سر کلاس بودم.
ولی موفق باشی.
این... اِه... بزرگه.
این یکی تو محدودهی قیمتی ماست. ولی... آره! خدای من!
مدتیه خالی بوده. آره. نوشته:
هی، رفقا. ببخشید دیر کردم.
سلام! چطوری؟ جولیا: هی!
مثل همیشه از دیدنت خوشحالم. منم از دیدنت خوشحالم.
سلام! هی. ممنون که اومدی.
بذار ببینمش. ممنون که دعوتم کردید.
هی. هی. از دیدنت خوشحالم.
آره. اِم... باشه.
بریم تو.
باشه.
باشه. «یه خونهی دنج که نیاز به بازسازی داره.»
آره. این دیگه یکم زیادی دست و دلبازانهست.
نمیدونم. ولی، اِم...
خب؟ من یه جورایی ازش خوشم میاد. من نمی...
حس میکنم اینجا یه تاریخی داره. واقعاً؟
آره. من پتانسیلش رو میبینم.
میبینم که میتونیم یه سری، میدونی، پارتیشن بذاریم.
چهار تا کلاس درس، سالن اجتماعات
سالن غذاخوری معلما
پنجرههای زیاد. خورشیدگیر غیرفعال خوب.
قیمتش مناسبه. واقعاً. قیمتش مناسبه.
خب... سقفهای بلند خیلی باحالن.
متراژ بالا... کفش باید کنده بشه.
بچههای زیادی اینجا جا میشن.
رنگآمیزی. آره.
برق داره. میبینی؟
رو نکات مثبت تمرکز کن.
لوله کشی. رو پتانسیلش تمرکز کن.
فهمیدم. فهمیدم. آدام: یکم کار میبره، ولی...
آکادمی بِرِورمن.
اوه، نه، نه، نه، نه. نمیتونیم اسمشو این بذاریم.
چرا که نه؟ مستقیم میره تو کلهی مکس.
نه. به بقیهی بچهها میگفت که اسمش رو از روی اون گذاشتن.
باشه. میدونی میخوام چی کار کنم؟ چی؟
میخوام یه عکس بگیریم، بیا. باشه.
باشه. مثلاً همین جا؟
همین جا. باشه.
بیا اینجا. اینجا. میخوام کنار شوهرم وایسم.
اوه. پس تو اینجا وایسا. باشه. آمادهاید؟
نزدیک هم وایسید! اِمم...
تا سه بشمارم، آمادهاید؟
یک
نزدیکتر. من...
باشه، یکم نزدیکتر. دو. سه!
میدونم الان یه کم افسردهکننده به نظر میرسه،
ولی حس میکنم اگه فقط رنگش کنیم
شاید مثلاً آبی یا یه چیزی شبیه اون
هر کاری میخوای بکن. من انشامو تموم کردم.
مثلاً یه آبی روشن؟ آفرین.
بذار ببینیمش. تموم شده. انجام شده.
نصف صفحه است، مکس.
من همهی حداقلها رو رعایت کردم. نه.
باشه، تو برکلی زندگی میکنی.
نمیتونی مخالف بازیافت باشی و فقط حداقلها رو انجام بدی.
No comments yet. Be the first to leave one.