Alex Rider

Alex Rider

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Alex Rider S03E03 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Morteza_Lkz

Tags

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
720p
720
2CH
x264
XviD
Published on: 2024-04-15
Downloads: 68
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫سلاحی مرموز که می‌تونن هر نقطه از جهان رو نشونه بگیرن « آنچه گذشت »

‫که می‌تونه صدهزار نفر رو بدون هشدار بکُشه

‫اسم این سلاح «شمشیر نامرئی»ـه

‫سلام؟

‫باید خانم راتمن رو ببینیم

‫شاید وقتی کارشون با «کنسنتو» ‫تموم شد، شما رو ملاقات کنن

‫«کنسنتو»

‫یه کشتیه

‫امنیتش خیلی بالاست

‫و ببین مالکش کیه، لوکا کوواچیچ

‫کجاییم؟

‫یه دفتر خالیْ درست بیرون هکنی داوْنز

‫دولت بریتانیا با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنه

‫یه یادداشت هست

‫دست نزن!

‫مأمور از پا دراومده

‫ببین، تو فرز و شجاعی،

‫اما هیچ‌کدوم از اون‌ها دربرابر ‫سم عصبی یا ویروس یا هرچی ‫که هست، بی‌اهمیته

‫یه پیغام برات دارم

‫هرچی که می‌خوای بدونی، ‫دربارۀ «اسکورپیا»، دربارۀ گذشته‌ت،

‫انتظارت رو می‌کشه

‫یالا. یالا

‫جواب نمی‌ده، تام. جواب نمی‌ده!

‫- کایرا، باید بریم ‫- ممکنه اونجا در حال غرق‌شدن باشه

‫هر لحظه ممکنه پلیس مثل موروملخ بریزه اینجا

‫و وقتی می‌رسن، نباید اینجا باشیم

‫بدو، کایرا! بدو!

ترجمه از مرتضی لک‌زایی Morteza_Lkz

‫اینجا کجاست؟

‫به «ملِگاستو» خوش اومدی

‫چرا کوواچیچ رو کُشتی؟

پولش رو داده بودید

‫پس هرچی که ازش می‌خواستید، ‫قبلاً به دست آورده بودید

‫به نظر من که باهاش معامله کردید، ‫بعد درهرصورت کُشتیدش

‫براتون چی ساخته بود؟

‫ببین، من فقط به‌این‌خاطر باهات اومدم

‫چون گفتی هرچی می‌خوام بدونم رو بهم می‌گی

‫اگه می‌خوای فقط بی‌محلی کنی، ‫همون بهتر که بَرَم گردونی

‫گفتی به جواب می‌رسم

‫اون تصمیمش با خانم راتمنه

‫تو اینجا می‌خوابی

‫جولیا راتمن کجاست؟

‫خانم راتمن هروقت مایل باشن می‌بیننت

‫نه قبلش

‫تام، دارن جسدها رو میارن بیرون

‫چیزی نیست. فقط... آروم باش. ‫طو-طوری نیست. درست می‌شه

‫- خیلی هم چیزیه ‫- دست بردار، کایرا!

‫فقط باید بهش اعتماد کنی، باشه؟ مجبوریم

‫الکسه!

‫الکس، حالت خوبه؟

‫کایرا؟ صدام رو داری؟

‫آره، آره. صدات رو داریم. حالت خوبه؟

‫آره، آره. خوبم. حالم خوبه

‫چی شد؟ ما دیدیم که کشتی منفجر شد

‫فکر کردیم تو داخلش بودی

‫رفیق، صدات داره قطع می‌شه

‫الکس، صدات رو نمی‌شنویم. ‫صدات داره قطع می‌شه

‫کجایی؟

‫من توی...

‫یه پایگاه... از... ملِـ...

‫آنتن مشکل داره

‫الکس، بگو کجایی. میایم پیدات می‌کنیم، رفیق!

‫می‌خواید سَربه‌نیستشون کنم؟

‫فعلاً نه

‫نه. نه

‫نه، نه، نه، نه، نه، نه!

‫فکر می‌کردم اینجا قراره امن باشه

‫- چطور به رایانه‌هاتون دسترسی پیدا کردن؟ ‫- پیدا نکردن

‫وقتی یواس‌بی درایو توقیف شد،

‫تیم جرم‌یابی قانونی شما ساختار فایل،

‫یکپارچگی داده‌ها و تمام جزئیات نرم‌افزار رو بررسی کردن

‫اما اون‌ها خیال کردن اون فقط یه درایو معمولیه

‫نیست. یه کار سفارشیه

‫این توی یه رجیستری کوچیک و جداگانه ‫توی یه «اِپرام» اختصاصی مخفی شده بود ‫

‫مثل یه محفظۀ مخفی می‌مونه. ‫تنها کارش ارائۀ این پیام،

‫و یه لینک به یه سرور رمزگذاری‌شدۀ غیرقابل‌ردیابیه

‫چرا؟

‫یه کانال بازه

‫یعنی فقط نمی‌خوان پیام بفرستن. خواهان گفت‌وگوان

‫ببخشید، فکر می‌کردم واضحه

‫این رایانه و تغذیۀ ورودی/خروجی‌ش رو ‫به‌طور کامل از سیستم‌هامون جدا کرده‌ام

شروع کن

‫شما عهدشکنی کردید

‫احرازِهویت کن

‫ما «اسکورپیا» هستیم

‫دستورات ما واضح بود. شما عهدشکنی کردید

‫ما اشتباه کردیم

‫و به‌خاطرش یک مأمور رو از دست دادیم

‫ازتون می‌خوام وضعیت رو حادتر نکنید

‫نمی‌تونن وضعیت رو حادتر کنن. چون دارن بلوف می‌زنن

‫باور نمی‌کنید که تهدید واقعیه؟

‫صادقانه؟ نه. چرا باید باور کنم؟

‫از این سلاح مرموزتون بیشتر برام بگو

‫تا شاید متقاعد بشم

‫ما هیچی بهتون نمی‌گیم

‫نشونتون می‌دیم. امروز ۱ عصر. ‫«شمشیر نامرئی» رو به کار می‌گیریم

‫نیازی به این کار نیست

‫هدف تیم فوتبال دوم بریتانیا خواهد بود

‫نیازی به این کار نیست. ‫ما کاملاً حرفتون رو باور می‌کنیم

‫تک‌تک بازیکنان تیم خواهند مُرد

‫و شما هیچ کاری برای ‫جلوگیری از این اتفاق نمی‌تونید بکنید

‫این عواقبی‌ست که به شما هشدار داده شده بود

‫کار غیرضروری‌ای بود

‫و اجتناب‌پذیر

‫اگه عزم خودمون رو به این افراد ‫نشون ندیم، ضعیف جلوه می‌کنیم

‫چون ضعیف هستیم. هیچی ‫نمی‌دونیم. هیچ اطلاعاتی نداریم

‫این فرصتی بود که به حرفشون بیاریم،

‫و ببینیم چی دستگیرمون می‌شه، ‫شما جلوش رو گرفتید

‫من به «داوْنینگ استریت» (دفتر نخست‌وزیر) خبر می‌دم. ‫پیشنهاد می‌کنم سریع‌تر دنبال یه راه‌حل باشید

‫تیم دوم الآن کجاست؟

‫یه استادیوم توی ولز. توی زمین، ‫در حال گرم‌کردن برای یه بازی دوستانه

‫و بازی ساعت چند تموم می‌شه؟

‫یک بعدازظهر

‫دو ساعت و نیم. برنامه‌ریزی و استخراج. برید

‫ها!

‫ها!

‫سلام

‫صبح به‌خیر. فکر نمی‌کنم با هم آشنا شده باشیم ‫

‫ببخشید؟

‫اوه، انگلیسی‌ای. حیف شد

‫امیدوار بودم بتونم فرانسوی‌م رو باهات تمرین کنم

‫اینجا چه جاییه؟

‫یه پایگاه شنودِ جنگ سرد. ‫البته که الآن از کار افتاده

‫خب، قسمتی‌ش از کار افتاده

‫من سیل هستم

‫الکس. تو رو هم اون‌ها آوردن اینجا؟

‫گیر افتادی؟

‫یا از خودشونی؟

‫از کی؟

‫فکر کنم خودت می‌دونی

‫اگه فقط فکر می‌کنی، پس وظیفۀ من نیست که بهت بگم

‫خانم راتمن الآن به حضور می‌پذیرنت

‫اگه یه جایی گیر افتاده باشه چی؟

‫کایرا، باید پیداش کنیم

‫به‌نظرت دارم چی‌کار می‌کنم؟

‫عه؟ چطوری؟

‫با خودم گفتم هر آزمایشگاهی ‫به محرمانگیِ «کنسنتو» باید دوربین مداربسته داشته باشه

‫و ازطریق سرورهای خودش کار می‌کنه، نه؟

‫آره. خب، قطعاً من هم همین‌طوری انجامش می‌دادم

‫خب اون سرورها رو پیدا کردم. ‫اگه بتونیم فیلم رو ببینیم،

‫می‌تونیم ببینیم دقیقاً چی سر الکس اومده

‫ولی بدجوری فایروال شده. هیچ راهی نداره

‫کایرا، باید این رو ببینی

‫آم، دکتر کوواچیچ. همون دانشمند الماسی

‫انگار مُرده

‫این جدی‌جدی می‌تونه کمکمون کنه

‫کوواچیچ مسئول بود. ولی توی ‫قایق زندگی نمی‌کرد، اون...

‫اینجا توی والِتا یه آپارتمان داره

‫شرطِ چی که اونجا یه رایانۀ ‫متصل به سیستم‌های آزمایشگاه داره؟

‫ببخشید، الآن... داری پیشنهاد می‌کنی ‫که دزدکی وارد خونۀ یه مرد مُرده بشیم؟

‫قرار نیست اونجا باشه که

‫خیلی‌خب، نه. نه، نه. من-من... ‫کایرا، به‌نظرم وقتشه به جک زنگ بزنیم

‫و چی بهش بگیم؟ الکس غیبش زده و نمی‌دونیم کجاست؟

‫نه، فقط می‌گم...

‫که از توان ما خارجه؟

‫آره! آره، پس چی؟! یعنی خودت ‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟ فقط یه‌ذره؟

‫الکس به کمک ما نیاز داره و ما درست بغلشیم

‫جک الآن لندنه، اون کاری جز دلواپسی نمی‌تونه بکنه

‫ولی بذار من دستم به رایانۀ کوواچیچ برسه

‫اون‌وقت شاید بتونیم بفهمیم واقعاً چی سرش اومده

‫بعد به جک زنگ می‌زنیم، باشه؟

‫استادیوم حدود ۳۰هزار نفر گنجایش داره،

‫ولی زیاد بازی مهمی نیست

‫بازی دوستانه وسطِ‌هفته، حدود ۲هزار تماشاگر

‫منطقۀ محدود

‫حملۀ شیمیایی، گاز اعصاب یا فقط یه بمب

‫اون‌طوری جمعیت حاضر بیشتر در خطرن تا بازیکن‌ها

‫فکر می‌کنی براشون مهمه؟

‫یه چیزی توی تهدیده بود که خیلی به‌خصوص بود

‫نظرت اینه که حقیقت رو بهمون گفتن

‫اسمش رو بذار حدس آگاهانه

‫یه هلیکوپتر آماده‌ست که ما رو اونجا ببره

‫لباس‌شخصی‌های محلی داخلن

‫اگه نیاز به تخلیه باشه، براش شیوه‌نامه هست

‫چرا بهمون هشدار بدن؟ چرا بگن یکِ ‫عصر، برای واکنش بهمون وقت بدن؟

‫می‌دونم. من هم حس بدی بهش دارم

‫مسابقه الآن شروع شد

‫خب، «اسکورپیا» گفت بهمون نشون می‌ده

‫همۀ بازیکن‌ها و هوادارها زیر ذره‌بین هستن

‫نباید به‌همین‌شکل بمونه

‫صبح به‌خیر، الکس

‫خانم راتمن

‫لطفاً جولیا صدام کن. اون‌طوری خیلی پیر به نظر میام

‫می‌تونی تنهامون بذاری، نایل

‫بگیر بشین

‫خب، چرا اینجایی، الکس؟

‫تو بهم بگو. تو بودی که گفتی بیارنم اینجا

‫ولی این تمامِ حقیقت نیست، هست؟

‫تو الآن خیلی‌وقته دنبال ما هستی

‫می‌خواستی پیدامون کنی

‫هزاران کیلومتر سفر کردی که اینجا باشی

‫حالا حقیقت رو بگو. چرا؟

‫تا کار شما رو تموم کنم

‫تا «اسکورپیا» رو از بین ببرم

‫واقعاً همچین چیزی به خوردِ خودت می‌دادی؟

‫تو اینجایی چون نمی‌تونی سر دربیاری،

‫و آرزو می‌کردی می‌تونستی

‫اینجایی چون یه‌سری از قطعه‌های پازل گم شده‌ان،

‫و نمی‌تونی پیداشون کنی

‫اینجایی چون جواب می‌خوای

More Farsi Persian subtitles for Alex Rider

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left