The first 200 lines.
سلاحی مرموز که میتونن هر نقطه از جهان رو نشونه بگیرن « آنچه گذشت »
که میتونه صدهزار نفر رو بدون هشدار بکُشه
اسم این سلاح «شمشیر نامرئی»ـه
سلام؟
باید خانم راتمن رو ببینیم
شاید وقتی کارشون با «کنسنتو» تموم شد، شما رو ملاقات کنن
«کنسنتو»
یه کشتیه
امنیتش خیلی بالاست
و ببین مالکش کیه، لوکا کوواچیچ
کجاییم؟
یه دفتر خالیْ درست بیرون هکنی داوْنز
دولت بریتانیا با تروریستها مذاکره نمیکنه
یه یادداشت هست
دست نزن!
مأمور از پا دراومده
ببین، تو فرز و شجاعی،
اما هیچکدوم از اونها دربرابر سم عصبی یا ویروس یا هرچی که هست، بیاهمیته
یه پیغام برات دارم
هرچی که میخوای بدونی، دربارۀ «اسکورپیا»، دربارۀ گذشتهت،
انتظارت رو میکشه
یالا. یالا
جواب نمیده، تام. جواب نمیده!
- کایرا، باید بریم - ممکنه اونجا در حال غرقشدن باشه
هر لحظه ممکنه پلیس مثل موروملخ بریزه اینجا
و وقتی میرسن، نباید اینجا باشیم
بدو، کایرا! بدو!
ترجمه از مرتضی لکزایی Morteza_Lkz
اینجا کجاست؟
به «ملِگاستو» خوش اومدی
چرا کوواچیچ رو کُشتی؟
پولش رو داده بودید
پس هرچی که ازش میخواستید، قبلاً به دست آورده بودید
به نظر من که باهاش معامله کردید، بعد درهرصورت کُشتیدش
براتون چی ساخته بود؟
ببین، من فقط بهاینخاطر باهات اومدم
چون گفتی هرچی میخوام بدونم رو بهم میگی
اگه میخوای فقط بیمحلی کنی، همون بهتر که بَرَم گردونی
گفتی به جواب میرسم
اون تصمیمش با خانم راتمنه
تو اینجا میخوابی
جولیا راتمن کجاست؟
خانم راتمن هروقت مایل باشن میبیننت
نه قبلش
تام، دارن جسدها رو میارن بیرون
چیزی نیست. فقط... آروم باش. طو-طوری نیست. درست میشه
- خیلی هم چیزیه - دست بردار، کایرا!
فقط باید بهش اعتماد کنی، باشه؟ مجبوریم
الکسه!
الکس، حالت خوبه؟
کایرا؟ صدام رو داری؟
آره، آره. صدات رو داریم. حالت خوبه؟
آره، آره. خوبم. حالم خوبه
چی شد؟ ما دیدیم که کشتی منفجر شد
فکر کردیم تو داخلش بودی
رفیق، صدات داره قطع میشه
الکس، صدات رو نمیشنویم. صدات داره قطع میشه
کجایی؟
من توی...
یه پایگاه... از... ملِـ...
آنتن مشکل داره
الکس، بگو کجایی. میایم پیدات میکنیم، رفیق!
میخواید سَربهنیستشون کنم؟
فعلاً نه
نه. نه
نه، نه، نه، نه، نه، نه!
فکر میکردم اینجا قراره امن باشه
- چطور به رایانههاتون دسترسی پیدا کردن؟ - پیدا نکردن
وقتی یواسبی درایو توقیف شد،
تیم جرمیابی قانونی شما ساختار فایل،
یکپارچگی دادهها و تمام جزئیات نرمافزار رو بررسی کردن
اما اونها خیال کردن اون فقط یه درایو معمولیه
نیست. یه کار سفارشیه
این توی یه رجیستری کوچیک و جداگانه توی یه «اِپرام» اختصاصی مخفی شده بود
مثل یه محفظۀ مخفی میمونه. تنها کارش ارائۀ این پیام،
و یه لینک به یه سرور رمزگذاریشدۀ غیرقابلردیابیه
چرا؟
یه کانال بازه
یعنی فقط نمیخوان پیام بفرستن. خواهان گفتوگوان
ببخشید، فکر میکردم واضحه
این رایانه و تغذیۀ ورودی/خروجیش رو بهطور کامل از سیستمهامون جدا کردهام
شروع کن
شما عهدشکنی کردید
احرازِهویت کن
ما «اسکورپیا» هستیم
دستورات ما واضح بود. شما عهدشکنی کردید
ما اشتباه کردیم
و بهخاطرش یک مأمور رو از دست دادیم
ازتون میخوام وضعیت رو حادتر نکنید
نمیتونن وضعیت رو حادتر کنن. چون دارن بلوف میزنن
باور نمیکنید که تهدید واقعیه؟
صادقانه؟ نه. چرا باید باور کنم؟
از این سلاح مرموزتون بیشتر برام بگو
تا شاید متقاعد بشم
ما هیچی بهتون نمیگیم
نشونتون میدیم. امروز ۱ عصر. «شمشیر نامرئی» رو به کار میگیریم
نیازی به این کار نیست
هدف تیم فوتبال دوم بریتانیا خواهد بود
نیازی به این کار نیست. ما کاملاً حرفتون رو باور میکنیم
تکتک بازیکنان تیم خواهند مُرد
و شما هیچ کاری برای جلوگیری از این اتفاق نمیتونید بکنید
این عواقبیست که به شما هشدار داده شده بود
کار غیرضروریای بود
و اجتنابپذیر
اگه عزم خودمون رو به این افراد نشون ندیم، ضعیف جلوه میکنیم
چون ضعیف هستیم. هیچی نمیدونیم. هیچ اطلاعاتی نداریم
این فرصتی بود که به حرفشون بیاریم،
و ببینیم چی دستگیرمون میشه، شما جلوش رو گرفتید
من به «داوْنینگ استریت» (دفتر نخستوزیر) خبر میدم. پیشنهاد میکنم سریعتر دنبال یه راهحل باشید
تیم دوم الآن کجاست؟
یه استادیوم توی ولز. توی زمین، در حال گرمکردن برای یه بازی دوستانه
و بازی ساعت چند تموم میشه؟
یک بعدازظهر
دو ساعت و نیم. برنامهریزی و استخراج. برید
ها!
ها!
سلام
صبح بهخیر. فکر نمیکنم با هم آشنا شده باشیم
ببخشید؟
اوه، انگلیسیای. حیف شد
امیدوار بودم بتونم فرانسویم رو باهات تمرین کنم
اینجا چه جاییه؟
یه پایگاه شنودِ جنگ سرد. البته که الآن از کار افتاده
خب، قسمتیش از کار افتاده
من سیل هستم
الکس. تو رو هم اونها آوردن اینجا؟
گیر افتادی؟
یا از خودشونی؟
از کی؟
فکر کنم خودت میدونی
اگه فقط فکر میکنی، پس وظیفۀ من نیست که بهت بگم
خانم راتمن الآن به حضور میپذیرنت
اگه یه جایی گیر افتاده باشه چی؟
کایرا، باید پیداش کنیم
بهنظرت دارم چیکار میکنم؟
عه؟ چطوری؟
با خودم گفتم هر آزمایشگاهی به محرمانگیِ «کنسنتو» باید دوربین مداربسته داشته باشه
و ازطریق سرورهای خودش کار میکنه، نه؟
آره. خب، قطعاً من هم همینطوری انجامش میدادم
خب اون سرورها رو پیدا کردم. اگه بتونیم فیلم رو ببینیم،
میتونیم ببینیم دقیقاً چی سر الکس اومده
ولی بدجوری فایروال شده. هیچ راهی نداره
کایرا، باید این رو ببینی
آم، دکتر کوواچیچ. همون دانشمند الماسی
انگار مُرده
این جدیجدی میتونه کمکمون کنه
کوواچیچ مسئول بود. ولی توی قایق زندگی نمیکرد، اون...
اینجا توی والِتا یه آپارتمان داره
شرطِ چی که اونجا یه رایانۀ متصل به سیستمهای آزمایشگاه داره؟
ببخشید، الآن... داری پیشنهاد میکنی که دزدکی وارد خونۀ یه مرد مُرده بشیم؟
قرار نیست اونجا باشه که
خیلیخب، نه. نه، نه. من-من... کایرا، بهنظرم وقتشه به جک زنگ بزنیم
و چی بهش بگیم؟ الکس غیبش زده و نمیدونیم کجاست؟
نه، فقط میگم...
که از توان ما خارجه؟
آره! آره، پس چی؟! یعنی خودت اینطور فکر نمیکنی؟ فقط یهذره؟
الکس به کمک ما نیاز داره و ما درست بغلشیم
جک الآن لندنه، اون کاری جز دلواپسی نمیتونه بکنه
ولی بذار من دستم به رایانۀ کوواچیچ برسه
اونوقت شاید بتونیم بفهمیم واقعاً چی سرش اومده
بعد به جک زنگ میزنیم، باشه؟
استادیوم حدود ۳۰هزار نفر گنجایش داره،
ولی زیاد بازی مهمی نیست
بازی دوستانه وسطِهفته، حدود ۲هزار تماشاگر
منطقۀ محدود
حملۀ شیمیایی، گاز اعصاب یا فقط یه بمب
اونطوری جمعیت حاضر بیشتر در خطرن تا بازیکنها
فکر میکنی براشون مهمه؟
یه چیزی توی تهدیده بود که خیلی بهخصوص بود
نظرت اینه که حقیقت رو بهمون گفتن
اسمش رو بذار حدس آگاهانه
یه هلیکوپتر آمادهست که ما رو اونجا ببره
لباسشخصیهای محلی داخلن
اگه نیاز به تخلیه باشه، براش شیوهنامه هست
چرا بهمون هشدار بدن؟ چرا بگن یکِ عصر، برای واکنش بهمون وقت بدن؟
میدونم. من هم حس بدی بهش دارم
مسابقه الآن شروع شد
خب، «اسکورپیا» گفت بهمون نشون میده
همۀ بازیکنها و هوادارها زیر ذرهبین هستن
نباید بههمینشکل بمونه
صبح بهخیر، الکس
خانم راتمن
لطفاً جولیا صدام کن. اونطوری خیلی پیر به نظر میام
میتونی تنهامون بذاری، نایل
بگیر بشین
خب، چرا اینجایی، الکس؟
تو بهم بگو. تو بودی که گفتی بیارنم اینجا
ولی این تمامِ حقیقت نیست، هست؟
تو الآن خیلیوقته دنبال ما هستی
میخواستی پیدامون کنی
هزاران کیلومتر سفر کردی که اینجا باشی
حالا حقیقت رو بگو. چرا؟
تا کار شما رو تموم کنم
تا «اسکورپیا» رو از بین ببرم
واقعاً همچین چیزی به خوردِ خودت میدادی؟
تو اینجایی چون نمیتونی سر دربیاری،
و آرزو میکردی میتونستی
اینجایی چون یهسری از قطعههای پازل گم شدهان،
و نمیتونی پیداشون کنی
اینجایی چون جواب میخوای
No comments yet. Be the first to leave one.