The first 200 lines.
قبلاً در «آل رایز»
به دیسی احضار شدم.
اگه بخوان برگردی چی؟ روزهای جیمت من تموم شده.
مامان، کجا میری؟
هیس! هیس! هیس! هیس! قلبش میافته تو دهنش
اگه بفهمه من بدون اون دارم برمیگردم به اجتماع.
نه، نه، نمیتونی منو اینجا با اون تنها بذاری.
شری، کیمچیها رو کجا نگه میداری؟
مارک کالان، معاون ارشد دادستان منطقه.
کیریلنکو. اونا میخوان یه پروندهی آینده رو خراب کنی.
اما اگه فقط یه بار بهشون کمک کنی،
تا ابد مدیونشون میشی.
نظرت چیه این خوشگله رو بخرم؟
یه پورشه ۹۱۱؟
این چیه؟ انتقام؟ بابت تمام کارهایی که سرت آوردم؟
آره.
شوخی میکنم. شوخی میکنم، شوخی.
۱۸۰ هزار دلاره و دو نفره.
بیلی اصلاً کجا میره؟
پدربزرگ و مادربزرگها برای همین کارن.
باشه، به نظرم یه دست دومش هم شاید خوب به نظر برسه.
امم. حواست هست که اون خانم خوشگله...
همراه ماشین نیست، آره؟
من اون رو نمیخوام.
تو خیلی بهتر به نظر میرسیدی...
کنارش.
توش.
روش. اوه!
روش؟ حالا این یه فکر خوبیه.
باشه.
بسیار خب، برای محاکمه...
رنگهای روشن جذابترن.
خب، فعلاً همیناست که داریم.
بسیار خب، خانم اشمیت، شروع کنیم؟
بذارید با مرور سوابق کاریتون برای هیئت منصفه شروع کنیم.
قبلاً برای یه متخصص پا قبضهای پزشکی صادر میکردم.
پا، خیلی هیجانانگیز نبود.
اما دو سال پیش پیش دکتر واسکز شروع به کار کردم.
یه جراح پلاستیک،
و خیلی خوشقیافه.
فرق داشت.
بیاین ببینیم اون روز چی شد.
من یه آچار چرخ برداشتم،
و افتادم به جون مرسدس سفید براق رئیسم.
و دکتر واسکز اومد پایین تو گاراژ،
سر من داد زد، اما من...
بهش حمله کردم، نمیتونستم متوقف بشم.
چرا؟
باید بهش نشون میدادم که نمیتونه قسر در بره،
با کاری که با من کرد.
مهم نیست هیئت منصفه چی گفت.
من به هیئت منصفه اعتماد ندارم.
باید اینو پشت سر بذاری.
یعنی باید مثل آب از سرم رد بشه؟
راجع به دوست پسرم، لری، بهت گفته بودم؟
بلیت فصلی بازیهای تیم داجرز رو داشتیم.
من تو عکس خوب نمیافتم، اما این یکی خوبه.
بذارش تو پوشهی موکل من.
واقعاً زیباست خانم اشمیت،
اما نیاز دارم تمرکز کنی، باشه؟
بهترین امیدی که اینجا میتونیم داشته باشیم، کم کردن اتهامه.
از اقدام به قتل عمد از پیش طراحی شده،
که مجازاتش هفت سال تا حبس ابده.
ابد.
باید ببینم اندازهمه.
دارلین، چیزی که اینجا مهمه استحکام پروندهته،
نه ظاهر تو. لطفاً این چرت و پرتها رو بس کن!
همیشه دارلینِ بدبخت بوده،
و اون شخصیت عالی «بیا به من تجاوز کن لعنتی،
و قسر در رو».
دارلین، من طرف تو هستم.
من برات میجنگم.
حالا، قاضی کارمایکل یه حکم ۴۰۲ صادر کرده،
که خیلی به ضررمونه.
یعنی چی؟ یعنی نمیتونیم اشاره کنیم...
که دکتر از اتهام تجاوز به تو تبرئه شد،
یا ازش برای دفاعت استفاده کنیم.
خیلی ممنون.
لاته بدون چربی بدون کافئین.
با نصف بستهی شکر قهوهای.
تو منو چقدر خوب میشناسی.
من زود اومدم برای آماده کردن یه موکل،
و فکر کردم از تو تو صف جلو میزنم.
و سر راه اومدنم وایسادم که اینو برات بگیرم،
چون میدونم دستات خشک میشه.
تو خیلی مهربونی. ملاحظهکار.
به زودی میتونیم مثلاً لباس ورزشی ست بپوشیم.
اوه، آره، من دوست دارم.
واقعاً؟ حتماً.
آره، منم همینطور.
کلیدا.
فرانک همین الان بهت تعظیم کرد؟
من معاون ارشد دادستان منطقهام. مردم حضور منو ارج مینهند.
باید واقعاً روی تعظیم کوچیکت کار کنی.
اوه، صبح بخیر.
هی، شما دو تا دارین روی اون پرونده با هم کار میکنین، آره؟
چطور پیش میره؟
اقدام به قتل جراح پلاستیک خوشتیپ.
قاضی کارمایکل مجذوب استدلالهای من شد.
در طول جلسه رسیدگی به درخواستهای مقدماتی
انتظار دارم به راحتی پیروز بشم.
اوه، آقای دکتر هم اومدن.
این بار، خانم کاستیلو،
لطفاً سعی کنید از خط قرمزها رد نشید.
یادتون باشه که شما
حامی قربانی این آقا هستید،
نه رفیق صمیمیش توی مهمونی شبانه.
آره، کاملاً بهش آگاهم.
مثل اینکه مگی از مهمونیهای شبانه متنفره.
خب، برنامه شب شنبهام هم که پَر.
حالا سوءتفاهم نشه،
شما زن زیبایی هستید.
ولی فقط با یه ذره رستیلین
توی خط خنده و ده سال
از بین میره.
شما هر جا میرید،
درباره عملهای زیبایی توصیه میکنید؟
خب، اگه بتونم کمک کنم، حتماً این کارو میکنم.
واو، تقارن صورتتون...
میخواید بدونید چه ریزهکاریهای خیلی کوچیکی رو
پیشنهاد میکنم؟
نه.
نه، نه، نه، من هیچ کار لعنتیای نمیکنم!
اینجا که روسیه نیست،
نمیتونید به یه منطقه زور بگید.
الو؟
اوه، سلام تدی، یه دقیقه وقت داری؟
اگه در مورد خش کنار ماشینته،
کدوم خش؟ فکر کنم بتونم پاکش کنم. خداحافظ.
صبر کن، پرونده جنایی آنا ساتون،
پرونده رانندگی در حالت مستی، جزئیات رو بهم بگو.
خب، متهم داشته رانندگی میکرده
در حالی که تحت تأثیر مواد مخدر بوده.
زد به یه تیر چراغ برق
و مسافرش رو به شدت مجروح کرده.
ماشین بیامو لوکس رو هم داغون کرده،
واسه همین عجیبه که وکیل تسخیری داره.
ولی ماشین مال اون نیست.
به اسم ایوان کیریلنکو ثبت شده.
این اسم رو کجا شنیدم؟
دازویدانیا
شغل شما چیه دکتر واسکز؟
من جراح پلاستیک هستم.
مردم فکر میکنن من فقط
بزرگ کردن سینه و لیفت صورت انجام میدم،
ولی به قربانیان سوختگی هم کمک میکنم،
و داوطلبانه به کودکانی که شکاف کام دارن، کمک میکنم.
میتونید به هیئت منصفه بگید چی اتفاق افتاد
توی پارکینگ مرکز جراحی
با کارمند سابقتون دارلین اشمیت؟
اون با آچار چرخ زد تو سرم.
خوش شانس بودم که زندهام.
یعنی، ببینید... این رو ببینید.
شغل من تموم شد.
در این ویدئو
که قبلاً به عنوان "مدرک شماره یک دادستانی" علامتگذاری شده بود،
این خانم اشمیت هست
که روز حادثه به سمت شما میاد؟
بله.
من اینجا دارم
چیزی که به نظر میرسه یه آچار چرخ باشه،
که میخوام اون رو به عنوان "مدرک شماره دو دادستانی" علامتگذاری کنم.
ثبت شد. حالا، میدونم
که این ممکنه برای شما دکتر واسکز سخت باشه،
اما لطفاً، میتونید مراحل حمله رو برای هیئت منصفه توضیح بدید؟
چطور به شما ضربه زد؟
اعتراض دارم، قربان!
آیا این... هر چی که هست، واقعاً لازمه؟
دادستانی داره نشون میده
ماهیت و شدت حمله رو.
رد شد. میتونید جواب بدید دکتر واسکز.
خب، اول به پهلوم ضربه زد،
و بعد هر دو دستش رو
اینطوری برد بالا،
بازوهاش رو نود درجه خم کرده بود،
و بعد با تمام وجودش کوبید پایین.
اونقدر محکم بهتون زد؟
نه.
محکمتر.
ریچل خودش رو ساقدوش من کرده
و هر ده دقیقه زنگ میزنه.
یعنی، من وقت ندارم
راجع به مهمونی مجردی حرف بزنم،
یا اینکه آستین کلوش باشه یا دکلته.
ولی دکلته باید باشه، نه؟
البته. الو!
خوبی؟ آره، آره.
فقط ذهن درگیر کار جدیده.
باشه. برو با ریچل حرف بزن.
باشه، ولی اون میگه
تو هم باید مهمونی مجردی بگیری.
یعنی، نمیتونی بذاری من تنها اذیت بشم.
توی وگاس؟
برای اینکه این رو هضم کنم، کلی قهوه لازم دارم.
باشه، اول اینکه گاو مکانیکی نه.
و دوم، نمیدونم این قضیه سیندرلا
توی مهمونی واقعاً به من میاد؟
خانم ساتون، فکر کنم همه چیز رو یادداشت کردم.
صبر کنید، آیا این... این رانندگی در حالت مستی به حرفه بازیگریم ضربه میزنه؟
فکر کنم یکی دو تا بازیگر از این پروندههای رانندگی در مستی جون سالم به در بردن.
No comments yet. Be the first to leave one.