The first 200 lines.
انیــمورلــد تقدیـــم میکند Forums.animworld.net
Temariترجمه و زیرنویس:
زندانی ها
نمی تونم جای دقیقش رو لو بدم.
این اطلاعات در دسته محرمانه ترین اسراسر ملی قرار می گیرن.
زندان نانبا...
بزرگترین زندان ژاپن، با جدیدترین تکنولوژی
و زبده ترین نگهبانان، که بالاترین سطح امنیت جهانی رو در اینجا به وجود آورده.
تا کنون هیچ کس نتونسته از این زندان فرار کنه.
شوخی کردم بابا!
اگه خودتون تا اینجا شاهد بوده باشین،
حتما می دونین که یه زندانی اینجا هست که چندین بار در رفته، درسته؟
کسی فرار کرده؟!
ولی ما که سطخ امنیت رو بردیم بالا!
یعنی کی می تونه باشه؟
مجبوری بپرسی حیف نون؟!
زندانی ها
نانباکا یه انیمه کمدیه.
تپش تپش
دردم اومد، هاجیمه!
خب، نباید کپه مرگت رو اینجا بذاری!
به خاطرت کل ساختمون 13رو زیرپا گذاشتم!
اگه همیشه اینجوری جوش بیاری کچل می شیا.
اگه یه بار دیگه این حرف رو بزنی، با همین دستام تیکه تیکه ات می کنم، نفله!
بجنب و خودت دستات رو بیار جلو.
سرم شلوغ تر از اینه که اینکار رو کنم.
شترق
اوه، اوه، اوه، اوه، اوه!
اوووخ
اووووخ
الان دو شقه ام می کنی!
ساختمون 13، سلول 13
اوه... هاجیمه لعنتی...
خیلی بی رحمه.
هنوز حال و حوصله اینکارا رو داری، ها؟
جیوگو جدی جدی نمی تونی غیر فرار از زندان کار دیگه ای بکنی.
خب، ولی از حالا به بعد باید چیزای جدیدی یاد بگیری.
آره...
همون عادت همیشگی.
می زنی به چاک و دوباره برمی گردی.
چه عادت مسالمت آمیزی داری.
واقعا می تونی این حرف رو تو زندان بزنی؟
مثل بقیه روزا روزگارم می گذره.
ولی! دوستان فراموش نکنین!
این آغاز بخش دوم نانباکاست!
امکان نداره همین روزای عادی همچنان ادامه پیدا نه.
دفتر واردن
هووم...
در مورد فرار اون روز شماره 15 چه غلطی باید بکنم؟
تپش
تپش
تپش
واردن
ظاهرا هاجیمه سوگوروکو داره میاد که سر قضیه شماره 15 منو ببینه.
چی باید بهش بگم؟!
گمونم بهتر باشه اینجوری شروع کنم، "صبح بخیر."
ولی اگه از استرس صدام بلرزه چی؟
اینجوری که از خجالت آب میشم!
واردن...
صبح بخیر—
از دیدنت خیلی خوشحالم، عزیزم.
عوضی! اینقدر بهم ضد حال نزن!
هاجیمه سوگوروکو هیچ وقت همچین کاری نمی کنه!
با یه ضربه افقیم کرد و زد مخم رو ترکوند...
از عکس بهتری استفاده کن، باشه؟
بازم پیش خودت نگهش می داری.
واردن، اومدم اینجا که در مورد فرار شماره 15...
صبح بخیر.
این دیگه چه جور مراسمیه؟
احساس می کنم یه همچین اتفاقی چهار قسمت پیش افتاد...
این یه روز عادی تو زندان نانباست.
یعنی واقعا هیچ اتفاقی نمی خواد بیوفته؟ نه، محاله
اگه از این استفاده کنم...
یاماتو-سان، حتی سرپرست...
سیتارو، می خوای چه غلطی کنی؟!
یعنی ممکنه این یه شورش باشه؟ حالا دیگه سرپرست ها تون رو جابه جا می کنین؟!
بالاخره گیرش آوردم!
نامبای من!
یه ربات پلمپ شده! خیالت راحت که یه ر(بیپ) مبا نیست!
شبیه ش هست ولی خودش نیست!
حالا که اینو دارم،
تمیز کردن اتاق نگهبانی برام مثل آب خوردن میشه.
خیلی خب، می خوام همین الان ازش استفاده کنم! راه بیوفت!
خستگی مردم...
گمشو اونور.
پس س س س
این دیگه چیه؟! از کدوم گوری اومده؟!
یه جور کمیک استریپ دلگرم کننده اس؟! وایی، ساختمان 13 دیگه به درد نمی خوره!
شاید داره یه اتفاقایی تو یه ساختمون دیگه می افته!
ساختمان 5
یه سر بزنیم به ساختمان 5!
آخه سر چی دارن با هم می جنگن؟! خوبه، خوبه.
منتظر یه همچین شرایطی بودم!
از کجا اوردیش؟!
خانواده ام واسم اوردنش.
خیلی خوشگله...
یه کاکتوسه؟!
التماست می کنم. بذار یکمم من ازش مراقبت کنم.
عاشق گل و گیاهی، نه؟
همه رقم میشه از گیاهان استفاده کرد.
تا وقتی انواع گیاهان در اختیارت باشه می تونی ازش هر نوع دارو یا سمی بسازی.
هووم...
و این کار یه شیمی دان دارو شناسه که روشون تحقیق کنه و اینا رو به واقعیت تبدیل کنه.
خب...
نمی تونی داشته باشیش!
چرا آخه؟
اگه آشغال به پای کاکتوسم بریزی، این آت و آشغالا روش تاثیر می ذارن.
هی! ببین بهم یه خرده بی رحمی نمی کنی؟! لطفا!
لطفا اجازه بده آبش بدم!
شماها دارین چیکار می کنین؟
دارم آبش می دم.
با هم توافق کردن که مستقیما بهش آب نده، واسه همین اینجوری شد.
با هم توافق کردیم.
بازم یه داستان دل خوش کنک دیگه؟!
جریان چیه؟!
آخه می خوایم تو این فصل دو چه غلطی کنیم؟!
فراموشش کن! ادامه می دیم!
اتاق بازی
تازه به یه چیز باورنکردنی پی بردم.
چیه؟! قراره یه راز باورنکردنی واسمون فاش بشه؟!
تو قبلا تو جنگ فو-اون شرکت داشتی، نینجا کامیکازه، مگه نه؟
ها؟
ذره ای شک ندارم!
تو نقش اصلی رو بازی می کنی، ساسکه کامیکازه!
سابقه بازی جنگ فوو-اون نینجا کامیکازه
حتما ببنندگان خودشون در جریان هستن!
تو بخش اول این بازی رو نشون دادیم!
می ترسم در اشتباه باشی!
من فقط یه نینجام که اتفاقی داشتم از اینجا رد می شدم.
احتمالا طرف ظاهرش شبیه من بوده.
راستیا یه آدم مشهور تو یه همچین جایی چیکار می کنه؟
این حرف رو نزن، نینجا کامیکازه که فقط یه آدم مشهور نیست!
نینجا کامیکازهرو بزرگترین شاهکار ژاپن می دونن!
کامیکازه همیشه شگردهای خودش رو می زنه و هیچ وقت از بدل کار استفاده نکرده.
همه اینا تو نسخه دی وی دی چاپ اول موجوده—
این یارو چشه؟ خیلی تو کارش ماهره!
به هر حال تو واقعا کار بلدی.
نمی تونی اینو ازم مخفی کنی.
نه، من، اوم...
تو دردسر افتادی؟
همه چیز رو فهمیدن؟
آره...
خب اگه اونا چیزی بودنن، خیلی بد می شه؟
بازیگری که نقش نینجا کامیکازه رو بازی می کنه هم یه مجرمه.
مِن مِن... مِن مِن...
نینجا کامیکازه یه نینجای افسانه ایه.
اون شخصیتیه که هیچ وقت دستگیر نمیشه،
واسه ه مین اگه مردم بفهمن که من گرفتار شدم،
ممکنه تمام طرفدارایی که ازم حمایت می کنن رو از دست بدم!
گفتش که می خواد دست از کاراش بکشه،
ولی این شغل بازیگری واقعا براش مهمه.
ولی راستش خودم خیلی دست و پا چلفتیم و هیچیم شبیه نینجاها نیست.
یه عالمه ماکیبیشی دور و بر خودم پخش کردم و...
پس من به کسی چیزی نمی گم.
وووش
تپش
به یه شرط
به شرط چی؟
امضای کامیکازه! باشه، قبوله!
هیچ درکت نمی کنم.
تو تنها کسی هستی که بعد دریافت یه امضای جعلی این همه خر کیف می شی.
واسم اهمیتی نداره.
امکان نداره که از دیدار کامیکازه واقعی ناامید بشم.
چه داستان فوق العاده ای. چه طرفدار پر و پا قرصی!
صبر کنین، من اینو نمی خواستم! فراموشش کنین!
زندانیا به درد نخور شدن! احمقا!
اتاق نگهبانی
روتون حساب می کنم، نگهبانا!
این...
کوچولو
چقدر جیگره.
باورم نمیشه!
پوستش به سفیدی برفه!
لپاش به سرخی هلوئه!
چشماش مثل یاقوت می درخشن!
چه طرح ظریفی داره! درست مثل واردن می مونه!
دونه ای هزار ینه.
می خوای بخریش؟
هیف هاجیمه! چند بار باید بهت بگم که اینجا سیگار کشیدن ممنوعه؟!
جدی؟
اگه می خوای سیگار بکشی برو بیرون!
نق نق
اگه موهای خوشگلم آخرش از دستت بوی سیگار بگیره چی؟!
آخه لعنتی چیکار موهای تو دارم؟
وایی، هاجیمه خل و چله.
هی، میمون!
وقتی داری کاغذبازی می کنی چیزی نخور!
آشغالات رو هم بنداز دور!
تو که دیگه بچه نیستی!
تو هم همین طور.
هووف
هووف
شیش! هیچ کدوم از مردای اینجا اخلاق ندارن.
هووف
هووف
هووف
هووف
هووف
هووف
هووف
No comments yet. Be the first to leave one.