Season 1

Release info

[AnimWorld] Genjitsu Shugi Yuusha no Oukoku Saikenki s01 e10 [ECHELON & Mr manjiro] ass
A Commentary by ECHELON_aw
کانال گروه : @AWforum کانال زیرنویس : @AWsub ترجمه و زیرنویس : Echelon

Tags

TS
Published on: 2021-11-15
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 179 lines.

.همم

!وقتشه

!دیگه وقتشه که به بزرگ‌ترین خواست‌مون برسیم

سی هزار نیروی نظامی آمیدونیا

.در حال عبور از گردنه کوه اورسولا هستن

به احتمال زیاد

گایوس قصد داره شهر .جنوب غربی آلتومورا رو اشغال بکنه

،نگران نباش، ادامه بده

قلبم می‌گرید تا وقتی که صدایش به لرزه در آید

آیا با از دست دادن یک شِی، همه چی به پایان می‌رسد؟

آیا راهی برای بازگشت به روال قبل نیست؟

درست مثل ابرها که توی یک خط جا به جا میشن

،وقتی برای یک لحظه ازش چشم برمیداری

بقیه چیزها هم همینطوره

هرگز فکر نمی‌کردم نسخه ای از من وجود داشته باشه

که دنیا بهش نیاز داره

،اما وقتی به اعتقاداتم ایمان میآورم

خودم را همانطور که هستم پیدا می‌کنم

سلام ، بله، اولین قدمی که بعد از سر تکان دادن برمی دارم

سلام، بله، حرکت به سوی افق کشف نشده ست

.این دانه گندم حسابی با کیفیت ـه

ارتش محل تفریح نیست

حتی 5000 نفر از نیروهای ارتش .ممنوعه نمی‌تونن همه ی اینها رو بخورن، وایست گارو

کاملاً حق با شماست. آلتومورا .اصلاً قصد مقابله با شما رو نداره، اعلیحضرت

... هووم

پس داری می‌گی میخوای تسلیم بشی؟

بله! ما چاره ای جز امیدوار بودن .به حسن نیت شما نداریم

.بسیار خب. پس فوراً تمام دروازه ها رو باز کنید

بله، در این مورد ... اگه ممکنه ... لطفاً یکم دیگه صبر کنید

چرا؟

..... این شهر فعلاً بین دو جناح تقسیم شده

یک گروه که قصد مبارزه نداره و اون یکی .که میخواد تا آخرین نفر مقاومت بکنه

به همین دلیل من اول بیرون اومدم .تا ازتون خواهش کنم تا یکم بهمون مهلت بدید

،ما هر وقت بخوایم می‌تونیم آلتومورا رو بگیریم

.چه دژتون مستحکم باشه چه نباشه

بله، ولی احمق های زیادی توی شهر هستن .که این چیزا سرشون نمیره

من مطمئنم که شما دلتون نمیاد حتی یکی .از سربازهاتون رو به خاطر این احمق ها از دست بدید

اگه شما بهم امان نامه بدید ،بهتون قول مردانه میدم

.که همشون رو متقاعد بکنم

از قدیم گفتن، برای گرفتن قلعه ،حداقل باید 5 برابر نیروی دشمن

.نیرو داشته باشی ،پس همونطور که اون میگه

.نیاز نیست روی از دست دادن نیروهامون ریسک بکنیم

... هوووم

.خیلی خب

،اگه دروازه ها رو باز بکنید

.من جون تمام اهالی رو تضمین می‌کنم

!خیلی ممنونم! خیلی ممنونم

.وقتی دروازه ها باز شد، شهر دیگه مال ماست

من سر اون خائن ها رو قطع می‌کنم .و جلوی دروازه ها آویزون می‌کنم

نگران چی هستی؟ ،کارماین 40،000 نیرو تو دستش ـه

و در عوض پادشاه جدید سوما .بیشتر از 10،000 تا نیرو نداره

اون وقتی با 40 هزار نفر درگیره چطوری می‌خواد برای اینا نیروی کمکی بفرسته؟

!لعنتی

دشمن حسابی از جونش مایه نمی‌ذاره؟

چه انتظاری داری، هال؟

،اگه از دید اونا به قضیه نگاه بکنی

می‌بینی وقتی صبح بلند شدی .یه قلعه درست جلوی روت سبز شده

.پس طبیعی که خونسردی‌شون رو از دست بدن

.آره، حق با توئه

وقتی من خودم در مورد این پروژه سونوماتا .شنیدم، حسابی جا خوردم

.همه‌ش به لطف اعلیحضرت ـه

بلافاصله بعد اتمام مذاکرات با سه دوک

بهمون دستور داد که 10 هزار نفر از .ارتش ممنوعه رو بسیج کنیم

هرچند، اصلاً انتظار نداشتم که تو همون روز

.بتونیم خارج از قلعه راندل موضع بگیریم

.ما همه‌ ش رو مدیون قطار زمینی راینوسورس توموئه هستیم

البته، "سیستم دو در چهار" اعلیحضرت .واقعاً شگفت انگیزه

ایشون مشخصات مصالح قلعه رو به صورت استاندارد در آورد

بعدش تونستیم به صورت انبوه .زودتر از موعد توی پایتخت تولیدش کنیم

مهارت راهسازی و شهرسازی

.امروز موقع ساختن قلعه حسابی به دردمون خورد

!حالا وقتش که لطف‌تون رو جبران کنم

!بسیار خب، یکی دیگه

.هال! دشمن داره اون چیزها رو به این طرف میاره

اوضاع حسابی خیطه، مگه نه؟

.آره، حسابی هم خیطه

تقویت کننده ضد جادو فقط در مقابل .جادو و آتیش جواب میده

این دیوارهای بتنی و خاکی رومی چجوری قرار در مقابل حملات فیزیکی مقاومت بکنه؟

چیکار کنیم؟

از من میپرسی؟

کائده، نمی‌تونی با جادوت یکاریش بکنی؟

.من تمام جادوم رو برای ساخت قلعه صرف کردم

هووم .. از شلیک کردن به شاهین مهاجر .خیلی راحتر بود

تو دیگه کی هستی؟

.متاسفم که زودتر خودم رو معرفی نکردم

اسم من سور ـه، و از جنگل !تحت محافظت خدا به اینجا اومدم

... شما دخترم رو وقتی که اون فاجعه اتفاق افتاد، نجات دادین

خیلی متاسفم، که اون موقع نتونستم .ازتون تشکر بکنم

بعد از اون قضیه، دخترنجات یافتم ،میخواد مثل تو بشه، هالبرت

و وقتی که گفت میخواد یه روزی ،به ارتش ممنوعه ملحق بشه

... و درست شبیه تو بشه

.حسابی عصابم به هم ریخت

!دروازه رو باز کنید

!هدف ما نابود کردن سه توپ مقابلمون ـه

!به نیروی دشمن توجه نکنید

اون‌ها رو تعقیب نکنید و فقط .روی تخریب هدف تمرکز کنید

!عجله کنید

.بیایید بهشون نشون بدیم که گارد سلطنتی یه نیروی نمادین نیست

!اونا رو بسوزونید

!بهشون نگاه کن

!وای

!اون دوتای دیگه داره توی آتیش می‌سوزه

!این یه موفقیت بزرگی ـه

.آره

... هر سه تاشون نابود شد

دوک کارماین! برای چی ارتش شما اینقدر بی انگیزه‌ست؟

اشراف فاسدی که

.جز پول جمع کردن چیز دیگه ای حالیشون نمیشه

تو که نترسیدی، مگه نه؟

هو ...؟

به نظرتون کی می‌تونه منو بترسونه؟

شما اصلاً وضعیت رو کاملاً در می‌کنید؟

.تعداد دشمن فقط 10 هزار نفره .و ما 40 هزار نفر

پس به چه دلیل ما مجبوریم بهشون حمله کنیم؟

در این صورت، بهتر نیست با یه حمله گسترده همشون رو یکجا نابود کنیم؟

این همون چیزی که شما تازه تستش کردید .و به طرز فجیعی از بین رفت

،علاوه بر این، شما توپ ها رو با خودتون بردید

!و همگی رو از دست دادین

.ما از این بابت متاسفیم

.هیچ نشانی از سوما توی قلعه دیده نمی‌شه

از کجا به قطع یقین رسیدی؟

،از زمان برپایی قلعه

.ارتش ممنوعه با حالت دفاعی جنگیده

اگه اونجا بود، بدون شک .اقدامی علیه‌مون انجام میداد

.اون قطعاً یه جایی داره کاری انجام میده

دقیقاً به همین دلیل باید مجبورش کنیم .تا از لونه‌ش بزنه بیرون

به عبارت دیگه، تو از سربازان قلعه می‌خوای به عنوان طعمه استفاده کنی؟

.آره

شما حسابی خسته به نظر میرسید. این مبارزه .توی یکی دو روز به نتیجه نمی‌رسه

.بهتره کل فردا رو استراحت بکنید

.... بیولف

همه چی آماده‌ست؟

.بله، قربان. هیچی از قلم نیوفتاده

.هووم

.موش در نهایت موش ـه

به تمام ژنرال ها اطلاع بدید .... و همگی آماده حمله بشید

قضیه چیه؟

:دوک وارگاس ، شهر اژدهای سرخ .منطقه ای تحت کنترل کاستور وارگاس ، ژنرال نیروی هوایی الفریدن .توسط یک واحد نخبه از 1000 شوالیه وایورن محافظت می شود

.جورج کارمین: اون یه مرد سخت گیر و سنگدل است او یک جنگجو با تجربه است .و به شایستگی و وفاداری اهمیت می دهد

،قربان، لرد آلتومورا، وایست گارو .درخواست ملاقات فوری با شما رو دارن

!بذار بیاد

!بله، قربان

!خیلی متاسفم

وایست! تو بهم قول دادی که !دروازه های شهر رو باز می‌کنی

.متقاعد کردن افرادی که ناامید شدن وقت میبره

!چی؟

!من اصلاً حوصله بهانه شنیدن رو ندارم

من سر تو رو مِن باب درس عبرت .قطع می‌کنم و برای مردم شهر میفرستم

عالیجناب، من از بابت فریادهای مرگ یا زندگی

.جناح مخالف که از آلتومورا شنیدین میترسم

پدر، در نبرد با نیروهای که از جونشون گذشتن

.تلفات زیادی رو متحمل خواهیم شد

.کاملاً حق با شماست

.بهم اجازه بدید تا وفاداریم رو بهتون نشون بدم

،لطفاً این گرد طلا رو بپذیرید. همچنین

.لطفاً ما رو از بخشش شاهانه مضایقه نفرمایید

من وفاداریت رو تصدیق می‌کنم. ولی منظورت از بخشش همایونی چیه؟

- فردا! فردا ظهر

.... تا وقتی که

... سایه ...

.... اون درخت ...

... به اینجا برسه ....

!ازتون خواهش میکنم که بهمون حمله نکنید

- من قول میدم که این بار

.این بار، تمام افراد داخل شهر رو متقاعد بکنم

بهتر نیست که به وایست اعتماد کنیم و یه بار دیگه بهشون مهلت بدیم؟

.هوم، خیلی خب

.تا فردا ظهر از حمله خودداری می کنم

اگه تا اون موقع دروازه ها باز نشه .ما شهر و به زور می‌گیریم

،بله ... بهتون قول میدم ... قول میدم

!که تمام افراد داخل شهر رو متقاعد می‌کنم

- مطمئنی که اینجوری اشکالی نداره، والتر

منظورم دوشس اکسل ـه؟

،با اون مقدار طلا

.ما میتونستیم یه گروه مزدور از زم استخدام کنیم

.به هر حال، مزدور ها، مزدور هستن

.اونا بخاطر پول طرفشون رو عوض میکنن

.من در حال حاضر با سه دشمن متفاوت درگیر هستم. الان فقط زمان متحد منه

.اگه بتونم یه مقدار از اون رو بخرم، بعدش دیگه طلاها هدر نرفتن

How a Realist Hero Rebuilt the Kingdom subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left