The first 200 lines.
هنوز خبری از قلعه هوزوکی نرسیده ؟
فهمیدیم جعبه کجاس ، اما
. خیلی سفت و سخت مراقبشن ، فعلا نمی تونیم حرکتی بکنیم
. به کارتون ادامه بدید
! به محض اینکه فرصتی پیدا کردید ، بدزدیدش
. چشم
واقعا همچین جعبه ای وجود داره ؟
جعبه ای که هر آرزویی رو برآورده می کنه ... خداییش خیلی مشکوکه ، مگه نه ؟
. نه ... نمی شه با اطمینان این حرفو زد
، با اینکه ممکنه احمقانه به نظر برسه
. ممکنه عوام به اسم جعبه بشناسنش ، اما در اصل منظور یه اسلحه ی قدرتمند باشه
... اگه واقعا همچین چیزی باشه ، باید
اه ! می شه یه لحظه فکو ببندی !؟
واقعا همچین جعبه ای وجود داره ، رایکاگه - ساما ؟
. می گن دهکده مخفی چمن با این جعبه تقریبا یه دفعه کلِ دنیا رو گرفته بود
. نمی تونیم بی خیال از کنارش رد بشیم
هنوز خبری از دهکده مخفی برگ نشده ؟
. هوکاگه - ساما موافقتشو با همکاری با ما اعلام کرده
. معلومه که موافقه . توی همچین موقعیتی ، باید تفاوت هامونو کنار بذاریم
. این موضوع برای همه ی دهکده ها مهمه
چه خبر شده !؟
تو کی هستی !؟
! به همین خیال باش
... تو
. انگار اوضاع از اونی که فک می کردیم سریعتر پیشرفت کرده
! انگار کاریش نمی شه کرد . بی رو خبر کنید
! برای همچین مسئله ای لازم نیست مزاحم بی - ساما بشیم
. نباید ایندفعه دیگه شکست بخوریم
! سریع بی رو خبر کنید بیاد
. دیشب ، به رایکاگه حمله کردن
. دهکده مخفی ابر می گه تو ، ناروتو ، مجرم هستی
. چـ - چـی ؟ بی خیال بابا ! من که کاری نکردم
آهان فهمیدم ، پیری تسوناده ! بازم می خوای یه دستی بهم بزنی ، مگه نه ؟
. سه جونین دهکده مخفی ابر و دو جونین دیگه از دهکده مخفی سنگ کشته شدن
. این نقاشیِ اونا از مجرمیه که این کارا رو کرده
! امکان نداره ! ناروتو هیچ وقت همچین کاری نمی کنه
! حتما یه اشتباهی شده ، تسوناده - ساما
! ساکت باش
! اما
. این یه مشکل دیپلماتیک بین دهکده هاس
! من نبودم به خدا
، کاکاشی سنسی ، حرفمو باور کن ! دیروز داشتم توی ایچیراکو ، رامن می خوردم
! بعد ... کلِ شب هم داشتم با شیکامارو شوگی بازی می کردم
. ناروتو ! تا زمانی که به حقیقت ماجرا برسیم ، تو رو به قلعه هوزوکی می فرستیم
ا - این قلعه هوزوکی دیگه کجاس ؟
. یه زندان نینجایی که بقیه ی دهکده ها برای دهکده مخفی چمن درست کردن
. همه می تونن وارد اونجا بشن ، اما هیچ کس از اونجا بیرون نمی ره
. اونجا جاییه که نینجاهای دردسرسازِ همه ی دهکده ها رو اونجا می فرستن
! اما من که کاری نکردم
! حتما یه نفر می خواد منو از دهکده دور کنه
! سرتق بازی در نیار ، ناروتو
... کاگه بونشین نو
! موکتون ! شیچورو
عنصر چوب : زندانِ چهار ستونی
! و - وایسید بابا
! من نبودم
! ببریدش
! من کاری نکردم به خدا
Sabzchidori & Mohamad Ali کاری از
زندانِ خون
! توجه کنید
! اینشون رئیسِ کلِ قلعه ی هوزوکی ، مویی - ساما ، می خوان فرمایشاتشون رو بگن
! خوب گوش کنید
. من مسئولِ اینجا ، مویی هستم
. اینکه سر از اینجا در آوردید یعنی اینکه اعتمادِ کل دهکدتون به شما از بین رفته
... که یعنی ، الان شما هیچ ارزشی برای هیچ کسی ندارید
! برام پاپوش دوختن
! من کاری نکردم ! واقعا می گم ! الکی بهم تهمت زدن
! بدون اجازه حرف نزن
می خوای بگی یه نفر برات پاپوش دوخته تا تو رو بفرسته اینجا ؟
! نباید وقتمو همچین جایی هدر بدم
. باید عجله کنم و مجرم واقعی رو پیدا کنم وگرنه دهکده توی دردسر میوفته
اینجا توی دهکده مخفی چمن ، خواسته ی دهکده ها
. اینه که اطمینان بدیم که نینجاهایی که فرستادن ، فرار نمی کنن
. اینکه چی می خوای به من ربطی نداره
! کاتون ، تنرو
عنصر آتش : زندان آسمانی
. یه جوتسوی زندانی کردن که نسل به نسل توی خاندان ما چرخیده
. بخاطر همین جوتسوئه که دهکده مخفی چمن مسئولِ قلعه هوزوکی شده
، تا وقتی که این مهر و موم روی بدنته
. نمی تونی چاکرا درست کنی
. فقط دو راه برای خروج از اینجا داری
. اول ، دهکدت یه درخواست رسمی برای آزاد کردنت بده
. و دوم ، اینه که بمیری
! عمرا ! الان آزاد می شم می بینی هیچی نیستی
! تاجو کاگه بونشین نوجوتسو
توده ی بدل سایه ای
... چی ... بدنم ... خیلی داغ شده ... مثل اینکه آتیش گرفته باشه
انگار یه چیزایی حالیته ، نه ؟
... با اینکه تحتِ « تنرو » هستی ، بازم می تونی اینقدر چاکرا درست کنی
. اما فکرشم نکن می تونی فرار کنی
. وقتی از یه مسافتی دورتر بشی ، « تنرو » عمل می کنه و اینقدر می سوزی تا خاکستر بشی
... راستی یه چیزی رو یادم رفت
. تنرو » یه جوتسوی عنصر آتیشه که توی آب اثری نداره »
. اما ، آب های نزدیک اینجا خیلی عمیق و سریعن
. اگه بپری تو ، قبل از اینکه بتونی چاکرا درست کنی غرق می شی
. به محض اینکه با « تنرو »ی مویی - ساما مهر و موم بشی ، دیگه نمی تونی از این قلعه فرار کنی
. البته یه ذره که اینجا بمونی می فهمی چقدر جای خوبیه
. ببین اونایی که قبل از تو اومدن چجوری با مهربونی نگات می کنن
. هی ... یه تازه وارد اومده
! یو ، یو ! خوشتیپم که هستی
... بعدا خوب میام یه سلامی عرض می کنم
! قبل از اون ، باید بازرسی بدنی بشید
... خودم شخصا همه ی گوشه کنار های بدنتونو بازرسی می کنم
هی ! حالا چیکار کردی که اینجایی ؟
! گفتم که کاری نکردم
! اووه ، ببخشید
. من بخاطر این اینجام که توی یه ماموریت یه اشتباه کردم
. قرار بود کلِ یه دهکده رو نابود کنم ، اما وجدان درد گرفتم و یه بچه رو فراری دادم . دهکدم هم فهمید
مگه چه عیبی داره ؟
تو از چه دهکده ای هستی ؟
. دهکده مخفی برگ
انگار نینجاهای دهکده مخفی برگ از اون سوسولان ، نه ؟
چی گفتی !؟
. برای یه نینجا ، دستورِ دهکده مطلقه
اما انگار توی دهکده مخفی برگ زیاد از این خبرا نیست ، هان ؟
! وقتی هیچی درباره ی دهکده ما نمی دونی ، غلط می کنی حرف می زنی
! بشین و تماشا کن ! سه سوته از اینجا فرار می کنم
! و به کسی که برام پاپوش دوخته درسی می دم که تا عمر داره یادش نره
. چطوره یه ذره آروم بگیری
چی گفتی !؟
. اون مرد راس می گه
قلعه ی هوزوکی جاییه که
. مردمی که دیگه دهکدشون بخاطر کارایی که کردن بهشون اعتمادی نداره ، اینجا رها می شن
. دزد ، دزده . قاتل هم قاتله
. دیگه بهونه ای نداریم
! اینایی که می گم بهونه نیست
! باندانا ! بیا
، اگه واقعا فهمیدی که توی چه چاه عمیقی افتادی
. دیگه این چاهو عمیقترش نکن
منظورت چیه ؟
. خودت دربارش فک کن
. لباساتو در بیار
. چیزی نداره
. خب . حالا روی یه پا بپر بالا
ها ؟ برا چی ؟
. می خوایم ببینیم جایی چیزی قایم نکرده باشی
! یالا
... اه
. انگار مشکلی نیست
خداییش اینکاری که گفتی برای چی بود ؟
. الان نه
! دیگه جایی نمونده که چیزی بتونم قایم کنم
. شورتتو در بیار
جون !؟
... ول کنید
!!! ول کنیــــــد
. زمان تمرینِ امروز تمومه
. همه ی زندانی ها به سلول هاشون برگردن و منتظر سرشماری باشن
. زمانش رسیده ، ماروی
. تکرار می کنم . زمان تمرین امروز تمومه
. همه ی زندانی ها به سلول هاشون برگردن و منتظر سرشماری باشن
کی هستی !؟
توی اولین روزی که اینجایی اینقدر راحت خوابیدی ؟
. یا خیلی کارت درسته ، یا خیلی اسگلی
. یه ذره دیگه اینو پوشیده بودم ... خفه می شدم
. گند زدی ، ماروی
. لعنتی ... حداکثر می تونم یه بدل سایه ای درست کنم
روز اولی که اینجایی اینقدر راحت خوابیدی ؟
. یا خیلی کارت درسته ، یا خیلی اسگلی
... خدا رو شکر که مثل نیومدم بغل شما
... انگار فهمیدن
! تیم یک ، به جلو
! تیم های دو و سه ، به سمتِ کناره های صخره
. فراری رو گرفتیم
. طبق بندِ 23 قلعه هوزوکی ، باید به سلول مجازات برده بشه
! اوه ! گرفتنش
... فک می کردم یه کم بیشتر از اینا طاقت بیاره
اما ، حالا چیکار کنیم ؟
. قانون می گه سه روز باید توی سلول مجازات باشه
... توی این مدت نمی تونیم ببینیمش
... آخه ممکنه جاسوس های « گروهِ گل » بین نگهبانا باشن
مطمئنی این یارو یه جینچوریکیه ؟
. بالاخره زمانش رسیده که دهکده مخفی چمن دوباره به شکوه سابقش برگرده
. زمانِ گرفتن انتقام پسرتون رسیده ، مویی - سان
. باید سریعا نقشه رو عملی کنیم
. گزارشاتی دریافت کردیم که « گروهِ گل » جاسوس هاشون رو برای نفوذ به اینجا فرستادن
راستی ، می خوایم با کازان از دهکده مخفی حمام چیکار کنیم ؟
. کازان خیلی قویه . اگه هر چهارتامون نباشیم ، نمی تونیم بگیریمش
. نگران نباشید . نقطه ضعفش رو پیدا کردیم
تو اونجایی ؟
کی هستی ؟
. یه پشه کوچولوی بی نام و نشون
اما مهم تر از اون ، دلت می خواد از اینجا فرار کنی ؟
مگه می شه ؟
چیکار باید بکنم ؟
. اگه مویی رو شکست بدی ، مهر و مومِ روی بدنت از بین می ره
چرا اینارو بهم می گی ؟
! هی
! وایسا
به این زودی آزادت کردن ؟
خب اتاق مجازات چطور بود ، حال داد ؟
! دیگه نمی تونم اینجا بمونم
! اونم الان که یه نفر می خواد دهکدم رو نابود کنه
این به من چه ربطی داره ؟
. شنیدم اگه تو رو شکست بدم ، مهر و موم « تنرو » از بین می ره
... دلم نمی خوام اینکارو بکنم ، اما اگه این تنها راهشه
. فکرشم نکن
. نمی تونی با وضعیتی که الان داری منو شکست بدی
! تا امتحان نکنیم نمی فهمیم
No comments yet. Be the first to leave one.