The first 200 lines.
اگر چه اين داستان بر مبناي علم روان پزشکي ساخته شده است اما همهي بيماران و روشهاي درماني با نگاهي داستان پردازانه انتخاب شده اند
قسمت 8
جدي جدي ناراحت نيستي؟
چرا از کنسل شدن يه مسافرت بايد ناراحت بشم؟
نرفتيم ديگه
يه دفه ديگه مي ريم
واقعاً مثه خودمي
خيلي خونسردي
اما کجا داريم مي ريم؟
مي ريم يه جايي گُلا رو تماشا کنيم
پياده شو
اين جا کجاس؟
مامان
!مامان
پس نمي دونستي داره ميارَدت اينجا؟
من معذرت مي خوام
اميدوارم درک کني
جه يول قرار بود چند روز پيش با برادرش بيايد اينجا
اما حالش خوب نبود و نتونست بياد
آره، مي دونم
بايد خيلي به جه يول نزديک باشي که اين چيزا رو مي دوني
من اين شعرو خيلي دوست دارم
"گل کجا مي تونه متولد بشه اگه با ترديد شکوفه کنه؟"
من اين قسمتشو بيشتر دوست دارم
"عشق چه طور مي تونه متولد بشه اگه با ترديد شکوفه کنه؟"
زندگي اين طوريه
زندگي همه ي ما اين طوريه اين طور فکر نمي کني؟
اين اولين باره که جه يول يه دخترو با خودش مياره خونه
از خودم نمي گم. حقيقته
غذاتون خيلي خوشمزه بود
خيلي ممنون خيلي لطف داري
چاييتو بخور- خيلي ممنون-
بايد مي رفتي با هم قدم مي زدين
چرا تنهايي فرستاديش؟ اگه گم بشه چي؟
از اون دخترايي نيست که اين قدر تو خيابونا بچرخه که گم بشه
آره، من هم فهميدم
با اين جديت داري به چي فکر مي کني؟ حواست نيست
...مدام
به گذشته فکر مي کنم
گذشته ي چي؟
دارم به اون موقعي فکر مي کنم که جه بوم تازه از کانون اصلاح و تربيت برگشته بود خونه
اون روز بعد از اين که کارم تو خونه ي مردم تموم شد اومدم خونه و
ديدم جه بوم غذاشو که تو گوشه ي آشپزخونه گذاشته بودم داشت با ولع مي خورد
حتماً خيلي گشنه ش بوده
حتماً
يادمه وقتي ديدم اونجا داره غذا مي خوره دعواش کردم
تو که به جز دردسر درست کردن کار ديگه اي بلد نيستي، چرا داري غذاي داداشتو مي خوري؟
چرا؟ بده من
ديدم سوپ جلبک دريايي درست نکردي
امروز روز تولدته
بده من
بازم کتک خوردي ازش؟ چشات چرا اين طوري شده؟
با مادرت اين طوري حرف نزن
بده من- بده-
!اين غذاي داداشته دستتو بردار
بده به من. دارم مي خورم- نخير. نمي شه بخوري-
!واقعاً که
پسره ي نادون داري چي کار مي کني؟
برو بيرون و ديگه هم برنگرد- واو، خيلي خشانت بار بوده-
حتماً خيلي عصباني بودم
حالا که فکرشو مي کنم مي بينم اون موقعا هميشه همون طوري بودي
خودتم مي دوني، مگه نه؟
آره، مي دونم
برا همين بود که روز به روز زندگيمون بدتر مي شد
اما... من از اين هم جلوتر رفتم
!برو بيرون از اين خونه و بمير !برو بمير پسره ي رذل
برو بمير- چه طور تونستي همچين حرفيو به پسرت بزني؟-
مردن من چه کمکي به شماها مي کنه؟
واقعاً احمقي
متنفرم ازش
اين ظرفه چيه؟- گازوئيله-
شايد خواستم اين خونه رو آتيش بزنم
!اي نادون
اين چه زندگي نکبتيه که من دارم
گازوئيل؟ برا چي مي خواست؟
من هم اون موقع نمي دونستم برا چي بود
اما بعداً فهميدم
فکر کنم يکي دو هفته ...بعد از اون روزي بود که
جه بوم اومد پيشم و با عصبانيت ازم خواست براش غذا درست کنم
اما من سرش داد زدم و گفتم: ...گازوئيل ندارم که
.گازو روشن کنم و غذا درست کنم
...فکر کنم اون ظرف گازوئيل
کادوي تولدم بود
...مي دوني
جه بوم اونقدرا که مردم مي گن آدم بدي نيست. مي دوني مگه نه؟
آره، مي دونم
بايد تو دادگاه به نفعش شهادت مي دادم
اما هيچي نگفتم و جه بوم رسيده به اين جايي که الان هست
برا همينه که از من بيشتر از تو عصبانيه
نمي تونستي به نفعش شهادت بدي چون تو واقعاً ديده بودي چه اتفاقي افتاده
مامان
يادته اون روز چي به من گفتي؟
که بايد به خاطر جه بوم هم که شده بهتر و شادتر زندگي کنيم؟
که اين طوري جه بوم مي خنده و وقتي برگرده با شادي با ما زندگي مي کنه
...بذار همه ي بدبختياي خونوادمون
با تموم شدن روزاي حبس جه بوم تموم شه
:اينو هميشه يادت باشه
"به همه چي مثبت نگاه کن"
خداي من. باورم نمي شه پسر عزيرم اين قدر بزرگ شده
وقتي برادرت برگرده خونه سه تايي با خوشحالي با هم زندگي مي کنيم و
با هم يه عالمه سفر مي ريم
باشه- عزيزم-
واسه چي وسط روز مي خواي تشک پهن کني؟
نمي خوام خودت اين کارو بکني که خسته شي
چي کار مي کني جلوي هاي سو
...مثه من که فقط تو حمام مي خوابم
مامانم هم تو پذيرايي مي خوابه و همه ي پنجره ها هم تا ته باز مي کنه
حتي وسط زمستون
هي- طوري نيست. اون همه چيو مي دونه-
اون روانپزشکه و همه چيو درک مي کنه
من بيرون منتظر مي مونم
جه يول
بايد برا هميشه با هاي سو بموني
فکر مي کني مي شه؟ اگه از هم خسته شديم چي؟
ما از زندگي هم ديگه خبر داريم و همين طور که مي گذره بيشتر و بيشتر دوسش دارم
برا شما دو تا هم مي تونه همين طوري بشه
...بايد جدي بهش فکر کني
به جا اين که از اين دختر به . اون دختر بپري
فکر مي کني واقعاً بايد اين کارو بکنم؟
امروز واقعاً هوا خوبه
بيا بريم سفر
تو زندگي بعديم ...مي خوام بشم يه راهنماي جهانگردي و
به همه جاي دنيا سفر کنم
اين جا رو ول کنم و برم جايي که دوست دارم
يه جايي که ديگه هيچ کس مزاحمم نشه و
با آزادي زندگي کنم، بدون اين که نگران زندگي کس ديگه باشم
کاشکي مي شد تا ابد همين طوري بريم
برا همينه که داريم مي ريم سفر
پاسپورتت که همراته، آره؟
خودت گفتي هميشه باهاته تا هر وقت که مي خواي بتوني هر جا که مي خواي بري
باورم نمي شه اين چيزا رو يادته
پاسپورتمو مي خواي چي کار؟
تو که نمي خواي بريم خارج از کشور؟
مي ريم اُکيناوا همونجايي که ازش يه عکس تو اتاقت هست
مي ريم مي بينيم چه جوريه قبل از اين که پدرتو ببري اونجا
چرا مزخرفاتي مي گي که آدم باورش مي شه؟
جدي مي گي؟- آره، جدي مي گم-
بيا بريم
باشه. قبوله زودباش بريم تا نظرم عوض نشده
!بريم
از عمد که شورـِش نکردم
وقتي پخت ديدم شوره اما اون همه ي شبو غر زد
همين طور غر مي زد حتي وقتي سعي مي کردم بخوابم
قابل درکه من هم تجربه کردم
حق نداشت همه ي شب غر بزنه که کباب يه کم شور شده
...پس هيچ وقت
...اما، خانوم
دفه ي ديگه اگه شوهرتون گفت ...غذا خيلي شوره
هيچي نگين. فقط يه کم آب بريزين تو کاسه ي غذاش
بفرمايين
بنويسين
درمان امروز
اگه شوهرتون مي گه غذا خيلي شوره- يه کم آب بريزين تو کاسه ي غذاش-
اينجاشو ستاره دار کنين
بدون يک کلمه- بدون يک کلمه-
اين مهمترين بخششه- شايد حق با شما باشه-
من تو همچين وقتايي خيلي حاظر جوابم
خيلي تلاش کردين !تا اينو متوجه شدين
بله؟
دکتر جو، بيمار بعديتون اومدن
پس دو هفته ي ديگه مي بينمتون- بله، دکتر جو
بيا تو
خواهرم گفت فکر مي کنه شوهرش توهم داره
برا همين اومدم بينم تو نظرت در موردش چيه
با شوهر خواهرم يه جلسه داشتم حالا مشورت تو رو لازم دارم
يه لحظه صبر کن
هي، چويي هو
بدو دير شده
واقعاً قراره بريم ژاپن؟- آره-
مگه نگفتي بايد داستانتو بنويسي؟- تو سفر هم مي تونم بنويسم-
چرا به جاش نريم جزيره ي جيجو؟ ...سفر خارج از کشور يه کم
فکر نکنم اين طوري برسيم
من زود مي رم ببينم الان پروازي هست
پاسپورتتو مي خوام- پاسپورتم؟
مراقب باش
واقعاً نمي دونم کاري که دارم مي کنم درسته يا نه
بايد برم يا نه؟
فکر کنم دستم شکست چي کار کنم؟
جانگ جه يول؟
چه دليلي داشت دستمو گچ بگيرن دستم که نشکسته بود؟
بيا سفرو بي خيال شيم- اما پولمونو که ديگه پس نمي دن-
.اوني که پولشو از دست مي ده منم منم مي گم نريم
چرا تو بايد پول بليط منو بدي؟
من سهم خودمو مي دم خودم حقوق مي گيرم
اما همه ش نمي رسه دستم
چون وام گرفتم بايد قسطشو بدم
به هر حال، هزينه ي سفرو به دو قسمت تقسيم مي کنيم
برا همين امکان نداره من اين پروازو از دست بدم
عقلتو از دست دادي؟ چرا پولاتو اينطوري حروم مي کني؟
من مي خوام برم سفر برام هم مهم نيست چي بشه
اما درد دستت اذيتت مي کنه
...احياناً
هر وقت با هر دختري مي ري سفر پولِ همه چيو تو حساب مي کني؟
چه دليلي داره الان تو از بقيه ي دخترا بپرسي؟
همين طوري پرسيدم
نمي دونم چقدر پول درمياري اما هر چقدر که هست بي هوا خرج نکن
به جز برا کسي که مي خواي باهاش ازدواج کني
فکرشو بکن، داريم برا اولين بار با هم مي ريم سفر هيجان انگيز نيست؟
مي دوني چه آدم عجيبي هستي؟
واقعاً اين قدر عجيبم؟ به اندازه ي تو؟
No comments yet. Be the first to leave one.