The first 200 lines.
میخوام جیکوب رو ببینم
فقط با وایستادن اونجا حکم منع حضانت رو
نقض کردی
این کارو با مامانم هماهنگ کردم
بهش 1000دلار دادم،
اونهم اجازه داد یه روز رو باهاش بگذرونم
این پدرم نیست میدونم اون تو جنگ نمرده
- از کجا میدونی؟ - تو در موردش ناراحت نیستی
گوگوری مگوری!
راب مک دانیلز؟ اون که هم سن منه
وقتی میخوام نعشه بشم،
تنها چیزی که جای موادرو پر میکنه
کار چرت هیجانی دیگه ای بکنم
مثلاً یه ساعت پیش، من یه حلقه ی 20 هزار دلاری دزدیدم
تمام کاری که میخوام بکنی اینه که با شوهرم نخوابی
خدای من لتی صبر کن
اگه تو بهش نگی، من میگم
لتی، دوست دارم که برای
شام خانوادگی که هفته ی آینده داریم با ما باشی
منم دوست دارم عالیه
پسر محبوبت یه قاتل قراردادیه
تو 16 سالگی یه قاتل بودی، الان هم یه قاتلی
تو یه شیطانی
دوباره دخترارو هرگز نمی بینی
هر گز اونها رو نمی بینی، یا منو
برو، ماشین رو بردار بهش نیازی ندارم
میرم
تورو هم می برم
تو اونجایی؟
تو اونجایی؟
ما شمارو قوی میکنیم!
حالت خوبه؟
داری چیکار میکنی؟
دو روزه چیزی نخوردی
اونطرف خیابون یه جا برای صبحانه هست
دو روزه حرف هم نزدی
پدرت یه شرورِ
اون یه شیطان لعنتی هست، نه تو
الو
مامان؟
این شماره چیه؟
چی؟
صبر کن صداتو نمی شنوم
نگه دار
الان بر می گردم
خواهش میکنم خودت رو نکش
مامان، مامان، مامان آروم باش
جیکوب حالش خوبه؟
باشه
نمیدونم یه جایی تو جورجیا(ایالتی در آمریکا)
چقدر لازم داری؟
باشه من...
باشه، خداحافظ
Untranslated Line -
لعنتی!
Untranslated Line -
Untranslated Line -
چی میتونم براتون بیارم؟
دارم سفارشتون رو میگیرم
با اون ادامه بده
املت محلی
بیا اینجا، دختر وقفه برای چیه؟
قربان، من 7 تا میز دارم
عوضش رو براتون میارم
به محض اینکه این غذارو به اون میز برسونم
هی، کمک میخوای؟
اوه، خدا بله
ممنون! تازه شروع کردی؟
دیروز تمرین کردم
میخوای به میز اون احمق ها رسیدگی کنم؟
بله اولی تو جیب چپم
پیدا کردم کد ثبتیت چیه؟
1261
ممنون
انعام رو بردار
همه ی 50 سنتو؟
برای اینکه مامانم رو از زندان بیارم بیرون به پول نیاز داشتم
صبحونه تموم شد
تو نقشه زدم انگار 4 ساعت راهه
میخوای من برونم؟
چیکار کرده رفته زندان؟
اوه، حالا میخوای حرف بزنی
نه، میخوام تو حرف بزنی
نمیدونم چیکار کرده افتاده زندان
معمولاً، اونه که برای من پول میده،
پس یه جورایی این کارو دوست دارم
جداً نمیخوای حرف بزنی؟
چون هیچکی از یه مرد غمگین خوشش نمیاد
ارائه ای دیگر از مرجان و عابد MarjanZdh & Abed.Alinejad
Instagram : MarjanZdhSUB Telegram : @MarjanZdhSUB
:. رفتار خوب .: :. فصل اول - قسمت هشتم .:
چندبار تا الان اون لباس رو پوشیدی؟
هنوز اندازه اس، عوضی
- ممنون - آها
ما تو راه عروسیمون بودیم
دارم میبینم
گمونم دعوت نامه ی من تو پست گم شده
خب، یه حکم منع حضانت داری
منهم همچنین حس نمی کنم تو خیلی پشتیبان
رابطه ی من و راب باشی
جیکوب کجاست؟
- پیش تیفانی؟ - چرا اون پیش تیفانی؟
من بهت پول نمیدم بیای بیرون تا
بهم نگی دقیقاً چه اتفاقی افتاده
جداً؟
منو گروگان نگه میداری؟
حالا میدونی چه حسی داره
لباس پوشیده بودم تا برای عروسی برم تالار...
همونجایی که آخرین بار ازدواج کردی؟
آره تو اونجا نبودی
در حقیقت، فکر کنم تو هم اونجا بودی
یا اون یکی بود؟
تموم شد؟
چون من جداً هیچ حرکتی نمیکنم
تا بهم بگی چی شده
راب هفته ی قبل پیشنهاد ازدواج داد
خیلی دقیقه ی نودی بود
یه کم دستپاچه بود،
خب چنتا گیلاس از کاربل( نوعی شامپاین ) خوردم،
راب هم نمی تونست رانندگی کنه چون از جشن مجردیش
هنوز مست بود
خب، نصف راه تالار بودیم،
ساموئلسن احمق هم مارو به کنار جاده کشوند
- قیافه اش یادته؟ - آره، یادم میاد
پس برای رانندگی در حال مستی اینجایی؟
مختصر رانندگی در حال مستی داشتم
جیکوب کجا بود؟
چیکار باید میکردم، تنها تو خونه میذاشتم؟
جیکوب تو ماشین بود؟ خدا
کدوم یکیمون باید حکم منع حضانت بگیره؟
ببین چقدر دوست داری اونو بگی
دوست دارم
خب، جیکوب حالش خوبه
حالا میشه بریم؟
حالا دیگه مواظب خودت باش، استلا
ممنون، جویس به راجر سلام برسون
میرسونم
خداحافظ، لتی
خداحافظ، جویس
عزیزم
عزیزم، خیلی شرمنده ام، عزیزم
من باید رانندگی میکردم،
ولی بچه ها مجبورم کردن مشروب بخورم، تو هم میدونی من...
گند زدی
گند زدم
روز عروسیمون رو کاملاً بهم زدی
منو نگاه کن
منو نگاه کن، هی
هنوز میخوایم ازدواج کنیم، درسته؟
هنوز هم میتونی خانم رابرت مک دانیلز کوچیک باشی
اسم وسطت جیکِ؟
آره، اوهف سلام، لتی
ممنون پول آزادیش رو دادی
اوه خدا من
تازه فهمیدم تو باید دختر خونده ام باشی
منو از این لباس در بیار
مجبور نیستی دوبار ازم بخوای
- راب - چیه؟
منظورم این بود که میخوام برم خونه و لباس رو در آرم
معنی اون اون جمله این بود
اول باید بریم خونه تیفانی جیکوب رو سوار کنیم
نه، نمیریم
من باید این لباس رو در آرم،
معلومه منهم باید 300 متر رو یادآوری کنم
همین الان پول آزادی زندانت رو دادم،
پس امروز باید به 300 متر لعنت بفرستیم
- خاویر! - سلام، راب
عاشق رنجرور اسپورتم
تو این فکر بودم یکی برای چمن زنی راب بیارم
برای مثال، ظاهر سرویس وی.آی.پی
ازش خوشت میاد؟
اون یه منظره ی غمگینه
میدونم
ببین، در مورد همه ی اینها شرمنده ام
هنوز با ون مرد جذابه ای؟
آره، یه جورایی عجله دارم، تیف
میتونم جیکوب رو تحویل بگیرم؟
ببین، سعی نمی کنم عوضی بازی درآرم...
پس نباش
دوستت دارم، خودتم میدونی،
ولی این دومین بار تو این دو هفته اس
مجبور میشم که جیکوب رو از مسئولین تحویل بگیرم
میدونم، بابت کمکت هم ممنونم
من همیشه برای کمک آماده ام، ولی...
شاید بتونم از یه کم کمک هم استفاده کنم
تا حالا شده در موردش فکر کنی؟
آره...
در مورد کایل سعی کردم بهت کمک کنم
من...
چی لازم داری؟ من الان اینجام
نه، نیستی داری میری
ولی الان اینجام مشکل چیه؟
همه چی
همه چی مشکل داره
اطراف خونه رو ببین
شاید آخرین بارت باشه که می بینی
چی، مثل رهن لعنتی میمونه؟
آره
کایل چطوره؟
تو دفترش زندگی میکنه،
No comments yet. Be the first to leave one.