The first 188 lines.
آقای کاباکورا
حالت اضطراب و ترس!
!نمیتونم به اندازه کافی عکس بگیرم
این ایده ی کی بود؟
متاسفم
عشق برای اوتاکو سخته
"حالا, بیا باهم شروع کنیم"
"ازجایی که دیروز تمومش کرده بودیم"
"هیچ شادی و لذتی بدون درد و رنج نیست پس بزار داستانمونو شروع کنیم"
"ازعمق دریا خارج بشیم"
"حالا میتونیم دربالای شهرپرواز کنیم و دیگه نمیتونیم به زمین برسیم"
"یه طرح بدون انسجام این داستان تنها و فقط یه بار شروع میشه"
"همیشه خاطرات خوب رو به یاد داشته باش"
"بزار احساساتت آزاد بشن این کار واقعا عالیه"
"به آرامی, به نرمی"
"صفحه های داستان رو ورق بزن"
"منم اجازه میدم احساساتم رها بشن"
"به آرامی, به نرمی"
"صفحه های داستان رو ورق بزن"
"به نظرمیرسه هیچ وقت تموم نمیشن"
"آیا تابه حال به پایان رسیده؟"
"هیچ نظری ندارم"
"خیلیم بد نیست"
وای, خیلی سرده, تازه بارونم میاد
میدونستم این خیلی عجیبه که کارتو به موقع تموم کردی
داری مسخرم میکنی؟
هیروتاکا, فراموش کردم چترمو بیارم
منم
حالا میخوایم چیکارکنیم؟ آره؟
"صدا و نغمه ی عاشق شدن" دیگه نیست
نابود شده
شماها دارین چیکارمیکنین؟
فراموش کردم چترمو بیارم
هردوتاتون؟
!خیرسرتون مثلا بزرگ شدینا
متاسفم
چرا نرفتین تو اون فروشگاه لباس؟
یادداشتم خیس میشد بازیم نابود میشد
فهمیدم
واقعا که دردسرین
بیاین, ازاین استفاده کنین
ولی خودتون چی, کاباکورا؟
من چیزی ندارم که بخواد خیس بشه
سرراهم میخوام یه مجله ایچیبان کوجی بخرم
اوه, کابا--
احساس میکنم دارم از خجالت آب میشم
پس فروش ایچیبان کوجی از امروز شروع میشه
اون مارو نجات داد آره
اما موندم اگه حالش خوب باشه و مشکلی نداشته باشه
امروز واقعا سرده
امیدوارم که سرما نخوره
موندم اصلا اون تابحال مریضم شده یا نه
تصورش یکم سخته
!به طورتصادفی انجامش داد
!آره به طورتصادفی انجامش داد
وای کفشام خیس شدن
از روزای بارونی متنفرم
کویاناگی! بزارباهم ازچترت استفاده کنیم تا وقتی که به فروشگاه برسیم
کاباکورا! پس چترخودت کو؟
فراموشش کردم
باید بهم میگفتی! اگه سرمابخوری میخوای چیکارکنی؟
بیا, چتروبگیر!
وای خدا, آخه کی میخوای بزرگ بشی!
واقعا که احمقی
امروز میخوام تو جای همیشگی تو شام بخورم
چی میخوای بخوری؟
!گوشت
خب چرا تااین موقع شب منتظرموندی؟
امم خوب پس اول میریم به رستوران همیشگی خودم
!عاشق روزای بارونیم
فکرکنم فردا هم بتونم ایچیبان کوجی رو بخرم
روز بعد
...ام
امروز اتفاقی برای اون افتاده؟
برای نارو اتفاقی افتاده, نیفوجی؟
احساس میکنم اون امروز اصلا عادی رفتارنمیکنه
خوب به خاطراینه که داره کارمیکنه
خب, به نظرمیرسه داره مخفی کاری میکنه
اما اون امروز صبح خیلی عادی بود
ببین, ببین, هیروتاکا این دوتا خیلی باهم صمیمین, درسته؟
نارومی عادی
احساس میکنم...
اون امروز ناراحته
واقعا؟ اون بامزه و زیباست, مثل--
به نظرمیرسه داره کارشو خوب انجام میده
شاید داری توهم میزنی
من توهم نمیزنم
اوه, راست میگی درسته؟
اون ازوقت ناهارتا الان چیزی رو توییت نکرده
خوب اگه خیلی نگرانشی, برو ازخودش سوال کن
خب, اینکارو کردم
"چیزی نیست"
"جایی برای نگرانی نیست!"
این چیزی بود که گفت نمیتونم چیزدیگه ای ازش سوال کنم
داری سعی میکنی ادای موموسه رو دربیاری؟
خب, اگه اون نخواد درموردش حرف بزنه, کاری جزصبرکردن نمیتونی کنی
...منم همین فکررو میکنم
...اما
تو میخوای براش یه کاری کنی, درسته؟
اره ممکنه
!ماداریم درمورد تو حرف میزنیم
...ازنظرمن
وقتی که حالت خوب نیست و ناراحتی بهترین کار اینه که فراموشش کنی و فقط ازکارت لذت ببری
میدونی نارو چیارو دوست دوست داره, آره؟
چیزایی که نارومی دوست داره...؟
فهمیدم
!تصمیم خیلی خوبیه
چی؟
تصویر ذخیره شد
حالا که دارم بهش فکرمیکنم این نمیتونه باشه
!البته که نمیتونه باشه
شرط میبندم نارومیخواد هیرو و کابا شریک عشقی هم بشن
نه ممنون
من خیلی راحت نیستم که یکی از اون شرکای عشقی باشم
منظورت چیه؟
صبرکن, الان منو رد کردی؟
این چیه؟
چرا پسری که همیشه کارشو سروقت تموم میکرد هنوز نتونسته کارشو تموم کنه؟
منتظرت بودم
بزن بریم نوشیدی بخوریم
آقای کاباکورا و خانم کویاناگی از قبل اونجان
...وایسا
دارم مهمونت میکنم
ممنون, اما--
...وقتی حالت خوب نیست و ناراحتی
!بهترین کار اینه که فراموشش کنی و فقط لذت ببری
این چیزی بود که خانم کویاناگی گفتش, پس...
!متاسفم
!متاسفم که باعث شدم نگران بشی
اما, من خوبم, واقعا دارم اینو میگم!
واقعا چیز بزرگی نیست که بخوای نگرانش بشی و چیزیم نیست که به تو مربوط بشه
متاسفی که منو نگران کردی؟ این چیز بزرگی نیست که بخوام نگرانش بشم؟
این چیزی نیست که بخواد به من مربوط بشه؟
نه, منظورم این نبود...
اون لبخند دروغین و احمقانه رو تحویل من نده
نمیخواستم کاری کنم که نگرانم بشی
متاسفم
فکرمیکنم این قابل تحسینه که اینکارو انجام دادی
وخیلیم فوق العاده ست
اما ایکاش حداقل به من بگی...
منظورم, من خیلی بهت نزدیکم, درسته؟
یعنی خیلی غیرقابل اعتمادم؟
چی؟ چی داری میگی براخودت, هیرتاکا؟
تو عصبانی نیستی؟
نه نیستم
هرچی گفتم نخندیا, باشه؟
باشه
ازدستمم عصبانی نشو, باشه؟
باشه
حقیقتش اینه که...
چی؟
شخصیت اصلی مانگای موردعلاقت مرد؟
همش همین؟
این عشق درنگاه اول بود!
این قسمتم درمورد اون بود
به خاطرهمین تو وقت ناهار رفتم به فروشگاه تا بخونمش
!اما اونا بدون هیچ هشداریا خبری زدن کشتنش
لعنتی!اگه فقط نمیرفت تا به رئیسش کمک کنه و به جاش برمیگشت...
واسه چی هرهر راه انداختی هی داری میخندی؟
داری به من میخندی حتما ازدستمم عصبانی شدی!
...خب
یه خورده چیزایی که گفتی پیچیده بودن به خاطرهمین کم کم بازمزه و خنده دارشدن
به هرحال, خوشحالم که چیزجدی و حادی نبوده
کاباکورا؟
تو داری جرمیزنی! کاملا قولتو زیرپا گذاشتی!
طرفدارمانگا
هیروتاکا نیفوجی صبح یکشنبه: وقت خواب
عشق برای اوتاکو سخته
نارومی موموسه صبح یکشنبه: متوجه میشه اول هفته نیست
میتونی اینو بررسیش کنی, لطفا؟
باشه
این نیاز به توضیح بیشتری داره یکم توضیحات بهش اضافه کن
اینجارو اشتباه کردی مثل یه تازه کار
میدونم که آخرساله و ماهممون سرمون شلوغه, اما...
دقت کن و تموم حواستو به کارت بده
اگه این پا و اون پا کنی, نمیتونی کارتو تموم کنی
هانا چان, ممنون برای اینکه منتظرموندی
بزن بریم
واو, فروش نسخه محدود کریسمس گاچا شروع شده!
چیشده؟
تو این بازی که هستم قراره یه رویداد گاچا به وجود بیاد
اما اینماه شکست خوردم
و اونا بیشتراز 100تا نسخه تو زمستون نسبت به تابستون چاپ میکنن
جدی میگی, نارو
الان تقریبا کریسمسه
همه الان دارن درمورد قرارگذاشتن و جشن گرفتن باهم حرف میزنن
ولی هنوز, من اینجا دارم پولمو برای رویداد گاچا جمع میکنم
علاوه براین دوجینشیای زیادی اونجا هست که میخوام بخرمشون
No comments yet. Be the first to leave one.