The first 70 lines.
سلول هاي عشق قرار ملاقات يک پسر براي دل ربودن از ستاره اي محبوب
سئورين
تو ديگه کي هستي و چرا سئورين با تو ـه؟
چون خانم سئورين يه دفعه بيهوش شد
...ميدونم سئورين بيهوش شده، اما چرا تو
بايد فورا بريم بيمارستان
...تو هموني هستي که – نميري ماشينُ روشن کني؟ –
باشه
دنبالم بيا
D-25 مرگ سلول عشق
کي اين روزا ديگه به ماهي مرکب حساسيت داره؟
حالش خوب ميشه؟
تا کي ميخواي اين قيافه ي ناراحتُ به خودت بگيري؟
خودم هم نميدونم
اين چه فکراييه که با خودش ميکنه؟
حالا که خانم سئورينُ تو زندگيم ديدم
همه ش دارم تو خواب ميبينمش
تو خواب؟
...نکنه تو
چي داري ميگي گربه ي منحرف؟
تعجبي هم نداره
هي، فکرش هم نکن که بري بيمارستان ملاقاتش
اگه اينطوري بري ديدنش، به چشم مزاحم نگات ميکنن
مگه من چمه؟
به خاطر همينم ازت يه کم ديگه کِرِم ميخوام
بهت که گفته بودم، فقط يه بار ميشه از اون وسايلا استفاده کرد
...چطور ممکنه؟ مگه يک بار مصرفن يا
حالا که شده
که چي؟
تا حالا چه کار درستي کردي؟
اصلا وقتي باهام حرف ميزني، حواست به منه؟
اين همسايه مون هم دوست دختر داره؟
هي، ساکت باش و فقط نگاه کن
مگه چيز زيادي ازت خواستم؟
متاسفي؟
از چي متاسفي؟
چرا بايد همچين کاري بکني که بعدش متاسف باشي؟
خيلي ناراحتم کردي
چيه؟
تو زندگي فقط همين برات اهميت داره؟
اين مهمه و من نيستم؟
داره زياده روي ميکنه
اگه دوست دخترت اينطوري عصباني بشه چيکار ميکني؟
زانو ميزنم و التماسش ميکنم
...يا
براش يه هديه ميخرم
واقعا که
تو اين موقعيت فقط دست خدا ميتونه کمک کنه
دست خدا؟
اگه گريه شو دربياري، همه چي تموم نميشه؟
اون ديگه بدتر از منه
به خاطر همينه که احمقي
خوب نگاه کن
اين تکنيک لامسه ست که درست تو همين موقعيت استفاده ميشه
پس وقتي عصبانيه، بايد صورت و دستشُ لمس کنم؟
ديوونه
نبايد که همينطوري الکي هرکاري بکني
بايد صبر کني موقعش بشه
و کاري که ميکني، صادقانه باشه
زن ها اين چيزا رو ميفهمن
چيو ميفهمن؟
من با تو بايد چيکار کنم؟
خيلي خنگه
چيکار ميکني؟
داري ميگي همچين کاري بکنم؟
عقلتُ از دست دادي؟
همسايه مون همچين آدم بي احساسي هم نيستا
دلم برات تنگ شده نبي
نبي – ولم کن –
الو؟ - بله بله –
No comments yet. Be the first to leave one.