Golden Rainbow

Golden Rainbow (황금 무지개)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Golden Rainbow E37 2013
A Commentary by aramesh82
ترجمه و زیرنویس : سیما www.koeanforum.ir

Tags

other
Published on: 2014-04-04
Downloads: 47
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سلام به همگی.ببخشید که دیر کردم

من مدیر عامل بنیاد رنگین کمان هستم فوراِور میچینسکی

یونگ وون

...چیکار داری میکنی

پس,من بالاترین قیمت رو پیشنهاد کردم؟

آمریکایی هستی؟

بله آقا.مشکلی هست؟

تو بیست سالته و 130میلیارد وون پیشنهاد کردی؟

میدونم این یه شرکت تازه کاره و من حتی نمیدونم تو کی هستی

پدر منم نمیدونه شما کی هستین

بررسی کنین,اوراق میگن که این پول توسط صندوق مالی شرکت پیولت تایید شده

شما تجارت میکنین.حدس میزنم باید اسم پیولت میچینسکی رو شنیده باشین

اون یه شرکت مالی جهانیه

و پیولت میچینسکی رئیس اون شرکته

طبق شرایط, خارجی ها از شرکت کردن ممنوع نشدن

و من همونطور که قول دادم 130میلیارد وون رو پرداخت میکنم

اگه مشکلی بود با وکیلم تماس بگیرین

اگه شما بعد از مناقصه بزنین زیرش

من با وکلای گروه طلایی تماس میگیرم

اینجا چه خبره؟

چطور اون پسر تونسته تو مناقصه شرکت کنه؟

نمیدونم

اما شرکت صندوق مالی پیولت خیلی معروفه

از توانایی هاشونه که منابع مالی فوق العاده ای رو بسیج کنن

در آمریکا و اروپا

!این چیزیه که من دارم میگم

چرا اون شرکت باید بخواد بخش شیلات گروه طلایی رو بخره؟

بررسیش میکنم

میچینسکی هم دردسرسازه اما چون وون داره چه غلطی میکنه؟

اون قرار بود یه شخص وابسته باشه چرا پیشنهاد بیشتری نسبت به بک وون داده؟

نمیدونم

اون بهم قول داد که کنار میمونه

برای همین بهت گفتم هیچوقت نمیتونی بهش اعتماد کنی

متاسفم

نتیجه تغییری نمیکرد اگه اون پسر خودشو آفتابی نکرده بود

من باید اون لجنزار رو داشته باشم نمیدونم یه دفعه چی شد

هی,حالا چی میشه؟ گفتی میتونیم بخش شیلات طلایی رو بخریم

!منم نمیدونستم اینطوری میشه در مورد اون پسر چیزی نمیدونستم

پس سهام من چی میشه؟

میتونستیم اونا رو فقط برای کمک مالی پیشنهاد بدیم

اما تو کسی هستی که منو متقاعد کردی بفروشمشون

من نباید به سهامم دست میزدم فقط منم که همه چیزمو از دست دادم

داری منو سرزنش میکنی؟

منم پول از دست دادم

نه.سرزنشت نمیکنم

بخاطر اون مناقصه,تو دیگه از سو جین کی اطاعت نمیکنی

اون خیال داشت هر کاری بکنه تا سهامتو ازت بدزده

اگه به کار کردن برای اون ادامه میدادی

از اونجاییکه تا اینجا پیش رفتی

باید مثل یه مرد باهاش بجنگی و اگه شکست خوردی این میشه فرصت بعدیت

تو هنوز 70میلیارد وون از اون سهام رو داری

با اون میتونیم بازم باهاش بجنگیم

آره,وقتی قمار میکنم,گاهی پول میبازم و گاهی پول میبرم

اینکاره ایا

من از اینت خوشم میاد

فکر بسته ای نداری

با این نگرش یه روزی دوباره روبروش قرار میگیری

میتونم؟ بهرحال روت حساب میکنم

من و تو حالا تو یه قایقیم

متشکرم

هی,چرا گونه ام رو بوسیدی؟ من که دیگه بچه نیستم

هی

بهتر نیست یه کم جلوتر بریم؟

نه.من در این قبیل مسایل قبل از ازدواج محافظه کار هستم

باشه

پدرت انقدر پولداره؟

تو گفتی که اون یه تجارت جمع و جور داره

خب,این چیزی نیست که من بهش افتخار کنم

اون یه شرکت رو میخره و به یه شرکت دیگه میفروشه

یا با بازسازی به یه شرکت دیگه میفروشه

پس چرا اون خواسته بخش شیلات طلایی رو بخره؟

نونا,من اونو خریدم نه پدرم

پدرم روی چیزی که سود خوبی نداشته باشه سرمایه گذاری نمیکنه

اما اون پرداخت یا هرچیز دیگه ای رو تایید کرده

تو که اونقدر پول نداری

نصف اون پول از پولیه که از حق ثبت گیرم اومده

و مابقیش رو هم باید بهش برگردونم

حق ثبت؟ - آره -

بهرحال بهش بدهکارم

پس,باید شرکت رو خیلی خوب اداره کنی

من؟

البته که تو باید مراقبش باشی

من درباره صنعت شیلات چی میدونم؟

بخش شیلات طلایی یه هدیه اس برای تو

راستی,اون قیمت چه جوری پیش اومد؟

فقط همین طوری بالاترین قیمت رو نوشتی؟

به هیچوجه.من میدونستم تو و چون وون چقدر پیشنهاد دادین

چه جوری؟ - دو یونگ بهم گفته بود -

شنیدم بک ون نونا در تلاشه که بخش شیلات گروه طلایی رو بدست بیاره

و من خیال دارم کمکی بکنم

و اگه تو هم با من همراه هستی

میخوام گروه طلایی رو بدست بیارم حتی اگه از پدرم کمک بگیرم

پدرت رئیس جمهور آمریکا یا یه همچین چیزیه؟

تو به اون باهوشی که فکر میکردم نیستی

تو اسم تابائه ووشی میچینسکی رو شنیدی

اما اون اسم دیگه ای رو به ذهنت نمیاره؟

میچینسکی؟

...شرکت صندوق مالی پیولت - بله -

پیولت میچینسکی پدرمه

برای همین اون تصمیم گرفت کمکم کنه

اون میدونست چون وون قراره چقدر پیشنهاد بده

حالا,نوبت توه که توضیح بدی

اون داره بهت کمک میکنه,پس چرا تو باهاش بهم زدی؟

دلیل داره

اما الان نمیتونم چیزی بهت بگم

وقتی زمانش برسه همه چیزو بهت میگم

دو یونگ هم دقیقا همینو گفت

این چه رازیه که نمیتونین بهم بگین؟

من به تو به عنوان پسر کوچولوم فکر میکردم

اما حالا تو بزرگ شدی و کمک بزرگی بهم کردی

متشکرم یونگ وون

در مقایسه با اونچه که تو برای بزرگ کردن من انجام دادی هیچی نیست

تمام تلاشمو برای اداره شرکت میکنم

و پولتو بهت برمیگردونم

دو یونگ

میشه باهم حرف بزنیم؟

تبریک میگم

تو از لجنزار محافظت کردی و بخش شیلات طلایی رو بدست اُوردی

از یونگ وون شنیدم کمکش کردی

من کاری نکردم

یونگ وون فقط تو زمان درست پیداش شد

اگه یونگ وون نیومده بود پیشم

چون وون بخش شیلات رو بدست میورد

نمیخواستم اون لجنزار بیفته دست پدرم

خیال داشتم بخش شیلات رو بهت برگردونم

اگه از دست چون وون درش میُوردم

اما یونگ وون سر بزنگاه پیداش شد و همه مشکلات رو حل کرد

اما هنوزم

اگه تو نبودی,یونگ وون چیزی درباره قیمت نمیفهمید

واقعا سپاسگزارم - هنوز چیزی نشده -

تا زمانی که هر چیزیو که پدرم ازت گرفته بهت برگردونم

راه زیادیو باید برم - نه -

میتونی همینجا تمومش کنی

ممکنه صدمه ببینی

اهمیت نمیدم

از الان به بعد,خودم انجامش میدم

خیال دارم با بخش شیلاتی که الان دارم خودم جنگ رو ادامه بدم

پس,میتونی همینجا تمومش کنی

ما هنوزم باید حقیقت مرگ پدرت رو فاش کنیم

و این چیزیه که من باید انجامش بدم

بهتره بری با خانواده ات جشن بگیری

من باید برم

من نباید به کسی که یه بار بهم خیانت کرده فرصت دوباره میدادم

من تو رو از زندان آزاد کردم و تو دوباره از پشت بهم خنجر زدی

این دفعه به پسرم هم رو دست زدی

من حتی اگه در خیانت کردن به مردم واقعا خوب باشم به پای شما نمیرسم

تو هیچوقت نمیگی متاسفی - نخیرم -

من فقط خیلی عصبانیم که برنده نشدم

چون هرگز فکر نمیکردم یونگ وون اینطوری پیداش بشه

یونگ وون کیه؟

آه, نمیشناسیدش, اینطور نیست؟

اون پسره, فوراِور میچینسکی که قبلا دیدینش

کوچکترین پسر کیم هان جو بود

و برادر بک وون

راست میگی؟

بله و به لطف اون من باختم

اون پسر هان جو بود؟

نمیتونم باور کنم

اما شما بخاطر من یه چیزی بدست اُوردین

شما سهام ته یونگ رو خریدین,اینطور نیست؟

شما نمیتونستین لجنزار رو بدست بیارین

اما در نهایت مالک گروه طلایی شدین

فکر نمیکنین باید ازم ممنون باشین؟

پس, پاداشی چیزی میخوای؟

بله

من علاقه ای ندارم جانشین بعدی رئیس باشم چون اون یه خیال واهیه

اما علاقمندم که مدیر عامل بخش ساخت و ساز گروه طلایی باشم

آه, و از اون بهتر اینه که عروستون بشم

الان داری خیلی بی پروایی نشون میدی میخوای منو آزار بدی؟

انقدر احمق به نظر میرسم که تو رو به عنوان عروسم بپذیرم؟

یه زن که چشمش دنبال پول منه؟

من اگه بجای شما بودم,منو به عنوان عروس قبول میکردم

چون در غیر اینصورت ممکنه طرف بک وون رو بگیرم

چی؟

فراموش کردین؟من خواهر بک وونم مثل یونگ وون.ما یه خانواده ایم

اگه من طرف اونا رو بگیرم نمیتونم امنیت قصرتونو تضمین کنم

مشروعیت بک وون پول یونگ وون و مغز من

حقیقت داره؟

!عالیه.واقعا عالیه

البته

کارتو خوب انجام دادی.باشه

بزودی میبینمت

چی شده؟

!هابین بخش شیلات طلایی رو خریده

!و مجبورم نشده لجنزار رو بفروشه

چطور این اتفاق افتاده؟

اون گفت کوچکترین برادرش,یونگ وون کمکش کرده

!بنظر میرسه والدینش پولدارن

یونگ وون؟

!مادر این عالیه خیلی براتون خوشحالم

اما این تازه اولشه

سو جین کی از اون آدما نیست که به همین راحتی عقب بکشه

من به اون دختر اعتماد کردم چون اون بهم قول داد که به بک وون کمک کنه

چطور جرات کرده اینطوری بهم خیانت کنه؟

درباره چی دارین حرف میزنین؟

درباره چون وون چیزی نشنیدی؟

خیلی احساس بدی دارم که اون زمانی که به کمک نیاز داشتی قادر نبودم کاری برات انجام بدم

اما الان خیلی برات خوشحالم

ما موقعیت تو رو درک میکنیم

یونگ وون,تو فوق العاده ای

More Farsi Persian subtitles for Golden Rainbow

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left