The first 179 lines.
روانی اند و دیوانه
رازگونه اند و باورنکردنی
جملگی عجیب و غریبند
آدامز فامیلی
خونه شون موزه است
وقتی به دیدنشان می آیند
مردم یکسر جیغ و داد می شوند
آدامز فامیلی
تمیز
لطیف
فینگیلی
پس شال جادوگری بپوشید
و سوار دسته جارو شوید
می رویم سری بزنیم
به آدامز فامیلی
زیرنویس از: گابریل Subtitles by: GabrielX
خیلی خوب، ملوان
باروت و گلوله را بیاور !او را از درازا پاره خواهیم کرد
نه
ای سگ یاغی نصفت خواهم کرد
شلاق زده و زیر آب خواهم کرد
بدو رو - نه -
بابا فستر، اهل حال باش
خسته شدم از بندیکت آرنولد بودن جسی جیمز و جان وایکز بودن
از اهل حال بودن خسته ام
باشه، اگه میخوای بچه باشی
آهوی، دلبر من
وقت داستانی دیگر از تاریخ آدامز فرا رسیده
زیاد طول میکشه عزیزم؟ این تله ها رو امشب باید آماده کنم
فقط چند لحظه، شری !ولی چه لحظه ای
هفت ناقوس در آن شب سرنوشت ساز زده شدند در آتلانتیک شمالی
یک باد جنوبغربی خشمگین از لابلای طنابها زوزه میکشید
که دریاسالار جان پل آدامز ناوچۀ کوچک ستبر خودرا میراند
مستقیم به قلب ناوگروه آلمانی
با سرعت حداکثر در پاگردش دریاسالار توجو بود
و دارودستۀ شاهنشاهی
اوه، گومز هیچوقت از این خسته نمیشم
آنگاه بود که دریاسالار آدامز شلیکی کرد که جهان صدایش را شنید
سپس کلامی بزبان آورد الهام بخش
اگر کارم داشتید توی کابینم هستم
پمپ ها را بیاورید، آبرا تخلیه کنید، کشتی را ترک کنید
و آچار بیاورید باز هم لوله رو سوراخ کردی
هردفعه اینکارو می کنم
میتونی انگشتت رو بیاری بیرون فستر، شیر آب رو بستم
میتونست برای هرکسی اتفاق بیافته
نه برای یک آدامز
چهار بار پشت سرهم شده ازین پس بچه ها باروت میکس میکنن
بزودی دیگه هیچکاره میشم اینجا
میرم توی کمدم
چش شده این؟
شاید زیادی تندی کردم باهاش
اوه، عزیزم، کنار میاد دایی فستر خیلی اهل کار عملی نیست
من هم برم بالا زنگ بزنم لوله کش
عزیزم، تو هم انگار اهل عمل نیستی
چرا زنگ نزنم به آقای بیزلی مامور مالیات مون؟
و بذاریم اون همه چیز رو حل و فصل کنه؟
فکر کنم بهتر باشه دیگه مزاحمش نشیم
مزاحم؟ عزیزم میدونیکه چقدر تهییج میشه هربار که بهش زنگ میزنیم
مطمئنم اگه باهاش تماس نگیریم خیلی ناراحت میشه
بیا بریم
یک تماس دیگه از آدامز باشه می کشمت، بیزلی
سه تا خسارت بزرگ دادیم روی این قرارداد، توی یکسال
یه قرارداد دیگه مثل این باشه
شرکت بیمه اکسل نمایندگی شو از مون پس میگیره
آرتور هنسون، مدیر شرکت صحبت می کنه
سلام، جناب رییس من خانم آدامز هستم
یه اتفاق عجیب رخ داده توی اتاق بازی مون
..دریاسالار آدامز
در اصل دایی فستر بود
آخه دریاسالار آدامز رو 200 سال پیش اعدام کردند
تصادفی یه انگشت سولفور باروت رو زیاد ریخته بود
وقتی توپ رو شلیک کرد خورد به لوله آب
..لوله آب شکسته؟ وای
..دیگه من پولی بابت
..من همش
آدم خوبیه ولی انگار یکم گیج شده
اجازه بده - چشم، عزیزم -
متوجه هستید؟ خسارت دیگه ای نمیدیم
گومز آدامز هستم مشکل چی هست؟
گوشاتون رو خوب باز کنید، آدامز
دیگه یک سنت هم پرداخت نمی کنیم تموم شد رفت
کوتاه بیا هنسون، انتظار نداری که اولین پیشنهادت رو قبول کنم
اوه پیشنهاد بهتری می خواید؟ برو بپر تو دریاچه
خسارت چهارم قرارداد رو کنسل میکنه
یک دقیقه صبر کنید
چی میگی؟ - اینجا ریز نوشته -
اگه یه خسارت کوچیک بدیم
دیگه قرارداد فسخ میشه ما هم خلاص میشیم
سلام، آقای آدامز
باهاتون راه میایم اینجا چک رو فردا می فرستیم
اولش نا امید بودم
تنها با یک منطق بی نقص پافشاری کردم روی حرفم
و اون بیچاره فرو ریخت
عزیزم، تو همه اش خودت رو دست کم میگیری
فکر کنم
همش میگم چی میشه خودمو بروی دنیا رها کنم
گومز، دنیا هنوز آمادگی تورو نداره
توپ جدیدم هنوز نرسیده؟
عزیزم، باید بهش اطلاع بدیم
دایی فستر، متاسفانه باید بگم که میخوایم تنبیه ات کنیم
زیادی ولخرجی کردی اخیراً
فستر، دیگه یک ریـال هم نخواهی دید تا 1986
میدونی یعنی چی؟ - نه -
یعنی آتیش بازی نداریم اینجا تا وقتی جبرانش کنی
منو ذره ذره خلال میکردید اینجا
ولی این دیگه کمر شتر رو میشکونه - این بخاطر خودته -
انقدر بالغ هستم بدونم چی برام خوبه
از این به بعد خودم مراقب خودم هستم
یه کار پیدا می کنم
نیروی کار. ارتش فضا ده هزار ساعت پرواز
خلبان آزمایشی برای مسافرت طولانی آماده باشد
نه، از غذای ارتش خوشم نمیاد
رئیس خودت باش آیا بلندپروازی داری؟
بیشترین کمیسیون برای فروشندۀ پویا
باید خوشریخت، جذاب و سریع السخن
لباس موقرانه و چشم گیر
درخواست بدهید آرتور هنسن، آژانس بیمه
اوه، پسر این کار خودمه
مطمئنید میخواید آقای بیزلی رو ببینید؟
اوه، آره اون دنبال من میگرده
خوب، برید تو
متشکرم
پول بیمارستان تون رو می تونید از منشی بگیرید
نه من حالم خوبه و پویا و بی باک
من فروشنده جدید شما هستم - نه، حتما اشتباهی شده -
نه همه چیزهایی که توی آگهی نوشته بودید... کار خودمه
نه، باید سابقه کار د اشته باشید
اوه، من کلی سابقه کار دارم
همین کار رو به مدت 37 سال انجام داده ام
فروش؟ - نه، روابط عمومی -
پدرم بهم پول می داد که از عموم دور باشم
البته وقتی که مرد بازنشسته شدم
ببین وقتم واقعا کمه اگه میشه از اینجا برید
ولی من فروشنده قابلی هستم جذبه دارم... ببین
تازه برق هم دارم
باشه برو هر چی خواستی بفروش
اوه، چه خوب. بروشور بهم میدید؟ - بیا بردار -
فقط از جلوی چشمم برو - مثل بابای بیامرزی -
ضربه خوبی بود، کریدا
سومین پرنده ای که امروز از دست دادیم
حتما فصل جفت گیری شده کبوتر من
دایی فستر، چی شده؟ - تلاشمو کردم -
درب همه خونه های محله رو زدم
پویا بودم، اهل خوش و بش بودم جذبه هم داشتم
ولی به هیچ دردی نخورد
شغلم نابود شد خوردم به کف دیگ
احساس می کنم یه مشکلی داره فستر
نمیشه تشخیص داد همیشه صورت رو سیلی میزنه
اوه بله
اوه، دایی فستر عزیزم
چطور می تونی سردرد رو درمان کنی
وقتی بطری آب داغ اصلا داغ نیست؟
فایده ای نداره
اوه، لرچ بیارش اینجا، لطفا
و لرچ، میشه اینو پر کنی؟
و ببینی آبش خوب و جوش شده؟
دیگه امری نیست، لرچ
حالا، دایی فستر، بشین
حالت جا میاد با یک کاسه داغ سوپ کرکس
نه، حتی یک قلپ هم پایین نمیره
ولی واسه ناهار یه سورپرایز دارم حدس بزن
کلوچه سمور
فهمیدم چه تونه
ولی فایده نداره بذارید به درد خودم بمیرم
گومز من میترسم
حتی وقتی توی تونل عشق گیر افتاده بود
کلوچه سمور رو بیخیال نشد
آره
فکر می کنه به هیچ دردی نمی خوره باید یه فکری به حالش کرد
تیش، برو پایین و بچه ها رو دور نگهدار
یالا موش تنبل
میخوای تموم روز دراز بکشی و بغض کنی روی تخت میخ گرم و نرم
یا بلند شی و مثل یک آدامز مبارزه کنی؟
اگه به حرف تو باشه ترجیح میدم بغض کنم
وقتی خلبان سقوط می کنه چیکار می کنه؟
از چاله سقوط میاد بیرون و باز میره توی آسمون وحشی آبی
وقتی مربی شیر تیکه پاره میشه چیکار می کنه؟ بغض میکنه؟
نه همیشه و حالا تو چیکار می کنی، فستر؟
از روی تخت بلند میشی روی پاهات می ایستی
No comments yet. Be the first to leave one.