Season 1

Release info

[AnimWorld] Fuufu Ijou, Koibito Miman s01 e08 [HiJi San]
[AnimWorld] Fuufu Ijou, Koibito Miman s01 e08 [HiJi San] 1080p web-dl
[AnimWorld] Fuufu Ijou, Koibito Miman s01 e08 [HiJi San] 720p web-dl
[AnimWorld] Fuufu Ijou, Koibito Miman s01 e08 [HiJi San] 480p web-dl
[AnimWorld] Fuufu Ijou, Koibito Miman s01 e08 [HiJi San] 1080p Full hd
Fuufu Ijou Koibito Miman 08 WEB-DL
Fuufu Ijou Koibito Miman 08 WEB-DL 1080p
Fuufu Ijou Koibito Miman 08 WEB-DL 720p
Fuufu Ijou Koibito Miman 08 WEB-DL 480p
A Commentary by ECHELON_aw
کانال گروه : @AWforum کانال زیرنویس : @AWsub ترجمه و زیرنویس : HiJi_San

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
480p
480
HD
Published on: 2022-12-09
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫از اون موقع نتونستیم با هم حرف بزنیم ...

‫چقدر دیگه باید اوضاع همینطوری باشه؟

‫امکان نداره این اوضاع برای همیشه ‫ادامه پیدا کنه نه؟

‫ ‫جنگل شجاعت ، به جنگل تصمیم گیری هم معروفه .

‫m 0 0 l 260 0 l 260 56 l 0 56

‫ ‫به عنوان قهرمان ، کدوم پرنسس رو انتخاب می‌کنی؟

‫اگر انتخاب اشتباهی بکنی ، ‫این امپراطوری نابود میشه .

‫یعنی چی ...

‫m 0 0 l 270 0 l 270 106 l 0 106

‫خب ، من بهت باور دارم که انتخاب درستی می‌کنی .

‫یعنی چی آخه ...

‫دنیای انیمه تقدیم میکند

‫مـ-مطمئنی؟!

‫که ببینمشون؟!

‫آماده و ...

‫سـ-سیزدهم !

‫ها؟ فقط سه رتبه فاصله؟!

‫خیلی نزدیک بودیم ! خیلی رو مخه ...

‫فکر کنم زوج پنجم ، یه ماهی میشه که ‫قرار گذاشتن رو شروع کردن .

‫جدی؟ خب اون رو که نمیشه شکست داد !

‫خب ، چاره ای نیست .

‫برای ماه بعدی روت حساب می‌کنم .

‫عزیزم .

‫اوهوم .

‫نمی‌دونم ...

‫من هرگز نفهمیدم اون روز چه اتفاقی افتاد ،

‫و آکاری به حالت قبلش برگشت ‫انگار که چیزی نشده .

‫ولی اون حسابی گریه کرد ، هنوزم باید ‫چشم انتظار تعویض زوج ها باشه .

‫انقدر دلش تنجین رو می‌خواد؟

‫جیرو !

‫اتفاق بدی افتاده !

‫چیه؟! چی شده؟!

‫"اون" پیداش شده ! کمک کن !

‫ها؟ "اون"؟!

‫لطفا لطفا لطفا ! ‫زودباش رودباش جیرو !

‫آروم باش آکاری ، کی پیداش شده؟

‫عنکبوت !!!

‫به خاطر یه عنکبوت احمق یهو نپر تو حموم !

‫من کلا لختم !

‫منظورت از "عنکبوت احمق" چیه؟!

‫و کی به بدن شخمی تو اهمیت میده؟!

‫اوه ! ضد حمله قوی ای بود !

‫من اهمیت نمیدم !

‫فقط یه کاری برای "اون" بکن !

‫نمی‌تونم برگرد به هال !

‫وایسا وایسا وایسا وایسا !

‫اول حوله و لباسام رو بیار !

‫خب؟

‫کجاست اون عنکبوته؟

‫نـ-نیست !

‫آروم باش ، اندازش چقدره؟

‫انقدر .

‫هه؟ چه کوچولو !

‫حتی اگه کوچولو هم باشه من ‫نمی‌تونم عنکبوت ها رو تحمل کنم !

‫فهمیدم ، ببخشید .

‫من خودم مشکل بزرگ تری دارم !

‫ممکنه باز یهویی پیداش بشه !

‫وقتی آروم و ساکته نازه !

‫من یه چیزی واسه خوردن می‌خوام .

‫خب برو بخور !

‫باهام تا آشپزخونه بیا !

‫ها؟!

‫خیلی خب ، به پیش !

‫ولی فقط وقتی آرومه !

‫خیلی خوردم .

‫حالا وقت ناخن هاست .

‫تا کِی باید اینجا بمونم؟

‫خب ، تا وقتی که عنکبوت پیداش بشه ‫و تو بگیریش جیرو .

‫هوی هوی ! صدام بزنی سریع میام .

‫پس همین الان صدات می‌کنم !

‫اگه یهویی دوباره پیداش بشه خیلی ترسناکه !

‫اون حسِ عظمت روی پاهام !

‫جیرو ...

‫باهام میای؟

‫ناموسا؟!

‫جیرو ! اونجایی دیگه؟!

‫آره .

‫گوشت رو بگیر باشه؟

‫درسته ! صدا !

‫جیرو !

‫گفتم که اینجام .

‫داری می‌شنوی که !

‫الان گوشام رو می‌گیرم !

‫فایده نداره ...

‫جز اینکه اون داخل چه اتفاقی داره میفته ‫نمی‌تونم به چیز دیگه ای فکر کنم !

‫زودباش بیا بیرون !

‫تا وقتی که وجدانم هنوز زنده‌ست !

‫ببخشید منتظرت گذاشتم .

‫منم باید برم ، که بعدا مجبور نشم برگردم .

‫فهمیدم ! زود تمومش می‌کنم !

‫دلم می‌خواد بمیرم !

‫این بده بده ، بدترینه !

‫اینکه خواستم باهام بیاد دستشویی ‫واقعا اشتباه بود !

‫خیلی خجالت زدم ، می‌خوام ناپدید بشم !

‫ولی چون جیرو بود ، می‌دونستم نه نمیگه ‫و میاد .

‫خوشحالم کسی که همراهمه جیروئه .

‫هرگز نمی‌تونم از مینامی-کون ‫چنین درخواستی بکنم .

‫بیا .

‫باید برگردیم .

‫دستات رو شستی؟!

‫همین الان شستم !

‫ممنونم .

‫بعد اینکه چنین هیاهویی راه انداخت !

‫واقعا که دارم با یه دختر زندگی می‌کنم ! ‫"Women =)"

‫اولش فکر می‌کردم شدنی نیست ، ‫ولی یه جورایی ...

‫منم می‌خوام یه کم بخورم .

‫آه ، تو فریزر هست .

‫ها؟!

‫از عنکبوت می‌ترسم ، نمی‌تونم برم .

‫فقط یه گاز میزنم نگران نباش !

‫پس میرم یه قاشق بیارم--

‫نمیشه !

‫نمی‌تونم دستم بگیرم !

‫اوه ، به فکر بوسه ی غیرمستقیم ‫افتادی مگه نه؟!

‫عین بچه ابتدایی ها !

‫چرا الان چنین چیزی رو پیش کشیدی !

‫زودباش !

‫مال تو رو می‌خوام جیرو ، بهم بده !

‫ای ارواح ، آروم بگیرین ! ‫(منظورش بچه های به دنیا نیومده هست)

‫جواهر ! جواهر ! جواهر خانوادگی !

‫بیا .

‫چیه؟

‫جیرو ، تو قبلا بستنی شکلاتی دوست داشتی !

‫نکنه ما ، شبیه هم شدیم؟!

‫میگم ، امروز اتفاق خوبی برات افتاده؟

‫ها؟ چیز خاصی نشده . خنده داری !

‫میگم ، اگه ...

‫اگه فرضا من و تو یه جای دیگه هم رو ‫ملاقات کرده بودیم به نظرت چی میشد؟

‫با همدیگه حرف نمی‌زدیم ، احتمالا .

‫ها؟ خیلی بدجنسی !

‫می‌دونی من ، دلم می‌خواست جیرویی که ‫شوهرم نیست رو ملاقات کنم .

‫ها؟

‫خیلی خنده دار می‌شدی ! ‫با اون قیافه ی غمگین و افسردت !

‫ولی ما زیاد با هم تفاهم نداریم ‫پس نمی‌تونستیم لاس بزنیم !

‫مگه وضع بقیه جفت ها هم همینطور نیست؟

‫ولی زوج جایگاه پنجم دارن قرار میذارن .

‫خب اونا یه جور استثنا هستن .

‫چطوره ما هم امتحانش کنیم؟

‫شوخی کردم !

‫نگاه کن ! امروز واقعا ناخن هام خوب در اومدن !

‫اشکالی نداره تلویزیون رو روشن کنم؟

‫نـ-نه .

‫چرا به لحظه بهش فکر کردم؟!

‫امکان نداشت جدی گفته باشه !

‫اگه جدی بود ، انقدر آسون نمی‌گفتش .

‫اگه جدی بود ...

‫من چه جوابی بهش می‌دادم؟

‫اگه ما یه زوج مزدوج نبودیم ،

‫اگه وقتی که نمی‌دونستم جیرو عاشقِ کسیه ‫با هم ملاقات می‌کردیم ...

‫عنکبوت ! عنکبوت ! عنکبوت !

‫ها؟ چیه؟!

‫اونو میگی؟ چه فسقله !

‫لطفا یه کاری بکن جیرو !

‫و و و و-وایسا !

‫آکاری ! ولم کن !

‫جیـــرو !

‫این احساس گرمای پشت دستم ...

‫آ-آکاری ...

‫چرا یه گوشه وایسادی تماشا؟! ‫زودباش یه کاری بکن !

‫می‌کنم ! یه کاری می‌کنم پس ولم کن !

‫بیا .

‫دفعه بعدی این رو می‌خرم .

‫نمی‌خوام !

‫یعنی چی نمی‌خوام؟!

‫بعد اینکه اسپری زدم نمی‌خوام لمسش کنم .

‫الان اینو میگی ، ولی اگه شوهر بعدیت ‫از حشره ها بدش بیاد چی؟

‫مشکلی پیش نمیاد .

‫چون اگه یه نفر رو صدا کنم زودی میاد .

‫نه؟!

‫انقدر تالاپ تولوپ نکن قلب احمق ! ‫فقط داره سر به سرت میذاره !

‫خب فعلا ! شب بخیر ، عزیزم !

‫واقعا که ، مگه من حشره کُش تو ام؟!

‫در این صورت ، یه کم دیگه هم ‫باهات هستم .

‫آکاری .

‫شیوری؟ چی شده؟

‫مینامی-کون .

‫چیزی ذهنت رو مشغول کرده؟

‫بهم بگو ، هرچند مطمئن نیستم کاری ‫از دستم بر بیاد یا نه .

‫ممنونم .

‫یادته راجع به اون دوستم که پسری رو که ‫تو بچگیش دوست داشته دیده گفتم؟

‫آره .

‫دوباره درباره همون دوستمه ...

‫هوم .

‫بـ-بو

‫اونا هم رو بوسیدن !

‫تـ-تصادف بود ، هنوز با هم قرار نمیدارن !

‫ولی اون نمی‌دونه چطور باهاش روبرو بشه .

‫من ، یعنی منظورم اینه که اون دوستم نمی‌دونه ‫که پسره چه حسی ممکنه داشته باشه .

‫واسه همین نگرانه که شاید پسره ‫بدش اومده باشه .

‫ولی ،

‫نگرانی بابتش ، باعث شد که اون ‫بفهمه پسره رو دوست داره .

‫از اون موقع تا حالا تنها چیزی که ‫بهش فکر میکنه اون بوسه هست .

‫ولی اون مطمئن نیست که بخواد بهش بگه ‫چه احساسی داره یا نه .

‫اون ترسیده .

‫باید چیکار کنه ، مینامی-کون؟

‫مینامی-کون؟!

‫چـ-چاییت !

‫شرمنده ، حواسم نبود .

‫مشکلی نیست ، مبل خیس نشده .

‫بفرما ، حوله .

More than a Married Couple, but Not Lovers subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for More than a Married Couple, but Not Lovers

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left