The first 200 lines.
از اون موقع نتونستیم با هم حرف بزنیم ...
چقدر دیگه باید اوضاع همینطوری باشه؟
امکان نداره این اوضاع برای همیشه ادامه پیدا کنه نه؟
جنگل شجاعت ، به جنگل تصمیم گیری هم معروفه .
m 0 0 l 260 0 l 260 56 l 0 56
به عنوان قهرمان ، کدوم پرنسس رو انتخاب میکنی؟
اگر انتخاب اشتباهی بکنی ، این امپراطوری نابود میشه .
یعنی چی ...
m 0 0 l 270 0 l 270 106 l 0 106
خب ، من بهت باور دارم که انتخاب درستی میکنی .
یعنی چی آخه ...
دنیای انیمه تقدیم میکند
مـ-مطمئنی؟!
که ببینمشون؟!
آماده و ...
سـ-سیزدهم !
ها؟ فقط سه رتبه فاصله؟!
خیلی نزدیک بودیم ! خیلی رو مخه ...
فکر کنم زوج پنجم ، یه ماهی میشه که قرار گذاشتن رو شروع کردن .
جدی؟ خب اون رو که نمیشه شکست داد !
خب ، چاره ای نیست .
برای ماه بعدی روت حساب میکنم .
عزیزم .
اوهوم .
نمیدونم ...
من هرگز نفهمیدم اون روز چه اتفاقی افتاد ،
و آکاری به حالت قبلش برگشت انگار که چیزی نشده .
ولی اون حسابی گریه کرد ، هنوزم باید چشم انتظار تعویض زوج ها باشه .
انقدر دلش تنجین رو میخواد؟
جیرو !
اتفاق بدی افتاده !
چیه؟! چی شده؟!
"اون" پیداش شده ! کمک کن !
ها؟ "اون"؟!
لطفا لطفا لطفا ! زودباش رودباش جیرو !
آروم باش آکاری ، کی پیداش شده؟
عنکبوت !!!
به خاطر یه عنکبوت احمق یهو نپر تو حموم !
من کلا لختم !
منظورت از "عنکبوت احمق" چیه؟!
و کی به بدن شخمی تو اهمیت میده؟!
اوه ! ضد حمله قوی ای بود !
من اهمیت نمیدم !
فقط یه کاری برای "اون" بکن !
نمیتونم برگرد به هال !
وایسا وایسا وایسا وایسا !
اول حوله و لباسام رو بیار !
خب؟
کجاست اون عنکبوته؟
نـ-نیست !
آروم باش ، اندازش چقدره؟
انقدر .
هه؟ چه کوچولو !
حتی اگه کوچولو هم باشه من نمیتونم عنکبوت ها رو تحمل کنم !
فهمیدم ، ببخشید .
من خودم مشکل بزرگ تری دارم !
ممکنه باز یهویی پیداش بشه !
وقتی آروم و ساکته نازه !
من یه چیزی واسه خوردن میخوام .
خب برو بخور !
باهام تا آشپزخونه بیا !
ها؟!
خیلی خب ، به پیش !
ولی فقط وقتی آرومه !
خیلی خوردم .
حالا وقت ناخن هاست .
تا کِی باید اینجا بمونم؟
خب ، تا وقتی که عنکبوت پیداش بشه و تو بگیریش جیرو .
هوی هوی ! صدام بزنی سریع میام .
پس همین الان صدات میکنم !
اگه یهویی دوباره پیداش بشه خیلی ترسناکه !
اون حسِ عظمت روی پاهام !
جیرو ...
باهام میای؟
ناموسا؟!
جیرو ! اونجایی دیگه؟!
آره .
گوشت رو بگیر باشه؟
درسته ! صدا !
جیرو !
گفتم که اینجام .
داری میشنوی که !
الان گوشام رو میگیرم !
فایده نداره ...
جز اینکه اون داخل چه اتفاقی داره میفته نمیتونم به چیز دیگه ای فکر کنم !
زودباش بیا بیرون !
تا وقتی که وجدانم هنوز زندهست !
ببخشید منتظرت گذاشتم .
منم باید برم ، که بعدا مجبور نشم برگردم .
فهمیدم ! زود تمومش میکنم !
دلم میخواد بمیرم !
این بده بده ، بدترینه !
اینکه خواستم باهام بیاد دستشویی واقعا اشتباه بود !
خیلی خجالت زدم ، میخوام ناپدید بشم !
ولی چون جیرو بود ، میدونستم نه نمیگه و میاد .
خوشحالم کسی که همراهمه جیروئه .
هرگز نمیتونم از مینامی-کون چنین درخواستی بکنم .
بیا .
باید برگردیم .
دستات رو شستی؟!
همین الان شستم !
ممنونم .
بعد اینکه چنین هیاهویی راه انداخت !
واقعا که دارم با یه دختر زندگی میکنم ! "Women =)"
اولش فکر میکردم شدنی نیست ، ولی یه جورایی ...
منم میخوام یه کم بخورم .
آه ، تو فریزر هست .
ها؟!
از عنکبوت میترسم ، نمیتونم برم .
فقط یه گاز میزنم نگران نباش !
پس میرم یه قاشق بیارم--
نمیشه !
نمیتونم دستم بگیرم !
اوه ، به فکر بوسه ی غیرمستقیم افتادی مگه نه؟!
عین بچه ابتدایی ها !
چرا الان چنین چیزی رو پیش کشیدی !
زودباش !
مال تو رو میخوام جیرو ، بهم بده !
ای ارواح ، آروم بگیرین ! (منظورش بچه های به دنیا نیومده هست)
جواهر ! جواهر ! جواهر خانوادگی !
بیا .
چیه؟
جیرو ، تو قبلا بستنی شکلاتی دوست داشتی !
نکنه ما ، شبیه هم شدیم؟!
میگم ، امروز اتفاق خوبی برات افتاده؟
ها؟ چیز خاصی نشده . خنده داری !
میگم ، اگه ...
اگه فرضا من و تو یه جای دیگه هم رو ملاقات کرده بودیم به نظرت چی میشد؟
با همدیگه حرف نمیزدیم ، احتمالا .
ها؟ خیلی بدجنسی !
میدونی من ، دلم میخواست جیرویی که شوهرم نیست رو ملاقات کنم .
ها؟
خیلی خنده دار میشدی ! با اون قیافه ی غمگین و افسردت !
ولی ما زیاد با هم تفاهم نداریم پس نمیتونستیم لاس بزنیم !
مگه وضع بقیه جفت ها هم همینطور نیست؟
ولی زوج جایگاه پنجم دارن قرار میذارن .
خب اونا یه جور استثنا هستن .
چطوره ما هم امتحانش کنیم؟
شوخی کردم !
نگاه کن ! امروز واقعا ناخن هام خوب در اومدن !
اشکالی نداره تلویزیون رو روشن کنم؟
نـ-نه .
چرا به لحظه بهش فکر کردم؟!
امکان نداشت جدی گفته باشه !
اگه جدی بود ، انقدر آسون نمیگفتش .
اگه جدی بود ...
من چه جوابی بهش میدادم؟
اگه ما یه زوج مزدوج نبودیم ،
اگه وقتی که نمیدونستم جیرو عاشقِ کسیه با هم ملاقات میکردیم ...
عنکبوت ! عنکبوت ! عنکبوت !
ها؟ چیه؟!
اونو میگی؟ چه فسقله !
لطفا یه کاری بکن جیرو !
و و و و-وایسا !
آکاری ! ولم کن !
جیـــرو !
این احساس گرمای پشت دستم ...
آ-آکاری ...
چرا یه گوشه وایسادی تماشا؟! زودباش یه کاری بکن !
میکنم ! یه کاری میکنم پس ولم کن !
بیا .
دفعه بعدی این رو میخرم .
نمیخوام !
یعنی چی نمیخوام؟!
بعد اینکه اسپری زدم نمیخوام لمسش کنم .
الان اینو میگی ، ولی اگه شوهر بعدیت از حشره ها بدش بیاد چی؟
مشکلی پیش نمیاد .
چون اگه یه نفر رو صدا کنم زودی میاد .
نه؟!
انقدر تالاپ تولوپ نکن قلب احمق ! فقط داره سر به سرت میذاره !
خب فعلا ! شب بخیر ، عزیزم !
واقعا که ، مگه من حشره کُش تو ام؟!
در این صورت ، یه کم دیگه هم باهات هستم .
آکاری .
شیوری؟ چی شده؟
مینامی-کون .
چیزی ذهنت رو مشغول کرده؟
بهم بگو ، هرچند مطمئن نیستم کاری از دستم بر بیاد یا نه .
ممنونم .
یادته راجع به اون دوستم که پسری رو که تو بچگیش دوست داشته دیده گفتم؟
آره .
دوباره درباره همون دوستمه ...
هوم .
بـ-بو
اونا هم رو بوسیدن !
تـ-تصادف بود ، هنوز با هم قرار نمیدارن !
ولی اون نمیدونه چطور باهاش روبرو بشه .
من ، یعنی منظورم اینه که اون دوستم نمیدونه که پسره چه حسی ممکنه داشته باشه .
واسه همین نگرانه که شاید پسره بدش اومده باشه .
ولی ،
نگرانی بابتش ، باعث شد که اون بفهمه پسره رو دوست داره .
از اون موقع تا حالا تنها چیزی که بهش فکر میکنه اون بوسه هست .
ولی اون مطمئن نیست که بخواد بهش بگه چه احساسی داره یا نه .
اون ترسیده .
باید چیکار کنه ، مینامی-کون؟
مینامی-کون؟!
چـ-چاییت !
شرمنده ، حواسم نبود .
مشکلی نیست ، مبل خیس نشده .
بفرما ، حوله .
No comments yet. Be the first to leave one.