The first 200 lines.
24سال پیش
.باید به لاتانت ببریمش، پت
.نه
.این دیوانگیه
...یعنی
من چی هستم؟ ما چی هستیم؟
.دورگه
دورگهی چی؟ اونها چی هستن؟
.داستانهای قدیمی رو شنیدی
.انسانها صدای... سایرنها رو میشنیدن
.اونها... آوازشون رو میشنون .باید برن پیششون
.و میرن
.و بعد تو دستهاشونن غرق میشن
و اون بیرون هستن؟
چند وقته؟ چند وقته اینجا بودن؟
.خیلی وقته
.پس، پت پدرم نبوده
سعی کردم بفهمم پدر واقعیت ،واقعاً کی بوده
،ولی پت .فقط نمیخواست بدونی
.فقط میخواست خاص باشی
ولی چرا تو اینجا زندگی میکنی و نه اونجا؟
.اجازه ندارم .خیلی وقت پیش یه تصمیمی گرفتم
...خب، این
کسشعره. چطوری باید هیچکدوم از اینحرفها رو باور کنم؟
.گوش کن، کل - .دیگه گوش نمیدم -
.نمیخوام چیز دیگهای بشنوم - .کل. کل -
.کل، پت اشتباهات زیادی کرد
ولی فقط میخواست .جای تو امن باشه
.اینجا امن نیست، کل
.ده سال نبودی .نیازش نداری
،پس حالا که میدونی
.ساحل رو ترک کن
.خیلی دیر شده
سواحل جزر و مدی
illusion امیرعلی
رزا؟ - بله؟ -
.اومده
.باشه .الان میام، یووت
.لارا
.سلام، عزیزم
.چه باملاحظه .ممنون. بیا داخل
جریان چیه؟
.اینجا از مردهها صحبت میکنیم
،خانومرها، با لارا مینی آشنا بشید .بیوهری زک مینی
،ساکن جزر و به ساکن جزر و مد .خون به خون
میخوای بدونی باید چی رو داشته باشی و از چی بترسی؟
.بله
چی بود؟
.من رو دیدی
.داشتم میمردم
.و اون اونجا بود
.که من رو کشت - .به اندازهی من دیدی -
.بیشتر نشونم بده
.به قدر کافی خونم رو ریختی - .بیشتر میریزی -
.هرزهی روانی
.لامار
چی دیدی؟
بیشتر از چیزی که جیلز .بتونه با چشم از دست رفتهاش ببینه
،بدجور به اون رسیدگی کردم .ولی دلایلم خوب بودن
.ولی یه چیزی دیدی
چی رو مخفی میکنه؟
خبر نداری سؤالاتت .چقدر خطرناک هستن
باید باشن، وگرنه تا الان به دیلن گفته بودی .چشمهام رو در بیاره
.میدونی داره دستمون میاندازه .میتونم ببینمش
این کیه؟
این تنها کسیه که در دریاهای نزدیک ساحل اورفلین در 60 سال گذشته
.به دلایل طبیعی مرده
و این سابقهی شهر از صدها نفریه
.که به دلایل غیرطبیعی مردن
و چرا این رو بهم میگی؟ - .همهمون مردهایی از دست دادیم -
،پسرها، برادرها، شوهرها .درست مثل تو
.خب، شوهر من به دلایل طبیعی نمرده
.میدونی کی اون رو کشته - .آره، کولیها -
.ساکنین جزر و مد - .پسرت باهاشون کار میکنه -
شوهرت باهاشون .کار میکرد
به این معنی نیست که نخوایم .اوضاع عوض بشن
.واسه همین همه جمع شدیم
.باورم نمیشه
!باور نمیکنم
!نه، میدونم چی هستم
.نیاز نیست، رفیق
کل شب اینجا بودی؟
هی، چی... ؟
چی عوض شده؟
منظورت چیه؟ - .لباست رو بهتر اتو کشیدی -
.ماهیگیری اینطوریه، رفیق
.دنبال جزئیات ریز میگردی
اگه تو هم شغل من رو پیشه میکردی .میفهمیدی
.مثل برادرت
از کل مکتیر چی میدونی؟
.یه مکتیره
.سمه، کوری
چرا پدرش بهش چیزی نگفت؟
...دربارهی لاتانت، دربارهی - .پت مکتیر یه مجرم و قاتل بود -
ولی گمون میکنم تو زندگیش .یه چیز خالص و پاک میخواست
شاید واسه جبرانش، میدونی؟
چه فرقی میکنه مگه؟
.به هر حال دختره قاتل شد
.این شهر همه چیز رو میکشه
.سعی کن یکم بخوابی، بابا
چه غلطی میکنی؟ - کجاست؟ -
چی کجاست؟ - گوشی زک. کجاست؟ -
.دست من نیست - .کسشعر میگی -
.داری همه جا رو به هم میریزی .گوشی تخمی دست من نیست
.توهم زدی
تو هم آره؟ - منم آره چی؟ -
،ببین، یه نفر باهاش حرف میزده پس گوشیش کجاست؟
،توی چروب نبود ،توی ماشین یا همراه جسدش نبود
پس کدوم گوریه؟ - .صبرکن -
فکر میکردم گفتی .جسدش رو پیدا نکردن
!نه، نه، نه !تو یه هیولای تخمی هستی
!تو یه هیولای تخمی هستی چه غلطی باهاش کردی؟
بله؟
به این زودی؟
کجا؟
.باشه
اون بود؟
.دیلن
.دیلن
.میدونی، شاید باید باهاش بخوابم .جبران کارهایی بشه که با اون کردی
.فقط کاره - .کسشعر نگو -
پس دست تو نیست؟
.اگه بود بهت میدادمش
فندک داری؟
،دیدمت ...پس گفتم
.خانوم خوشگلیه
دوست دخترته؟
.نه
.فقط منتظر رئیسم هستم
.باید یه کاریش بکنی
.کردن بهتر از دیدنه
آگی؟
.سلام، آگی هستم .میدونید چیکار کنید
کدوم گوری هستی؟ .باید یه چیزی ازت بپرسم
.فقط وقتی برگشتی بهم زنگ بزن
کل؟
خونهای؟
ببخشید. بیدارت کردم؟ - .الان نمیتونم صحبت کنم -
.هنوز جای زخمها روی بدنم هست
،ببین .متأسفم اگه بهت صدمه زدم
.ولی باید برم
.بیخیال. کل
.باید ساحل رو ترک کنم
.نکن
و بمونم؟
واسه چی؟
.هوات رو دارم
نمیدونستم دارم خودم رو درگیر چی میکنم .وقتی اومدم اینجا
این جای تخمی کجاست؟
.خانوم
به پیشگوییها اعتقاد داری؟
.بله
،به این شکل که ،جایی که من اهلش هستم
کسی بود که ادعا داشت
.که میتونه اتفاقات آینده رو ببینه
و الهاماتش، حقیقت داشتن؟
.بله
ولی به ندرت واضح بود که دارن تمام حقیقت رو نشون میدن
.یا فقط بخشی ازش رو
،و در پایان .افرادم رو نجات ندادن
.من عاشق مردمم هستم
.تنهام بذار
.خانوم - .هاشم -
.همونیه که دنبالش میگشتم
برای گرفتنش چی نیاز دارم؟
.دیلن - .خانوم -
.برو
.بمون
.برو
...من
.کارم تموم نشده بود - .اون شده بود -
.میخوام یه محمولهی دیگه تحویل داده بشه
به همین زودی؟
چرا؟ - .چون من میخوام -
.آدریل، گوش کن
،اگه محمولههامون خیلی زیاد بشه
قاچاقچیها .شروع به لذت بردن از پولش میکنن
و بعد، طماع میشن و .اشتباهات خطرناک انجام میدن
.باهوشی
.ولی به هر حال انجامش بده
.به قاچاقچیها بگو
.آگ
شده به این فکر کنی میتونیم بدون ساکنین
جزر و مد کار و کاسبی بکنیم؟
پسرها گفتن بیای؟ - .نه، فقط خودم -
باشه. چرا؟
کی مینی رو به صلیب کشید و چشمهاش رو در آورد؟
.میدونیم کی بوده. نمیدونیم چرا - .پسرها به چراش اهمیت نمیدن -
.خب، باید بدن .یه نفر سعی داره با زور خودش رو وارد کنه
.ولی پسرها باور ندارن .میدونن ساکنین جزر و مد قاتلها هستن
ساکنین جزر و مد اونهایی هستن
که تو 200 سال گذشته .این شهر رو زنده نگه داشتن
و نظر تو در این مورد چیه؟
.کولتون
.آگی
.بعداً باهات حرف میزنم
چطوری اومدی داخل؟ - .لابد در رو باز گذاشتی -
آدریل خبر داره اومدی؟
نگرانم هستی؟
چی میخوای، ویولکا؟ - .فقط میخواستم بدونم راضی هستی یا نه -
No comments yet. Be the first to leave one.