The first 200 lines.
آجوما هی
ریشه بورداک داری؟ بورداک (نوعی گیاه)
بیا تو، با قیمت خوبی بهت میفروشم
قول دادی قیمت خوبی بدی، کیفیتش چطوره؟
ببین.اینا تازه امروز صبح رسیده
میدونم خیلی خوب ازش مطمئنی
نگاه کن، این کیفیتش بالاست. معامله خوبیه.
پس خودت بخورش. چرا داری میفروشیش؟
دوسش ندارم، بی خیال.
من دارم می رم!
بهتر از این پیدا نمیکنی
خدافظ!
ناخنک نزن
پس تو هم نمیتونی بهم بفروشی
اینجوری ادا در نیار
من این و بقیه رو با خودم میبرم
باشه ، الان بهت تحویل میدم
نه، من وقت ندارم، اینو میبرم
زود باش زود باش عجله کن!
داری چی کار می کنی؟
ها؟
اینو؟ مُفتی بهم میدی؟
تو میخوای من ورشکست بشم؟ نه ، اصلا نمیشه
دزد! دزد! دزد!
یکی کمک کنه! دزد! کمکم کنید!
کمکم کنید!
ایشش... من خیلی سرم شلوغه
هی، هی!
بیا! چی!
حرومزاده...
وایسا
همونجا وایسا
بیا، بیا بگیرش
هی. ترسیدی؟ پس بای بای!
توئه حقه باز
بذار برم
من براي اين چيزا وقت ندارم
گوشت! گوشت! گوشت! گوشت! گوشت! گوشت!
به ما گوشت بده، لطفا. گوشت، گوشت!
آماده شد. ممنون واسه اینکه صبر کردید
این ترکیبی از ریشه گیاه بولداک و گوشته
من که اینو دوست ندارم
اگه بخوریش نظرت عوض میشه امتحانش کن
ممنون
این واقعا غذای خوشمزه و سالمیه
خوشمزه ست
چیه، هی، چی شده؟
من گُرسنَمه
دستشویی طبقه سوم رو خودم تمیزش کردم
چرا؟
بخاطر اینکه مجله داشتم گیر افتادم
کارت عالیه، کارت عالیه
ممنون
اوه، ممنونم
فردا می بینمت. باشه.
ممنون، هی اینو تو حساب میکنی؟
چرا؟
خفه شو و فقط به حرفم گوش کن.
نه، دفعه آخر هم من حساب کردم!
خفه شو. فقط حساب کن.
پارک هوشیک
بیا اینجا، بیا
نزدیک تر، نزدیک تر... نزدیک تر بیا
چرا اون باید غذای تو رو حساب کنه؟
نگران نباشید
من نگران شدم
هر وقت حساب کردی منم اینو بهت برمیگردونم
نمیخوام حتی یه ساعتم ازش دور باشم
بدش به من
جالب به نظر میاد نخند
اوپا، منم اوپا، داری چیکار میکنی؟
بدش به من
هیچ عکسی نگرفتین؟
نه نگرفتم چرا باید بگیرم؟
چرا؟ چرا نه؟
اون دوست دختر من نیس
اون دوست دخترت نیست؟
تو پسرا رو دوست داری؟ تو به پسرا علاقه داری؟اون به پسرا علاقه داره
بیا، بگیرش
ممنون، به امیدار دیدار
ممنون
هی، تموم کردی؟ بیشتر بخور
من سیرم، میشه اینو خُرد کنم؟
آره
ممنون، به امید دیدار
هی جونگ سون وو
بله؟
تو تويِ کلاس کیم مین وو هستی درسته؟
بله
مشکل اون چیه؟
اون زندگیِ سختی داشته
سخت؟ چرا؟
خیلی برق نمیزنه؟
باعث میشه لبام چرب به نظر بیاد
چرب؟ جالبه
من فقط حقیقت رو گفتم
هیس
شما پوست خیلی خوبی دارین
انگار که توی مواد نگه دارنده گذاشته شدین
مواد نگهدارنده؟ من مومیایی نیستم
حرفِ چندش آوریه
من تو کار قبلی م موفقیت بزرگی بدست آوردم
اما به همین دلیل خیلی زحمت کشیدم
شما بخاطر پوستتون معروف شدید راز شما چیه؟
من هیچ رازی ندارم... من وقت این چیزا رو ندارم
من وقتی میرم خونه پسرم و فامیلام
و توی محله، فقط یه آجوما هستم. (آجوما = زن میانسال)
این چیه؟
خیلی خسته ام...
ممنون
آجوما یه ظرف کوچیک بیار بیرون
این یکی جداگونه ست؟
او چیزای تُند رو دوست نداره
و مشکل هضم داره
من نگرانشم
ممکنه یکی تو رو با زنش اشتباه بگیره
فردا، اون میره گُلف یه پیرهن تمیز واسش آماده کن
اون آستین کوتاه میپوشه چشم
حالا دیگه حواست به لباس اضافیه اونه؟
تو واقعا مثل زَنِشی
سَرِ زنش شلوغه زود اومدی خونه
زن اون تو وقتای ناجور میاد و میره
اون اصلا خبر نداره تو خونه چه اتفاقی میفته
هونگران
بله؟
تو چی رو می خوای بدونی؟
هیچی، من فقط ممنونم
با تشکر از تو، من هنوزم مدیر این خونه ام
اگه نمیخوای کمک کنی برو طبقه بالا
من اومدم
خوشحالم ميبينمت دست و صورتتو بشور بیا پایین
چیزی درست کردی؟
سوپ غذایِ دریایی تُند البته نه خیلی تُند
واقعا؟
خوبه
خوشحالم ميبينمت
از دیدن من؟
امروز نمیری سر کار؟
احساس بدی دارم که اومدم خونه
حرف الکی نزن
من باید بخورم و برم حموم اون غذا رو آماده کرده
شما دو تا با هم چطوری هستید؟
فردا میری سر کار؟
میخوام وِل کنم
حالا میخوای ازم طلاق بگیری؟
منظورم اینه که میخوام کارمو ول کنم و مواظب تو باشم
برادر من اینجا نیست من صاحب خونه ام
به علاوه، پدر بِهِمون اجازه نمیده
پس ازش بخواه که بره بیرون
اون چطور میتونه تنهایی زندگی کنه؟
پدر و مادر نمیذارن اینکارو کنه
منظورت اینه تو نمیذاری بره
تو نمیتونی بدون اون کاری کنی
راجب چی حرف میزنی؟
وقتی هیون سو کوچیک بود نمی تونست تنهایی زندگی کنه
اما اونا دیگه هیچ ربطی به همدیگه ندارن
یعنی من تنها کسی ام که از زن ِ برادر مرحومم مراقبت میکنم؟
مراقبت؟
نمیخواستم اینطوری حرف بزنم
نمی تونم شما دو تا رو تحمل کنم
ما دو تا؟
شما دو تا جلوی من خجالت نمی کشید...
تو
قبل از اینکه حرف بزنی، فکر کن
حرفایی که از دهنت بیرون میاد به ضرر خودت تموم میشه
پس تو داری جلوی زنت از اون طرفداری میکنی؟
فکرشون کن چرا
اون با ملاحظه و خوبه واسه همین مردم دوسش دارن
همش راجب اون حرف میزنی هیونسو، هیونسو
اون تنها زنیه که تو دنیا برات وجود داره؟
آره، شاید مردم راجِبت بهترین حرفا رو میزنن
اما همین مردم میتونن تو رو تبدیل به یه آدم سطح پایین کنن
ذهنتو با چه مزخرفاتی پُر کردی؟
چی؟ اون چی گفت؟
اون داره رو اعصابم راه میره
نه، این جوری بهتر میشه اگه من دیوونه بشم، مگه نه؟
خدای من، ما هنوز تو همون خونه زندگی میکنیم؟
من اونو هیچوقت اين طَرفا ندیدم اون نیاز به همسر داره
خانومای معروف همیشه همینطوری ان؟
واسه همین اونا طلاق میگیرن اینطوری راحت تره
نگاش کن...
اون داره شوخی میکنه چون میخواد تو رو خوشحال کنه
نمیتونی اینو درک کنی؟
همونطور که گفتید، واسه اینه که نمیتونم درک کنم
خیلی سخت کار نکن، که سخت کوشی میتونه ذاتِت رو عوض کنه
ای کاش یه چیز دیگه ای یاد میگرفتم
عزیزم من خوشحالم که اون کار میکنه
در غیر اینصورت، همش رو اعصابم راه میرفت
برای من بیشتر وقت بذاز
مزخرف نگو و غذاتو بخور
باشه
اون باید خسته شده باشه
تو تلویزیون دیدم، مردم تا آخر شب سر کار میرن
دفعه ی بعد بهش داروی گیاهی میدم
میدونم خیلی وقته که غذای خونگی نخوردی
اگه میدونستم که میای غذای مورد علاقه ات رو درست میکردم
تو اینو دوست داری، بیشتر بخور
آجوما
کمکم کن
حرومزاده، بیا بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.