The first 200 lines.
☮❂ ☯™ ツ
بد نيست
ولي اونقدرا هم خوب نيست که زنده بموني
اشکال نداره من بشينم ؟ من اندازه تو انرژي ندارم
با سرت(مغزت) بجنگ
نه با قلبت
مستقيم
بهتره ، آينون
ولي هنوزم ميميري
هدف ، نه اشتياق
هيچکس پيروزي رو تو خاک پيدا نميکنه
دهقان ها انقلاب کردند ؟
اونا هميشه در حال انقلابند ، شاهزاده
ولي در حال حاضر اونا شورشي هستند
شاه فرِيِن ميخوان تا پسرشون شاهد پيروزي باشکوهشون باشند
هيچ شکوهي در بخاک کشيدن مردان از جان گذشته نيست
اونا تفاله هاي خائنن
! اين فرمان پادشاهه ! او را بياوريد
تو هم ميتوني بياي ، پرستار بچه
! بمير ، سگ کثيف
دوست داشتم اونجا بودم - نه ، دوست نداشتي -
چرا دوست داشتم فقط براي ديدن تو در حين جنگ ، بوئن
شمشير تو بهترين شمشير تو زمين نبرده
شمشير من براي سلاخي هاي پدر تو ساخته نشده
اون پدر منه ، بوئن و اون پادشاهه
بله
اما وقتي تو پادشاه شدي ...اين روز رو بخاطر بيار
و تفاوت بين نبرد و سلاخي رو
و قوانين قديمي رو بياد بيار
اون موقع تو پادشاه بزرگتري بنسبت پدرت ميشي
...قول ميدم ، شواليه
من بزرگتر ميشم
سال 984 بعد از ميلاد
! فريين
! حالا ، هييي ، حالا
! تو تله افتاد ! آينون
! آينون
! آينون ، نه
! بسه ! بسه
! نبرد اون بيرونه
پدر ؟
! بمير ! اين مال منه
! آينون ! آينون
! من اينجام ، آينون
من اينجام ، پادشاه من
مُرده ، بانو
شاه فرين ، شوهرتون ، کشته شده
از اينطرف
اينطرف ، روي تخت
! بريد بيرون ! بيرون ! بروک ، بيرون
تو بمون ، بوئن
منو ببخشيد ، ملکه آيسلين
چيزي براي بخشش نيست
استبداد پدرش کار اونو به اينجا کشوند
وضعيتش فراتر از اينه که کسي بتونه کمکش کنه
نه هر کسي
يه شواليه به شجاعتش قسم ميخوره
قسم به شجاعت
قلبش فقط پرهيزکاري رو ميشناسه - پرهيزکاري -
شمشيرش از ناتوانان دفاع ميکنه
قدرتش از ضعفا حمايت ميکنه
! تو بايد بيدار بموني ، پسرم
تو بايد بيدار بموني - قوانين رو تکرار کن - قوانين -
قدرتش از ضعفا حمايت ميکنه
اون فقط از حقيقت سخن ميگه
....قدرتش
از ضعفا حمايت ميکنه.... از ضعفا حمايت ميکنه....
بروک ، اونجا وايسا
! ارباب ! اي بزرگترين
آهنگت غم انگيز است
ستاره ها امشب درخشانند ؟
نه هيچ روح روشني در اين تاريکي تابش ندارد
تنهامون بذاريد ، بريد
آيسلين ، دختر کلتز
کسي که عاشق نژاد شما بود و شما رو دوست صدا ميکرد
...آه پسر پادشاه
ستمکار و پر از حيله گري
بخاطر اين اومدي همسر اژدها کش؟ - بيوه اژدها کش -
اين پسر پدرش نيست
اين شواليه که اينجاست مربيشه اون بهش قوانين قديمي رو آموزش داده
به کمکت نياز دارم
زخمش عميقه
ميدوني چه درخواستي داري ؟
من بهش طريقت تو رو آموزش ميدم
اون در مرحمت تو رشد خواهد کرد اون رشد ميکنه و آدم خوبي ميشه
قسم ميخورم
نه ! پسره بايد قسم بخوره شمشيرتو بده من ، شواليه
! شمشيرت
نترس اون ميتونه نجاتت بده
حالا به من گوش کن ، پسر
قسم بخور به خون پدرت که با شهوت و استبداد مرد
قسم بخور که تو حکومت رحمت زندگي ميکني
بياي پيش من و تنها طريقت رو ياد بگيري
! حالا قسم بخور
قسم ميخورم
! آينون ! آينون
! اون مرده
! آروم اي شواليه قوانين قديمي
شاهد شگفتي هاي باشکوه باستاني باش
نيمي از قلب من براي سلامت کاملت
قدرتمند براي زدودن تمامي ضعفهات
زندگي کن و پيمانت را به ياد داشته باش
من به پدر خدمت ميکردم فقط بخاطر پسر
تمام اميد من به اونه
بابت شک احمقانه ام منو ببخش
هر وقت و هر چي نياز داشتي بهم بگو
من و شمشيرم در خدمتت هستيم
...فقط هميشه عهدش رو بهش يادآوري کن
"شواليهي قوانين قديم"
بروک
اعليحضرت
رومي ها اين قله بزرگ رو ساختند
و من دوباره بزرگترش رو ميسازم
براي ساختن اين خرابه آدماي زيادي رو جمع ميکنم ، سرورم
آره
آره ، همين کار رو بکن
الان ديگه زياد سرکش نيستيد
تو بايد از من متشکر باشي ، پسر ضربه من باعث شد تو شاه بشي
نه ، بروک نميخوام طوري بميره که انگار شهيد شده
مرگ بايد يه رهائي باشه نه يه مجازات
خوب ببين ، سگ
من آخرين چيزيم که تو ميبيني
بخاطر توهينش چشماش رو بسوزون
! نه ! نه ! چشمام رو نه
! پدر
! فرار کنيد
! چطور جرات ميکني ازم سرپيچي کني
آينون ، تو ناخوشي تو جادو شدي
! اينو ببين اين ديوونگيه
!کد ها رو بخاطر بيا - ! پادشاه فراتر از قوانينه -
هر چي بهت ياد دادم رو فراموش کردي ؟
هيچکس فراتر از قوانين نيست
بخصوص پادشاه
اژدها ، من عاشق اون پسر بودم و تو اونو تغيير دادي
! تو فريبم دادي ، اژدها
...مهم نيست تا کجا پرواز کني
مهم نيست کجا بري ! من پيدات ميکنم
! امروز من عهد جديدي ميبندم
بقيه عمرم رو صرف شکار تو ميکنم
دوازده سال بعد
آوالون ، آه ، آوالون
.. هر روز براي تو در جستجوام
.... آرامگاه آرتور
و قوانين قديمي طريقت او
...و وقتي اون سنگهاي مقدس رو پيدا کنم
دعا خواهم کرد ، دعا خواهم کرد دعا خواهم کرد
...آه ، اي آوالون ، آوالون تابناک
منو احمق نشمار
جستجوي من از سر غرور (پوچي) نيست تلاش من براي معنويته
! معنويت
! مرلين ، معنويت
! هششش ، مرلين
! مرلين ! هوووو
! همه کارشناسن
اژدها ، اژدها - ميدونم ، کجا ؟ -
اونجا ، اونجا
برگرد اسب ترسو
حيرت آوره ، اين حرکت حماسي در خور شاه آرتور و شواليه هاي ميز گرده
هرگز همچين مهارتي رو نديده بودم
..پس همه زندگيت رو تو پناهگاه گذروندي مثل يه
مثل يه راه...راهب
، واس چي ؟ البته آره من يه کاتب پژوهشگر ،تاريخ نويس و شاعرم
( در خدمت شمام ، قربان (شواليه برادر گيلبرت از گلوکنزپور
...زندگي حقير من مديون قدرت متعال شماست
شجاعت بي باکانه شما و شکوه و شمشير چابکتان
استعداد شاعري و مبالغه داري
قربان ، شما بايد تاريخ نوشته منو بخونيد
شما بخاطر تواضعي که داريد استعدادتون رو محقر جلوه ميديد
قوانين باستاني کملوت هنوز زنده اند
بسختي شايسته کملوته به هر حال يه اژدها کمتر شد
! آفرين شواليه تبريک ميگم
قدرداني ما نثارت باد ما و شاه آينون
شما ميتونيد قدردانيتون رو نگه داريد من طلاها رو ميبرم
- هم شما هم پادشاه طلا ؛ شواليه ؟
ما يه معامله اي کرديم ؛ يادته ؟ يه اژدها ميندازم ؛ يه کيسه طلا ميگيرم
افتخارت قيمت داره جناب شواليه ؟
من مخارجي دارم
افتخار نه شيکم منو سير ميکنه نه نعل ميشه واسه اسبم
کشيش راست ميگه
وظيفه تو محافظت از رعايا و قلمرو شاه آينون ـه
نه در اين قلمرو من به آينون تعظيم نميکنم
بايد ميدونستم آشغال خارجي
خب ، ديگه برو ولگرد قبل از اين که دستگيرت کنم
! برگرديد سر کار ، تفاله ها
اگه گندم هاي شاه آينون ...رو قبل شروع بارون درو نکنيد
من خودم يه چيزاي کوچيکي رو درو ميکنم...
! جناب شواليه ! جناب شواليه ، صبر کنيد
! جناب شواليه
! گوش کنيد
من دارم يه سفر زيارتي ميرم ميشه با هم همسفر بشيم؟
جاده ها هنوز آزادن مگه اين که آينون براش ماليات تعيين کرده باشه
نظرتون درباره ماليات بر جاده ها چيه ، شاه آينون ؟
ماليات جاده
منظورم اينه که به هر حال اونا جاده هاي شما هستند
مردم واقعا بايد براي امتياز استفاده از اونها پول بدن
و اونائي که نميتونن پرداخت کنن مجبور به کار کنيم - نابغه اي ، فلتون -
فقط تو ميتوني همچين مغز خوبي رو زير همچين کلاه زشتي پنهون کني
"خيلي خوب گفتيد "کلاه زشت
از سر راهم برو کنار ، طاووس
بروک ، بعضيا شکارچيان خوبي هستن بعضيا هم خوب "پول" شکار ميکنن
No comments yet. Be the first to leave one.