Release info

Mahoutsukai no Yome S2 - 14 [AioFilm lol]
A Commentary by AioFilm
🔷 NekoYeet آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

TS
Published on: 2023-10-14
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 150 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫پسشون بده.

‫پسشون بده.

‫پسشون بده!

‫بچه‌هامونو پس بده!

‫بچه‌هامونو به گله‌مون برگردون!

‫پسشون بده!

‫عه، چت شد یهویی؟

‫چیزی نیست...

‫یه نفر یه‌جایی گریه کرد.

‫چی گفتی؟

‫نمی‌دونم بغض چیو دارن می‌خورن.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

@AioSub | @AioFilmcom

هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد. 2

‫وایسا!

‫زودباش!

‫حالا که چی؟

‫اوی، اوی، اون چیه؟!

‫اینم از این.

‫چرا درست بعد اینکه از یه مشت هیولا

‫مثل سگ خوردیم باید زمینا رو شخم بزنیم؟

‫با توجه به اینکه کالج بشته شده، مجبور ‫می‌شیم خودمون غذای خودمونو کشت کنیم.

‫هی.

‫داشتیم درباره اینکه تو اون موقع ‫چه‌قدر خفن بودی حرف می‌زدیم، ریان.

‫آه.

‫اعضای خانواده من باید سریع‌العمل باشن.

‫قدیما اینجوری نبودی ولی.

‫حتی تو بالارفتن از درختم افتضاح بودی.

‫من فقط از باختن متنفر بودم.

‫هه...

‫به کی باختن؟

‫به تو نمی‌گم.

‫ها.

‫قدیما؟

‫شما دوتا از بچگی باهم دوست بودید؟

‫خانواده‌هامون باهم ارتباط دارن.

‫شماها!

‫می‌خوام ببینم دستاتون مشغولن!

‫چشم.

‫فیلوملا-ساما.

‫آلکیونه-سان، بودی؟

‫فیلوملا به‌نظر حالش خوب نیست.

‫می‌ذارمت زمین.

‫اون کیه؟

‫یه چیزی تو مایه‌های مانوس فیلوملا.

‫این جواب دری‌وری چی بود دیگه؟

‫حالت خوبه؟

‫می‌رم آب بیارم.

‫ممنون. لطف می‌کنی.

‫اتاقش چه خالیه.

‫کلاس چی بود؟

‫هرکدوممون باید یه مانوسو نابود می‌کردیم.

‫این شخص خیلی با نبود کردن چیزا ناسازگاره.

‫همیشه مریض می‌شه.

‫همیشه؟

‫دفعه اول هم که همدیگه رو ملاقات کردیم از حال رفت.

‫از حال رفت؟

‫عام...

‫آلکیونه-سان...

‫بله؟

‫فیلوملا...

‫چرا اینقدر نگران منی؟

‫من همیشه تو و زوئی رو می‌پاییدم.

‫جلوی دیگران هم حرف نمی‌زنم.

‫تو باید به من مشکوک باشی.

‫حق با توئه.

‫بار اول که دیدمت، ‫حالت خوب نبود،

‫و بازم جوابمو دادی تا فقط باهام مهربون باشی.

‫حتی باهام حرف زدی.

‫و خب... واسه من، به‌نظر ‫می‌اومد یه عالمه درد داری می‌کشی.

‫منم تا همین چندوقت پیش همین‌طوری بودم.

‫واسه همین فکر کردم شاید ‫بتونم به حرفات گوش بدم.

‫اوه، اگه چیزی هست که ‫نمی‌خوای بهم بگی، طوری نیست.

‫اگه چیزی هست که می‌خوای بهم بگی، می‌تونی.

‫هرکاری که دوست داری بکن.

‫آزاد بودن سخته،

‫ولی حتی اگه اشتباه کنی یا شکست ‫بخوری، همیشه می‌تونی دوباره سعی کنی.

‫عیبی نداره.

‫من درکت نمی‌کنم.

‫آزادی؟

‫می‌تونم شکست بخورم؟

‫تا حالا کسی بهم همچین حرفی نزده.

‫آب اوردم.

‫ممنون، لوسی.

‫منم این طرز فکر نیکوکارانه رو درک نمی‌کنم.

‫مطمئنم فقط غرور کاذبه.

‫چت شده؟

‫بخور دیگه.

‫یه‌مقدار حالت بهتر می‌شه.

‫باشه.

‫بیا بریم، چیسه.

‫آره، حق با توئه.

‫نمی‌خوام بیشتر از این مزاحم بشم.

‫به‌خودت زیاد فشار نیار. یه‌مقدار استراحت کن.

‫ممنون.

‫اون آبو حروم کردم.

‫«نباید از چیزایی که یه نفر دیگه بهت ‫می‌ده بنوشی، بخوری، یا استفاده کنی.

‫معلوم نیست توش چی باشه.»

‫این درسیه که بعضی خانواده‌ها می‌دن.

‫به‌نظر خانواده اونم همین‌طوریه.

‫که یعنی...

‫می‌‌تونی یه روز بهم نظرتو درباره‌ش بگی؟

‫م-ممنون.

‫چیه؟

‫من واقعا خودبینم.

‫علاوه بر اون، فیلوملا واقعا مهربونه.

‫هرکسی یه خودبینی‌ای داره.

‫من نمی‌تونستم به کسایی که همیشه خواسته بقیه آدما رو ‫به قیمت پرداختن از خودشون برآورده می‌کنن اعتماد کنم.

‫هیچ معلوم نیست که ‫یه‌روزی قراره چه‌کار کنن.

‫تو هم مهربونی.

‫من نمی‌دونم که تو هم قراره ‫چه‌کار کنی. بهت اعتماد ندارم.

‫هن؟ یهویی چت شد؟

‫خیلی چیزا بود که می‌خواستم بپرسم...

‫ولی با اون وضعیتش، ‫نمی‌تونستم به خودم اجازه همچین کاری رو بدم.

‫اون بچه اون روزی...

‫نمی‌تونستن یه آدمو بکشن اگه به ‫اون سختی تونستن یه مانوسو بکشن.

‫به سرنخ‌های بیشتری نیاز دارم.

‫چرا؟

‫چرا نمی‌تونم من...

‫چرا نمی‌تونم آب یا چایی که یه نفر بهم داده رو بخورم؟

‫در گذشته...

‫آلکیونه...

‫شما هرچیزی که بهتون گفته شد رو پذیرفتید، ‫بدون توجه به اینکه چه‌قدر آزاردهنده بود.

‫شما فقط پیروی می‌کردید.

‫ولی الآن، نمی‌کنید.

‫چرا؟

‫نمی‌دونم.

‫بخاطر اینکه اون...

‫نمی‌دونم.

‫ولی...

‫دیگه نمی‌تونم این کارو انجام بدم.

‫مجموعه جدید لغات شناسایی شد.

‫درحال پخش پیام.

‫آلکیونه؟

‫فیلوملا، دیگه حروم کردن شانسایی که بهت دادمو تحمل نمی‌کنم.

‫صدای مادربزرگ...

‫امکان نداره که بتونه به همین راحتی حرف بزنه یا یه پرنده بفرسته وقتی که کالج قرنطینه شده.

‫یه پیام؟

‫از قبل آلکیونه رو برنامه‌ریزی کرده؟

‫من خونه‌ای ندارم که یه مایه ننگی مثل تو رو راه بدم توش.

‫که... که من...

‫اگه چیزی که بدست می‌آری یه‌چیزی به مسخرگی دوستیه،

‫باید به فکر یه راهی باشم که ترتیبتو بدم.

‫که من نتونم فرار کنم.

‫به‌هرحال، کاری که بهت می‌گن رو انجام بده.

‫وظیفه‌تو انجام بده.

‫اگه می‌خوای پدر و مادرتو ببینی،

‫نباید حتی وقت داشته باشی که ناله کنی.

‫پخش تمام شد.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left