Shetland

Shetland

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Shetland S03E06 720p iP WEBRip AAC2 0 H 264-BTW
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 6 Shetland زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

شاید اگه یه اسمی داشتی؟

رابی

هیچ‌وقت از اون کشتی پیاده نشد.

مایکل تامپسون و رابی مورتون هر دو یه خالکوبی دارن.

به هم ربط دارن.

داری چیزی رو می‌بینی که نیست.

شلیک گلوله

مایکل مگوایر اینجا تحت حفاظت شهوده.

آرتور مک‌کال، مایکل تامپسون علیه اون شهادت می‌داد.

اون دیگه مشتری نیست که بخوام ازش دفاع کنم.

و نه مشتری‌ای که بتونم ناراحتش کنم.

آشا اسرانی. مراقب مخصوص مایکل تامپسون.

در مورد رفتار مردها با زن‌هاست.

گفت من یه پیام بودم

که نمی‌تونستی نادیده‌اش بگیری.

نمی‌خوام بهم نگاه کنی!

رابی مورتون و مایکل تامپسون، اونا پدر و پسرن.

کی بهت تجاوز کرد؟

بن برنان

پس پسر فیلیس برنان مرتکب تجاوز شده.

بن، عزیزم، رونا رو یادت میاد؟

چطور می‌تونم فراموش کنم؟

و آرتور مک‌کال ماست‌مالیش می‌کنه.

این قضیه بزرگ‌تر از فقط آرتور مک‌کاله.

یه نفر داره یه چیزی رو پنهان می‌کنه و ما قطعاً داریم می‌گردیم

جای درست، وگرنه برای ترسوندن ما خودشون رو به زحمت نمی‌انداختن.

موسیقی سالسا پخش می‌شود

خنده

الو؟

سلام، بفرمایید داخل.

ببخشید خونه مزاحمتون شدم.

اوه، این حرفا چیه! نوشیدنی میل دارید؟ نه.

می‌مونید یه چیزی بخورید؟

نه، نه، خوبم، ممنون.

ببینید، من داشتم فکر می‌کردم، امم...

می‌تونم با فیلیس تنها حرف بزنم؟

فقط برای چند دقیقه.

بله، بله، حتماً. من...

موضوع چیه، جیمی؟

پسر شما، بن.

و لول ناین.

ببخشید، من واقعاً نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنید. امم...؟

یه کلوب شبانه تو گلاسکو بود که مال آرتور مک‌کال بود

و بن اون شب اونجا بود که دختری به اسم کلی پترسون مورد حمله قرار گرفت.

واقعاً، این کی بود؟ ده سال پیش. آها!

بن متهم به تجاوز شد. کلوین ساروار ماست‌مالیش کرد.

و مایکل تامپسون شاهد بود.

به همین دلیله که داریم در موردش حرف می‌زنیم.

حالا، چیزی در مورد مرگ مایکل تامپسون هست که به من نمی‌گید؟

کاملاً هیچی.

می‌دونید

همیشه فکر می‌کردم مایکل تامپسون کشته شد

تا آرتور مک‌کال رو محافظت کنه.

حالا دیگه مطمئن نیستم.

حالا فکر می‌کنم کلوین ساروار باعث مرگش شد

تا از رابطه خودش با شما محافظت کنه.

می‌دونید، آدم‌هایی مثل ساروار، اونا بی‌دلیل کاری نمی‌کنن.

فکر کردم در ازای نجات بن، چیزی در عوضش می‌خواست.

می‌گید من با ساروار پیمان بستم؟

چی؟ برای محافظت از بن؟

ممکنه.

حق با شماست.

یه اتهامی مطرح شد، اما، امم...

بن نیازی به محافظت نداشت.

اون اظهاراتش رو پس گرفت چون دروغ می‌گفت.

و می‌دونست هیچ‌کس حرفش رو باور نمی‌کنه.

فیلیس

من گزارش پزشکی رو دیدم.

باور کن، یه نفر حرفش رو باور می‌کرد.

حالا، دوباره ازت می‌پرسم

ساروار چیزی در عوضش می‌خواست؟

نه.

می‌دونید، فیلیس، من قراره درخواست دسترسی به تک‌تک پرونده‌ها رو بدم

که سر میز شما اومد و ساروار نمایندگیشون رو به عهده داشت.

و ببینم حتی یه ردی از یه معامله هست یا نه.

پیداش می‌کنم.

متاسفم.

می‌خوام هر پرونده‌ای رو که می‌تونید پیدا کنید که مربوط به

کلوین ساروار و فیلیس برنان باشه، چک کنید.

دنبال نشانه‌های تبانی می‌گردید.

باشه.

و بعد می‌خوام با کارآگاه بوید تو گلاسکو تماس بگیرید.

و بهش بگید که ما به حکم بازرسی نیاز داریم

برای خونه کلوین ساروار و دفترش، هر چه سریع‌تر.

و بهش بگید دنبال نشانه‌های بی‌نظمی مالی می‌گردیم.

پول‌شویی و حساب‌سازی.

باز کردن گره اینا ممکنه ماه‌ها طول بکشه.

بله، پس، بهتره شروع کنیم.

صدای در زدن

بیا تو.

شکار امروز رو شناسایی کردیم. ادی کِر.

شریک شناخته شده مک‌کال. به نظر میاد آرتور ما به دردسر افتاده.

این چیزیه که کلوین ساروار می‌خواد ما فکر کنیم.

بیلی، می‌تونی منو با پرواز بعدی بفرستی گلاسکو؟ آره.

دارم فکر می‌کنم باید از بن برنان شکایت کنم.

فکر نمی‌کنی باید این کارو بکنم؟

نه، نه، این... این اون نیست. این

فقط آسون نخواهد بود.

مخصوصاً برای کسی با گذشته‌ای مثل من؟

خیلی وقت پیش بود، کلی.

دادستانی هیچ مدرک پزشکی قانونی‌ای نخواهد داشت.

حرف تو در برابر حرف اونه.

و اینکه پرونده رو رها کردی، کمکی نمی‌کنه.

برای من که زمان زیادی ازش نگذشته.

هر روز بهش فکر می‌کنم.

نمی‌گم که نباید این کار رو بکنی، فقط می‌گم...

باید آماده باشی.

من باورت دارم.

ولی دادگاه ممکنه نداشته باشه.

اهمیت نمی‌دم.

باعث شد احساس بی‌ارزشی کنم.

انگاری مهم نبودم.

خب، از این احساس خسته شدم.

مثل یک قربانی.

شکایت می‌کنم.

در این صورت، هر کمکی از دستم بربیاد، انجام می‌دم.

این یه قوله.

باید باهاش حرف بزنم.

گروهبان مک‌اینتاش توسط یکی از مردان مک‌کال مورد تجاوز قرار گرفته.

این راهشونه که سعی کنن ما رو بترسونن.

و فکر کردم باید اینو بدونی.

فهمیدم.

بلا چطوره؟

من، اِ... به کرگ گفتم که حواسم به مادربزرگش هست.

الان خیلی بهتره. از دیدنت خوشحال می‌شه.

برات یه هدیه ساختم، بلا! می‌خوای ببینیش؟

این یه گردنبند کاکالوریه.

«خیلی خوب شد که لی‌آن رو اینطور پذیرفتی.» خوشت میاد؟

«حالش چطوره؟»

داره جا می‌افته.

«کاملاً اندازه‌شه.»

تو خوابیدن مشکل داره.

کابوس می‌بینه.

فکر کنم داره خواب روزی رو می‌بینه که بهش شلیک شد.

چیزی درباره‌ی اتفاقی که افتاده بهت گفته؟

چیز جدیدی یادش اومده؟

نه. هیچی.

فقط فریاد می‌زنه، همین. و صبح هم خوب به نظر می‌رسه.

اولین گل‌های مینای سال!

کالوین، الان یه تماس داشتم.

پلیس همین الان داره خونه‌ت رو می‌گرده.

دقیقاً دنبال چی هستن؟

ظاهراً دنبال شواهد مادی‌ای هستن که احتمالاً به تحقیقات جنایی کمک می‌کنه.

چه تحقیقاتی؟

مربوط به تخلفات مالیه.

ولی، اِ... همینقدر رو فقط می‌گن. باشه.

می‌شه بری اونجا؟ حواست بهشون باشه.

خب، دختره یه اظهارنامه دیگه داده.

این بخشی از تحقیقات در مورد آرتور مک‌کاله.

البته، از هر چیزی که بتونن برای سرنگون کردنش استفاده می‌کنن، فقط من...

نگرانم که تو هم درگیرش بشی. بعد از این همه مدت؟

رونا واقعاً عصبانیه، اون...

فکر می‌کنه باید اجازه می‌دادم اتفاقات مسیر خودشون رو طی کنن.

ولی من کار درست رو انجام دادم، می‌دونم که انجام دادم.

من... من واقعاً کار درست رو انجام دادم، مگه نه، بن؟

اوه، البته. (می‌خندد)

فقط...

فقط اینکه دختره خیلی بد آسیب دیده بود.

از این موضوع خبر داشتی؟ چرا اینو از من می‌پرسی؟

چون اگه این به دادگاه بره، باید آماده باشیم.

«مرکز بحران تجاوز، بفرمایید؟»

«عجله نکن. هیچ فشاری برای حرف زدن نیست.»

«ما همچنان باهاتیم.»

تقریباً هیچی از اون شب یادم نمیاد.

نمی‌دونی چطور زخمی شد؟

خب، تو بهش آسیب زدی؟

اِ... شاید، اِ...

شای... شاید الان که خودم دختر دارم، جور دیگه‌ای رفتار کنم.

منظورم اینه که وقتی آدم... وقتی پدر و مادر می‌شه، مسائل رو جور دیگه‌ای می‌بینه، مگه نه؟

وقتی پدر و مادر می‌شی؟

«جور دیگه رفتار کنم»؟! جور دیگه رفتار کنم؟ منظورت چیه؟

منظورت چیه، بن؟

اوه خدای من. باید بهم بگی چی شده.

ما مست بودیم! اون... اون گفت که می‌خواد خوش بگذرونه.

اوضاع از کنترل خارج شد.

حس نمی‌کردم کار اشتباهی می‌کنم، من... بهش تجاوز کردی؟

شاید گرفتمش، شاید یه کم خشن بودم... این چیزی نیست که پرسیدم.

می‌دونی، سعی کردم یادم بیاد اون شب چی شد.

سال‌هاست که سعی کردم!

یعنی، شاید یه بخشی از وجودم نمی‌خواد، ها؟

باید حقیقت رو بهم می‌گفتی.

خب، دو تا گوشی موبایل تو خونه ساروار پیدا کردیم.

هر دو بدون سیم‌کارت.

تمام فایل‌های روی کامپیوترهاش رمزگذاری شده‌ن.

و به نظر میاد که تمام تراکنش‌هاش رو از طریق...

مرورگرهای پیازی انجام داده، بنابراین نمی‌تونیم ردیابیشون کنیم.

اساساً، خیلی خوب رد پاهاشو پاک کرده.

خبر خوبی هست؟

پزشکی قانونی فکر می‌کنه می‌تونه فایل‌ها رو کنار هم بذاره، ولی این ممکنه هفته‌ها، اگه نگیم ماه‌ها طول بکشه.

پس در یک کلام، نه. پرز!

می‌خوام اظهارنامه بدم.

هر وقت آماده بودی.

وقتی بن اون شب از لِوِل نُه زنگ زد...

حالش خیلی بد بود. بهم گفت چی شده.

که دختره ادعاهای دروغین تجاوز می‌کنه.

گفت که با وکیل آرتور مک‌کال بود.

کالوین ساروار، و اینکه اون پیشنهاد کمک داده بود.

پس من تلفنی باهاش صحبت کردم و...

اون گفت که بن بی‌گناهه ولی دختره خیلی قانع‌کننده بود.

فکر می‌کرد می‌خواد باج بگیره، چون می‌دونست من کی هستم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left