The first 200 lines.
IMDb-DL تيــــم ترجـــمه با افـتـخـار تــقـديم ميـکـند
تا حالا شده يه روز از خواب بيدار شي و متوجه بشي هيچ چيز تو زندگيت
اون جور که فکر ميکردي پيش نميره ؟
نه
حتي يه بار ؟ - نه . حتي يه بار -
من از همون اول ميدونستم که زندگي سرتاسرش مزخرفه
خداي من - خدا ؟ -
خدا که کاري به اين کارا نداره
* به "مانيل" خوش آمدين ! * پايتخت فليپين از اقامت ـتون لذت ببرين
ميخواي برقصيم ؟
من امروز صبح با همين حال بيدار شدم بيدار شدم و فهميدم که
اون کسي که فکر ميکردم نبودم يا اون کسي نبودم که قرار بود باشم
حتي نزديکش هم نبودم
و تا امروز متوجه ـش نشده بودم
حداقل الان ميدوني
من ديگه کاري به تو ندارم ، فهميدي ؟
آره ، صداتو بيار پايين
! ديگه نميتونم خفه خون بگيرم
اشکالي نداره اگه بعد از امشب ديگه همديگه رو نبينيم ؟
! ولم کن
! نه
حالت خوبه ؟ - آره ، خوبم ، فکر کنم -
خوبه - يه نوشيدني برام ميگيري ؟ -
بفرمائيد رفقا
اسم من "بِت" ـه چيزي احتياج داشتين خبرم کنيد
خب ، اون يارو کي بود که ... ؟ - آدم مهمي نبود -
لااقل ، هيچکس براي يه مدت طولاني واسه آدم ارزش نداره ، مگه نه ؟
ميخواي برقصي ؟ من ... رقصيدنم زياد خوب نيست
اون بيرون که خوب ميجُنبيدي
آخه لازم بود
بگير
قبلا ازت "آلما" خواسته بودم که بهت بگه هر روز بياي اينجا
از الان به بعد درب کليسا به روت بازه
واسه اومدن به اينجا که مشکلي نداري ؟
نه ، نه . ندارم پدر ازتون ممنونم
من وضعيت شما رو همونطور که خواسته بودين بين خودمون نگه داشتم
آلما" وقتي فهميد هر روز به اينجا مياي واقعا تعجب کرد"
خداوند پناهگاه و قوت قلب ماهاست
درحال حاضر برام مث يه اميد در زمان گرفتاري هاست
آيه 46. يکي از آيات مورد علاقه ي منه
خب الان در چه حالي ؟
من ... من ترسيدم ، پدر
بنده ها هميشه نزد خدا گله و شکايت ميکنن
و اونه که بايد ياري ـت کنه
من به قدرت خدا ايمان دارم باور کنيد
ايمان دارم
فقط ديگه نميدونم چطور خودمو جمع و جور کنم
بله ؟ - ديکن" هستم" -
خيلي وقته که نديدمت ، دوست من
من تو شهرم و احتياج به کمک دارم
من بدون هيچ سوالي در خدمتم
... خودت که ميدوني. ولي - ولي چي ؟ -
هيچي . کجايي ؟
"هتل "درخت طلايي اتاق 803
ميتوني با يه خط بدون شنود حرف بزني ؟
نميدونم
پس صبر کن تا خودمو برسونم اونجا
صبر کن - چيه ؟ -
ميتوني يکم واسم مورفين بياري ؟
آممم ... آره ، آره -
" معامله با شما لذت بخش بود "
! ديکن" ! منم"
چطوري ، مرد ؟ - خيلي وقته که نديدمت -
از ديدنت خوشحالم ، دوست من - اون ديگه کيه -
اون "ناردو" ـه. دست راست منه
چي شده ؟
خداي من ، کليه ـته ؟ - به احتمال زياد ، آره -
اونا پول و دارو هم گذاشتن هوشمندانه ـست
اينجوري ميتونن ادعا کنن که کليه ـتو بهشون فروختي
آره. "فرانکي" و "جوليوس" کجان ؟
"اونا رفتن. خيلي سال گذشته ، "ديکن
پس فقط خودتون دو نفر هستين ؟
آره - عاليه -
منتظر کسي بودي ؟ - نه -
! ولم کن - ولش کن ، برادرمه -
"ديکن" - برو خونه ، بعدا بهت زنگ ميزنم -
چي ؟ زده به سرت ؟
جورج" ، چرا گوش نميدي؟" ما با هم يه قراري داشتيم ، فقط ... فقط برو
قرار ؟ - آره قرار -
پس فردا موقع ـشه
نميشه که همينجوري يهويي زمانشو عقب بندازي
خيلي خب ، اينجا چه خبره خواهشا بهم بگو
جورج" ، برو خونه ، بعدا بهت زنگ ميزنم"
چه خبر شده ؟ - خيلي خب ، ببين -
خدايا ، نه ، نه
ميدونستم يه همچين اتفاقي ميوفته
هرکاري که تو درگيرش ميشي يه اشتباهي توش پيش مياد
برو ، فقط برو - هميشه همينطور بوده ، هميشه همينطور بوده -
! چيکار ميکني ؟ هان ؟ من هيچ جا نميرم - برو خونه -
! برو خونه ! بــرو - ديکن" ؟" -
بذار همين الان ببرمت پيش يه دکتر
الان وقتش نيست فقط بايد از اينجا بريم
برام مورفين آوردي ؟
آره ، آره ، آوردم ، ايناهاش - عاليه ، ممنون -
حدس ميزنم يه زن اينجا بوده ، درسته ؟
آره ، يه زن بود
بريتانيايي يا شايدم ايرلندي بود لهجه داشت با موهاش مشکي
من نوارهاي امنيتي هتل رو چک ميکنم
چجوري باهاش آشنا شدي ؟ - تو خيابون -
بعدش منو برد به يه کلوب
کدوم کلوب ؟ "دارلينگز" ؟
کاباره" ؟ "وُرتکس" ؟" - "همون "وُرتکس -
اسلحه داري ؟ - "ديگه نه ، "ديکن -
من اين روزا بايد خيلي مراقب باشم
پليس محلي ديگه رُفقام نيستن
اينجور چيزا همه جاي دنيا اتفاق ميوفته
شايد بهتر باشه بيخيالش بشي
خواهش ميکنم ، بيخيالش شو
اون کليه من بوده منم ميخوام برگرده سر جاش
بسيار خب
ميرم يکم تحقيق ميکنم بعدش باهات تماس ميگيرم
ناردو" طبقه پايين منتظرته" - باشه -
هي ، پسر ، مراقب باش و هُويتت رو مخفي نگه دار
بگير
بفرمائيد رفقا
اسم من "بِت" ـه چيزي احتياج داشتين خبرم کنيد
اين مشکل منه خودتو بکش کنار
فقط مشکل تو نيست
جورج" ، تو يه معلمي" - يه پروفسورم -
فکر کردي چيکار ميتوني بکني ؟
هر کاري که مجبور باشم
کلا چند ساعت وقت داريم ؟ - شايد 10 ساعت -
وگرنه به يکي ديگه پيوندش ميزنن
پس بايد عجله کنيم
زبون فيليپيني ـت چطوره ؟
اينجا بهش ميگن تاگالوگ از تو خيلي بهتره
ناسلامتي من اينجا زندگي ميکنم
هرکاري ميکني بکن فقط تو دست و پاي من نباش
ديکن" ، کتاب مقدس ديگه واسه چيه ؟" - واسه الهام گرفتن -
الان تازه وسط روز ـه
چجوري انقدر انرژي دارن ؟
جاهايي مثل اينجا هميشه نصف شب فعالن
پارتيا هيچوقت تمومي ندارن
سلام رفيق. اسمت "بت" ـه ، درسته ؟
منو يادته ؟
خيلي خب ، اون ميگه
" نوشيدني چي ميل دارين ؟ "
اوه بيخيال اون بلده انگليسي حرف بزنه
"تو منو ميشناسي ، "بت - يه لحظه دندون رو جيگر بذار -
با يه دختره به اسم "آنا" بودم درست همينجا
يادته ؟
داره ميگه بلد نيست انگليسي حرف بزنه ، فهميدي ؟
اون انگليسي بلد نيست - اين کتاب مقدس رو ميبيني ؟ -
اگه با همين بزنمت يه کبودي گنده نصيبت ميشه
پس بگو قضيه از چه قراره
و کي منو به اين روز انداخته ؟ - ! "آرنل" -
ديگه وقتشه که بزني به چاک
ميتوني با پاي خودت بري يا اينکه با اُردنگي بندازنت بيرون
انتخاب با خودته - ديدي بلده انگليسي حرف بزنه ؟ -
بهت که گفتم ، نگفتم ؟
کتاب - "بيخيال ، "ديکن -
بده - "ديکن" - بِدش به من -
قبلا بهت هشدار داده بودم
کتاب کبودي هاي عميقي رو بجا ميذاره
خيلي طول ميکشه تا خوب بشه آخرين فرصت
کليه ي من کجاست ؟
من هيچي نميدونم قسم ميخورم
خواهش ميکنم - متاسفم -
! نه - نه ، نه . ميگم ! باشه. اسمش "آنا" ـست -
فاميليش ؟ - "رايلي" ، "آنا رايلي" -
ميدوني کجاست ؟
تو "گراتيس". يه کلوب مبارزه ـست
گفت که ميخواد امشب با "زولتان" بره
زولتان" ديگه کيه ؟ جاکش ـشه ؟" - يه جورايي ... آره -
يه مرد عضله اي ؟ موهاشم بلوند هايلايت کرده ؟
!!! جواب بده - نه. اون يه نفر ديگه ـست -
همونيه که اومد اينجا و دستمزد ـمو داد "دريک"
من شنيدم که "آنا" به "دريک" زنگ زد حالا ميتونم برم ؟
اون کلوب مبارزه کجاست ؟ همون "گراتيس" ؟
نميدونم - کجاست ؟ -
يه کلوب زيرزميني ـه
اونا هر هفته جاشو تغيير ميدن
کافيه از احالي بپرسي راست ميگم
اگه دروغ گفته باشي قسم ميخورم که برميگردم
اونوقته که اون روي سگمو ميبيني
بگو ببينم اينکا واقعا لازم بود ؟
"بخاطر کتاب مقدس کُلي خون ريخته شده ، "جورج
با يه ذره ديگه خون که آسمون به زمين نمياد
! "ديکن" ؟ "ديکن"
"ديکن"
! صبر کن ، "ديکن" ، صبرکن
چيزي نيست ، چيزي نيست
! اون يه دوسته ! تو در اماني
من چطوري اومدم اينجا ؟
برادرت آوردت اينجا
چقدر بيهوش بودم ؟ - خيلي وقت نيست -
جورج" ، اينجا بيمارستان ـه ؟" - آره ، ميدونم ، ميدونم -
جاي ديگه اي رو بلد نبودم ، خب ؟
اونا اينجا دکتر دارن اونم متخصص کليه ـست
هيچکس خبر نداره که اينجايي
حتي تو ليست بيمارا هم نيستي
کونگ" همه چيو رديف کرده ، فهميدي ؟"
برادرت آدم لجباز و يه دنده ايه
ميدوني ، لجباز واسه يه دقيقه ـشه
کجا با "ديکن" آشنا شدي ؟ - تو کار -
اولش مقابل همديگه بوديم
ولي بعدا اومديم تو يه جبهه
منظورت ارتشه يا چيز ديگه ؟
انگار خبر نداري برادرت واسه گذروندن زندگيش چيکار ميکنه
ما به هم نزديک نيستيم
No comments yet. Be the first to leave one.