The first 200 lines.
.از حفاظ بیشهزار, عبور شوالیهها را نگاه کرد
...او دریافت که آنها در خدمت یک ندای برتر هستند
.ندایی پرالتهاب که او درون خود احساس کرد
...او از مادرش اجازه خواست تا به دربار شاه آرتور
.برای درخواست نشان شوالیه برود
"مادرش مدتها بود که نگران آمدن چنین لحظهای بود. "سیلور
با این حال, مادرش دعای خیر خود را بدرقه راه او کرد .تا او آرزویش را دنبال کند
,اما به او هشدار داد .او ماورای تصورش مورد آزمایش قرار خواهد گرفت
.محرومیت, آشنایی با درد و غم
.شاید, هرگز شوالیه نشود
.پرسیوال به دربار شاه آرتور سفر کرد
.آنجا, او با زخمزبان و تمسخر مواجه شد
,چون او نه نجیبزاده بود .ونه مهارتهای جنگی داشت
.در خفا, او سبکهای شوالیهگری را مطالعه کرد
...وضعیت اسفبار او چشم "سر لنسلات" را گرفت
.کسیکه شروع به تربیت او کرد
,طی امتحان سخت پرسیوال ...شوالیه سرخ
,تجسمی از تاریکی .قصد نابودی جام را کرد
.او شوالیههای شاه آرتور را یکی پس از دیگری از بین برد
...در نهایت, نوبت به پرسیوال نحیف رسید
.که با شوالیه سرخ رودررو شود
.و "سیلور", پرسیوال هیچ ترسی نداشت
!بلند شو, سیلور
.سالهای محنت به او رنج بردن را آموخته بود
.او جسماً, ذهناً و روحاً آماده بود
.زندگی یا مرگ او , ارزشش را در نبرد ثابت میکرد
.پرسیوال با مسرت قلبی بجلو رفت
:این چیزی بود که او میخواست .تا ابزاری در دست صلح باشد
.تا بتواند در خدمت انسان و خدا جانبازی کند
!با راست برو جلو, بچه
!بگیرش. بگیرش
.ازش دور شو - .ولش کن, ولش کن -
!بزار کمی خون ببینیم
!روی بدنش کار کن
!بکشش, سیلور
.یالا, ولش کن - .بزار کمی خون ببینیم -
!تو برندهای, بچه! ناک اوتش کن
.اینجا باید پرتش کنی, بجنب - !جدا شو, پسر. جدا شو -
.تکی نزن. تکی نزن! مشت دوبل بزن
یک مبارزه دیگه, پس نه؟
.دوباره دنبال دعوا گشتن
.دوباره دنبال دعوا گشتن
.تو آدم نادانی هستی
.مهم نیست, مادر - .نه, مهمه -
.من آسیب نمیبینم - .آره, میبینی. سن تو بالاست -
.توی وضعیت جسمی خوبی هستم - .نه, هنوز پیری -
جای یکی دوتا مبارزه در من هستش, درسته, ماما؟
.نه, تو تموم شده و شکستهای
.من هرگز "ناکداون" نشدم
.ببین, برای همین تو شکستهای
.آدم باید بدونه کی زمین بیوفته. تو نمیدونی
.تو هرگز نمیدونستی
.من نباید هرگز بهت میگفتم
چی رو میگفتی؟
.که میخوام برم ایرلند قبل از مرگ
.تو نگفتی, من گفتم
.تو چقدر دروغگویی
.بهرحال, جایزۀ بازنده اونو پوشش میده
.میبینم که نظرت به بالاست
.پدر برنان" میخواد باهات صحبت کنه"
."درمورد چی؟ و نگو درمورد "خدا
.درمورد چیزی که قراره رخ بده
.من نمیترسم
.تو باید با آمرزش الهی از این دنیا بری, ماما
تو هنوز ایمان داری, نه؟
.آره, دارم
چطور میتونی بعد از کاری که اون با تو کرد؟
.فقط یک عفریت جان آدم بیگناه رو میگیره
.اگه خدایی باشه, اون عفریته
.نماینده شیطان و چیزهای شریر
...من از یک عفریت طلب آمرزش نمیکنم
.نه یک عفریت میتونه آمرزش بده
میشه با پدر برنان صحبت کنی؟
.شاید. اگه عباش رو دربیاره و صلیبش رو بکنه اونجاش
.شاید
.خوبه, ماما
.ازش میپرسم, ببینم چی میگه - خوبه -
آیا رفتی "آلبرایت" رو ببینی؟ او اونجا باهات خواهد بود؟
.اون نمیتونه اونجا باشه - چرا نه؟ -
.اون در "سیف هوپ" مشغوله
.که اینطور - .مرد خوبیه -
.اگه مرد خوبی بود, تو رو از این مبارزه منصرف میکرد
.هیچ کسی منو از این مبارزه منصرف نمیکنه, ماما
!بکوبش, سیلور - !بازی مال توئه -
!همش تویی, سیلور. یالا
.از "جَب" هات استفاده کن, مرد. از جب استفاده کن
.یالا, مرد. یالا! یالا
.هرکس به گوشه خودش, بچهها, بزنید بریم
.کارت تمومه - آره -
.هی, بچه, بیا اینجا. یالا, بشین
!سیلور! سیلور
.خیلی خوب, یالا, بشین .تمام روز وقت نداری. یالا
!سیلور! سیلور! سیلور
.اگه میخوای 10 راند دوام بیاری, باید بمن گوش کنی
.تو دست راستتو میندازی پایین, اینجوری
.سرتو روی شانهاش بزار
نمیتونی اونجوری بکنی؟ - آره -
وقتشه که این پیرمرد رو بزنی زمین. همین الان, میشنوی؟
بله, قربان - .مسخرهبازی کافیه -
.این مزخرفات کافیه. تو جوون هستی و سریع, مرد
کارش رو تموم کن تا بتونیم بریم خونه, خب؟
.بزار یه نگاهی بندازم, سیلور اون چشمت چطوره؟
.خوبه, دکتر. خوبه - مطمئنی؟ -
آره - .خیلی خوب -
.اگه پارگی بازتر بشه, مبارزه رو متوقف میکنم
.من بهترین تلاشمو میکنم, دکتر - .بهترین تلاشتو بکن -
.اوه, عالیه
.هی, "کینگ" خوبه .تو اون پیرمرد رو اونجا چک کن
.اون زیاد خوب نیست - ."برو کنار, "کابی -
.وضعت از سیلور بهتره - .من خوبم -
.فکر نمیکردم طاقت مشت داشته باشی
من طاقت مشت رو دارم - .تو داری اثبات میکنی, بچه -
تو بایست نزدیک بشی تا بتونی آسیب برسونی, باشه؟
.تمرکز کن
.من میخوام اونو داشته باشم
.تو نمیدونی معنیش چیه
.آره, میدونم
.نه, نمیدونی - یعنی کار -
یعنی پول
.من میتونم پول بسازم - چطور؟ -
.خب, میتونم بوکسبازی کنم
.و بعضی کارهای مانکنی هم دارم
.ما خیلی جوون هستیم
خیلی جوون واسه چی؟ - .برای داشتن بچه -
.من میخوام بقیه زندگی رو با تو سپری کنم
.نه, تو نمیخوای - .آره, میخوام -
.نه, نمیخوای - .میخوام باهات ازدواج کنم -
.میخوام همین الان باهات ازدواج کنم .امروز صبح
.و از تو و بچهمون مواظبت میکنم
.من بهت قول میدم
.ما یک خونواده داریم
.من هیچوقت قبل از این نداشتم
.من هم نداشتم
.بیا بچه دار بشیم
باشه
باشه
باشه
...ولی, کینگ
.من میخوام در کنار زندگی چیزایه دیگه هم به این بچه بدم
چی؟
.میخوام چیزی بدم که بتونه افتخار کنه
با جب اونو دور نگه دار. دورش برقص, ها؟
اون آدم هوکهای خطرناکی داره, میدونی؟
دست نگهدار. تو نمیتونی با چسبیدن به اون مبارزه رو ببری, باشه؟
.پس بزار برنده بشیم .تو نمیتونی پابپای قدرت این بچه بیای
.تو نمیتونی پابپای اون مبارزه کنی .و تو نمیتونی پابپای اون پیش بری
ولی تو وزن بیشتری داری و میتونی بهتر فکر کنی. میخوای برنده بشی؟
آره - .تو سنگینتر هستی, بخواب روش -
.سرتو بسمت راست اون نگهدار .اجازه بده جسارت پیدا کنه. بمن گوش کن
هی. هی. چیکار میکنی؟
مشکلت چیه؟ میخوای برنده بشی؟
.سرتو روی شانه راست نگهدار ...وقتی ریتم رو پیدا کردی
مقدمه رو بچین, میخواد که بیوفته, تمومش کن, باشه؟
کابی
و این چیه دارم درمورد کینگ میشنوم؟
.من به این بچه یک شانس دیگه میدم
.کینگ دردسرسازه - .نه, نه, اون الان خودشو پاک کرده -
.این بچه استعداد داره. استعداد واقعی - .آره, اون همیشه استعداد داشت -
...من خیلی پول خرجش کردم
.باید مال این حرفا باشی تا از استعداد استفاده کنی
.آره, خب, اون داره بچه دار میشه - .یک مصیبت در شرف اتفاقه -
.اون با یک دختر خوب جوون ازدواج کرد
.اون مبارز من بود قبل از اینکه تو اونو از من دزدیدی
.من اونو ندزدیم. هی, ببین
این شب مبارزه در "لایون هد" نزدیکه؟
آره - .میخوام کینگ رو وارد یک مبارزه کنی -
.شاید بعنوان مبارزه دستگرمی - .نه, نه, نه, مبارزه اصلی -
.چی؟ ببین, کینگ مال مبارزه اصلی نیست - .آره, هست -
.جایزه رو من میزارم, مرد ده هزار دلار
ده راند
تو فکر میکنی مغزش درست کار میکنه؟
آره. آره, آره, آره
.خیلی خوب, منم یک تیکهشو برمیدارم
.نه, نه, نه. اون از تو خوشش نمیاد
.من 50 درصدشو برمیدارم - .اون واسه فروش نیست -
.هی, ببین, میدونی اون مبارز من بود قبل از اینکه تو برداری
من اونو ندزدیم. هی, میدونی چرا همه مبارزهات تورو ترک میکنن, مرد؟
.چون تو اونارو از من میدزدی - آره -
.همان دلیلی که زنت تورو ترک کرد .همان دلیلی که من ترکت کردم
.فقط یه چیزی از اون بچه بمن بده
هی, ببین
...تو چیزی واسه کینگ ردیف کن
کسیکه اون بچه بتونه از پسش بربیاد, ها؟
,چیزی بیشتر از یک جسد ولی کسی باشه که اون بتونه شکستش بده, ها؟
.میخوام محلی باشه
.نمیخوام هزینه آوردن کسی به اینجا رو متقبل بشم
چارلی سیمز" چطوره؟"
.نه, اون توی زندانه واسه سرقت مسلحانه
تدی بیگ فوت"؟"
.تدی بیگ فوت؟ تدی بیگ فوت, مرد, اون خیلی بزرگه
.مرد, اون 350 پونده الان
بیگ فوت, آره - آره -
هی
سیلور اوکانر" چطوره؟"
سیلور؟ - آره -
اون هنوز مبارزه میکنه؟
.نه, ولی ممکنه زیاد مهم نباشه
.منظورم, اگه بتونیم راضیش کنیم یک مبارزه دیگه بکنه
.مردم اونو دوستش داشتن - .آره, اون خیلی محبوب بود -
.همه میخواستن بدونن که آیا اون ناکداون میشه
No comments yet. Be the first to leave one.