The first 155 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
نبرد در آسمان ها بزاق تبدیل بدن پوتیهُوا (بودیساتوا)
قسمت 74
در طول نبرد با دروازه ده هزار عقرب،
بدن شیائو یان با خال سمی شیطانی برخورد کرد
و جان او را به خطر انداخت
شایو یی شان با استفاده از بدن زهرآلود خود، سم را در بدن شیائو یان به اجبار سرکوب کرد
با این حال، اگر این سم ظرف دو سال خنثی نشود،
دیگر امیدی برای بهبودی وجود نخواهد داشت
شیائو یان هدف خود را از آمدن فراموش نکرد
و اعتراف از فرستاده تالار ارواح گرفت
ولی او هنوز مکان یائو لائو و پدرش را به دست نیاورد
برای از بین بردن کامل خال سمی شیطانی،
شیائو یان تصمیم گرفت یک بار دیگر به آکادمی جیا نان بازگردد
تا از یک تمرینکننده دو زون (مبارز ستایشگر) کمک بگیرد
ورودی دره قبلا توسط ما مسدود شده
امروز،
هیچ کدومتون به فرار فکر نخواهید کرد!
دوتا دو وانگ؟(مبارز پادشاه)
ارشد وو،
اگه الان تسلیم بشی،
میتونم تضمین کنم
به دانش آموزان جیا نان آسیبی نرسه
چطوره؟
فکر کردی بچه سه ساله ام؟
دوتا موش که فقط دارن قائم میشن،
جرات نمیکنند با من مبارزه کنن
شما فقط ابروی دره شعله شیطان رو می برید!
وو هائو!
لازم نیست مارو تحریک کنی
میدونم میخوای واسه اون نفری که فرار کردن وقت بخری
ولی اشتباه پیشبینی کردی!
یه دا دو شی (استاد اعظم) مصدوم خسته
و تنها، با شمشیری که بار اضافه اس
می خواد نخبه های دره شیطان منو شکست بده؟
بعد از اینکه کار تموم شد واسه ارشد چهارم
این چندتا دختر خوشگل
تقدیمش میکنیم!
همگی گوش بدید!
بله!
دنبال بیاین
تا دخلشون بیاریم!
از سربازا بخواه
اول برن شمیشر خون معروف رو خسته کنن
جلوشون بگیرید!
چشم!
شیائو یان
چرا واسه رفتن به شهر امپراتور سیاه
مجبوریم از همچنین مسیر انحرافی بزرگی بریم؟
اونا در حال حاضر دارن یه حراج بزرگ راه میندازن
به ندرت با حراجی در مقیاس بزرگ روبرو میشی
میریم یه نگاهی بندازیم
شاید بتونیم سرنخ هایی که نیاز داریم رو پیدا کنیم
پس—
پس چرا نمیتونیم پرواز کنیم؟
از اونجایی که ما تازه کار هستیم
باید مثل تازه کارا رفتار کنیم
چرا با تازه کاریم!؟
اگه پرواز کرده بودیم،
خیلی وقت پیش میرسیدیم!
دختر کوچولو،
پیاده روی هم نوعی تهذیبه
تمام روز به پرواز فکر نکن
اون مواد دارویی رو که پیدا کردم بهم پس بده!
پس بده
اینها بهترین شکل تهذیب واسه منه!
چه خبره؟
جلوتر، افرادی هستن که دارن توی این مسیر میدوند
انگار واسه جونشون میدوند
بهتره سراغ دردسرهای غیرضرری نریم
بریم
مشکلی نیست
ما راه خودمون میریم
شما یه مشت گروه عوضی دره شعله شیطان هستید
رئیس مدرسه شما رو ول نمیکنه
وای نه،
خیلی ترسیدم
هرچند این جوجه خیلی خوشگله
بد نیست
رئیس مدرسه؟
شما از آکادمی جیا نان هستید؟
بچه،
اگه از جونت سیر نشدی،
زود با بقیه دوستان بزن به چاک!
من یه مربی آکادمی جیا نان، «مای دی» هستم
این شاگرد من، مو لینگ هست
اگه اینطوره،
شماها باید همراه من بیاین
بچه،
وقتی بهت فرصت دادیم نباید رد میکردی
آماده بشید!
به هیچکی رحم نکنید!
زی یان،
دخلشون بیار
تو فقط بلدی بهم دستور بدی
بچه
جرات داری منو تحقیر کنی؟
قربان،
همشون دا دو شی (استاد اعظم) هستند
واسه این دختر کوچولو—
یه مشت دا دو شی (استاد اعظم) پایین رتبه
جرات دارن جلوی ما رو بگیرن؟
این—
قدرت این خانم جوان
واقعاً اینقدر قدرتمنده؟
حساب اون یارو هم برس
این دفعه،
تو باید علف روح خون رو بهم پس بدی
تو—
جلو نیا
من—
من—
من یکی از اعضای دره شعله شیطان هستم!
تو—!
از قربان برای نجات مون بسیار سپاسگزارم
کجنکاوم بدونم نام شما چیست؟
مربی مای دی، نیازی به مودب بودن نیست
فقط صدام کن شیائو یان
حالا که حرفش شد ما از یه خانواده ایم
بهم نگید که
شما هم از آکادمی جیا نان هستید؟
شیائو یان؟
این اسم خیلی اشناست
تو—
تو اون شیائو یان از آکادمی داخلی هستید؟
کسی که کارا تموم کرد من بودم!
آه—
ممنونم
ارشد وو هائو، شیائو یو و بقیه—
لطفا یه بار دیگه به ما کمک کنید
و مربی ها و شاگردان اکادمی رو نجات بدید
شیائو یو،
وو هائو؟
چه اتفاقی واسشون افتاده؟
جلوشون بگیرید!
حتی یه نفر هم نباید—
تقریباً نزدیک ورودی دره هستیم
خوب نیست!
احتیاط کنید!
یه مشت آشغال!
بریم آماده بشیم
اگه اجازه بدیم فرار کنن،
هر دومون به دردسر بزرگی خواهیم افتاد!
شماها..
باید بمیرید!
همینطور که از آقای همه چی شو به خطر میندازه انتظار میرفت
ما اونو خیلی خسته کردیم
ولی هنوز جون داره
هه
مهم نیست چقدر قوی باشه،
اون واسه مدت طولانی نمیتونه تحمل کنه
نمی تونم بیشتر از این نگه شون دارم
فرصت خوبیه
نزدیک من بمونید!
همانطور که از لقب «شمشیر خون» انتظار میره
No comments yet. Be the first to leave one.