Release info

Resident Alien S02E11 All HDTV x264
Resident Alien S02E11 480p HDTV x264
Resident Alien S02E11 720p HDTV x264
A Commentary by Faarshad
★ ► Farshad.B - (Amirali Tehrani) من فقط تنظیم کردم ترجمه از هادر و صـاحب 43:44

Tags

other
Published on: 2022-09-17
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...

‫کشتمش.

‫چه‌جوری با خودم کنار بیام؟

‫هیچ‌کس دیگه‌ای از ‫قرار ملاقات ما خبر نداشت.

‫مردان سیاه‌‌پوش دکتر ایثن رو بردن.

‫فکر می‌کردم این باعث می‌شه ‫قیافه‌‌ت عوض بشه.

‫به محض اینکه بفهمن انسانه...

‫می‌‌فهمن که آدم‌‌فضایی ‫هنوز تو پیشنس‌ـه.

‫بچه‌فضایی هنوز برنگشته.

‫باید پیداش کنم تا بتونم...

‫بقیۀ پیام جالوت رو ببینم.

‫آدم‌فضایی!

‫توپ تنها چیزیه که...

‫می‌تونست جونت رو نجات بده.

‫حتماً جاسوس داریم.

‫تبریک می‌گم، ‫حالا دیگه با هم یه طرف ماجراییم.

‫- همبرگر. ‫- اوه، مرسی.

‫درمورد جاسوس‌‌مون چی پیدا کردی؟

‫هنوز هیچی.

‫خب، بهتره پیداش کنی...

‫چون هر کی که هست ‫اون توپ رو می‌خواد...

‫و خیلی راحت و خوشحال ‫هر دومون رو به‌‌خاطرش می‌‌کشه.

‫باید کمکم کنی. ‫من نباید این‌‌جا باشم.

‫به من دست نزن.

‫یه اتفاقی داره می‌افته.

‫من آدم‌‌فضایی نیستم.

‫آدم‌‌فضایی‌‌ها منو دزدیده بودن.

‫می‌دونن که نباید به نگهبان‌‌ها دست بزنن.

‫چیزی نیست.

‫بازم بگرد.

‫یادته.

‫قرار نبوده یادت باشه.

‫تو هم یکی از اونایی.

‫اگه می‌خوای زنده بمونی...

‫یادت نره که مال مائی.

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫«کاری از بهادر و صاحب» ‫«Bahador_Sub & @SAHEB@»

‫- سلام. ‫- سلام.

‫شنیدی جرارد چی شده؟

‫وای، آره.

‫واقعاً ناراحت شدم. ‫خیلی مرد خوبی بود.

‫از دفعۀ آخری که اومد...

‫این شال ترمه رو این‌‌جا گذاشته.

‫باشه. آدرس خواهرزاده‌‌اش رو داریم...

‫پس می‌تونیم شالش رو به...

‫نه. به‌‌هیچ‌‌وجه.

‫باشه. می‌‌ذارم گردنم سردش بشه.

‫ولی اگه آنفولانزا بگیرم تقصیر توئه.

‫دارم می‌‌گیرم.

‫شاید فردا نیام سر کار.

‫من که بدم نمیاد.

‫- شنیدی چی گفتم، آستا؟ ‫- هوم.

‫گفتم: «من که بدم نمیاد.»

‫اگه نیاد سر کار.

‫خنده‌دار بود.

‫آره.

‫جرارد هاندمر دیشب فوت شد.

‫گواهی فوتش رو میزته.

‫باید امضاش کنی.

‫خیلی مریضی داشت...

‫و دهانش بوی جنازه می‌داد...

‫ولی جا خوردم.

‫اصلاً هم جا نخوردم...

‫چون خودم دیشب کشتمش.

‫از جرارد بدم نمی‌‌اومد.

‫از من خوشش می‌‌اومد ‫و گفت می‌تونم بعد مردنش...

‫شیرهای یخچالش رو بردارم واسه خودم.

‫یکی از کلاه‌‌هاش رو هم برداشتم.

‫می‌‌خوام برم دنبال بچه‌‌فضایی بگردم...

‫اگه بخوای می‌‌تونی بیای.

‫می‌تونیم از اون چوب‌‌شورها که...

‫دوست داری هم بگیریم.

‫نه، ممنون.

‫چرا نگام نمی‌کنه؟

‫از دست چوب‌‌شورها عصبانی‌‌ای...

‫یا از دست من؟

‫من خوبم.

‫به‌‌‌‌نظر که خوب نمیاد.

‫دلم برای آستای شاد و خندون تنگ شده.

‫مدت زیادی خندون نموند.

‫قهوه می‌‌خوای؟

‫عزیزم، نمی‌تونم کافئین بخورم.

‫باردارم.

‫یه چای گیاهی می‌خورم.

‫خوش به حال من.

‫هی، واسه گروه موسیقی مدرسه ثبت‌‌نام کردم.

‫واقعاً؟

‫نمی‌‌دونستم به ساز زدن علاقه داری.

‫عالیه، رفیق.

‫آره، درام می‌‌زنم.

‫فروشگاه موسیقی ‫فردا درام‌‌هام رو میاره این‌‌جا.

‫باید بهشون زنگ بزنین ‫که پول ساز رو بدین.

‫عزیزم، فکر نمی‌‌کنم بشه.

‫آره، رفیق، برات درام نمی‌خریم.

‫نمی‌شه همچین سروصدایی ‫تو خونه داشته باشیم.

‫- چرا نمی‌‌شه؟ ‫- خب، چون قراره...

‫که یه...

‫قراره که چی داشته باشم؟

‫قراره که یکی بیاد بهت سر بزنه...

‫عموزاده فرنک میاد.

‫و فرنک از صداهای بلند خوشش نمیاد.

‫فکر می‌کردم عموزاده فرنک...

‫توی اون حادثۀ قایق‌‌رانی ‫در نانتاکت فوت کرد.

‫آره، درسته.

‫ولی تو ساحل پیداش کردن...

‫با خوردن ماهی و نارگیل زنده مونده بود.

‫می‌دونی، می‌‌گن معجزه بوده.

‫نانتاکت نارگیل داره؟

‫اینم قسمتی از معجزه بوده.

‫باورم نمی‌‌شه عموزاده فرانک زنده‌‌ست!

‫برم براش نامه بنویسم.

‫- عزیزم؟ ‫- جان؟

‫می‌دونی که وقتی اوایل بارداریه...

‫نباید به کسی چیزی بگی.

‫اینو نمی‌‌‌‌دونستم.

‫- به‌‌نظرم می‌‌دونستی. ‫- خب، به‌‌‌‌نظر که آشنا میاد.

‫فکر می‌‌کردم اون عموزاده‌ت، اندرو بود که...

‫که تو قایق مرد.

‫عموزاده اندرو دو ماه قبل ‫شام پیش‌‌مون بود.

‫خب، تو زیادی عموزاده داری.

‫نمی‌دونم چرا آستا ‫باهام حرف نمی‌‌زنه.

‫شاید حسودیش می‌‌شه...

‫چون من الان می‌تونم ‫احساساتم رو کنترل کنم.

‫عنکبوت‌‌های احمق.

‫اه!

‫بعضی‌‌وقتا انسان‌‌ها ‫وقتی ناراحت‌ان ساکت می‌شن.

‫ولی آستا نباید ناراحت بشه‌.

‫حتی هنوز راجع‌‌به ‫اون نژاد بیگانه‌‌های شروری که...

‫روی زمین مخفی شدن چیزی بهش نگفتم.

‫باید این بچه رو پیدا کنم...

‫تا بتونم بقیۀ پیام جالوت رو ببینم.

‫پاهای مردم نژاد من سه تا انگشت داره...

‫که ردیابی این بیگانه رو آسون می‌‌کنه...

‫مگه اینکه...

‫مگه اینکه اون نوزاد ‫به شکل انسان شده باشه...

‫و به دلیل نامعلومی ‫کفش سایز کوچیک پاش کرده باشه.

‫این موجود یه انسان دورگه‌ست.

‫باید مادرزادی این دانش رو داشته باشه که...

‫چه‌‌جوری این‌‌جا روی زمین زندگی کنه...

‫که یعنی این نوزاد دورگه ‫باید خیلی باهوش باشه.

‫این یه گله.

‫بچه داره پی‌پی می‌‌کنه.

‫نه! خواهش می‌‌کنم دیگه‌ ‫تو شلوارت دستشویی نکن.

‫دیگه تحمل بوی این‌‌جا رو ندارم.

‫تمام شیشه‌‌های عطرم رو این تو خالی کردم.

‫عطرهام... دیگه خالی شدن. ‫هیچی‌شون نمونده، خب؟

‫پس می‌شه بری بیرون پشت یه درخت؟

‫پی‌پی تموم شد.

‫همین‌جوری اون‌‌جا نشسته بوده و ‫منتظر من بوده.

‫خدای من، طفلکی جی.

‫آره، واقعاً ناجور بود.

‫تو خیابون اومد سراغم.

‫خیلی ناراحت بود ‫و حقم داره که باشه.

‫تولدش رو از دست دادم.

‫درمورد جی مدام ‫همه‌چی رو خراب می‌کنم.

‫آدم خیلی مزخرفی‌ام.

‫- خب، نه. ‫- آدم مزخرفی نیستی.

‫خیلی هم محشری.

‫دوست‌داشتنی و مهربون و باملاحظه‌ای.

‫فقط حواست پرت شده بود ‫چون مجبور شدی یه آدم رو بکشی...

‫و جسدش رو دفن کنی.

‫که واقعاً هم ناجور بود.

‫هی، تو حالت خوبه؟

‫آره، خوبم.

‫واقعاً؟

‫خب... عالی نیستم.

‫من و الیوت سکس داشتیم.

‫چی...

‫اوه، وای، خدا. ‫بد بود؟

‫نه.

‫نه... خیلی هم خوب بود.

‫خیلی...

‫اونایی که سربه‌زیرترن کاردرست‌ترن.

‫آهان.

‫به‌گمونم انگار همون داستان همیشه‌‌ست...

‫بازم یه مرد رو قاتی مشکلاتم می‌‌کنم.

‫ولی این دفعه...

‫مشکل فقط این نیست که ‫تو غذاخوری بخوابم.

‫مخفی کردن جنازه‌‌ست.

‫خب، اون رو قاتی هیچی نمی‌‌کنی.

‫خودش تو رو خواسته.

‫می‌دونم، ولی من مثل یکی ‫از اون ساختمون‌‌های مصادره شده‌ام...

‫که جلوی ورودیش علامتی که نوشته باشه...

‫«امن نیست» نداره.

‫از مواد سرطان‌زا تو ساختش استفاده شده.

‫و می‌دونی... درجا و فوری آدم رو نمی‌‌کشه...

‫ولی عمر آدم رو کوتاه‌‌تر می‌‌کنه.

‫همین بلا سر الیوت میاد.

‫متأسفم.

‫واقعاً فکر می‌کردم حال‌و‌‌احوالت روبه‌‌راهه.

‫وقتی مشکلات فقط به خودم مربوط بود، ‫راحت‌‌تر بود، می‌دونی که؟

‫و حالا...

‫رابطه‌‌ام با الیوت داره جدی می‌‌شه، نمی‌دونم.

‫- آره. ‫- دیگه باید برم باشگاه.

‫متأسفم، دارس.

‫هی، آدم بدی بود، درسته؟

‫حقش بود.

‫- آره. ‫- آره.

‫هی، اگه هری رو دیدی، ‫بهش بگو پول یه پای رو بهم نداده.

‫دیشب یادش رفت حساب کنه.

Gabriel Dropout (ガヴリールドロップアウト) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Gabriel Dropout (ガヴリールドロップアウト)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left