Parenthood

Parenthood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Parenthood 2010 S05E15 Just Like Home 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 15 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 7
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اون مصاحبه رو چطور گرفتی؟

کارل، همونی که دیشب دیدیش

سلام، هنک

واسه همین فکر کردم میشه کارو با هم انجام بدیم؟

دقیقاً مثل قبلنا.

فقط با این تفاوت که من رئیسم.

دوست‌دخترت به پدر و مادرش نگفته که به تافتس برنگشته؟

دو هفته گذشته. تا کی می‌خواد اینجا بمونه؟

اگه فروش این خونه برات مهمه، پس من حاضرم این کارو بکنم.

چون بودن تو این خونه بدون تو اصلاً جواب نمیده.

من دارم از اینجا میرم، جولیا.

نه، نمیتونی این کارو بکنی. ما یه خانواده‌ایم.

میدونم. نمیتونی بری.

ممن. باشه، اون کوله‌ها رو جمع کنین. بابا هر لحظه ممکنه برسه، و...

اینا رو براتون گرفتم. آبی برای ویکتور. باحاله.

و قرمز برای سیدنی.

شیکه. چرا اینقدر سنگینه؟

چون هر چیزی رو که فکر می‌کردم ممکنه لازم داشته باشین، توش گذاشتم.

برای آخر هفته بزرگتون با بابا.

پس ما باید اینا رو کل روز اینور و اونور ببریم؟ ما که خودمون کوله داریم.

نه، اینا برای باباست. اون قراره ببرشون آپارتمانش.

بعد از اینکه شما رو مدرسه پیاده کرد. پس...

فقط یه کیفه. چه مشکلیه؟

ممنون. وای خدا.

هی! بابا!

اینم از مرد من. هی رفیق. کمکی با این میخوای؟

نه، خوبم. سلام بابا.

من جلو میشینم!

نه، جلو نمیشینی!

با خواهرت میری عقب میشینی.

امن‌تره.

همیناست؟

آره. آه. باشه.

خب، امم...

آخر هفته خوبی داشته باشی.

آره. تو هم همینطور. باشه.

خداحافظ بچه‌ها. یکشنبه میبینمتون!

خداحافظ. خداحافظ!

خب، کی گرسنشه؟

من گرسنمه. حدس زدم.

هی. اوه، سلام.

چطورین؟ امم، زیک اینجاست یا کامیل؟

هردوشون بیرونن. اونا پدر و مادر منن. اوه!

باشه. من مشاور املاکشونم، کارن هستم. من فقط اینا رو پیش شما میذارم.

اینا همون مقایسه‌هایی هستن که اونا می‌خواستن ببینن قبل از اینکه رسماً خونه رو لیست کنیم.

لیست کنیم؟

این خونه رو؟

این خونه رو لیست کنیم؟ آره.

این خونه، آره. برای فروش؟

اوهوم. برای فروش! به امید کلی پیشنهاد!

اووه، ببخشید. باید اینو جواب بدم.

باشه. ممنون، ببخشید.

خواهش می‌کنم.

وای، مگه میشد کلاس اولت از خوابگاهت دورتر باشه؟

آره خب، مجبور نبودی بیای.

میدونی، دیگه راه این کلاسو بلدم.

فقط دارم میگم خیلی بزرگتر از تافتسه.

آره، و هواش هم بهتره، اینو مطمئنم.

اوم، خب من بعد این یه آزمایشگاه دارم.

آره. نجوم، میدونم.

اوه، خب چیکار می‌خوای بکنی؟

احتمالاً میرم مرکز دانشجویی. یه قهوه‌ای چیزی می‌گیرم.

می‌خوای چیزی برات بگیرم؟

نه، ممنون. باشه، اوکی.

خب، همینجا میبینمت!

اوم، آره. حتماً. باشه.

اینجاییم! خب، شماها یه اتاق مشترک دارین.

اما براتون تخت دوطبقه گرفتم!

باید ببینیدشون. مثل یه قلعه‌ن. بفرمایید.

اون صدای وزوز چیه؟

صدای آسانسور میاد.

آره. ولی از تو اتاق خواب نمیشنویدش. بفرمایید.

خب، اینجا سالن نشیمنه. آشپزخونه اونجاست.

ناهارخوری هم اینجاست.

این صفحه تلویزیون، جدی می‌گم، فیلمای سه‌بعدی پخش میکنه. باحاله.

و درست همین پایین، دوست قدیمی و قابل اعتمادمونو داریم.

اکس‌باکس دارین؟

اکس‌باکس داریم. ماهواره داریم.

تقریباً هرچی که تو خونه داشتیم... امم، تو اون خونه... رو اینجا هم داریم.

ببینیدش. چند تا بازی دارم که میتونیم این آخر هفته امتحانشون کنیم!

باحاله.

سید. اینم همون رینبو لومی که تو خونه داری.

فکر کردم میتونیم، میدونی، این آخر هفته حسابی دستبند رنگین‌کمونی درست کنیم.

من دیگه با اون بازی نمیکنم. من ده سالمه الان.

بازی نمیکنی؟

باشه. خب، شاید مجبور باشیم بریم اسباب‌بازی‌فروشی.

و چیزی پیدا کنیم که باهاش بازی میکنی.

هی، یه چیز دیگه هم هست.

از این پنجره. یه نگاه کوچیک بندازید.

استخر داره؟

بله استخر داره. آره!

پس میتونیم بریم شنا؟

آره، احتمالاً میتونیم یه شنای سریع قبل شام بکنیم.

هان؟ ولی ما مایوهامونو نیاوردیم.

خب، خوشبختانه بابا براتون مایو خرید و گذاشته رو تختتون.

برین، برین، برین! دومین در سمت چپ.

امم. باورم نمیشه همینجوری سوار ماشین شدیم و رانندگی کردیم تا مندوسینو.

ما چه دیوونه‌هایی هستیم! ما خیلی جسوریم!

عجب کاری کردیم! میدونم! دیوونه‌وار، دیوونه‌وار.

باز باید از کی بابت این سفر تشکر کنیم؟

بیل و سو، اونا کارت هدیه رو بهمون دادن.

لسینگ‌ها! واقعاً. خوبه، نه؟

آره می‌دونم. ولی خیلی عجیبه.

مردم بهت کادو میدن چون سرطان داشتی.

عجیبه. آه. ولی خوبه.

ولی آرامش‌بخشه. داری ریلکس می‌کنی؟

آره. آره؟

باید یه زنگ سریع بزنم. باشه؟

زود برمی‌گردم.

به کی؟ یه چیز کاریه.

فقط باید از سرم بیرونش کنم.

باشه.

اوه! وای خدا! اون هوای سرد کوهستان!

الو؟

هی جولز. من برادر بزرگتم.

تو که از آخر هفته اسپا ات بهم زنگ نمی‌زنی

تو مندوسینو؟

گوش کن. فقط باید زنگ می‌زدم یه حالی ازت بپرسم.

نگرانت بودم. حالت چطوره؟

من... من خوبم.

مطمئنی؟

آدام، خیلی ممنون ولی من خوبم.

نگران من نباش، باشه؟

واقعاً. من یه برنامه کامل دارم.

من قبلاً رفتم تارگت خریدامو کردم.

فریزر رو تمیز کردم.

تو انباری چیزایی که تاریخ انقضاشون گذشته بود رو دور ریختم.

و الان می‌خوام بشینم پشت سر هم سریال ببینم.

سریال "نارنجی، سیاه جدید است". خلاصه...

باشه، خب، به نظر میاد مفید بوده، فکر کنم.

آره، خب...

تو فقط حواست به این باشه که به کریستینا خوش بگذره.

و بهم بگو اون مایوی پیرمردی‌تو نپوشیدی.

اینا شورت‌های شنای منه!

پس فرض می‌کنم که آره.

من این شورت‌های شنا رو از قدیم دارم. من شورت‌های شنای خودمو دوست دارم!

شورت‌های شنای منو مسخره نکن.

باشه. الان قطع می‌کنم. بای.

باشه، دوستت دارم.

عزیزم!

خیلی سرده!

ترسویی!

آه! چی؟

خیلی عجیبه.

فقط می‌خوام چشماتو ببندی، باشه؟

باشه.

فقط چشماتو ببند. نمی‌خوام به هیچی فکر کنی.

تو خوبی، همه چیز خوبه، باشه؟

باشه، می‌تونی بازشون کنی.

ها! داری مایوتو درمیاری؟

وقت خداحافظیه، باشه؟ عاشقشم!

بعضی از اینا خیلی خوبن.

بعضی از اینا خیلی خوبن؟ چه تعریف و تمجیدی!

باشه. اینا نه. غیر قابل استفاده.

اینا غیر قابل استفاده نیستن. غیر قابل استفاده‌ان.

چی میگی؟ نه تو...

اونا مورد علاقه‌های منن!

ماشین غذای تاکو تو پس‌زمینه خرابش می‌کنه.

خرابش نمی‌کنه.

ماشین تاکو نکته اصلی بود. من گذاشتمش اونجا.

شاید بتونیم برش داریم.

برش ندار.

چشمتو از موج‌سوارها و تخته‌های موج‌سواری دور می‌کنه. و این...

این یه عکاسی برای "ورزش موج‌سواری"ئه. نه؟ پس...

باشه. پس، من میگم اونا رو خط بزن.

باشه. روش یه کم فکر کن، باشه؟

فردا دوباره بهشون نگاه کنی؟

لازم نیست روش فکر کنم. من قبلاً می‌دونم که اونا نیستن...

اون بخشی از کل دیدگاه من بود. اونا مورد علاقه‌های منن.

آره، خب، نباید باشن، منظورم اینه که...

وقتی میگم دیدگاه، نخند.

حالا، بعضی از اونا خوبن. گفتم، بعضی از اونا خوبن.

باید برم. ممنون. کجا میری؟

با همین زندگی می‌کنم. تا سه سال دیگه هم راجع بهش حرف می‌زنم.

چی شده؟ قرار مهم داری؟

چی؟ رژ لبم زدی؟

آره.

دارم میرم شام بخورم ولی... یه قرار مهم نیست.

دارم با کارل میرم شام بخورم.

پس داره جدی میشه؟

با کارل؟ نه.

آره، خوبه.

چرا چرا؟ منظورت چیه؟ نه. نمی‌تونم.

اون همسایه است. دارم باهاش میرم شام بخورم.

با رژ لبم؟ تو غذا می‌خوری...

من قبلاً هم رژ لب زدم. من مرتباً می‌زنم.

باید با نی بخوری، نه؟ چون...

لیوان لبی میشه؟

این قشنگ نیست. یاسیه؟

یاسی نیست. باید برم.

آره. خوش بگذره.

باشه، ممنون.

باشه. ولی رنگ خوبیه.

خوب میشه وقتی روی گوشت گوساله پارمزان باشه، یا هرچیزی.

هی.

هی، درو.

خب، آره. بعداً.

پس، اون دیگه اینجا زندگی می‌کنه؟

کی؟

به نظرت کی؟ اِیمی. آه، اِیمی.

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left