The Big Man

The Big Man

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

crossing the line 1990 tubi upscaled 1080p webrip ddp 2 0 10bit h 265-ivy
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian The Big Man 1990 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2025-12-05
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

یه کم خاکی شدی اونجا، پانجو!

پیست عالیه، نه؟ نظرت چیه؟

آره، یه زمین بازی بچگونه قشنگیه. قمقمه رو بده من.

یالا، یالا، یالا، یالا، یالا.

گوش کن، رفیق، اینجا مسابقه میدن! آره.

تو همیشه اهل همکاری بودی، رفیق.

چه اشکالی داره؟

امنه.

بی خیال شو!

ببین، سعی کن عقب نمونی، باشه، پانجو؟

فقط گمشو از اینجا، ها؟

اون بیرون خیلی هم بد نیست، نه؟

یه آبجو می‌خوام، رفیق.

می‌دونی... ببین، می‌تونیم تمام روز اینجا بشینیم و وراجی کنیم،

ولی من تشنمه، باشه؟

هی، منم دوستت دارم.

ببین، رفیق، ترجیح نمیدی باشی،

با یه زن زیبا، می‌دونی، یه بدن نرم و لطیف و انعطاف‌پذیر،

یه آبجو تو دستت داشته باشی تا اینکه تو یه گود پر از احمق بشینی.

نه!

نمی‌خوام فردا تو اون کارخونه پدرم دربیاد، رفیق.

کلافه‌کننده‌ست، ولی باید برم خونه.

باشه، رفیق. تا اونجا باهات میام.

به هر حال اینجا دارم وقت تلف می‌کنم.

می‌تونی اون بیرون یه مسابقه ببری. چی؟

می‌تونی اون بیرون یه مسابقه ببری.

اِلی، لطفا یه آبجو به من بده.

ممنون.

بله؟

سلام، جاش؟

بله. شما کی هستید؟

بله، ری هستم.

ری، این حرفا همیشه تکراریه.

می‌دونم، ری. همیشه یه دلیلی هست.

صبر کن. ری: جک.

جک؟ هارولد، بگو.

تازه با اتحادیه تلفنی صحبت کردم.

یه لیست از خواسته‌هاشون رو بهم دادن.

امیدوارم نشسته باشی، قراره از این خبر خوشت نیاد.

کاپینسکی داره همین سمتی میاد.

بهتره اول از خودش بشنویم و...

و بعد بهت زنگ می‌زنم و نتیجه رو بهت میگم، باشه؟

گوش کن، ری، امم،

گوش میدی؟ آره، گوش میدم.

سفارش رو لغو کن. منظورت چیه، سفارش رو لغو می‌کنی؟

چرا؟ چون من به اندازه کافی خودم مشکل دارم

بدون اینکه بخوام با تو معامله کنم.

ولی، جک، در مورد...

هی، بیا بشینیم و مثل دوستا مذاکره کنیم.

اینم گزارش‌هات، نمی‌خوام بشینم. پسرم تو بیمارستانه.

زک؟ جاش.

چی شده؟ اون با پسر تو و اون موتورهای لعنتی بود.

اون تو کماست. واقعا؟

جاش تو بیمارستانه، داره می‌میره چون دنبال پسر تو رفت.

ول کن.

می‌دونی من چی میگم. ریکی از کنترل خارج شده.

حالا داره آدم می‌کشه! می‌خوای چیکار کنی؟

من با تو دعوا نمی‌کنم.

بذار ببینم ریکی چی میگه، بعدا حرف می‌زنیم.

چرا نمیری خونه؟ پیش پسرت باش.

بابا؟

بابا، چرا اینقدر زود اومدی خونه؟

آخ!

بارها بهت گفتم، خیلی واضح و مشخص،

که با کاپینسکی‌ها وقت نگذرونی، هیچ وقت.

مخصوصا جاش! باشه، داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

من دارم در مورد دردسر حرف می‌زنم.

همین الان با بیمارستان چک کردم، اون تو کماست.

صبر کن، بابا، من... من... خفه شو، باشه؟

یعنی، ممکنه زنده نمونه

و اگه زنده بمونه، ممکنه آسیب دائمی ببینه.

سعی کردم گندی رو که مادرت تو زندگیت به بار آورد درست کنم.

گندی که مادرم... یه لحظه صبر کن، گندی که تو به بار آوردی، بابا!

بشین و خفه شو. نه، یه لحظه صبر کن!

ببین، بابا، من...

ببین، هر اتفاقی افتاده باشه،

تقصیر من نبود.

این دیگه اهمیتی نداره.

همه فکر می‌کنن تقصیر تو بود.

می‌دونی این چه بلایی سر من میاره؟

می‌دونی این برای موقعیت مذاکره من با اتحادیه یعنی چی؟

می‌دونی؟

لعنت به اتحادیه‌ات، رفیق! لعنت به شرکت لعنتی‌ات!

از این خونه بیرون نمیری. اون مادرم رو کشت، حالا داره منو می‌کشه!

قرار نیست کسی رو ببینی. گور باباش!

و قرار نیست با کسی حرف بزنی. اوه، آره؟

اگه از اون در بری بیرون، دیگه برنگرد.

هی، به پسر یه جایزه بده. مبارکت باشه.

خیلی جدیه.

اون تو مراقبت‌های ویژه است.

هیچ کس اجازه ملاقات باهاش رو نداره.

دکتر فیش با کادر اتاق عمل.

دکتر فیش با کادر اتاق عمل.

دکتر روبی، لطفا با ایستگاه پرستاری بخش دو تماس بگیرین.

دکتر روبی، لطفا با ایستگاه پرستاری بخش دو غربی تماس بگیرین.

تکنسین رادیولوژی به اتاق پنج.

روز خوبی داشته باشید.

هی، ریکی، خیلی خوب به نظر نمیای، رفیق!

آره، خب، حال و روز خوبی ندارم، زینگ.

آره. دوباره افتادی تو دردسر، نه؟

اوضاع فقط داره روی هم تلنبار میشه، می‌فهمی چی میگم؟

آره، می‌فهمم چی میگی.

کاری از دستم برمیاد؟

خب، یه جای خواب لازم دارم،

می‌دونی، فقط واسه دو سه شب تا بتونم یه جا پیدا کنم.

داری از خونه میری، هان؟

آره، همینطور که پیداست.

آره. خب، دو شب، نه بیشتر.

میتونی عقب بخوابی، باشه؟ دو شب؟

آره. باشه. مشکلی ندارم،

شاید حتی بهش احتیاجی هم نداشته باشم.

آره، خب، اگه نیاز پیدا کردی، دو شب، باشه؟

باشه. فقط یادت باشه، اینجا رستورانه، نه متل.

باشه. کلید؟ آره کلید.

خدایا، زینگ، حداقل می‌تونستی این چیزا رو قبل از اینکه بسوزونی بشوری.

هی، هی، هی!

داری با جونت بازی می‌کنی، پسر!

باشه، باشه. نه، هی، تو بهترین آشپز کل رستورانی، مرد!

من تنها آشپزم، احمق!

یالا، بازی خوبی بود، هان؟

گوش کن، فکر کنم اون حاضره که...

می‌دونی. که چی؟

باهاش بخوابه. کی؟

من! نه، منظورم اینه که اون کیه، مرد؟

لورا لی!

من یه سری کاندوم لازم دارم.

خب، برو بخر، مرد.

نمی‌تونم. چرا نه؟

خجالت می‌کشم، باشه؟

میشه برام بخری؟

اوه، خدایا!

اینقدر پول لازم نداری، باشه؟

یه لطفی بکن و بازی رو تموم کن.

فردی،

لطفاً یه میلک‌شیک دیگه برام می‌خری؟

اوه!

خوب کاری کردی.

متاسفم، حالت... حالت خوبه؟

آره. آره، مطمئنم. نه، مطمئنی خودت حالت خوبه؟

اینجا کار می‌کنی؟

پدرم صاحب اینجاست.

اوه، خدای من، نمی‌دونستم اَل بزرگ بچه داره...

منظورم دختره.

وقتی نه سالم بود پدر و مادرم از هم جدا شدن.

من با مادرم تو شیکاگو زندگی می‌کنم. فقط برای دید و بازدید اینجا هستم.

مگان!

تو اینجا چی کار می‌کنی؟

آه، داشتم دنبال جایی می‌گشتم که آشغالامو بندازم

و مغازه تو اولین جایی بود که به فکرم رسید.

خب، اینجا ازت استقبال نمی‌کنیم.

ببین، مرد، موتورم یه قطعه لازم داره. ببین.

دیگه از این گنده‌گویی‌های مغرورانه تو خسته شدم! پدرت...

پدر منو قاطی این ماجرا نکن!

پدرت باید وقتی به دنیا اومده بودی ستون فقراتتو می‌شکست!

بابا!

تنهام بذار! نه، بابا، نکن!

بس کن، بابا!

اوه، خدای من، بابا، حالت خوبه؟

بابا؟

به پلیس زنگ بزن.

اوه، لعنتی!

هی، ریک، یالا!

کاندوم‌های شما، آقا.

داری چی کار می‌کنی، فردی، کلکسیون جمع می‌کنی؟

آخه باهاشون چی کار می‌تونست بکنه؟

تو چی می‌دونی لعنتی؟

هی، خفه شید، شماها. یه لحظه راحتم بذارید، باشه؟

لازم نبود این کارو بکنی، ریک.

نه، فکر نکنم، مرد. متاسفم.

ممنون، هر چند. هی، هر کاری برای یه رفیق.

آره، به همه رفیقایی که می‌تونی گیر بیاری احتیاج پیدا می‌کنی.

اوه؟

دیشب چی شد؟

منظورت چیه؟

منظورم اینه که جاش تو کما بیمارستانه. آره، می‌دونم.

تو باهاش بودی؟

آره.

اوه، لعنتی. زک داره پشت سرت حرف می‌زنه

که برادر کوچیکشو تو دردسر انداختی.

اون همه چیزو تقصیر تو می‌ندازه.

آره، خب، من کاری نکردم، مرد.

آره، خب، زک میگه...

هی. ترسو. هی، مرد.

یالا، زک، می‌دونم اون برادرته.

اون دوست منه، مرد، من...

ببین، فکر نمی‌کنی من برام مهمه که چه بلایی سرش میاد؟

امروز بعد از ظهر رفتم بیمارستان تا ببینمش...

گمشو، مرد!

تو به هیچ کس جز ریکی کیگان اهمیت نمیدی،

پس سعی نکن چاپلوسی کنی چون می‌دونی که قراره لت و پارت کنم.

چطور می‌تونی این حرفو به من بزنی، مرد؟

من باهاش بودم وقتی رفت تو مسیر اشتباه جاده.

یالا، مرد،

هیچ کدوممون واقعاً نمی‌دونیم چی شد.

آره؟ اون می‌دونه،

و منم همینطور.

جاش رو موتور خودش بود. فردی، دخالت نکن، مرد.

اینجوری نبود که ریکی...

داری چی کار می‌کنی؟ ولم کن!

من کاری نکردم، زک، لعنتی!

The Big Man subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left