The first 200 lines.
چرا اينقدر هيجانزدهاي؟ ها؟ - !پدرِ روحاني -
،پس اينجا هستين !«کشيش «سونگ
دارين اين بيرون چکار ميکُنين؟
همه منتظرِ شنيدنِ .نطقِتون هستن
لابد ديدار با جماعتِ جديدِ مؤمنانِتون !شما رو دچارِ استرس کرده؟ درسته، ها؟
اين سگِ ولگرد !ديگه چشه؟
آقايِ «کانگ» فرستادتش؟ .سگِ قوياي بهنظر ميرسه
!بچهها، يه حالي بهش بدين! يالا - .بياين محکم نگهش دارين -
خُب نظرتون چيه؟
شايد ظاهرِ عمارت ،چندان مالي بهنظر نرسه
.ولي همهچيزش روبهراهه
.تمامش به لطفِ شماست
پدرِ روحاني، من تويِ مسير ،با چند نفر از اهاليِ منطقه صحبت کردم
خيليها از بابتِ اينکه مجبورن زمينهاشونو ... بخاطرِ ساختِ سد در اينجا بفروشن
.دچارِ شکنجه و عذابِ روحي شدن
بنابراين بيتاب هستن تا ما هر چه زودتر ... براشون اون کليسايِ بزرگ رو بسازيم
تا همهشون به اونجا .نقلِمکان کُنن
و بههرحال، چرا شما نبايد تويِ عمرتون واسه يه بارم که شده، رئيسِ يه کليسايِ عظيم بشين؟
من فقط يه مردِ ساده هستم .که از ارادهيِ خداوند پيروي ميکُنه
!درسته، همينه
پس به اين مردمانِ خوب و مهربون .ارادهيِ سخاوتمندانهيِ خدا رو نشون بدين
پدرِ روحاني، شما اينجا !در حُکمِ نورِ اميد هستين
مسيحايي که اومده !تا اين روستاييها رو نجات بده
!نورِ اميد! مسيحا !معرکه بهنظر ميرسه
!پروردگارا
توجه : به دليلِ ساختِ سد" ".اين منطقه بهزودي زيرِ آب فرو خواهد رفت
«« جــعـــلــــي »»
"نقطهيِ غرق"
لطفاً شمارهيِ داوطلبيِ" ".آزمونِ خود را وارد نماييد
.به شما تبريک ميگوييم" ".شما در دانشگاه ما پذيرش شدهايد
!بچهها، من قبول شدم - !واي، مبارک باشه -
!ممنونم - !من که بهت گفته بودم قبول ميشي -
خداوندا، ما را به بهشت هدايت فرما ... و بر ما گناهکاران ببخشاي
!مامان! مامان
!مامان، من قبول شدم
!اوه، خدايا شکرت
حالا بايد پولِ شهريه رو پرداخت کُنم .و تويِ «سئول» يه اتاق پيدا کُنم
مامان، دفترچهيِ حسابِ بانکيم کجاست؟
.نميدونم
.انگار گُموگور شده .اينجا نيست
مامان، آخه مگه بهت نگفته بودم بهش دست نزني، آره؟
اين اطراف رو .خوب بگرد
مامان، پدر برگشته خونه؟
کجاست؟ حالا پدر کجاست؟
.اين دستِ منه .بذار ببينيم تو چه ورقهايي داري
،يالا ديگه .ميخوايم يه دورِ ديگه هم بازي کُنيم
!اي گائيدمتون
!اوهوي، داري چکار ميکُني؟
!کونکِش
!آهايِ ديوث - !تمومش کُنيد -
،«مين-چول» دوباره شروع کردي؟
!اي دهنگائيدهها !ميدونم که همهتون سرم کلاه گذاشتين
!خدا لعنتِتون کُنه !الان ميرم پليس خبر ميکُنم، کونيها
،حالا فقط بشينين و تماشا کُنين !پدرسوختهها
!بچهکونيهايِ کونده
!گائيدمتون
!اين ديگه چه آدمِ کيريايه، بابا؟
اصلاً مگه مرض داشتي !که واردِ بازيش کردي؟
!نخير، ترکِ عادت موجبِ مرض است
.اين آدم، آخر و عاقبتِ خوبي نداره .آخرش يه بلايي سرِ خودش مياره
.موافقم
طوري عمل ميکُنم که حتي همين نوشيدني : بهم نگاه کُنه و بگه
!"فکر کردم واقعاً اونطوري هستي"
.اين واسه همهتون !پس ديگه تا فردا فلج شده باشي
،اين مبلغ بايد کافي باشه .پس يه نمايشِ درستحسابي اجرا کُنين
متوجهين؟
شما که خوب ميدونين، ما فقط بخاطرِ .يه لقمه نون اين کارو ميکُنيم
ولي نگران نباشين. طوري عمل ميکُنيم !که انگار بازيگرِ خداداديِ اون نقشها هستيم
!خيلي عاليه !بازيگرِ خداداديِ نقشها
پس ديگه نگران نباشم. من حتي يه ماشينِ شيک هم .برايِ اين قضيه کرايه کردم
... ولي مهمتر از همه
اينه که بايد قيافهيِ يه مديرعاملِ ثروتمند رو .به خودت بگيري
... پس ساعتِ 7 عصرِ فردا اونجا باشيد و - !آهاي -
!پس نوشيدنيِ من چي شد؟
از وقتي بهتون گفتم واسم نوشيدني بيارين !که الان قرنها گذشته
،پفيوزهايِ مستراب !مگه گوشهاتونو عَن گرفته؟
!نوشيدنيِ کيريِ من کجاست؟
جناب، بذاريد مشتريها .نوشيدنيشونو در آرامش صرف کُنن
!اصلاً شما پول دارين؟ !نشونش بدين ببينم
!اي کيرم تو کُست، جنده
مگه من قيافهام به گداها ميخوره؟ !آره، جندهيِ نکبتِ سيفليسي؟
!پول همينجا تويِ مُشتمه، دگور خانم
،پيشِ خودت منو کي فرض کردي !زنيکهيِ تُخميِ زباله؟
!هي يارو !ببينم، ادبت کجا رفته؟
.عزيزم، ولش کُن .نذار اوضاع بدتر از اين بشه
برو واسش .کمي آبجو بيار
پولو ازش بگير و به جُرمِ مزاحمت .پليس خبر کُن
!ظاهراً دنبالِ همينه
.چَشم، خانم رئيس
واي! اين دنيا مثلِ يه آشغالِ کوننشُسته !باهام رفتار ميکُنه! کيرم دهنِ همهتون
خُب ديگه، بريم؟
خانم، توالت همينه؟ - .بله -
!هي، به چي زُل زدي، کُسکش؟
!بيشعور
!اي مادرجنده !همونجا وايسا ببينم
.خونسرد باشين، آقا - !از سرِ راهم برو کنار -
،حسابتو ميرسم !مرتيکهيِ گُهسگ
،آهاي جاکش !مگه صِدامو نشنيدي؟
،ها؟! يالا جوابمو بده !کلهکيري
خيال کردي چون شهري هستي از من بهتري؟
.آقا، خواهش ميکُنم .لزومي نداره خودتونو ناراحت کُنين
تو که همين چند لحظه قبل !باهام عينهو سگ رفتار کردي
اونوقت حالا مثلِ پاچهخوارها !کونمو ميليسي؟
به هر حال، ازتون محترمانه ... معذرت ميخوام و
!احمقِ کيري
!اين واسه درسِ عبرتت بود
.يارو از هوش رفت .بريد ببينيد چش شده
.چَشم، قربان .شبِتون بهخير
!اي مادرتو گائيدم
.آقا، خواهش ميکُنم آروم باشين - !ولم کُن -
!ولم کُن ببينم - .لطفاً به مشتريهامون کاري نداشته باشين -
!اينهم از اين
!همونجا وايسا ببينم
!فرار نکُن - !آقا، خواهش ميکُنم -
!همونجا وايسا ببينم
!چه گُهي خوردي؟
!اوهو، پس کارِ خودتو کردي
!بريم! يالا بريم !زود باشين
!هي، وايسا! وايسا ببينم !وايسا ببينم
!آهاي آقا
!پس شما دارين چه غلطي ميکُنين؟ !برين اون بيناموسو بگيرين
!بهتره بريم تويِ پاسگاه صحبت کُنيم - !برين اون مادرجنده رو بگيرين -
!برين توقيفش کُنين
.بايد همراه ما بيايين !اينقدر دستوپا نزنين ديگه
خُب تعريف کُنين چه اتفاقي افتاد؟
ايشون فقط برايِ جنجال راهانداختن .به رستورانِ من اومده بود و غير از اين قصدي نداشت
حتي نزديک بود بزنه !مغازهمو بهم بريزه
،اوه خانم .يه لحظه صبر کُنين
اين آقا تويِ همون روستايي زندگي ميکُنه .که قراره زيرِ آب بره
... اگه زمينت رو فروختي
خُب برو يه خونهيِ جديد .واسه خودت دستوپا کُن
،بههرحال، ظاهراً اين مورد .يه دعوايِ جزئي بوده
پس بهتر نيست با همديگه کنار بيايين؟ ها؟ باشه؟
اونوقت من چرا بايد !همچين کاري بکُنم؟! ها؟
اين آقا امشب زده !کاروکاسبيِ منو خراب کرده
حالا کي حاضره خسارتِ منو جبران کُنه؟ "چوي کيونگ-سوک»، کلاهبردار، 52 ساله»"
!شما پولمو ميدين؟
!اوناهاش، خودشه !خودش
!چي شد؟
!اين همون بيناموسه
آقا، معلوم هست دارين دربارهيِ چي حرف ميزنين؟
دربارهيِ همون بيناموسي !که در رفت ديگه
!اي بابا عجب گيري کرديم !باز ديگه اين چي ميگه؟
،احمقِ کُسخل !اين همونيه که منو کتک زد
چي؟ اين همون مرديه که شما باهاش دعواتون شد؟
خانم، شما تأييد ميکُنين؟
!چي بگم والا
.خوب نگاهش کُنين ببينين اين آقا درست ميگه؟
!هي جندهخانم، چطور نميتوني فوراً تشخيصش بدي؟ !نکُنه مثلِ خفاش کور شدي؟
!مرتيکه، به کي ميگي جندهخانم؟
!به تو گفتم
!با اون قيافهيِ اکبيريت - !ميشه شما دو نفر تمومش کُنين؟ -
بالاخره ايشون حقيقت رو ميگن يا نه؟
!حقيقتِ کونشو ميگه؟ !اين مردک انگار وجودش از عَن تشکيل شده
در حاليکه اون آقا .يه مردِ متشخص و محترم بود
زنيکه، نکُنه شبکُنت !چشمهاتو هم گائيده؟
لطفاً ميشه شما دو نفر !تمومش کُنين؟
!من رضايتبده نيستم !بندازينش پُشتِ ميلههايِ زندان
اينطوري براش !درسِ عبرتي ميشه
خانم، شما نميتونين !هيمنطوري بذارين برين
!اي گُه تو شانسِ منِ بداقبال !اينم از شانسِ گندِ ما
!عجب عجوزهيِ مشنگيهها
هي کُسخل! اون ننهجنده کلهيِ منو !با يه آجر خُرد کرد و بعد گذاشت فرار کرد
!حالا ميشه آروم بگيرين؟ !اينطوري دارين وضعيتو بدتر ميکُنين
ظاهراً امشبو بايد !مهمانِ ما باشين! باشه؟
... مگه من
!چه کارِ خطايي کردم، مردِ حسابي؟ - .بچهها، ببريدش -
!واي که چه مکافاتي - همين آقا رو ببريم؟ -
.همراهمون بيا - !ولم کُنين، کوندهها -
برين اون کُسننه رو دستگير کُنين !که مردمِ بيگناه رو کتک ميزنه
بهتره امشب آروم بگيري .و دردسر درست نکُني
باشه؟ - !شماها يه مُشت پليسِ چلمنِ فاسد هستين، فقط همين و بس -
بالاخره برگشتي؟
!غذامو بيار ببينم - !همين الساعه -
،تو الان ماههاست که دور از خونه بودي پس چرا نميگيري تويِ منزل بشيني و استراحت کُني؟
... ببينم، تو
دفترچهيِ حسابِ بانکيِ منو تويِ اتاقم نديدي؟
ديشب کجا بودي که برنگشتي منزل؟
،تو که بهش دست نزدي مگه نه؟
.عزيزم، حتماً خستهشه. الان موقعيتِ مناسبي نيست اين سؤالها رو بذار واسه بعداً. باشه؟
آخه چرا جواب نميدي؟ بگو ببينم باهاش چکار کردي؟
!پساندازِ من اون همه پساندازم کجا رفته؟
اون همه پول به چه دردِ تو ميخورد؟
يالا بگو ببينم !باهاش چکار کردي؟
.من تويِ آزمونِ کنکور قبول شدم .«واسه يکي از دانشگاههايِ معتبرِ «سئول
.حالا بايد پولِ شهريه رو بپردازم
،خواهش ميکُنم .خواهش ميکُنم پسش بده
!خواهش ميکُنم
عزيزم، بذار صبحانهشو با آرامش بخوره، باشه؟
خواهش ميکُنم !پسش بده، باشه؟
!پولِ منو پس بده
... اي کيرم تو - !خواهش ميکُنم کاريش نداشته باش -
اي جندهيِ کُسّو، حالا ديگه واسه من !نقشهيِ فرار ميريزي، ها؟
!آره، درسته، جندهخانم !من پولتو به باد دادم
تمامِ اون پولِ فرارتو !خرجش کردم
!مگه جنايت کردم، ها؟
خواهش ميکُنم به بچهيِ عزيزم !کاري نداشته باش
!پولِ منو پس بده !يالا پسش بده
!اي جندهيِ بيتربيت
حالم از اين سوراخموشِ کيري !بهم ميخوره
No comments yet. Be the first to leave one.