The Mentalist

The Mentalist

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Mentalist S02E05 HDTV XviD-2HD
A Commentary by sirvaan

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
Published on: 2019-04-07
Downloads: 79
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سلام

اين چيه ؟

عمارت بکورث ، جويبار ، کاليفرنيا

متشکرم که اومديد ، مامور ليزبن

... راستش

رُک بگم ، من مي خوام چيزايي از شما ياد بگيرم

مشکلي نيست ، جانشين فيشر

شهر کوچيکيه ، ما زياد دردسر نداريم

خب ، شرم آوره

دردسر ، شغل شماست

شما مي توني اينجوري بگي

قرباني ، الن فاستر

چهل و سه ساله ، متاهل ، بدون فرزند

مهندس معماري ، خونه رو چند ماه قبل خريد

ميگفت مي خواد بازسازيش کنه

زنش شب قبل باهاش بوده ؟

نه ، توي شهر بوده اونا يه خونه تو سانفرانسيسکو دارن

يه نفرو فرستادم تا خبرش کنه

کسي ديگه تو خونه باهاش بوده ؟

هيچکي ، تا جاييکه ميتونيم بگيم

نميدونم چي بايد گفت

خونه حسابي بسته شده بود حتي چفت تر از يه طبل

نيم ساعت وقتم گرفته شد تا فقط زنگ خطر رو خاموش کنم

چو ، سيستمِ زنگ خطر چِک کن

يا قرباني اجازه داده يکي بياد داخل يا يه نفر يه راهي پيدا کرده

شرم آوره فاستر به نظر آدم خوبي ميومد

اوه ، دروغ ميگي تو يه ذره هم ازش خوشت نمي‌اومد

چي ؟ من اينو نگفتم - ... چرا گفتي -

تو فکر مي‌کردي اون پولدار ، مغرور و پُرمُدعاست

فضوله . اون عينک‌هاي مهندسي شيک مي‌زد

تو کُشتيش ؟

من کُشتم ؟

نه

نه

اين چه سؤاليِ ؟

اون يه چيزي تو دستشِ

! جين ، با دستکش‌ - باشه -

يه دکمه‌ي برنجي با حرف « ب » ؟

برات معني خاصي داره ، جانشينِ کلانتر ؟

نه

اين يارو مشکلش چيه ؟

جوابش طولانيِ

بريم يه نگاهي داخل بندازيم

باشه ، از اين طرف

نشانه‌هاي روشني از قوانين مبارزه کردن با خودکشي

و براي خودکشي معمولاً پنجره رو قبل از پَريدن باز مي‌کنن

چرا اينقدر آشفته‌ا‌ي فيشر ؟

چي ؟ هيچي راجع به چي حرف ميزني ؟

با ديدن دکمه چشمات گِرد شد

الانم رنگت پريده

چي شده فيشر ؟ چرا اينقدر با خودت درگيري ؟

... خب ، براي من اتفاق افتاده که دکمه

مي تونه نشونه‌ي " بک ورث " باشه

و منم سعي کردم آرامشم رو حفظ کنم ، همش همين - بک ورث کيه ؟ -

والتر بک ورث

مالک اصليِ خونه بود ، سازنده‌ي اينجا

حدود 80 سال قبل مُرد مردم ميگن روحش هنوز اينجاست

از زمانيکه بچه بودم داستان‌هاي زيادي شنيدم

اما هيچکس اونارو باور نميکنه - درسته -

يه نفر از شرکت امنيتيِ زنگ خطر تماس گرفته

... ميگه زنگِ خطر از ديشب 6 ساعت روشن بوده

تا وقتي كه معاون کلانتر امروز صبح خاموشش کرده

هيچ زنگ‌خطر يا وقفه‌اي توي سرويس مشاهده نشده

تا جاييکه ميتونم بگم ... هيچکس داخل يا خارج نشده

بجز قرباني - اما غيرممکنه ، نه ؟ -

شبح وار

من نميگم که کار داوطلبانه بهتر از اينه

اما باعث ميشه آخر روز احساس بهتري داشته باشم

من مي‌بينم مردم بخاطر کاري که کردم لبخند مي‌زنن

يه چيزي هست نمي‌دونم ، يه لذتي توش هست

چند وقته ما مي‌بينيم افراد اينکار لبخند مي‌زنن ؟

پس‌مانده يا ديوانه ، هيچكدوم

پزشکي قانوني بدنِ قرباني رو تحويل گرفته

من ميرم زنش رو بيارم دفتر

ليزبن و جين بالا روي ايوان هستن - باشه ، ممنون -

اون داوطلبِ کار در آشپزخونه‌ي بينوايان شده

جالبه

يه مَرد اونجاست فکر ميکنم گريس ، مي‌دوني

داره باهاش ميريزه روهم

نه يه داوطلب ، يه سر آشپز و اون نبود

نمي‌دونم ... هنوز نه ، شايد ... فکر مي‌کنم

من نمي ... نه

رفيق به يه مشاوره نياز داري

به هر طريقي بوده قاتل رفته داخل خونه

بدون اينکه زنگ خطر به صدا در بياد يا اينکه قطع بشه

پس قاتل از در اصلي داخل نيومده

احتمالاً يه اشکالي تو سيستم پيش اومده بوده

کف و داخلِ ساختمون رو بررسي کنيد

بفهميد چجوري اومدن داخل - باشه -

، گريس تو اعتقادات معنوي داري به روح معتقدي ؟

من معتقدم روح بعد از مرگ باقي مي‌‌مونه

و يه روح آشفته مي‌تونه خودشو معلوم کنه

اوه ، بي‌خيال جداً كه فکر نمي‌کني اينجا روح باشه

نمي‌دونم

اگه يکي ديدي به منم بگو

مركز سي.بي.آي ساکرامنتو -کاليفرنيا

شوهرتون چند وقت در عمارت بک ورث مونده بود ، خانم فاستر؟

هر چند وقت يکبار حدود سه هفته از وقتي ما ممنوع‌الورود شده بوديم

چرا ؟ اونجا تا حدودي فرسوده بود

براي اينکه با خونه حس بگيره ، قبل از اينکه مشغول به کار بشه

... اون گفت تو بايد يه ماه تو خونه باشي

قبل از اينکه راجع به تغيير دادنش فکر کني

... اون خيلي با‌وجدان بود

يا وظيفه شناس بود

اگه بخواي مي‌تونيم يه استراحتي داشته باشيم

نه ، نه ، نه . بياين فقط کارمون زودتر تموم کنيم

خب ، پس شبي که شوهرتون به قتل رسيده بود شما خونه بودين ؟ - بله -

بايد بپرسيم ... کسي با شما بوده که اينو تأييد کنه ؟

نه ، من تنها بودم

الن ، تمام هفته داخل عمارت بود

بين شما و شوهرتون عادي بود که اين همه مدت از هم جدا باشين ؟

وقتي پروژه‌ا‌ي رو شروع ميکرد غير‌عادي نبود

اون غرقِ کار ميشد

کي ممکن بود بخواد به شوهرتون آسيب برسونه ؟

اوه ، مي‌تونم بگم کي ازش عصباني بود

ويکتوريا ابنر

اون کيه ؟ - ... اون يه زن احمقِ که تو شهر زندگي ميکنه -

و اون لباس و قالي مي‌بافه

اون بک ورث رو مال خودش مي‌دونه

اون نوه‌ي مرديِ که اونجا رو ساخت

اون براي خريد خونه از دست شوهرتون عصبانيه ؟

در اول كار كه نه

مشکلات مالياتي با ملک وجود داشت که کم کم سر و کَلَّش پيدا شد

پس ما حدس مي زديم اون خيلي هم خوشحاله که از زير بار ماليات دادن در رفته

اما بعد از يه هفته که ما اونجا رو مسدود کرديم

اون مدعي شد که الن خونه رو ازش دزديده

اون خيلي بد‌ذاته

تا به حال شوهرتون رو تهديد کرده بود ؟

اون تعدادي ايميلِ تا حدي ترسناک فرستاده بود

ببخشيد

ما بايد اون ايميل‌ها رو ببينيم

چي ؟

والتر بک ورث در سال 1928 کُشته شد

با يه زن درگير شده بود ، مي‌دوني چجوري ؟

نه و برام مهم نيست

دقيقاً اونم از پنجره‌اي‌ پَرت شده بود بيرون

که الن فاستر پرت شد بيرون ، به هم ربط دارن ، نه ؟

آره

آره خوب ، همه‌ي چيزي که الان داريم اون زنِ فاستره كه اونجاست ؟

بايد باهاش حرف بزنم

خانم فاستر ؟ پاتريک جين

شوهرتون تو اون عمارت چيز عجيبي نديده بود يا نشنيده بود ؟

چيزاي عجيب ، صداهاي غير طبيعي ، اشباح ؟

حقيقتش الن به يه چيزاي عجيبي اشاره مي‌کرد

چه چيزايي ؟ اوم - حدوداً هفته‌ي آخر -

شب‌ها صداهايي مثل ناله‌کردن مي‌شنيد

مي‌گفت به نظر ميومد اجسام شروع به حرکت مي‌کنن

مي‌دونم يه کمي وحشتناکه ، اما الن زياد نگران نمي‌شد

اون معتاد خونه‌هاي قديمي بود

اين چه ربطي داره به اينكه چجوري مُرده ؟

ويکتوريا ابنر ... سابقه‌ي بازداشت شدن نداره ، اما سه سال قبل

... يه همسايه در حال اجراي حکم دادگاهي

... بر عليه اون بوده يه سري مشاجره بخاطر سگ همسايه

ويکتوريا راجع به اين ، کمي سر سخته

... برو ببين واقعاً بخاطر خريد خونه

توسط فاستر چقدر عصباني بوده ؟

و حتماً راجع به روح هم ازش سؤال کن

راجع به ارواح چيزي نپرس

فکر ميكني من نمي‌دونم داري چيکار مي‌کني ؟

ارواح ، بي ارواح

روح يه ربطي به مرگِ فاستر داشته

نه ، نداشته ، چون ارواح وجود ندارن

اونا از نظر تو وجود ندارن

پس اگه باور داشته باشي كه وجود دارن ، بعد مي بيني که واقعاً وجود دارن

هيچي ؟

تا اينجا هيچ نشونه و اثري روي ساختمون نيست

... نه اثر انگشتي زير پنجره‌ها

هيچ نشونه‌اي از ورودِ با زور نمي‌بينم

شايد يه روح بوده

ارواح يه مرد 200 پوندي رو از پنجره به بيرون پرت نمي‌کنن

ارواح چيکار مي‌کنن ؟

نظري ندارم بيا قسمت‌هاي ديگه رو بگرديم

خب پس مي‌خواي داوطلب کار کردن تو آشپزخونه بموني ؟

اوه ، آره

انتظار دارم دوست‌هاي زيادي پيدا کني

پيدا مي‌کنم

آره ، اين مهمترين چيز داوطلب شدنِ

... تو افراد زيادي مي‌بيني که همشون يه جورايي

مفيد و علاقه مندن ، مثل خودت

درسته ، هِي نگاه کن

چي ؟ قفل روي در به نظر جديده

يه نفر بُريدش

خب اگه اونا هنوز کار روي خونه رو شروع نکرده باشن

تمام دستگاه‌هاي برقي گُم شدن

اونجا چيه ؟

فکر مي‌کني ارواح سيگار مي‌کِشن ؟

رييس يه نفر داخل انبار شده

تمامِ جنس‌ها و ابزارها رو دزديده

شايد اونا داخل خونه هم رفتن

مي‌تونم کمکي کنم ؟

مي‌بينم که مورخ محله هستيد

... آقاي

ريمي ، فيليپ ريمي . بله و شما ؟

دنبال اطلاعاتي از والتر بک ورث مي‌گردم

شما با پليسي ؟

اومدي اينجا بخاطر حادثه‌اي که براي فاستر افتاد

درسته ، اما به کسي چيزي نگو

پاتريک جين

بسيار‌خب آقاي جين اگه بخاطر بک ورث اومدي اينجا

درست اومدي

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left