Release info

3-gatsu no Lion - E01-E22 - ALL Complate
A Commentary by talismannight

Tags

TS
Published on: 2017-11-28
Downloads: 55
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 133 lines.

ترجمه از

و

tekken god

shinigamis

کاری از انجمن دنیای انیمه

کیریاما ری

صفر ؟ چه اسم عجیبی ‏.‏

ولی خیلی بهت میاد ‏.‏

مگه نه ؟

تو خونه ای نداری ‏.‏ خانواده ای هم ندازی ‏.‏

مدرسه هم نمیری ‏.‏

هیچ دوستی هم نداری ‏.‏

می بینی ؟ توی این دنیا هیچ جایی برای تو نیست ‏.‏

تاکاباشی

سالن شوگی

ذهن آرام راه حل است

سرحال بودی ری ؟

گرمه نه ؟ حتی هنوز توی فصل بارونی هم نیستیم ‏.‏

مسابقات شوگی کودکان

ای بابا ‏.‏

تو یه همچین موقعی تنها چیزی که می تونم دربارش حرف بزنم آب و هواس ‏.‏

مسابقات شوگی کودکان

خب ‏،‏ شروع کنیم ‏.‏

مسابقات شوگی کودکان

هیچی نیست ‏.‏

هیچی ‏.‏

من باختم ‏.‏

قوی تر شدی ‏.‏

خوب غذا می خوری ؟

یهویی گذاشتی رفتی ‏.‏‏.‏‏.‏

آیومو و کیوکو هم نگرانت هستن ‏.‏

دروغه ‏.‏

ایستگاه بعدی‏:‏ سوکیشیما ‏.‏ سوکیشیما ‏.‏

پیام جدید‏:‏ 1

هیناتا کاواموتو

از طرف‏:‏ هیناتا موضوع کیریاما به خاطر امروز خسته نباشی ‏!‏ امشب کاری داریم پس بلند شو بیا اینجا ما منتظرتیم می بینمت ‏!‏ \‏)‏‏‏^o^)‏/ *هیناتا*

برای‏:‏ هیناتا کاواموتو از‏:‏ کیریاما ممنون بابت دعوت ‏.‏ ولی یه ذره حالم بده برای همین فکر کنم خونه بمونم ‏.‏‏.‏‏.‏

پیام جدید دریافت شد

آکاری کاواموتو راستی ری ما امشب کاری داریم ولی هیچ سبزیجات ترشی نداریم ‏!‏ ‏!‏ می تونی سر راه یه ذره از بقالی بخری ؟ تخم مرغ هم بخر ‏!‏ ‏!‏‌

خیلی ممنون ‏!‏‌

معبد سومیوشی

ری چان اومدش ‏!‏

خسته نباشی ‏.‏ شام آمادس ‏!‏‌

ری کون ‏!‏ بدو بدو از گشنگی مردم ‏!‏‌

ری چان ‏،‏ بستنی خریدی ؟

هوی مومو ‏!‏‌

بستنی و پودینگ هم خریدم ‏.‏

‏-‏ بستنی ‏!‏ ‏-‏ پودینگ ‏!‏‌

هورااا ‏!‏

هینا تو هم ؟

پودینگ شیری ‏!‏‌

ای بابا ‏،‏ این همه خریدی ؟

ممنونم ‏.‏

برای بستنی تو فریزر جا باز می کنم ‏!‏‌

ولی پولش رو بهت میدم ‏.‏ باید گرون شده باشه ‏.‏

نگرانش نباشید ‏،‏ یه هدیس ‏.‏

ولی ببخشید ‏،‏ نمی دونستم کدومش رو دوست دارید برا همین این همه خریدم ‏.‏

من به همینم راضیم ‏.‏

آه راستی ‏،‏ ری کون مسابقه چطور بود ؟

آکاری نه چان گفتش که مسابقه مهمی برای باشگاهت بوده ‏.‏

بردم ‏.‏

که اینطور ‏،‏ عالیه ‏!‏‌

‏-‏ اونه سان بهم غذا بده ‏!‏‌ لطفا بهم غذا بده ‏!‏ ‏-‏ غذا بهم بده ‏!‏‌ زودباش زودباش زودباش ‏!‏‌

دارم غش می کنم از دیروز تا حالا چیزی جز آب نخوردم ‏!‏‌

داره دروغ میگه ‏.‏

قابلمه دستمه خطرناکه ‏!‏‌

هینا ‏،‏ به گربه ها غذا بده ‏!‏ میز رو هم لطفا آماده کن ‏!‏‌

چشم ‏!‏‌

اونه چان ‏،‏ ری کون میگه بُرده ‏!‏‌

که اینطور ‏.‏

خوشمزس ‏!‏‌به به به به به به ‏!‏‌

خب بیاید بخوریم ‏.‏

هوی هینا ‏!‏ داری روی محراب کاری می ذاری ؟

نباید بذارم ؟

ولی مامان و مامان بزرگ عاشق کاری بودن ‏.‏

ولی بازم کاری ‏.‏‏.‏‏.‏

ولی دوستش داشتن ‏.‏

خب ‏،‏ فکر کنم درست باشه ‏.‏

مومو هم کاری دوست میداره ‏!‏‌

مامان ‏،‏ مامان بزرگ ‏،‏ کاری امشب توش خوک داره ‏!‏‌

خب بچه ها ‏،‏ شروع کنیم ؟

بسم الله ‏!‏‌

توی بشقاب مومو هم تخم مرغ بذارید ‏!‏‌

چشم چشم ‏.‏ می تونی همش رو تموم کنی ؟

آره که می تونم ‏!‏‌

و اکنون خبر بعدی ‏.‏

تاریخ 16 ام در شهر هیبیا ‏،‏ پلیس جسد اوناگاوا شیزو سان رو توی خونش پیدا کرد

شیء بزرگی تا سر حد مرگ به سرش کوبیده شده ‏.‏

پسر بزرگش تاداشی یک دانش آموز سال دوم دانشگاه

که گزارش گم شدنش اومده بود دستگیر شده ‏.‏

به گفته مقامات تاداشی مظنون به قتل

پدرش با زدن چندین ضربه توسط چکش در سرش هست ‏.‏

مطنون به زدن پدرش ‏.‏‏.‏‏.‏

کودو سان حیف شدش ‏.‏

بعد از مدت ها می تونست وارد لیگ بشه ‏.‏

کی فکرش رو می کرد که پسرش به این راحتی شکستش بده ‏.‏

یه جورایی هم انگار راضی بوده ‏.‏

با زدن چندین ضربه توسط چکش در سر هست ‏.‏

خب ‏،‏ البته اگه اون پسر واقعیش بود ‏.‏

هر حرکت ‏.‏‏.‏‏.‏

مثل این بود که دارم با دست های خالی بهش مشت می زنم ‏.‏

انقدر واضح بود این حس که هنوز هم می تونم گرمای پوستی رو که بهش مشت می زدم حس کنم ‏.‏

پدر ‏.‏‏.‏‏.‏

ری کون چی شده ؟ سردته ؟

خوبی ؟ سرما خوردی ؟

می خوای یه چیز گرم بخوری ؟ مثل شیر ؟

اضطراریه ‏!‏‌ الان میرم برات گرم می کنم ‏!‏‌

دارو هم برات میارم ‏!‏‌

ببخشید ‏.‏

اشکالی نداره ‏.‏ نمی خواد همش رو بخوری ‏.‏

آروم آروم بخور ‏.‏

ولی یه ذره باید بخوری ‏.‏

چشم ‏.‏

سلام ‏!‏‌

این پسره به همین زودی خوابید ؟

عجب آدم بی ادبیه ‏.‏ تا خورد خوابید ؟

بعد از اینکه غذاش رو خورد دراز شد مثل این می موند که غش کرده ‏.‏

مسابقش چطور بود ؟

انگار برده ‏.‏

ولی وقتی اومد اینجا صورتش مثل گچ بود ‏.‏

فقط هم یه ذره غذا خورده بود ‏.‏

خب نمیشه سرزنشش کرد ‏.‏

شرط می بندم دیشب هم نتونسته درست بخوابه ‏.‏

خب ‏،‏ یه امشب رو بذار بخوابه ‏.‏

منم بر می گردم مغازه می خوابم ‏.‏

فردا روز برشته کردنه ‏.‏

یادت نره در رو قفل کنی ‏.‏

باشه ‏.‏ شب خوش بابابزرگ ‏.‏ فردا کمکت می کنیم که پنکیک ها رو جمع و جور کنی ‏.‏

باشه روتون حساب می کنم ‏!‏ شب بخیر ‏.‏

برات پتو آوردم ‏.‏

عینکش رو جا گذاشته ‏.‏

شب خوش ‏.‏

کیریاما ری ‏.‏

March Comes in Like a Lion subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for March Comes in Like a Lion

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left