The first 133 lines.
ترجمه از
و
tekken god
shinigamis
کاری از انجمن دنیای انیمه
کیریاما ری
صفر ؟ چه اسم عجیبی .
ولی خیلی بهت میاد .
مگه نه ؟
تو خونه ای نداری . خانواده ای هم ندازی .
مدرسه هم نمیری .
هیچ دوستی هم نداری .
می بینی ؟ توی این دنیا هیچ جایی برای تو نیست .
تاکاباشی
سالن شوگی
ذهن آرام راه حل است
سرحال بودی ری ؟
گرمه نه ؟ حتی هنوز توی فصل بارونی هم نیستیم .
مسابقات شوگی کودکان
ای بابا .
تو یه همچین موقعی تنها چیزی که می تونم دربارش حرف بزنم آب و هواس .
مسابقات شوگی کودکان
خب ، شروع کنیم .
مسابقات شوگی کودکان
هیچی نیست .
هیچی .
من باختم .
قوی تر شدی .
خوب غذا می خوری ؟
یهویی گذاشتی رفتی ...
آیومو و کیوکو هم نگرانت هستن .
دروغه .
ایستگاه بعدی: سوکیشیما . سوکیشیما .
پیام جدید: 1
هیناتا کاواموتو
از طرف: هیناتا موضوع کیریاما به خاطر امروز خسته نباشی ! امشب کاری داریم پس بلند شو بیا اینجا ما منتظرتیم می بینمت ! \)^o^)/ *هیناتا*
برای: هیناتا کاواموتو از: کیریاما ممنون بابت دعوت . ولی یه ذره حالم بده برای همین فکر کنم خونه بمونم ...
پیام جدید دریافت شد
آکاری کاواموتو راستی ری ما امشب کاری داریم ولی هیچ سبزیجات ترشی نداریم ! ! می تونی سر راه یه ذره از بقالی بخری ؟ تخم مرغ هم بخر ! !
خیلی ممنون !
معبد سومیوشی
ری چان اومدش !
خسته نباشی . شام آمادس !
ری کون ! بدو بدو از گشنگی مردم !
ری چان ، بستنی خریدی ؟
هوی مومو !
بستنی و پودینگ هم خریدم .
- بستنی ! - پودینگ !
هورااا !
هینا تو هم ؟
پودینگ شیری !
ای بابا ، این همه خریدی ؟
ممنونم .
برای بستنی تو فریزر جا باز می کنم !
ولی پولش رو بهت میدم . باید گرون شده باشه .
نگرانش نباشید ، یه هدیس .
ولی ببخشید ، نمی دونستم کدومش رو دوست دارید برا همین این همه خریدم .
من به همینم راضیم .
آه راستی ، ری کون مسابقه چطور بود ؟
آکاری نه چان گفتش که مسابقه مهمی برای باشگاهت بوده .
بردم .
که اینطور ، عالیه !
- اونه سان بهم غذا بده ! لطفا بهم غذا بده ! - غذا بهم بده ! زودباش زودباش زودباش !
دارم غش می کنم از دیروز تا حالا چیزی جز آب نخوردم !
داره دروغ میگه .
قابلمه دستمه خطرناکه !
هینا ، به گربه ها غذا بده ! میز رو هم لطفا آماده کن !
چشم !
اونه چان ، ری کون میگه بُرده !
که اینطور .
خوشمزس !به به به به به به !
خب بیاید بخوریم .
هوی هینا ! داری روی محراب کاری می ذاری ؟
نباید بذارم ؟
ولی مامان و مامان بزرگ عاشق کاری بودن .
ولی بازم کاری ...
ولی دوستش داشتن .
خب ، فکر کنم درست باشه .
مومو هم کاری دوست میداره !
مامان ، مامان بزرگ ، کاری امشب توش خوک داره !
خب بچه ها ، شروع کنیم ؟
بسم الله !
توی بشقاب مومو هم تخم مرغ بذارید !
چشم چشم . می تونی همش رو تموم کنی ؟
آره که می تونم !
و اکنون خبر بعدی .
تاریخ 16 ام در شهر هیبیا ، پلیس جسد اوناگاوا شیزو سان رو توی خونش پیدا کرد
شیء بزرگی تا سر حد مرگ به سرش کوبیده شده .
پسر بزرگش تاداشی یک دانش آموز سال دوم دانشگاه
که گزارش گم شدنش اومده بود دستگیر شده .
به گفته مقامات تاداشی مظنون به قتل
پدرش با زدن چندین ضربه توسط چکش در سرش هست .
مطنون به زدن پدرش ...
کودو سان حیف شدش .
بعد از مدت ها می تونست وارد لیگ بشه .
کی فکرش رو می کرد که پسرش به این راحتی شکستش بده .
یه جورایی هم انگار راضی بوده .
با زدن چندین ضربه توسط چکش در سر هست .
خب ، البته اگه اون پسر واقعیش بود .
هر حرکت ...
مثل این بود که دارم با دست های خالی بهش مشت می زنم .
انقدر واضح بود این حس که هنوز هم می تونم گرمای پوستی رو که بهش مشت می زدم حس کنم .
پدر ...
ری کون چی شده ؟ سردته ؟
خوبی ؟ سرما خوردی ؟
می خوای یه چیز گرم بخوری ؟ مثل شیر ؟
اضطراریه ! الان میرم برات گرم می کنم !
دارو هم برات میارم !
ببخشید .
اشکالی نداره . نمی خواد همش رو بخوری .
آروم آروم بخور .
ولی یه ذره باید بخوری .
چشم .
سلام !
این پسره به همین زودی خوابید ؟
عجب آدم بی ادبیه . تا خورد خوابید ؟
بعد از اینکه غذاش رو خورد دراز شد مثل این می موند که غش کرده .
مسابقش چطور بود ؟
انگار برده .
ولی وقتی اومد اینجا صورتش مثل گچ بود .
فقط هم یه ذره غذا خورده بود .
خب نمیشه سرزنشش کرد .
شرط می بندم دیشب هم نتونسته درست بخوابه .
خب ، یه امشب رو بذار بخوابه .
منم بر می گردم مغازه می خوابم .
فردا روز برشته کردنه .
یادت نره در رو قفل کنی .
باشه . شب خوش بابابزرگ . فردا کمکت می کنیم که پنکیک ها رو جمع و جور کنی .
باشه روتون حساب می کنم ! شب بخیر .
برات پتو آوردم .
عینکش رو جا گذاشته .
شب خوش .
کیریاما ری .
No comments yet. Be the first to leave one.