The first 46 lines.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
سال سوم بهار 17 سالگی
... استاد
. میخوام که باهم قدم بزنیم
. لطفا بیاید
... البته
شما زیادی به . سینه های دانش آموزاتون خیره میشید
. ممنون
این همون معلمیه که . به نظر میرسید باهاش کنار نمیای
اتفاقی افتاده ؟
... من فقط
. از دروغگو ها متنفرم
سال اول زمستان 15 سالگی
. استاد ف عاشقتم
، میتونیم مخفی نگه داریمش . اما لطفا باهام بیا بیرون
چرا ؟
! اوه
! تادا
. دیدی ؟ ببین چه نازم
. من خیلی کم به بقیه نشونش میدم
چرا ؟ ولی چرا ؟
. من تورو خیلی دقیق از بین چتری هام میبینم
، تا وقتی فارق التحصیل بشم . تورو تسلیم خودم میکنم
سال دوم تابستان 16 سالگی
. اون خیلی جدیه
، اون دیگه سال دومی شده
تازه یکی از باهوش ترین . بچه های کلاسمونه
... و بیشتر از هرچیز
! اون خیلی نازه
! سنپای ! بیاید یه طرح دیگه انجام بدیم
افتتاحیه شورای داشن آموزی
سال دوم پاییز 17 سالگی
. من خیلی خوشحالم که انتخاب شدم
رئیس شورای دانش آموزی هشتادمین کلاس فارق التحصیلی
، با مدیریت اون . شورای دانش آموزی بهتر میشه
. آه ، اما تو همیشه اونو به خونت دعوت میکردی
. خب من بهت هشدار دادم
، اما وقتی از بین چتری هاش بهم خیره میشه
. احساس حقارت بهم دست میده
. یه همچین کلیشه های پیش و پا افتاده ای واقعا سختن
من مطمئنم . اینا چیزایی هستن که اونو منحصر به فرد میکنه
من تمام تلاشمو میکنم تا به عنوان رئیس شورای دانش آموزی . به انتخاب شما احترام بزارم
آره ، تا وقتی که هیچ پسری سعی نکنه بهش نزدیک بشه
من مشتاقانه منتظر همکاری با شما . در6 ماه آینده هستم
. حالا چند کلمه ای هم از معاون جدیدمون بشنویم
اون یه دانش آموز عالی . با اخلاق و رفتار خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.