The first 200 lines.
ترجمه از سینا thunderstruck
.میدونم که ازش خوشم نمیاد
.ولی اونا هر روز منو رو تغییر میدن
چجوری میشه فهمید که ازش خوشت نمیاد؟
.از اون سبک آماده کردن غذا خوشم نمیاد
این اصلاً یعنی چی؟ «سبک آماده کردن غذا؟»
.نگران نباش
وقتی هیچ گیاهی این اطراف نباشه
.اونم فقط یدونه زن ضعیف، بدبخت دیگهاس
آمم، هنوز دست دارهها
.و اون متمم دوم قانون اساسی لعنتی
البته من موافق چک کردن سوپیشینه و
.و قانونای عمومی اسلحه هستم
.اوناهاش
!هی تو، وایسا - !هی -
.گندش بزنن
.میخوای تو روز جراحی فرار کنی
.نگران نباش
.بیمه پولشو میده
.البته این جُک بود
.بیمه هیچوقت برا همچین چیزی پول نمیده
فکر میکنم، همه موافقیم که
شرورهای واقعی اونان، نه؟
...من با
.آخخ، تقصیر منه که اونجا گیر افتاده
حتی نمیتونم تصور کنم که .دارن باهاش چیکار میکنن
فکر نمیکنی که مثل، شکنجهای چیزی باشه، نه؟
.فکر نمیکنم مثل شکنجه باشه
.این خود خود شکنجهاس
.گور باباش. من نجاتش میدم
اونجا یه عالمه پسر گنده با تفنگ هستن
.تو هم یدونه زن ریزه با یه چماقی
.تک تک که نمیان سراغت
.اینجوری کار نمیکنه که
همم، درواقع شیوه عملیاتی استاندارد .قالتاقها همینه
.ببخشید
...من خیلی گم شدم
.حالا دیگه از روش «همه با هم» استفاده میکنن
میدونی چی نیاز داری؟
چماقای بیشتر؟ - .آدمای بیشتر -
.سلام، مردم گاتهام .ریدلر اینجاست
ببخشید که پریدم وسط مسابقه فوتبالتون
ولی من یه بمب یه جایی .تو گاتهام قایم کردم
.اوه، ولی نگران نباش، بتمن
.اینجا یه معمای کوچولو هست تا کمک کنه پیداش کنی
.بیرونش رو میندازی دور و درونش رو میپزی
...بعد بیرونش رو میخوری و
.داری عالی پیش میری، رئیس
.اههم
...بیرونش رو میندازی دور
.اوه، ببخشید
...آمم، بیرونش رو
...بیرونش رو دور میندازی و درونش رو
داری چه غلطی میکنی؟
.یه ایده خیلی کوچولو داشتم
.«شاید بگی، «بیرونش رو دور میندازی
میبینی رو کجا تأکید میکنم؟
الآن به من گفتی چطوری دیالوگ بخونم؟
!داریم زنده پخش میکنیم
!آره، این یارو
این یارو کجاست، وقتی داری با یه معما گاتهام رو تهدید میکنی؟
!برو، حالا، تا وقتی تو حسی
خیلهخب. میدونی چیه؟ .به جهنم، ذرته
.بمب توی کارخونه ذرته، پخش رو قطع کن
آمم، میشه کلیفیس رو برا چند دقیقه قرض بگیرم؟
.قرض بگیری؟ ببرش، خواهشاً
.حالا، برای همیشه، شرش خلاص بشه
!سلام، کلیفیس
.همم. خانوم کوئین - .عالی به نظر میرسی -
یخورده گِل گم نکردی؟
.آره، خیلی احساس پُری میکنم
.زندگیم چاق و ثروتمنده
گوش کن، میدونم که قول دادم حواسم به شماها باشه
بجاش، من اون بیرون .ولت کردم تا خشک بشی
.شما رفقا فقط یه گروه نیستین برای من
.شما تنها خانوادهای هستین که دارم
.داری به عدد ۱۷ فکر میکنی
همچنین، محض اطلاع، اون دستیار .رقصش دنیسه
.ما خانواده نیستیم
.راست میگی، من مثل خانواده باهاتون رفتار نکردم
خب، کردم، جوری که خانواده خودم با مردم رفتار میکنه، کردم
.چون بده، اصلاً خوب نیست
حالا، دنیس، تو رمز عبور رئیست رو میدونی؟
و آره، شنیدم چی گفتی
.ولی به هیچ شکلی نمیخوام جواب بدم
.تمام چیزی که درخواست میکنم، یه فرصت دوباره است
وقتی وارد سپاه نابودی شدم
فراموش کردم که تنها دلیلی که اونجام
.به خاطر شما بچهها بود
.ولی دوباره فراموش نمیکنم
پس، چی میگید؟
.نه - .نه -
.عمراً این اتفاق بیوفته - .نه؟ آیوی دزدیده شده -
چی؟ - .آیوی نه -
.باید نجاتش بدیم - .آره -
از کجا سخنرانی کردن یاد گرفتی؟
.تز حرفات رو میزاری بالای بالا
!ببخشید، ببخشید، ببخشید
ببین، آیوی به کمکمون نیاز داره، و من .نمیتونم تنهایی از پسش بر بیام
.ما بهت کمک میکنیم، هارلی
!ایول - .برای آیوی -
.هنوزم ایول - و بعدش ما هیچوقت -
دیگه نمیخوایم ببینیمت، خیلهخب؟
.کمتر ایول، ولی بیشتر از ایولی که امروز صبح داشتم
چه اتفاقی داره میوفته؟ چی داره تکون میخوره؟ مهمونی داریم؟
.چی؟ نه تو کدوم گوری بودی؟
.ما یه هفته پیش از هم جدا شدیم
چی؟ از هم جدا شدیم؟ .دارم داغون میشم
.فکر میکردم این گروه همیشگیمه
چی داری بلغور میکنی؟
.تو هیچوقت توی گروه نبودی
ولی میتونی بیای و توی .نجات آیوی کمک کنی
.هورا! از این پشیمون نمیشی، هارلی عزیزم
...من راننده میشم! من یه راننده
!عالیام
...هی! از سر راه .دست و پا چلفتی
زود باش! اگه دلت نمیخواد بمیری
.از سر راه برو کنار
.بالا نیار، بالا نیار
!بالا نیار
.اینقدر اسمشو نیار
...داری منو
.نمیدونم چجوری با خودت کنار میای
!گندش بزنن
سلام، چطور مطوری، رفیق؟
میخوای این شیرینیهای سوسیس دار رو کجا بزارم؟
!شیرینیهای سوسیس دار
!اوه، پسر به چه مناسبت؟
یه تشکر بزرگ از طرف رئیسه
.برای تمام سخت کوشیهاتون
...اوه، این فقط
.فکر میکنی متوجه نمیشن، ولی میشن
.همم
.انگار دارم بچگیام رو میخورم
.بیا، بزار اینا رد بشن
کی شیرینی سوسیسدار میخواد؟
!خیلی راحت
!لعنت بهش! راست میگن
!شیرینی سوسیسدار
.آقایون، و سایکو، میریم فاز دو
.ایناهاشش
تبریک میگم، مامان، داری نابودی گاتهام رو
.شروع میکنی
.فرومونهام
باهاشون چیکار کردیی؟
اوه، خیلی دوست دارم نشونت بدم
ولی موقعی که دارم رهاش میکنم
.تو زیادی مشغول جیغ زدنی
.وای، نه، سم ترس
.اصلاً هم فکرشو نمیکردم
.هی، کله تخمی، سم روی من اثر نمیکنه
.این به معنای واقعی کلمه کار خودمه
برای همینه که از دی.ان.ای خودت استفاده کردم
.تا یه محلول ویژه درست کنم، فقط برای خودت
دستیار ریدلر بودن حال میداد؟
بوی دهنش رو شنیدم
ولی کسی که اینو بهم گفت بوی دهن خیلی بدی داشت
.پس شاید منبع خیلی مطمئنی نباشه
.بچهها، خفه شین
.اگه صدای آیوی رو نشنویم، نمیتونیم پیداش کنیم
!اوناهاش !دنبالم بیاید
وای خدای من! باهاش چیکار کردن؟
.میترسم آیوی رو مسموم کرده باشن
هیچی؟
باید اینو برای یه موقعیت .کم ریسک تر نگه میداشتم
!آیو، چیزی نیست، ما اینجاییم
.راستش، اصلاً هم خوب نیست
.سم ترس داره مغزش رو نابود میکنه
،اگه خیلی زود کاری نکنیم
.اون تا همیشه اینجوری میمونه
.نگران نباش، دقیقاً میدونم چجوری نجاتش بدم
چرا اون کار رو کردی؟
باید بیهوشش میکردم تا بتونیم وارد مغزش بشیم
.مثل وقتی که من بیهوش بودم، و شما رفتین تو مغز من
.آه، نه
.تو اونموقع اتفاقی بیهوش شده بودی
پس، واقعاً تمام کاری که میکنی اینه که .با مشت میزنی تو صورت دوستت، احمق
.آه، خب
.خیلهخب، بیاید بریم داخل و درستش کنیم
.همچنین، بیاید حرفی از اون جریان مشت تو صورت نزنیم
!بزن بریم - ولی اگه ما بریم توی مغز اون -
.جسم هامون این بیرون میمونه، همینجوری خوشگل و بدون محافظ
.من حواسم به جسمای خوشگلتون هست
نه، نه. آخرین باری که با جسمای خوشگلمون تنها بودی
.میخواستی بسوزونیشون
هی، هی، هی، میتونستم کارای .خیلی بد تری هم بکنم
.بجنبید، برین توی مُخش
.ایوی روتون حساب میکنه
.آیوی. آیویه
.خیلهخب، ما میریم داخل. سای میمونه
!هات داگ
.گندش بزنن
سم ترس تمام
.ترسهای آیوی رو فعال کرده
.هی، رفقا، اینجا
وای، چه روز خوبی برای .آشنا شدن با دوستای جدیده
.من خیلی خوش شانسم
.این به طور شگفت انگیزی خشن بود
.فکر نمیکردم اینقدر چیز توی یه درخت باشه
!داره میاد سراغ ما
No comments yet. Be the first to leave one.