The first 200 lines.
دوازده، يک عدد جادويي ست
دوازده، ملکوتي ست
دوازده، ابتدا و انتهاي زمان است
عجله کنيد
...وقتی صحبت از ساعت سازي میشه
چيزي به نام عجله معني نداره، پدر روحاني
لطفا ما رو تنها بذاريد
نازي ها نفوذ کردن
غير ممکنه
پيشگويي ها درست بود
!آخرالزمان اينجاست
بنا به گفته ي کتاب مقدس ...روزي رنج و عذاب"
"ملت ها را فرا ميگيرد
"و قدرت الهي افول ميکند "
" ... ملت ها و نظام هاي سلطه"
"بر عليه يکديگر مي ايستند...
انجيل لوقا آيه 22 خودتم که روايت هاي آخر الزماني رو ميدوني
ادعاي آخرالزمان هميشه وجود داشته
از همون 2000 سال پيش که حواريون روايات رو نقل کردن
تا الان، نسلها فکر ميکردن در مورد خودشون صدق ميکنه
و همشون اشتباه کردن
.آره، اما تا به حال مُرده ای زنده نشده بود
با هيچکس چشم تو چشم نشو
نازي ها اينجا رو سال پيش تصاحب کردن
و سريعا آزمايشاتشون رو شروع کردن
...جایی که ما بدون کمک دوست گم ناممون که هيچوقت
پیداش نمیکردیم
فقط يه بچه ست
!اما از رحِم مادر متولد نشده
فرار کن
!هي
!وايستين...وايستين
!وايستين
!وايستين
ديگه نميشه جلو نازي ها رو گرفت
دارن ميان سراغمون
پس بايد باهاشون بجنگيم
در حدي نيستيم که باهاشون طرف شيم
اما شاید بعدها خیلی دیر باشه
"بعنوان اعضاي حزب "روزي کروشن
...مهمترين هدف فعلي مون اينه که
...از اون شيء
واقع در راهرو زير کليسا، محافظت کنيم
نميتونيم اينکار بکنيم
صدها نسل قبل از ما اونو مخفي نگه داشتن
ما لايقش نيستيم که درموردش تصميم بگيريم
...ميدونيم که اگه بدست
!نازي ها بيفته، يعني پايان بشريت
يه گروه از سربازا تا دو دقيقه ديگه ميرسن
اگه همين الان اينجا رو ترک کنيم شايد موفق بشيم
خدا خيرت بده، برادر
خوبه
خدا بهمراهتون
!رسيدن
در رو ببنديد
فقط خود خدا بايد کمک کنه
ديگه حتي خدا هم نميتونه کاري کنه
!فقط 12 ميتونه
جدا بايد اينو امتحان کني
نه خير، هيچم لازم نيست
خدا ميدونه از چه گوشتي درستش کردن
من که برام مهم نيست
!از بس که خوشمزه ست
مواظب باش استخونش
لا دندونت نره - خوشم مياد -
تقصير خودته ديگه
!تو منو با غذاهاي خيابوني آشنا کردی
آره قضيه ش برميگرده به موقعي که تو دهلي نو بوديم
جایی که به خاطر
بازرسهاي تایید سلامت مواد غذاییش معروف نیست
و تو هرچيزی رو اون گاري دستي ها ميخوردي
اون مال قبله - قبل از چي؟ -
قبل از اينکه چیزی برای از دست دادن داشته باشم
"تو هيچوقت منو از دست نميدي، "هنک گاليستون
هر چقدرم که سعي کني
خيله خب پس
بيا برگرديم به گذشته و 6 تاي ديگه از هرچي بياريم
بيا، فعلا خريد داريم
خريد امروزت چيه؟ جزئي ميخواي يا کلي؟
ما الان دنبال گنجيم
اينو نگاه
،فک کن چه چیزایی دیده قبلا دست کيا بوده
راهی هست بشه فهمید کیا؟
راستش نه، چيزاي اينجا عجيب غريبن
احتمالا بعد از مرگ يه نفر از اتاقش پيداش کردن
يا تو حراج اثاثيه خونه يکي بوده
ماجراي اينا تو تاريخ گم شده
جداً؟
داري مسخره م ميکني؟
..نه نه، مسخره نه
شوخي ميکنم چون ما يه تيميم
...آهان از اون لحاظ. راستي
نميخواي بري دفتر مجله؟
آره ديگه بايد برم
به اندازه کافي خوش گذروندم
منم دارم ميرم مغازه بعدا
اگه بخواي
ميتونيم اونجا هم باهم خوش بگذرونيم
قبوله
عاشقتم
منم عاشقتم
!حتی با بوی گوشتی که میدم
مي بينمت عزيزم
سلام؟
وقتي باقي نمونده
کي خبرشو تنظيم کرده؟
خب، ما اخبار زيادي از روماني داريم
راجب يه خونواده گرگينه
گرگينه؟! بي خيال بچه ها
روز اول کارتون به شما گزارشگر ها چي گفتم؟
با عنوان ها کار نداشته باشيد
متن خبر رو ببينيد
خب اينو تو متن خبر خونديم
که يه افرادي پيدا شدن
که موهاي بدن غير عادي دارن
خب اين از علائم يه جور بيماري ارثيه
که رشد موي شخص
بطرز غير قابل کنترل افزايش پيدا ميکنه
نمونه ش شخصيه به اسم
"جوليا پاسترانا"
!معروف به زن گرگينه
بعد از کلي تجربه
اينو فهميدم که
اولين جواب بهترين جواب نيست
اما راه فروش بيشتر مجله مون که هست
"مردم دنبال معما و پيچيدگي ـن، "هنک
بخصوص که ژست منطقي و علمي داشته باشه
يه چي مثل آتش سوزي خود بخودي تو بوداپست
"يا مثلا داستان يه ميمون انسان نما تو "آرکنسا
.... شرط ميندم اگه يکيشون بره رو جلد مجله
ببين ميدوني چيه؟
من يکي برا سفرتون به آرکنسا پول نميدم !که برين دنبال يه ميمون
خب اين انقدرام بد بنظر نمياد
...عوضش اگه مارو بفرستي اونجا
آخر هفته تو خونه ت پيش "ليلا" هستي
!آره، ما هم يه اتاق ميگيريم که ارزون دريباد
!نه خيرم
...من و ليلا فقط
ازين خوشحال ميشيم که بدونيم گزارشگرهامون
سالم و سرحال تو بروکلين ـن !و با لپتاپ و تايپشونو ميکنن
!خب آره، چون تاحالا هيچ اتفاق بدي تو بروکلين رخ نداده
جوابم همون نـــه ـه
باشه، ولي اون موقع که خبر اون ميمون همه جا پيچيد
يادت مياد اول کي ميخواست روش کار کنه - باشه -
سلــام
يه نفر تو مغازه ست
از چي حرف ميزني؟
ليلا؟
دارن سعي ميکنن بيان تو - نترس با من حرف بزن -
به پليس زنگ بزن !عزيزم به پليس زنگ بزن
هي "آرون" به پليس زنگ بزن هيچي هم نپرس
"بگو برن مغازه "ليلا
ببين من دارم ميام اونحا، باشه؟
صدامو مي شنوي؟
دارن در رو ميشکونن
ليلا، اونجا چه خبره؟
بايد باشون بجنگم راه ديگه اي ندارم
نه نه اون کارو نکن من تا دو دقيقه ديگه ميرسم
ليلا"؟"
ليلا"؟"
ليلا"؟"
ليلا"؟"
:تــرجــمـــه و زيـــرنـــويـــس amirex :امــيرحـسين الـــــهـــــه MamaliX :محمدرضا
دارن سعي ميکنن بيان تو
به پليس زنگ بزن !عزيزم به پليس زنگ بزن
"خب آقاي "گاليستون ما اظهارات شما رو داريم
هر وقت يه وکيل براي پرونده تعيين کرديد تشريف بيارين
بذار ببينم، شما ميگي بايد تا پيدا شدن وکيل منتظر باشم؟
ما کاري از دستمون بر بياد رو ميکنيم
شما فقط 7 تا سوال کلي پرسيدي
و با يه موبايل کهنه چندتا عکس گرفتي
اينه کاري که از دستتون برميومد؟
آقا - ازتون عذر ميخوام -
اما اين برام منطقي نيست
...اگه اونا دنبال راه آسون پول دراوردن بودن که
يه مشروب فروشي تو همين خيابون بود
ميتونستن پول خوبي به جيب بزنن تازه بغلشم يه فروشنده ي آثار هنريه
کار "ليلا" تعمير ساعته
دارم مي بينم همه ي ساعتا سرجاشونه
در واقع تنها چيزي که الان نيست خود زنمه
چيزي نيست نگران نباش
"ما پيداش ميکنيم، "هنک
ليلا" از بازار کهنه فروشا"
با مترو برگشته، آره؟
آره ، از تاکسي متنفره
هميشه ميگه راننده هاي تاکسي متقلبن
خب پس از ایستگاه "لام" به "جی" رفته، درسته؟
تقريبا تو همه ي ايستگاه ها
دوربين مدار بسته هست
شايد اوني که اينکارو کرده تعقيبش ميکرده
هنک"؟"
ببخشيد
ما هي ميخوايم به چگونگي ماجرا پي ببريم
اگه ميخوام به جواب برسيم بايد به دليلش پي ببريم
چرا "ليلا"؟
چرا اون مغازه؟
"اين چرا ها ديوونه ت ميکنه "هنک
پس قبل از رفتن به مغازه اومده بوده خونه
"مي بخشيد که ديروقت مزاحم شديم آقاي "گاليستون
اومديم راجب حادثه ي خيابون بِدفورد" باهاتون صحبت کنيم"
No comments yet. Be the first to leave one.