Release info

Fights Break Sphere 01
A Commentary by moein13155sd
با این لینک فیلم را دانلود کنید http://yon.ir/5ljMf

Tags

TS
Published on: 2018-12-10
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت 1

پایین،مواظب باشید

داره میشکنه

زمانی مادرم گفت دلتنگی و غم و اندوه مثل شبنمه

وقتی سوز سرما در شب صحرا روی پوستت میخوره

از همیچی نترس فقط به سپیده دم صبح فردا فکر کن

صبر کن تا خورشید بالا بیاد و با گرماش به اون سرمای جان سوز پایان بده

دودی پسر صحرا بود

هزار سال پیش اون 5 قبلیه را رهبری میکرد

کسیکه با روح قصر در سرد ترین نقطه شمال مبارزه و

روح اونها را در اعماق زمین تاریک مهر و موم کرد

اینطوری بود که اون صلح را به سرزمین آبا اجدادی ما آورد

اون میدونست که شب و روز به دنبال هم میان

و وقتی که نور فروکش کنه این تاریکیه که جهان را در بر میگیره

کودکان 5 طایفه کسانی هستند که محافظ نور ان

عجله کنید

سریع تر زود باشید

شهر وانگ

....من شاو یه پسر خانواده شاو جان سون کسی هستم که وقتی نه سالم بود

همگی توجه کنید میخوام قهرمان مسابقات رزمی نوجوانان دوکی منطقه دانگی شیو ین را بهتون معرفی کنم

آره شیو ین

من چنان در هنرهای رزمی استاد شده بودم که

از من به عنوان جوان ترین نابغه هنرهای رزمی یاد میکردن

در همون سال بود که خبرهایی از احیای مجدد نیروهای تاریکی از شمال در گوشه و کنار شهر پخش شد

مادر من با همراهی خانواده هایی از 5 قبیله دیگه به سمت قصر ارواح پیوست

نمیتونم بمونم

این وظیفه منه

هر کسی در قبال چیزی مسئولیتی داره

مامان

هیچکس از اتفاقی که در سفر به شمال ممکن بود بیوفته آگاه نبود

وقتی مادرم بازگشت به شدت مجروح شده بود

... استاد بزرگ اون

مهم نیست چه اتفاقی میوفته

باید هر طور که شده این حلقه را پیش خودت نگه داری

مامان،تو که نمیخوای دوباره منو ترکم کنی

نمیکنم حتی واسه یه روز

میخوام بزرگ شدنت را با چشمام تماشا کنم

دیگه نمیخوام تنهات بذارم حتی واسه یه لحظه

گنجینه کجاست؟

بهم بگو وگرنه خودم به زندگیت پایان میدم

از وقتی شما گفتید که من به پنج خاندان خیانت کردم

و کنیزه هو مین شنگ شدم

پس چرا باید گنجینه را با خودم بیارم؟

مامان،مامان

شائو ین ماما

من به خونه شیائو جا رفتم

فقط به خاطر اینکه یه بار دیگه میخواستم پسرم را ببینم

اگه شما دنبال گنجینه هستید برید از خود روح بپرسید

یو ژنگ هیو مه شنگ ازم خواست پیامی را برای 5 طایفه بیارم

تاریکی داره میاد

میترسی مگه نه؟

مردم دیگر قبلیه ها اومدن

گفتن اون یه خادنه گفتن اون بوده که استاد بزرگ را گشته

و مجبورش کردن با خجنر باستانی خودش را بکشه

مامان،مامان

مهم نیس زنت چیکار کرده پسرت دیگه نمیتونه شهرت قبلیه شیائو مین را بهش برگردونی

شما دارید زیادی سخت میگیرید

اصلا فرض کنید گنجینه همین الان در دستان منه

زن تو قبلا اون گنجینه را به انگشت داشت

با این حال هنوزم میخوای اون را از ما پنهان کنی؟

اگه بهم اطمینان ندارید صداقتم را بهتون ثابت میکنم

شیائو ژنگ

پدر منشا هنر های رزمی روحانی خودش را نابود کرد

خونه شیائو جی دیگه سوت و کور شده بود

بعضی وقتها پیش خودم فکر میکنم چیزی که مادر گفت درست بود

از وقتی مادرم مرده 7 ساله که ترس منو در خودش فرو برده

میخوام اونقد سخت تمرین کنم تا قویترین مرد قبیله بشم

میخوام دلیل واقعی اینکه مادرم مجبور به خودکشی شد را بفهمم

به نظر میاد با اینکه این 7 سال سخت تمرین کردم اما

هیچ پشرفتی نداشتم

عالیه

شو ین بعدیه

یعنی میتونه؟

چرا هیچ کاری نمیکنه؟

من شو ین هستم

و تنها چیزی که از خودم دارم ضعفمه

برگرد

شو شر بیاد بالا

ایول

برادر ارشد شو ین

بنظرت توی موقعیتی هستم که منو برادر ارشد صدا کنی؟

برادر ارشد شو ین شما یه بار بهم گفتید

باید همه چی را فراموش کنید و به زندگی ادامه بدید

اگه نخواهید همه چی را فراموش کنید میخواهید چجوری به زندگی ادامه بدید؟

بیا بریم

برادر شو ین بفرمایید آب

برادر ها نگاه کنید اون بدرد نخور هنوز داره تمرین میکنه

بهشون گوش نده برارد شو ین با تمرین تو هم میتونی دوباره قدرت هات رو بدست بیاری

من مطمئنم تو روزی جنگجوی قدرتمندی میشی

واقعا که جای افسوس داره که با این همه تمرین بازم کارش میلنگه

نگاش کن استخونی را

فک میکنی خیلی قلدری آره بیا جلو ببینم

ولش کن

با تو ام عجیب غریب

تو فقط واسه آشغال جمع کنی خوبی به چه جرئتی دست روش بلند کردی؟

قدرت درونیت مثه یه بچه ضعیفه

واسه همین پشت دختر ها قایم میشی

چرا زدیش دیوونه

بردی بگیریدش

زود باشید پخمه ها

وایسا بینم

بگیریدش

وایسا

بست گرم باقلای اسلایس شده بذارید تو کفهه

باشه

بازم دعوا کردی

آره

بابا فن ببر خشمگین را بهم نشون بده میخوام بزنم دهنشون سرویس کنم

تو نمیتونی اجراش کنی

شب و روز تمرین میکنم

سخت تر از اونا تمرین میکنم

حتی اگه پسرفت هم داشته باشم لااقلش مثه شما نمیشم

شما دارید اینجا خودتون را تلف میکنید و پشت این کتاب ها قایم شدید

شلاق را برام بیار

واسه اینکه دوباره پات رو از گلیمت دراز تر نکنی

خودت را بزن

باهام بیایید

بیایید بریم

داداش شو ین

ممنون

شو ین

شوین،استاد میخواد برگردی

باشه

پدر

بالاخره اومدی

ایشون آقای وان ِ طبیب از قبیله شاو هستن و مالک داروخانه جانگ ای هستن

پدر چرا دنبالم فرستادید؟

دیگه مجبور به تمرین هنر های رزمی دوکی نیستی

از آقای وان پیروی کن و برو توی مغازه دارو فروشیش شروع به کار کن

از این به بعد شاگردشون میشی و از دارو هاشون نگهداری میکنی

پدر من میخوام مبارز بشم

بزودی مسابقات رزمی سالانه برگذار میشه

اگه نتونم توش شرکت کنم در آینده نمیتونم جنگجوی خوبی بشم

تو استعداد رزمی نداری

دارم

دا-رم

در مسابقات امسال در مرحله ای بودی؟

رتبه ات چند بود؟

پدر مطمئن باش توی مسابقه برنده میشم

من را شاگرد مغازه دارو سازی نکن

من سخت تر از هر زمان دیگه ای تمرین میکنم

حتی آخر هفته ها تمرین فنون رزمی میکنم

جناب وان لطفا روی تخت مخصوص من بشینید

...اما من

لطفا برید بشینید

بفرمایید برید بالا

زود باشید بشینید

تو بیا اینجا

یه فنجون قهوه به جناب وان تعارف کن(به عنوان هم قسم شدن با استاد)

و شاگرد بودن خودت را مقابل ایشون تایید کن و قسم بخور که در امور داروخانه کمکشون میکنی

پدر من نمیخوام شاگرد دارو فروش بشم میخوام مبارز بشم

اگه نتونم امروز بشم حاضرم تا 10 سال دیگه هم تمرین کنم

اگه بعد از 10 سال هم نشدم بیست سال دیگه تمرین میکنم

اگه 20 سال دیگه هم نشدم تا وقت مردنم همینطور تمرین میکنم

پدر بهت التماس میکنم منو مجبور به شاگرد داروخانه نکن

منو به این کار تحمیل نکن

پسرم با استعدادی که تو داری

زودتر از اینکه یک مبارز بشی میمیری

اگه واست اتفاقی بیوفته نمیتونم اون دنیا تو چشمای مادرت نگاه کنم

سرنوشت تو همینه

بیا و به استادت ادای احترام کن

نمیکنم

بسیار خوب از اونجاییکه خیلی یه دنده و لجبازی

من به جای تو اینکار رو میکنم

پدر

....استاد دارید چیکار بشینید

پسرم شاگرد شما میشه اون خیلی بی حواس و بازیگوشه اگه خطایی کرد لطفا ازش دلگیر نشید

لطفا فنجان چای را قبول کنید

استاد

اونا با خودتون ببردیش

و از اومدن دوباره به اینجا محرومش کنید

حیاط پشتی جاییکه ما داروهای گیاهی رو توش نگهداری میکنیم

خمره هایی که اونجاست توش شراب گیاهیه

یادت باشه اونا خیلی گرونن نزنی بشکونیشون

وگرنه استاد کلّت میکنه

بیا اول این سبزی ها رو خرد کنیم

این چه طرزه چاقو دست گرفتنه؟

قبل اینکه بخوای بیفتک بزنی قشنگ فشار بده

کوچیک تر ببر

شنیدم مبارزه میکردی

منم مشت زدن را دوست دارم

از یه سری فیلم رزمی یه سری حرکت یاد گرفتم

میخوی نشونت بدم چقد خفنم

اینی که دیدی فن میمون دیوانه بود

با اومدن به اینجا وقت خودت رو هدر دادی

اگه تمرین نکنی نمیتونی واسه خودت کسی بشی

یواش بابا،اگه بیفتک بشکنه استاد کله هر دمون میبرّه

بعد اینکه همه رو خرد کردی

میری به دوجا

کجا؟ معلومه دیگه مدرسه شیا هو

از استاد شنیدم که میگفت

بقیه دارن واسه مبارزه تمرین میکنن

واسه همین گرسنشون شده

تو کی هستی؟

روباه کوچولو با مادرت مو نمیزنی

تو کی هستی اینجا چه جور جاییه؟

من استادتم خره

اون 7 سال پیش ریق رحمت را سر کشید

تو حتما یه روحی

گفتی من چی ام؟

More Farsi Persian subtitles for Battle Through the Heaven

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left