The first 179 lines.
:نکته « با رنگ سبز مشخص شدهاند عربی با رنگ نارنجی، و بخشهای اسپانیایی بخشهای »
!بچهها
« هـیـوسـتـن، 1991 »
!بچهها
!بچهها
این محمده
خانوادهش عراقیان
تازه از «جنگ خلیج فارس» فرار کرده اومده
راستش خانوادهم فلسطینیـه، ولی من توی کویت به دنیا اومدم
...باشه، بچهها، بیاید به محمد خوشآمد بگیم
...از
پاکستان
فلسطین - چرا پاپیون زدی، دادا؟ -
رفتارت توی کت من نمیره
برو بشین سر جات
باشه، خیلیخب
ننهت بهقدری احمقه که فکر میکرد «کوارتربک» یعنی بازپرداخت
!اوه
اوه، اینطوریه؟ ننهت بهقدری چاقه که از ویسیآر بهعنوان پیجر استفاده میکنه
!اوه
ننهت بهقدری احمقه که نشست روی تلویزیون که کاناپه تماشا کنه
!اوه
«خانوادهت بهقدری فقیره که پا توی خونهتون گذاشتم وْ گفتم: «بیرون سوزداره
!ننهت با کاسهوْقاشق دراومد بیرون
!اوه
تو به چی میخندی؟ - من؟ هیچی -
من رو مسخره کردی؟ - ببخشید، من اسپانیایی بلد نیستم -
سربهسر من میذاری، بیسروْپا؟ - !من اسپانیایی بلد نیستم -
وای، نمیلرزه، توپُره - !دعوا، دعوا، دعوا -
!دعوا، دعوا، دعوا، دعوا، دعوا، دعوا، دعوا، دعوا
!مو
!مو - !دعوا، دعوا، دعوا، دعوا، دعوا -
از روی برادر من بلند شو - وای، دادا، دختره داره میکِشدت -
بسه
!برو ردّ کارـت
مو؟ - نادیا؟ -
خوبای؟ اوه، خدای من. بیا
خب پیشینۀ اون چیه؟ هاروویتز؟
مامان، لهستانیـه
.نمیتونستی یه وکیل فلسطینی پیدا کنی باید یه زن لهستانی استخدام میکردی؟
اگه میخوای کفشهاش رو دربیاره، فقط بگو
مودد هرگز با کفش نمیومد داخل
میگه موهات رو خیلی دوست داره
ممنون
میخواد کفشهات رو درآری، و آرزوشه که کاش لهستانی نبودی
چنین حرفی نزد - بس کن - عیب نداره. خـ... خیلی متأسفام -
...فکرم
البته. فکرم کار نمیکرد. ببخشید
اوه، ممنون
سند خونۀ کویتتون اینجاست؟
نه، دست خواهرم نادیاست. واسه دعویش ازش استفاده کرد
چرا جدا تشکیلِپرونده داده؟ - اون همۀ کارهاش رو جدا انجام میده -
اوه، قطعِرابطه کرده بود؟
پیچیدهست
با یه مرد سفیدپوست ازدواج کرد! از کانادا
!بسه - ...اوه -
خب، اگه بتونیم پسش بگیریم، کارها خیلی راحتتر میشه
واقعاً در اسرع وقت لازمش داریم - باشه -
کفشهاش رو درمیاره و بعد پاش رو میذاره روی کاناپه؟
ابروهات رو خیلی دوست داره
مامانم الآن گفت که کفشهات رو درآوردی، ولی پات رو گذاشتی روی کاناپه
بسه، تمومش کن
کافیه - کافیه -
شوخی میکنه
خیلی شوخی میکنن
اگه هیچوقت برنگردونیش که اسمش قرضگرفتن نیست، نادیا
!منظورت چیه سرت شلوغه؟ تو که اصلاً کار نمیکنی
نه، اونجوری واسه من جواب نمیده
«باشه، میام «گالوستون
استغفرالله
،عزیزم، اگه همهش سرش داد نمیزدی اونوقت شاید یه روی دیگهش رو نشون میداد
هیچی با نادیا راحت نیست
واسه تابعیت آمریکا با یه کانادایی ازدواج کرد. این رو برام توجیه کن
خب، برای اینکه تبعۀ آمریکا بشی، میتونی با یه آمریکایی ازدواج کنی، و ترجیح میدی این کار رو نکنی. این رو برام توجیه کن
مگه تغییرمذهب میدی؟ بعد از من تکرار کن
...گواهی میدهم، خدا جز الله نیست، و گواهی میدهم
!باشه، باشه! شوخی کردم
وایسا، اگه ازدواج کنیم، اسم اولین پسرمون میشه «آدام»؟
مگه «آدام» چشه؟ - آدام هیچیش نیست -
اسم محبوبیه. اسم شگفتانگیزیه
فقط عربهای آمریکا وقتی خودفروخته میشن این اسم رو میذارن روی بچهشون
تلفظکردنش خیلی راحتتر از «عباس خلید ابوبکر»ـه
اهز» وْ «هخز» وْ «هز»ـه که همه رو گول میزنه»
خودت رو جای «محمد» با «مو» میشناسن - وضعیتِ بهکل متفاوتیه -
محمد» القاب زیادی داره. توی خونه من رو «حمودی» صدا میکنن»
«توی وطنمون به من میگن «حمادا»، «ابوحامد
دربارۀ من حرف نمیزنیم. نادیاست که خارج از فرهنگمون ازدواج کرد
من هم خارج از فرهنگتونام
چی میگی؟ عربها 700 سال توی اسپانیا بودن
اگه سواب گونهای روت انجام بدیم، احتمالاً 30% عرب درمیاد
خیلی از کلمات اسپانیایی ریشۀ عربی داره
.(پنتلانس، بنطالن (شلوار). اتسوکر، سوکر (شکر (کلصون، کلصونه (زیرشلواری
بوریتو، شاورما
نون پیتا، تورتیا. جفتشون تخت، لذیذ، پُفی
.اما تورتیلای ذرت باید جمع شه. خدایی عین لاستیک میمونن وْ وحشتناکان
...خدا حفظشون کنه. ولی باید داغِ داغ خوردشون. سر اون باید باهام موافق باشی
من جدیام. اینهمه حرف از شش تا بچه. چیه، همهش شِروْوِر بود؟ چون حالا به نظر میرسه مشکل جدیایه برات
حبیبتی، برای من مشکلی نیست - ولی برای مامانت هست -
این نیست، میدونی، پیچیدهست
چیز دیگهای نیست
مشکل اصلی همینه
یه وقت دیگه دربارهش حرف میزنیم
باید برم «گالوستون». این تورتیا رو برمیدارم - تورتیام رو بده من -
یهخرده هم از این تخممرغها - هنوز که نپختن -
چرا، پختن، عزیزم. من نیمرو همزدۀ شُل دوست دارم. دوستت دارم
دارچینی-افرایی، انتخاب فوقالعادهایه
ترکیب شوری وْ شیرینیش جوانههای چشاییتون رو آب میکنه
سلامعلیکم - علیکمسلام -
برام سؤال بود، مرغتون حلاله؟
نه، متأسفانه نیست
...اما سیبزمینی سرخکرده وْ ذرت عالیای داریم - ...عیب نداره، شاید دفعۀ بعد. آم -
ولی ممنون
...هی
...آم
چیکار داری میکنی، سمیر؟
آ... نگران نباش، کرتیس
همهش مستنده
آره... بهنظرم معمولاً سفارشهای خرید اول تأیید میشن
میدونی، توسط فروشندههای واقعی
اسمش ابتکاره، کرتیس. از وقت ناهارخوردنم استفاده میکنم
...پسر، نمی... نمیدونم اگه
...مطمئنای
و رفت
اوه، پسر
سلامعلیکم .مو، سلام
علیکمسلام .نه، نه، مجبور نیستیم اون کار رو بکنیم - خوشحالام میبینمت -
میتونی کفشهات رو درنیاری، مو - نه، اونجوری چندشه -
اوه، باشه. خب، بفرما داخل. بفرما داخل
اون دیگه چه کوفتیه؟ - اوه، گاومیش دماغۀ آفریقایی -
...قضیهش جالبه، راستش از «بوش»ها گرفتم. اونها
!اسامه، حبیبی - !دایی مو -
!اسامه، چه خبر، دادا؟ پسر، داری گنده میشی
الآن دیگه تقریباً به گندگی منای - نه راستش -
پس ازم آزمونچه میگیری؟ - آره، خانوادهمون مال کجاست؟ -
«بورین» - عالی، «عید» کِیه؟ -
هر سال تغییر میکنه - درسته -
اسمت به عربی یعنی چی؟ - «شیر» -
میدونستی توی عربی 100 جورِ مختلف میشه گفت «شیر»؟
خب، 300 جور - اولین هجرت پیامبر کِی بود؟ -
من سؤال میپرسم. باشه، بچهجون؟ - بازجوییت از پسرم تموم شد؟ -
منظورت تعلیمه؟ سلام، نادیا. خوب به نظر میرسی. من هم خوشحالام میبینمت
نه، من وقت این شِروْوِرها رو ندارم - ...وای، وای، بفهم چی میگی. ما -
باب، خواهش میکنم، اسامه رو میرسونی به مسابقه که دیرش نشه؟ من میرم خوراکیها رو بیارم
سند چی؟ - باب، واقعاً، این با من -
...باشه، ببخشید، قصد فضولی نداشتم
دست از عذرخواهی بکِش - دست از عذرخواهی بکِش. دیگه توی «آتوا» نیستی. باشه؟ -
باشه - دندونهات قشنگه، باب -
اوه، ممنون. بهداشت دهانوْدندان خوبی داریم - آره، معلومه که دارید -
عزیزم، داره دستت میندازه - نه، اینطور نیست -
خوبه. ببین، من سند رو لازم دارم - پیشم نیست -
اوه، سند پیشت نیست؟
اوه، خدا نکنه خانوادهت پناهندگی بگیره، هان؟
دست از همۀ کارهام نکشیدم، چون همین یک ساعت پیش زنگ زدی خواستیش
بعد از بازی - تو هم میای به بازی، مگه نه، دایی مو؟ -
معلومه! پس بهنظرت چرا همرنگ تو تیپ زدم؟
ببینمت از شورتاستاپ میندازیشون بیرون - من پرتابکنندهام -
درسته. گُل میزنی. میندازیشون بیرون
« میهمان »
« میزبان »
!بزن بریم، اسامه
سمیر چطوره؟ - عالیه. اون عین تو خودش رو نفروخت -
بیخیال، داور، چیه، تا گلو رفتی بالا؟ چیه، ایندیکا کشیدی؟
!اونجا خوابت برده
!نه، وانمود نکن علف نمیکِشی با اون دماسبیت
ببخشید، بچهها - چند وقته با ماریائی؟ -
پای دوستدخترم رو نکِش وسط. تو هیچی ازش نمیدونی
وضعیت تو کجاش با مال من فرق داره؟
شوخی میکنی؟ ماریا مکزیکیـه. اون اساساً عربه
،باب رو نگاه کن. تنها چیزی که از اون سفیدتره دندونهاشه. عین برفگرفتگی انسانیه
...روی کاغذت سوتی بدی، سهسوت
پاکش میکنه. بهعلاوه، ماریا تغییرمذهب میده
!خطا
!مادرخراب! بتیزک
داری آبرومون رو میبری
اونها که نمیفهمن چی میگم
هی وانمود میکنی من به خانواده پشت کردم
ولی تابهحال یک بار هم به ذهنت خطور کرده که خانواده به من پشت کرد؟
زر مفته. سر مراسم ختم بابا پیدات نشد
با باب اتراق کرده بودیم
No comments yet. Be the first to leave one.