The first 200 lines.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
ترجـــمـــه و تنــظیــم : پــریـــا Paisen94 ✍(≖_≖ )
!امنه
!منو ازینجا بیار بیرون!پام گیر کرده!کمک
!یا مسیح
!بزن به چاک، اوی
هرکی ساعت پیدا کرد ماله منه- گمشو-
!سندی تو بهش بگو اونوقت آخرین ساعتو بهت میدم
سندی آخریو به من داد
واسم مهم نیست
دو دقیقه پسرا
هیچوقت نمیدونم چطور تمومشون کنم
من که نمیدونم چطور شروعشون کنم
شکسته!چرا من همیشه شکسته ها رو پیدا میکنم؟
رو چی شرط میبندین کوچولوها؟
!بدم نمیاد یه امتحانی بکنم
!عجله کنین
کوفتی" بیا داخل، بسه"
!بیا داخل، بدو
"کوفتی"- باید یکی حواسش بهش باشه مگه نه "کوفتی"؟-
مگه نه ، بیچاره؟
!وای خدا
اوپراتور؟آتش نشانی
!آتــیـــش
خانم "تیلور" کجاست؟- !تو چیکار کردی؟-
آقای "تیلور"، خانمتون کجاست؟
خانم "تیلور"؟ خانم "تیلور"؟
خانم "تیلور"؟
دست منو بگیرین، نترسین
!!ماریون؟ماریون، ببین، باید بریم
نه ... نه
!اوه
!از اینجا- !بدو!بدو!بدو-
!نــه- !برو، برو-
!اوه ماریون! فک کردم از دستت دادم
بن"، چیزیت شد؟بزار ببینم"- خوبم بابا-
بزار ببینم- !خوبم-
!!تو خیلی خیلی احمقی
نسبتاً زیباست
...خشم، خشم، بر ضدِّ- تاریکی...-
ممنونم- خیلی لطف کردین-
میسوزه؟- چیزی حس نمیکنم-
!بن
هیچ نظری ندارین ممکنه چطور آتیش گرفته باشه؟
فکر کنم خاکسترهای شومینه
آره، خاکسترهای شومینه
تو خیلیاشونو نجات دادی- کاملاً درست نیست-
اگه بخاطر تو نبود الان مره بودن، حقیقته
!چه حرفا، ویک
حتماً دفعه بدی میگی که پسرت !میتونه رو آب راه بره
ایناهاش، قهرمانمون- داخل ساختمونهای آتیش گرفته میره-
خانمها واسش میمیرن امیدوارم راجع به این چیزا بهش گوشزد کرده باشین
خانم موگارو- نگران نباش، کرده-
دوشیزه "هدینگلی" داره ازتون تعریف میکنه
از من؟من که خواستم تماس بگیرم افتادم زمین
فکر کنم اینو ندونه بهتره- بیا بریم-
امروز روزیست که باید برای چیزهای بزرگ متشکر باشیم
یک جامعه که از همدیگر حمایت میکنند
...و برای چیزهای کوچک متشکر باشیم
برای محبت های کوچک
فنجانی چای، آغوشی پر محبت
آمین
آقای چمبرز
اوه شرمنده ام، عجله دارین؟- نه اصلاً-
شاید یک وقتِ دیگه مزاحم شم- آقای تیلور، چی آزارتون میده؟-
نمیدونم از کجا شروع کنم
فکر کنم باید از اولش شروع کنین
من کلِّ زندگیم تلاش کردم مردِ خوبی باشم
مردِ درستکاری باشم
...خیلی تلاش کردم که
برای بچه هام نمونه باشم...
تا کاری که بعنوانِ شوهر ازم انتظار میره رو انجام بدم
فقط میخواستم مردِ خوبی باشم
شما شوکِ بسیار بدی بهتون وارد شده
...وقتی همچین حادثه ای اتفاق میافته- اتفاقی نبوده آقای چمبرز-
عزیزم؟
..بچه ها خسته ان، منم
همینطور...- باشه-
باشه حتماً
میدونی که کجا پیدام کنی- ممنونم-
هیلدگارد- سیدنی-
فوق العاده شدی
ممنونم
برلین بهت ساخته
البته همون قسمتِ کوچیکی که ازش مونده
چی باعث شد بیای؟
...واسه فروختنِ خانه
و تو بهم قولِ قایق سواری توی کانال رو دادی...
ببخشید، خانم هیلدگارد استانتن اینا دوستام هستن
دوشیزه آماندا کندل
و آقای گای هاپکینز
شما دوتا از کجا همدیگرو میشناسین؟
هیلدگارد پیانو میزنه
منم تو فکرم چنتا کلاس واسم بزاره
چی میزنین؟ موزارت هم میزنین؟ نمیتونم یه قطعه هم ازش بزنم
بله میزنم، موزارت یکی از آهنگسازهای مورد علاقمه
که پیانو میزنه؟
حتماً دفعه بعد میای میگی راستشو بخوای جاز دوست داره
خب معلومه که دوست داره- اینجوری میگه که تو فکر کنی دوست داره-
تو یه آدم موذی هستی چمبرز
نگهش داشتی- معلومه که نگه داشتم-
ممنونم که راجع به شوهرم به دوستات چیزی نگفتی
وقتی میشنون که به قتل رسیده دیگه نمیدونن چی بگم
باید دلت واسش تنگ شده باشه؟
خیلی ناجوره که بگم گاهی اوقات اصلاً بهش فکر هم نمیکنم؟
چرا لبخند میزنی؟- ...شرمنده ام، من امــ-
تا حالا عادت نداشتم با کسی انقدر رک باشم
اون از من خوشش نمیاد- اون از هیچکس خوشش نمیاد-
پس، فردا میبینمت
فردا
به فکرت رسید ازش بپرسی موقع جنگ چیکار میکرد؟
داشت واسه بقیشون رژه میرفت؟
دیگه جلوی مهمونای من اینجوری رفتار نکن
موقع پختن گوشت داشت گریه میکرد
شرمنده اگه بی ادبی کردم اگه بد رفتار کردم باهات
شرمنده اگه گرایشاتِ آلمانیِ هیلدگارد تورو ناراحت میکنه
...اگه خیالتو راحت میکنه
کاملاً مطمئنم اون عضو گروه هیتلر نبوده...
من داشتم سعی میکردم ازت مراقبت کنم
...ویسکی و جاز و پریدن وسط آتیشها
بالاخره یکی این وسط باید مراقبت باشه...
و بخاطر همین خیلی ازت سپاسگزارم
خانم "ام" مرسی که انقدر فوق العاده این
ماجراجویی بی ماجراجویی
البته مگه اینکه لباسِ خوب پوشیده باشی
میدونستم نمیتونین خودتونو دخالت ندین
متأسفانه دست خودم نیست
ما داریم برمیگردیم لندن، اینجوری بهتره
هیچوقت از این خونه خوشم نمیومد
چه خونه ی خلوتی
قضیه چیه ماریون؟
ناراحت میشم وقتی کسی رو غمگین میبینم
ما شادتر میشیم، من و دومینیک
دوباره همون مردی میشه که عاشقش شده بودم
اون دوباره خودش میشه
بهتره همین جا بمونی کشیش- چی شده؟-
جوردی کجاست؟
خانم تیلور؟- بله؟-
من کارآگاه کانسبل آتکینز هستم
ساعت 12:45 دقیقه بعد از ظهر، امــم یک جسد پیدا شد
در خیابان "ریجنت تراسه" در کمبریج
با معتقدیم که متعلق به شوهرتون باشه
خیلی خیلی متأسفم
!بابا داداشم حالش بده
دیوید حالش بده؟واقعاً؟- سیاه سرفه داره-
دکتر گفت میمیره، اما من حرفشو باور نمیکنم
جوردی؟ کتی؟
کتی؟- اوه بابتِ بهم ریختگی معذرت میخوام-
حالش چطوره؟
...میگن ممکنه برسه به ریه هاش و
...اگه برسه، بعدش...
گفتن باید برای بدترین حالتش آماده باشیم...
نمیتونم بزارم اینجوری بشه سیدنی
تو باید بهم خبر میدادی- کاری از دستت بر نمیاد-
میتونستم زودتر بیام ملاقاتش
از کجا میدونستی اینجام؟
آتکینز گفت رفتی- آتکینز؟-
من باید برم
..اگه چیزی لازم داری- تو آتکینزو کجا دیدی؟-
یک سری تحقیقاتو هدایت میکنه- اون نمیتونه اسب مرده رو هدایت کنه آب بخوره-
میشه تمومش کنین؟
برین داخل، درست بازی کنین
چی هست حالا؟
قتل؟- مهم نیست-
مظنونی هم هست؟- بیخیال شو جوردی-
نمیتونم بایستم اینجا و منتظر بمونم تا بمیره
چی داریم؟
دومینیک تیلور
فارغ التحصیلِ کالج "داونینگ"، 39 ساله به سینش چاقو خورده
شاهد نداریم؟- نه نداریم-
چاقو؟
نه
سرنخ؟- امروز یکشنبه ست قربان-
روزی که خیلی باهاش حال میکنی
از امروز تا کریسمس همه رو به کار میگیری- قربان-
...این، آتیش سوزی
آقای تیلور فکر میکرد زیرِ سرِ "توبایاس هال" باشه
"صاحبِ "شیرِ قرمز- باهاش صحبت کردی؟-
تو چه غلطی کردی؟
دومینیک تیلور یه حرومزاده ی خودخواه بود
که فکر میکرد شما خونشو سوزوندین؟
کارِ من نبود
پس چرا متهمتون کرد؟
یکی ازین چلغوزهای افاده ای بود
همیشه از یه چیزی شاکی بود، سر و صدا ...مشتریام
پس فقط بخاطر همین متهمت کرد، سر و صدا؟
من فایل هاتونو چک کردم چنتا شکایت داشته
چرا تو رو متهم به آتش سوزی کرده؟
پولدارها همیشه دنبال اینن یکیو پیدا کنن تقصیرها رو بندازن گردنش
!سؤالِ کوفتی رو جواب بده
با فیس و افاده اومد اینجا
گفت تا در اینجا رو تخته نکنه خیالش راحت نمیشه
...منم گفتم
اگه همچین کاری کنه از زنده بودنش پشیمون میشه
تهدیدش کردی؟
من ازش خوشم نمیومد اما آرزوی مرگشو نمیکردم
نه من هیچوقت همچین آرزوی واسه کسی نکردم
سوابقو بررسی کن، ببین چیزی از شکایت آقای تیلور دستگیرمون میشه یا نه
تو با همسرش حرف بزن
بعدشم میریم تخته نرد و آبجو میزنیم نظرت چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.